جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 124
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

شعر


نگاه

محبوبه ابرنجی

(1)

نگاهت نمی‌کنم

دیگر

هیچ وقت نگاهت نمی‌کنم

تا دوباره

آشوب بی‌صدای چشمانت

هیمه در

آتش دلم

نیندازد

(2)

اصابتِ دو نگاه

جرقه‌ای آتش‌زا در تاریکنای دل

تپشی ناقوس‌وار

و دیگر هیچ...

چراغ سبز شده است؟

 

کرمی که عاشق پروانه‌شدن نبود!...

نفیسه عظیمی

ستاره‌ها را می‌شمارم،

شعر خواهم نوشت

و غزل‌های ناتمام را، سپید...

به شراب طهور فکر می‌کنم

که هرچه کهنه‌تر!...

و عشق که هرچی قدیمی‌تر!...

*****

ما حرف هم را نمی‌فهمیم!

این را کِرمی گفت که عاشق پروانه‌شدن نبود!

****

ساقه‌هایم را،

در همین حوالی تبر زدند!

و در گوشم خواندند:

به خانه‌ات،

زمین،

خوش‌آمدی!

****

زندگی نشخوار توست؛

نشخوار یک کافه،

در ضلع شمالی‌ترین نقطه‌ی ذهنت!

سکانس تلخ همیشه‌ی تاریخ از همین بعدازظهر ضبط می‌شود:

صدا،

نور،

تو می‌روی...

زمستان می‌رود...

و

من،

زیر برف‌ها، قهوه می‌نوشم!


خورشید

محدثه محمدی

(1)

اما خورشید!

چرا این‌طور نگاه می‌کنی؛

نسوزان مرا،

دخترک کوچک دهکده‌ام؛

نه سیب دارم، نه انار!

دریا آورده‌ام،

بیا غرق شویم!


(2)

همیشه کسی شبیه تو،

کنار خیالم راه می‌رود!

کفش‌هایت را بپوش... می‌مانم،

زمین پر از ستاره‌های گم‌شده است!


گم

معصومه ملامحمدی

وقتی تکرار می‌کنم تو را،

با هجاهای برآمده از دلم

در دقایق طلسمی پرعتاب،

سفتی عمیق،

رسوخی در گوشت و استخوانم

که مرا به انحنای دهشت‌ناک ماندن می‌کشاند،

تطاول روح

در کشاکش ماندن و رفتن!

*

وقتی تکرار می‌کنم تو را،

در حواشی جانم

که ذوب می‌کند هستی‌ام را

و مرا بی‌محابا به سجود می‌خواند؛

سجودی بر پستی خاک‌های بی‌نشیب سرگشته!

*

وقتی تکرار می‌کنم تو را

در کمین واژه‌هایی نایاب و ناب

و می‌خزم در شریان داغ کیمیایی‌ات

و می‌نوشم شهد ارغوانی لعل تو را!

*

آن وقت،

جسورانه، بی‌باک می‌شوم!

از هرچه هست و نیست،

و بی‌هراس می‌وزم در آغوشت؛

آغوشی که تحیر و سرگشتگی‌اش،

مرا به بی‌کرانگی عمیق‌ترین ایماها و آواهای رهایی، وسعت می‌دهد؛

فرجامی تفت و بی‌حصار!

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان