جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 124
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

یخ‌بندان اخلاق در فرهنگ عمومی


(نگاهی به فرهنگ فحاشی در جامعه)

سمیه امینی

نشسته بود روی صندلی مترو و با دوستش حرف می‌زد. برایش پیامک آمد. وقتی آن را خواند، بلند گفت: «گوسفند، عوضی!» مخاطبش، فرستنده‌ی پیام بود.

اتوبوس در ایستگاه مقصد ایستاده بود و مسافرها سوار می‌شدند. یک ربعی گذشت و حرکت نکرد. اعتراض مسافران بلند شد. یکی گفت: «بی‌شعور است بس‌که این راننده، نفهم!»

دارد رانندگی می‌کند. ماشینی از کنارش می‌پیچید. سرش را از پنجره می‌برد بیرون و بلند فریادمی‌زند: «ای د‍.. ث، مادر به...» فکر کنم دبستانی هستند؛ شاید هشت یا نُه‌ساله! وسط کوچه دعوای‌شان شده. کلماتی به هم می‌گویند که معنای بعضی‌شان را اصلاً نمی‌دانند.

***

این‌ها مشتی از خروارها فحشی است که میان آدم‌های امروز رد و بدل می‌شود. به نظر می‌رسد فحش دادن یا فحش شنیدن، امروز جزئی از زندگی شده و برای بسیاری افراد قبح چنین عمل ناپسندی ریخته است.

چرا به فُحش، عادت کرده‌ایم؟

بی‌شک علاوه بر مواردی که به آن اشاره شد، همه‌ی ما با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو شده و احتمالاً خواهیم شد. زشتی و قباحت چنین رفتارهایی بر کسی پوشیده نیست و به قشر یا طبقه‌ی خاصی از جامعه نیز اختصاص ندارد؛ اما چرا این رفتارهای زشت به کرات مشاهده می‌شوند؟ گرچه شاید گفته شود که فرد در مواقع غیرطبیعی و در حالت عصبانیت مرتکب چنین اعمالی می‌شود، این موضوع هرگز مجوز پرخاش‌گری و نقض قوانین اجتماعی و عرفی را به هیچ کسی نمی‌دهد. هیچ فردی از هر جنسی، در هر جایگاه و مقامی، در هر سن و سالی و بالأخره تحت هیچ شرایطی حق پرخاش‌گری و ایراد الفاظ رکیک را، آن هم در محیط‌های عمومی ندارد.

بهره‌گیری از چنین ادبیات زشتی در میان تمام طبقات جامعه – کم و بیش – وجود دارد؛ اما آن‌چه به چشم دیده می‌شود، این که است شیوع آن در میان طبقات پایین فرهنگی – اقتصادی جامعه بیش‌تر است؛ این موضوع به‌خوبی نقش تحصیلات و شرایط اقتصادی را در ظهور و بروز رفتارهای پرخاش‌گرانه نشان می‌دهد.

افراد پرخاش‌گر نه تنها خود را در ورطه‌ی بی‌اخلاقی و هنجارشکنی گرفتار می‌کنند، بلکه با رفتار زشت خود، حقوق شهروندی دیگران را نیز پای‌مال کرده و به مصداق بیت معروف «بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد/ بلکه آتش در همه آفاق زد»، آتش به جان امنیت روانی شهروندان انداخته و امنیت اخلاقی جامعه را مختل می‌کنند.

عامل اول

رشد افسارگسیخته‌‌ی سرمایه‌سالاری و تسلط روابط پولی-کالایی، به‌صورتی جدی، شعور اجتماعی، فرهنگ، هنر، اخلاق و سیاست را تحت سیطره‌ی خود درآورده است. با ترویج انواع خشونت، درگیری، حذف فیزیکی یا توهین و هتاکی، دروغ‌گویی و ناروزدن به انسان‌های دیگر یا حتی به دوستان، همکاران و اعضای خانواده، با تحمیل بی‌فرهنگی‌های اقشار آسیب‌دیده به کل جامعه، مخصوصاً کودکان، نوجوانان و جوانان از طریق ترویج خرده‌فرهنگ و زبان محاوره با کلمات رکیک، به نوعی آن‌ها را به این خشونت و بی‌فرهنگی مدرن معتاد می‌کند.

امروز بیش از گذشته پول و قدرت، تنها معیار ارزش شده است و به برکت آن یخ‌بندان و پس‌رفت جدیدی در اخلاق و فرهنگ عمومی (از جمله فرهنگ زبانی- گفتاری) در راه است. متأسفانه اگر کسی با این شیوه‌ی رفتار و زبان مخالفت و برخورد کند، خود مورد انواع و اقسام اتهام و فحاشی قرار می‌گیرد. ساختارهای اخلاقی و فرهنگی سنتی و مذهبی کارآیی خود را از دست داده یا می‌دهند و هیچ‌چیزی جای‌گزین آن‌ها نشده و نیست. پول‌پرستی و فساد فرهنگی اخلاقی و اجتماعی نوعی فضای «بازی دو سر بُرد» برای سرمایه‌های جهانی، عوامل داخلی، کالاها و فرهنگ‌شان درست کرده است که کودکان، نوجوانان و جوانان ما را هدف گرفته‌اند. این فاجعه با تسلط نظام سرمایه، حاکمیت و ارزش پول به سادگی روابط خانوادگی را هم تحت تأثیر قرار داده است. «سرمایه‌سالاری، پوشش و حمایت احساسی – عاطفی خانواده را نیز از هم دریده و آن را به مناسبات صرفاً پولی تقلیل داده است.» قصه‌ای غم‌انگیز که در خانه‌ها، محل کار و زندگی خیلی از ما قابل مشاهده است.

عامل دوم

می‌توان گفت در هر بحث و گفت‌وگویی استفاده از خشونت کلامی برای منطق «اِعمال قدرت» است؛ یعنی این شیوه‌ی بیان را نه برای تخلیه‌ی عاطفی و هیجانی، بلکه ابزار و وسیله‌ای برای اعمال قدرت و غلبه و به دست آوردن امتیاز به کار می‌برند. در مواردی که امتیازی از طریق گفت‌وگو و بحث آزاد و دموکراتیک به دست نمی‌آید، ابزار بیانی موضع برتر و قوی‌تر است. این نوع استفاده از زبان، بیش‌تر در افرادی که به برتری ذاتی مرد بر زن و حقیربودن زن یا به ترجیح روش‌های خشونت‌آمیز بر دیگر روش‌های تعامل معتقدند، به کار گرفته می‌شود. هرچه این فحاشی رکیک‌تر باشد، تحقیر نهفته و ضمنی در کلام بیش‌تر است؛ چون باعث رعب و وحشت بیش‌تر و عقب‌نشینی بیش‌تر حریف و واگذاری عرصه به فرد هتاک می‌شود. مقایسه کنید با کسی که خشونت فیزیکی انجام می‌دهد یا تهدید به خشونت فیزیکی، از هر نوع می‌کند! آیا این کار (یا تهدید به آن) برای تخلیه‌ی هیجان درونی است، یا برای اِعمال قدرت، غلبه و گرفتن منفعت و امتیازی بیش‌تر دست به این کار می‌زند؟

صورت و شکل مهم و گسترده‌ترِ نشان‌دادن جنبه‌های منفی یا نقاط ضعف حریف، همراه با برجسته‌ترکردن آن‌ها، بیان و لحن کنایی، طنزآمیز، تمسخر و تحقیر است، که می‌تواند در قالب داستان هجو یا طنزآمیز یا قطعات شعر هجوکننده یا در شکل جدید، قطعه‌های جوک رایج و مصطلح ضدّ شخصیت‌های مطرح یا ملیت‌ها بیان شود. در نتیجه با طنز، هجو و هزل که حربه‌ی بسیار کارآیی نیز هست، سعی می‌کنیم حریف را از میدان به در کنیم یا به عقب‌نشینی واداریم. یا حداقل نتیجه‌ی کار به عقب نگاه‌داشتن او می‌انجامد. دقیقاً شاهدیم که طبقات مرفه علیه بی‌چیزان، سرمایه‌داران برای کارگران، شهرنشینان ضد روستاییان، افسران و درجه‌داران برای سربازان، تهرانی‌ها برای شهرستانی‌ها، قومیت بزرگ‌تر و مسلط علیه اقلیت‌های قومی و زبانی و مذهبی، فارس‌ها علیه دیگران، ترک‌ها علیه لُرها، لُرها علیه عرب‌ها و خلاصه قوی‌تر و برتر علیه ضعیف‌تر مشغول ساختن جوک هستند، و این‌گونه آن‌ها را از اظهار وجود، آمدن به عرصه و گرفتن حقوق خود با هجو، هزل، طنز و جوک - که به‌صورت ابزار بیانی جدیدی درآمده است - با خنده و شوخی بازمی‌دارند. در عین حال که خود را خشنود و قوی‌تر می‌پندارند، ظاهراً با این کار تفریح می‌کنند. این‌گونه استفاده از خشونت کلامی در تهران و در شهرستان‌های بزرگ که سرمایه‌داری، دارای سلطه و سابقه است، از همه‌جا گسترده‌تر و شدیدتر است.

توهین، فحاشی و استفاده از کلمات آزاردهنده و برخورنده در گفت‌وگو، بالابردن تن و حجم صدا یا خشن‌کردن صدا در حضور مخاطب، یا استفاده از لحن و آهنگ تحقیرآمیز، توهین‌کننده و زننده در سخن، حتی استفاده از ژست و زبان بدن (مثلاً نشان دادن انگشت شَست)، از مشخصات استفاده از انواع خشونت کلامی است. گاهی این خشونت کلامی صورت و شکل کنایه، طعنه، تحقیر و تمسخر دیگری یا مرام، عقیده، دین، زبان (گویش)، قیافه، سلیقه یا طرز رفتار و لباس‌پوشیدن او را به خود می‌گیرد. در همه‌ی این موارد، فرد با تحقیر و توهین به دیگری، سعی در از میدان به‌درکردن، تضعیف و ترساندن شخص مقابل و از این طریق وادارکردن او به اطاعت از سلطه، نظر یا اقتدار خود می‌کند و درنهایت در پی غلبه بر حریف و به دست آوردن امتیاز و منفعتی است؛ امتیازی که حقش نیست و با گفت‌وگوی منطقی به دست نمی‌آید.

مذمت فحاشی در متون دینی

فحش عبارت است از این‌که انسان امور بد و زشت را با کلمات صریح و در بعضی موارد رکیک و زننده بیان کند و بیش‌تر اوقات با الفاظ مربوط به مسائل جنسی (آمیزشی) و آلات و متعلّقات آن به‌کار می‌رود و افراد لاابالی و بی‌شرم و حیا آن عبارات را صریحاً بر زبان جاری می‌کنند. ما در یک جامعه‌ی مسلمان زندگی می‌کنیم که کتاب خدا و سخن پیشوایان دین‌مان ما را به شدت از این امر برحذر داشته‌اند. کسانی که از فحاشی و بدگویی ابایی ندارند، از انسانیت و فطرت پاک انسانی هم چیزی برای آنان نمانده است؛ چراکه این، بی‌حیایی و بی‌شرمیِ یک شخص را می‌رساند که هر لغتی را به زبان می‌آورد و باب گفت‌وگوی منطقی و اخلاقی را با وی می‌بندد.

در کتب دینی احادیث بسیاری در مذمت فحاشی وارد شده است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

1. منشأ فحاشی و بدگویی را به جرئت می‌توان پستی و خباثت نفس معرفی کرد؛ به‌گونه‌ای که در کلام معصومان Uریشه‌ی این صفت را در آغاز شکل‌گیری انسان، یعنی نطـفه جـست‌وجـو می‌کنند. رسول مکرم اسلامj می‌فرمایند:

«إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجـَنَّةَ عَلَی کلِّ فَحَّاشٍ بَذِیٍّ قَلِیلِ الْحَیاءِ لَایُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّک إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْ شَیْطَان؛ خـداوند بهشت را بر هر فحّاش بی‌آبرو و کم‌شرمی- که باکی از آن‌چه می‌گوید و آن‌چه به او می‌گویند ندارد- حرام کرده است؛ زیرا اگر درباره‌ی او کنجکاوی و بازرسی کنی، یا از زناست یا شیطان در نطفه‌ی او با پدرش شریک شده است.

2. انسان به خـودی خود و در شرایطی که از انسانیت خود دور نشده است، از به زبان آوردن الفاظ زشت و رکیک امتناع می‌کند؛ اما کم‌کم با دورشدن از مدار انسانیت و نزدیکی به محدوده‌ی خـصایص حیوانی، ذکر چنین الفاظی برایش عادی می‌شود و گاهی به عادت بدل می‌شود؛ به بیان امیرالمؤمنین، علیm «سُنَّةُ اللِّئامِ قُبْحُ الْکلامِ؛ سنت و منش انسان‌های پست، بدگویی و بدزبانی است.»

3. در وصیت مولای متقیان علیm آمده است:

«لَاتَتَکلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَایَلِیقُ بِنَا وَ لَا بِشِیعَتِنَا وَ إِنَّ الْفَاحِشَ لَایَکونُ صَدِیقاً؛ در کلام‌تان از فحش استفاده نکنید که فحش و بدزبانی زیبنده‌ی ما خاندان رسالت و شیعیان ما نیست و انسان فحاش، شایستگی و لیاقت دوستی را ندارد.»

4. خداوند متعال انسان‌های بدگو و فحش‌دهنده را در آخرت به عذاب‌های دردناکی مبتلا خواهد کرد. همان‌گونه که پیامبر اعظم می‌فرمایند: «أَرْبَعَةٌ یَزِیدُ عَذَابُهُمْ عَلَی عَذَابِ أَهْلِ النَّارِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ رَجُلٌ یَسْتَلِذُّ الرَّفَثَ وَ الْفُحْشَ فَیَسِیلُ مِنْ فِیهِ قَیْحٌ وَ دَمٌ؛ چهار نفرند که عذاب آن‌ها سبب زیادشدن عذاب دوزخیان می‌شود... و یکی از آن‌ها مردی است که با فحش (بدزبانی) دنبال لذت‌جویی است که پیوسته چرک از دهان او در جهنم روان است.»

5. امام صادقm فرمودند: «الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَالْجَفَاءُ فِی النَّار؛ بدزبانی از انواع جفاکاری است و جفاکاری در آتش است.»

6. و در جای دیگر فرمودند: «مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ فِی النَّار؛ هر که مردم از زبان او بترسند، در آتش خواهد بود.»

7. امام علیm فرموده است: «الفُحشُ وَ التَّفَحّشُ لَیسا مِن الإسلامِ؛ دشنام‌دادن و بددهنی (یا دشنام شنیدن) از اسلام به دورند.»

8. اما باقرm می‌فرمایند: «اِنَّ اللهَ یَبغِضُ الفاحِشَ المُتَفَحُّشَ؛ خداوند شخص ناسزاگوی بددهن (یا دشنام‌شنو) را دشمن می‌دارد.»

9. رسول اکرم فرموده‌اند: «ایّاکم وَ الفُحشَ؛ فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لایُحِبُّ الفاحِشَ المُتَفَحِّشَ؛ از دشنام‌گویی بپرهیزید که خدای عزوجلّ ناسزاگوی بددهن را دوست ندارد.»

10. امام علیm می‌فرماید: «اَسفَهُ السُّفَهاءِ المُتَبَجِّحُ بِفُحشِ الکلامِ؛ نابخردترین نابخردان، کسی است که به دشنام‌گویی افتخار کند.»

حکمِ فحش و نسبت‌های ناروادادن در فقه‌ اسلامی و قانون مجازات ایران*

یکی از احکام اسلامی «حد» است. حد زنا، حد لواط، حد قذف، حد سرقت، حد شراب‌خواری و... که هر کدام برای خود احکام، شرایط و میزانی دارد؛ اما حدی که برای حد قذف تعیین شده است، هشتاد ضربه شلاق است.

فقیهان شعیه گفته‌اند: قذف یعنی نسبت‌دادن زنا یا لواط به شخصی، به شرط این‌که لفظش صریح باشد و قاذف (شخص گوینده) معنای لفظ را به هر زبانی که می‌گوید، بداند؛ اگرچه مقذوف (شخصی که نسبت را به او داده‌اند) معنای لفظ را نداند.

اگر کسی به دیگری بگوید تو از زنا متولد شده‌ای، نسبت به پدر و مادر آن شخص، قذف است و گوینده، دو حد، یعنی 160 تازیانه، باید بخورد.

هر شخصی، با گفتن هر کلامی که مخاطب ناخشنود شود، حتی اگر در مجلس حضور نداشته باشد، تعزیر می‌شود. مانند این‌که به کسی بگوید «فاسق» و «شراب‌خوار»، در حالی‌که ارتکاب فسق و شراب‌خواری‌اش پنهان است نه آشکار.

هم‌چنین اگر به شخصی بگوید: «سگ»، «بدکاره »، «پست»، «کافر»، «مرتد» و هر کلمه‌ای که موجب اذیت مخاطب شود و گوینده معنای آن را بداند و مخاطب، مستحق آن تحقیر نباشد و آن فعل (مثلاً بدکارگی یا ارتداد یا کفرگویی) را آشکارا انجام نداده باشد، موجب تعزیر است.

قانون مجازات ایران (ماده‌ی ۱۳۹) می‌گوید: قذف نسبت‌دادن زنا یا لواط است به شخص دیگری.

ماده‌ی ۱۴۱: قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت‌دهنده به معنای لفظ آگاه باشد؛ گرچه شنونده معنای آن را نداند.

ماده‌ی ۱۴۴: هرگاه کسی به قصد نسبت‌دادن زنا به شخصی، مثلاً چنین گوید: زن‌قَحبه یا خواهرقحبه یا مادرقحبه، نسبت به کسی که زنا را به او نسبت داده است (یعنی همسر و خواهر و مادر مخاطب) محکوم به حد قذف می‌شود و چون مخاطب با این دشنام اذیت شده است، با ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.

ماده‌ی ۱۴۵: هر دشنامی که باعث اذیتِ شنونده شود و دلالت بر قذف نکند، مانند این‌که کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی، موجب محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه می‌شود.

آثار مخرب فحش در زندگی انسان

فحاشی آثار زیان‌باری بر زندگی انسان می‌گذارد که با توجه به روایات به برخی از آنان اشاره می‌شود:

1. فحش‌دادن و هرزه‌گویی باعث می‌شود خوبان و نیکان از فحش‌دهنده تنفر پیدا کنند و در نتیجه از او دوری گزینند و در عوض، بَدان و پَستان دور او را بگیرند و غرق در فساد و تباهی شوند. امیرمؤمنانm می‌فرماید: «از هر کلام زشت و سخن ناروا پرهیز کن؛ زیرا با گفتن آن، افراد پست به تو روی می‌آورند و کریمان از تو می‌گریزند.»

2. دشنام‌دادن باعث کینه‌توزی و دشمنی می‌شود. شخصی از قبیله‌ی بنی‌تمیم خدمت پیامبر رسید و عرض کرد مرا موعظه کنید. در بین مواعظ حضرت این جمله بود: «به مردم فحش مده که باعث دشمنی آن‌ها می‌شود.»

3. به بیان معصومانU فحش و ناسزاگویی انسان را از اسلام دور و به نفاق و کفر نزدیک می‌کند؛ لذا پیامبر اکرمj می‌فرمایند: «هرزه‌گویی و بدزبانی از صفات مسلمان (با اسلام سازگار) نیست.»

4. نتیجـه‌ی بدزبانی در همین دنیا دامن‌گیر صاحبش شده و او در همین دنیا گرفتار می‌شود؛ چراکه فحاشی و بدگویی برکت را از زندگی انسان می‌برد. امام معصومU می‌فرماید: «کسی که به برادر دینی‌اش فحش دهد، خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد، او را به حال خود رها و زندگانی را بر او تنگ می‌کند.»

راه درمان فحاشی کودکان

فحاشی کودکان که الگوگرفته از بزرگ‌ترهای بی‌توجه یا هم‌سالان است، یکی از مشکلاتی است که دامن‌گیر بسیاری از پدر و مادرهاست. در این بخش راه‌کارهایی برای جلوگیری از فحاشی کودکان ارائه می‌گردد:

1. والدین باید به‌طور کلی ناسزاگویی را ترک کنند و به کودک توضیح دهند که رفتار قبلی آن‌ها صحیح نبوده است.

2. کنترل محیط و تعاملات کودک بسیار حائز اهمیت است؛ باید با دورکردن کودک از محیط‌های ناسالم، دوستان و رفت‌وآمدهای مناسبی را نیز جای‌گزین کرد. مناسب‌تر است والدین به‌طور ویژه از دوسالگی، یعنی زمانی که کودک تقلید کلامی رو به پیش‌رفتی را نشان می‌دهد، به این نکته توجه داشته باشند.

3. والدین با دقت بیش‌تری کارتون‌ها، فیلم‌ها و بازی‌های رایانه‌ای را برای کودکان‌شان انتخاب کنند.

4. روش‌های سخت‌گیرانه‌ی والدین، رفتارهای پرخاش‌گرانه، به‌‌ویژه ناسزاگویی کودک را افزایش می‌دهد؛ در عوض، تغییر شیوه‌های تعامل با کودک (مثل: قهر کردن کوتاه، محروم کردن‌های محدود و تشویق خوش‌زبانی) از تثبیت این رفتار جلوگیری می‌کند.

5. در مقابل فحاشی کودک هیچ‌گونه واکنشی نشان ندهید و کاملاً حرکات او را نادیده بگیرید تا حس کنترل دیگران در او تقویت نشود.

6. با شنیدن حرف‌های زشت کودک نخندید؛ بلکه با او صحبت کنید و برایش توضیح دهید هر روزی که حرف‌های ناپسند نزند یا در مهمانی‌ها این رفتار را نداشته باشد، پاداش خواهد گرفت.

7. باید در پی ایجاد موقعیت‌هایی باشید که کودک احساس نشاط و دوست‌داشتنی بودن را تجربه کند. در چنین مواردی باید به درمان حالات افسرده‌وار او نیز بپردازیم. این حس را باید در تمامی تعاملات بگنجانید تا از افسردگی، احساس تحقیر یا سرکوب‌شدگیِ اضطراب او بکاهید.

پی‌نوشت:

* شرح اللمعة‌الدمشقیه، ج9، باب حدود، الفصل الثالث، فی القذف و قانون مجازات اسلامی، باب پنجم، قذف.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان