جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 124
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

دو قدم مانده به پرواز


علی‌اصغر شیری


دلواپسی‌های یک شهر

در قدم‌هایت تکثیر می‌شود

آن‌گاه که

به پرواز معنای دیگر می‌بخشی

با سبک‌بالی‌ات

ابرهای سیاه حسود

چرا نمی‌فهمند

خورشید را مگر می‌شود تبعید کرد؟

دو قدم مانده به پرواز

دلهره می‌ریزد به گسل‌های شهری

که بعد از تو ویران خواهد شد

پرستوها

پرواز را از نگاه تو آموختند

چه کوچ غریبانه‌ای!

وقتی همه زمین‌گیرند

به پرواز فکر می‌کنی

دو قدم مانده به پرواز

رازهای نگفته‌ای داری

بغض‌های نهفته‌ای داری

مقصدت هر کجای جهان باشد

فرقی نمی‌کند

آسمان هر کجا

رنگ چشم‌های توست!

خورشید به سمت تو می‌تابد

گل‌های آفتابگردان

به چشم‌هایت خیره مانده‌اند

فردای بی‌تو روز مباداست!

دو قدم مانده به پرواز

فرشته‌ها غبطه می‌خورند

به سبک‌بالی‌ات

به زلالی‌ات

تاریخ روزنه‌ی کوچکی است

که تشنه‌ی سوسوی چشم‌های توست

کائنات ردِّ نگاهت را

کهکشان کهکشان مرور می‌کند

وقتی چشم‌هایت را آرام‌آرام می‌گشایی،

به سمت غرفه‌های بهشتی اشراق...

چشم‌هایت حقیقت دارند

بی‌هیچ مبالغه‌ای!

دو قدم مانده به پرواز

پشت سرت را نگاه کن

آفتابگردان‌ها می‌گویند:

خورشید را مگر می‌شود تبعید کرد؟

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان