پرتال نشریات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
www.daftarmags.ir




نشریه: پیام زن
شماره: 244
کد مقاله : 31344
تاریخ مقاله : پنجشنبه, 01 تیر 1391

ده قدم با کودکم



شناخت خدا براي کودک امر مهمي است. براي آموزش خداشناسي به کودکان روش‌هاي متعددي وجود دارند که مي‌توان از آن¬ها، در راه معرفي صحيح خداوند و صفات او به کودکان بهره گرفت. در سيره‌ي تربيتي معصومين(ع) نيز چهار کليد اصلي مشاهده مي‌شود که عبارتند از:

مفروض گرفتن اصل وجود خدا؛ استفاده از دلايل روشن و قابل فهم؛

تاکيد بر معرفي خدا از راه صفات؛

 ايجاد ارتباط با خدا و حفظ آن (که آثاري چون تقويت، رشد و ارتقاي ايمان به خدا و انس با خدا و محبت او را در پي دارد). 1

1

کودکان الفتي شيرين و باور نکردني با داستان دارند. برخي از مشکلات بزرگ رفتاري کودکان را مي‌توان با طرح داستان‌ تغيير داد يا آمادگي ذهني تغيير را در آن¬ها به وجود آورد. همچنين مي‌توان از داستان براي انتقال بهتر مفاهيم بهره گرفت؛ شيوه‌اي که عملاً در قرآن توصيه شده است.

در معرفي خدا به کودکان نيز، زمينه‌ي استفاده از اين روش بسيار مهياست. سوره‌هاي مختلف قرآن، سيره و روش زندگي پيشوايان ديني، روش بزرگان و دانشمندان و نيز منش انسان‌هاي بزرگي که با تکيه بر قدرت خداوند توانسته‌اند کارهاي بسيار مهمي در زندگي خود داشته باشند، مي‌توانند در خدمت خداشناسي کودکان قرار گيرند. در اجراي موفق اين روش، توجه به چند نکته سودمند است:

- کودکان تا سن سه سالگي و برخي دوره‌هاي ديگر، بين واقعيت و افسانه‌هاي خيالي تفاوتي قائل نيستند. آن¬ها هر داستاني را که درباره‌ي اديان و انبيا(ع) گفته شود، باور خواهند کرد. حتي ممکن است وانمود کنند که خود يکي از شخصيت‌هاي داستان هستند، چرا که تفکيک ميان واقعيت و آن چه در خيال او مي‌گذرد، براي کودک مشکل است. داستان‌هاي جذاب و شخصيت‌هاي آن براي کودکان بسيار قابل باورتر و واقعي‌تر از توصيه‌هاي اخلاقي و تربيتي مجرد و ذهني هستند. براي آموزش درس‌هاي بزرگ زندگي به فرزند خود، از داستان استفاده کرده، از هر گونه موعظه و سخن-راني اجتناب کنيد.

- در طرح داستان‌هاي ديني بايد دقت كرد كه از بيان وقايعي كه مربوط به عذاب‌ها و سخت‌گيري خداوند بر بندگانش مي‌شود، خودداري شده، و بيشتر به بازگويي داستان‌هايي پرداخته شود كه چهره‌اي صميمي و مهربان از پروردگار را به نمايش مي‌گذارند.

- سعي کنيد از داستان‌هاي فرهنگ و مذهب خودتان استفاده کنيد. مانند داستان حضرت يونس(ع) که مفاهيمي چون نااميد نشدن از رحمت خداوند و توبه کردن پس از آگاه شدن از اشتباه و خطاي خود در آن نهفته است.

2

کودک وقتي بداند که مورد علاقه‌ي خداوند است و هداياي فراواني از سوي خداوند مانند پدر و مادر مهربان، دوستان خوب، بدن سالم و بانشاط و خوراکي‌هاي لذيد و...، به او داده شده است، ارتباط بهتري با او برقرار کرده، زمينه‌ي اوليه‌ي شناخت بهتر خداوند در او شکل مي‌گيرد.  ضروري است كه اين تصور در ذهن كودك استقرار يابد كه خدا او را دوست دارد و مي‌خواهد او فردي شايسته و خوش-بخت گردد، او دوست داشتني، مهربان و صميمي‌تر از پدر و مادر است.

3

تمثيل‌هاي مناسب به وجود آوريد. مثلاً مي‌توانيد خوبي را به روشنايي و بدي را به تاريکي تشبيه کنيد چون کودکان شب را دوست ندارند. براي کودکان بزرگ¬تر، خدا را به نوري تشبيه کنيد که بر همه چيز مي‌تابد و آن¬ها را روشن مي‌کند و همه جا حضور دارد. تمثيل باعث عيني و ملموس‌تر شدن مفهوم خدا براي فرزندتان خواهد شد.

معاني و محتواي تمثيل‌ها را مورد تاکيد قرار دهيد. براي درک مفهوم حضور خدا در همه جا، نور، تمثيلي بسيار غني است.

4

اگر مي‌خواهيد آموزش اعتقادات بنيادين را براي فرزندتان جذاب نماييد و نياز او را تقويت کنيد، آن¬ها را با زندگي روزمره‌ي فرزندتان پيوند دهيد. راه‌هاي متعددي براي اين کار وجود دارد:

- مفاهيم بديهي و يقيني را در اوايل دوران کودکي فرزندتان پايه¬ريزي کنيد.

- هيچ گاه نظريه‌اي رسمي را براي فرزندتان تکرار نکنيد مگر اين که توانايي درک آن را دارا باشد.

- اگر فرزندتان کمتر از هشت سال سن دارد، به¬صورت ساده، مطلق و غيررسمي فکر مي‌کند. او ممکن است بتواند فقط کمي فراتر از معني ظاهري جملات را درک کند. کودکان در اين سن نياز به تذکر و تکرار دارند. هميشه بايد به آن¬ها گفت: «خدا به تو کمک مي‌کند که کارهاي خوب را انجام دهي».

- اگر فرزندتان در سن نوجواني قرار دارد، قادر به درک معاني توصيه‌هاي شما خواهد بود، زيرا ذهن منطقي او شکل گرفته است.

- اصول اعتقادي را با تجربه‌ي روزمره‌ي فرزندتان مرتبط کنيد. تجربه‌ي روزمره‌ي فرزندتان را مدخلي براي ورود به بحث درباره‌ي اصول اعتقادي قرار دهيد.

- احساسات و عواطف کودکان را بايد با استدلال منطقي او همراه کرد. از فرزندتان بپرسيد وقتي که مي‌فهمد خدا کيست، چه انتظاري از او دارد و در مورد خدا چه احساسي به او دست مي‌دهد؟

- مثال‌ها و موارد تجربي را به¬سمت دست¬يابي به اصول اعتقادي هدايت کنيد.

- براي آموزش يک اصل، از داستان‌هاي مختلفي استفاده کرده، در نهايت با طرح سؤالاتي او را راه¬نمايي کنيد تا قادر به درک اصول مورد نظر از متن داستان‌ها باشد. مثلاً بپرسيد: در همه¬ي اين داستان‌ها، خدا چه کار واحدي انجام داد؟ ارتباط بين خدا و انسان‌ها در اين داستان‌ها، چه چيزي را به ما مي‌آموزد؟

5

مقصود اصلي از خداشناسي، نشان دادن تجليات خداپرستي در زندگي انسان است. پس بايد صحنه‌هايي از زندگي يک خداپرست واقعي متناسب با سنين کودکان هر دوره نشان داده شود. فرزندتان را با نمونه‌هاي عالي ايمان محکم و قوي آشنا سازيد. چنين نمونه‌هايي را مي‌توانيد در ميان مؤمناني که در قيد حيات هستند، بيابيد. همچنين مي‌توانيد نمونه‌هايي را در داستان‌هاي گذشتگان و زندگي‌نامه¬ي مؤمنان پيدا کنيد.

6

شما بهترين مثال و الگو براي فرزندتان هستيد.کودکان به¬خصوص در خردسالي، به¬شدت تحت تأثير رفتارها و باورهاي والدين خود قرار داشته، از آن¬ها تقليد مي‌کنند و آن چه را در اين دوران فرا مي‌گيرند تا آخر عمر همراه خواهند داشت. لذا براي آموزش فرزندتان درباره‌ي خدا، بهتر است از خودتان آغاز کنيد. اعتقاد و ارتباط خود با خدا را مورد بررسي قرار دهيد،‌ زيرا هر نوع رابطه‌اي که داشته باشيد به¬طور ناخودآگاه به فرزندتان منتقل خواهد شد. شما مي‌توانيد الگوي خوبي براي رشد و پرورش ايمان فرزندتان باشيد، به شرطي که در لحظات ترديد و نااميدي زندگي‌تان بتوانيد با خردمندي، صداقت و تواضع در راه ايمان قدم برداريد.

اگر کودکي والدين خود را قابل اعتماد، مهربان و قابل دست¬رسي بداند، احتمالاً خدا را نيز داراي چنين صفاتي تصور خواهد کرد. والدين در نحوه‌ي درک فرزندشان از خدا بيشترين تأثير را دارند. روابط تنگاتنگ و روزمره‌ي کودکان با والدين، تأثير زيادي در نحوه¬ي درک آن¬ها از خداوند دارد. عکس اين رابطه نيز وجود دارد.

شما مي‌توانيد با روش‌هاي زير  براي فرزندتان الگويي موفق از ايمان باشيد:

- تلاش براي آموختن درباره‌ي خدا: فرزندتان بايد مشاهده کند که شما درباره‌ي خدا مي‌انديشيد، به مطالعه‌ي کتاب‌هايي در اين زمينه علاقه داريد و خدا را عبادت مي‌کنيد.

- متواضع بودن در اعتقادات مذهبي: فرزندتان با مشاهده‌ي سعه‌ي صدر شما در تحمل عقايد ديگران، عدم تعصب در عين داشتن يقين و احترام به نظرات مخالف، حتماً به اعتقادات شما علاقه‌مند خواهد شد، زيرا رفتار جذاب شما را مصداق باورهاي¬تان مي‌داند.

- گفت‌و‌گو با فرزند خود درباره‌ي مشکلات زندگي در فرصت‌هاي مناسب و اعتماد به خداوند به صورت عملي در حل مشکلات زندگي.

- الگو بودن در رفتار: بيان صفات خداوند براي کودکان اگر چه آموزنده است، اما کافي نيست. رفتار و طرز تلقي شما، تأثيري بيش از گفته‌هاي¬تان بر باور فرزندتان دارد. قضاوت‌ها، عقايد، شوخي‌ها، نوع دوستاني که داريد و يا نوع توجه شما به مسائل، توسط فرزندتان دريافت و جذب شده، شخصيت او را شکل مي‌دهد.

- مشارکت دادن فرزندان در کمک به ديگران: بخشندگي به ديگران و استمداد از ديگران را به فرزندتان بياموزيد. انبيا(ع)، انسان‌هايي بودند که زندگي خود را وقف ديگران نمودند، با اين وجود براي آب، غذا و جلب حمايت، از ديگران کمک مي‌طلبيدند.

7

رحمت خدا با مشاهده‌ي پديده‌هايي چون بازگشت پروانه‌ها پس از پروازي طولاني، راه رفتن ضعيف گوساله پس از تولد و زنده ماندن پرندگان در زمستاني سرد، قابل درک است. قدرت خدا در عظمت کهکشان‌ها و پيچيدگي حيات ديده مي‌شود. محبت و زيبايي خدا در رنگ‌هاي طبيعت و مناظر طبيعي متجلي است. لذت خدا از آفرينش خود2 را مي‌توان در تنوع و گوناگوني موجودات مشاهده کرد. لطيف بودن خداوند و توجه او به کوچک‌ترين جزئيات را مي‌توان در آفرينش انسان مشاهده کرد. با آمدن برف و باران، با شكفتن گل‌ها، با ديدن نوزاد حيوانات و با هر جلوه و زيبايي كه در طبيعت به چشم مي‌خورد، بايد ياد خدا را در خاطر فرزندان زنده كرد.

با روش‌هاي زير ارتباط فرزندتان را با طبيعت افزايش دهيد:

- با  فرزندتان پياده‌روي کرده، از مشاهده¬ي گياهان و ساير موجودات زنده لذت ببريد.

- با فرزند خود به پارک‌ها و دشت و صحرا برويد.

- از تماشاي آسمان و طلوع و غروب آفتاب لذت ببريد.

- از باغ وحش و آکواريم ديدن کنيد.

- به کوه¬نوردي و ماهي‌گيري برويد و در حياط منزل خودتان باغباني کنيد.

- توجه به طبيعت را به فرزندتان بياموزيد.

- گاهي اوقات با فرزند خود در مکاني آرام نشسته و محو تماشاي طبيعت شويد.

- رنگ‌هاي گوناگون طبيعت مثل قرمز، زرد، آبي، نارنجي و طيف متنوع رنگ سبز را جست‌وجو کرده، به تنوعي که دارند، توجه کنيد.

- به صداهاي متنوع گوش کنيد. صداي پرندگان، به هم خوردن برگ درختان و حرکت آب و...

- به تماشاي محل زندگي موجودات مختلف برويد: آشيانه پرندگان، کندوي زنبورها، لانه مورچه‌ها، محل زندگي ماهيان و...

- مجموعه‌اي از دانه‌هاي گياهي، برگ درختان، پر پرندگان و صدف يا ماهيان را تهيه کنيد.

- براي آشنا شدن با انواع پرندگان و گل‌ها از کتاب‌هاي راه¬نما استفاده کنيد.

- انواع پرندگاني را که مي‌توانيد ببينيد مورد توجه قرار دهيد و هر مورد را يادداشت کنيد.

- از مناظر طبيعي عکس بگيريد و يا آن¬ها را نقاشي کنيد.

- با استفاده از ذره‌بين، ميکروسکوپ و يا تلسکوپ به مطالعه¬ي جزئي‌تر طبيعت بپردازيد.

- بين خدا و طبيعت ارتباط برقرار سازيد.

- به کودک توضيح بدهيد که خدا، تنوع موجودات را دوست دارد. خدا طراح بزرگي است. خدا قدرت فوق العاده‌اي دارد. خدا به کوچک‌ترين ذرات نيز اهميت مي‌دهد و خدا باعظمت است.

- از فرزندتان بپرسيد که هنگام مشاهده¬ي غروب آفتاب، جنگل، آبشار و پرندگان چه تصويري از خدا به دست مي‌آورد.

- آياتي از قرآن را بخوانيد که در زمان و شرايط شما مصداق داشته باشد. مثلاً وقتي که از مشاهده¬ي ستارگان در حيرت فرو مي‌رويد، به آياتي مراجعه کنيد که درباره¬ي خلقت آسمان‌ها و زمين توضيح دهند.

- حتي ديدن يک فيلم از شگفتي‌هاي آفرينش، فرصتي براي گفت¬وگو درباره¬ي خدا و قدرت اوست.

8

آموزش هميشه از طريق نصيحت يا توصيه امکان‌پذير نيست؛ گاهي از طريق طرح سؤالات مختلف و فرصت دادن به کودک براي يافتن پاسخ آن¬ها ممکن مي‌شود. مؤثرترين و تحول آفرين‌ترين روش آموزش اين است که ذهن يادگيرنده را بر تفکر، تجربه، سؤال و کشف متمرکز کنيم و صرفاً نقشي کمکي براي خود قائل باشيم. با اعتقاد به اين روش، سؤالات کودکان براي ما ارزش پيدا مي‌کنند و به آن¬ها اهميت خواهيم داد و خود نيز با طرح سؤالات آموزنده به فرزندان‌مان آموزش مي‌دهيم. اما:

- از افراط در طرح اين سؤالات خودداري کنيد تا فرزندتان خسته نشود.

- سؤالات را جدي طرح کنيد و به فرزندتان وقت کافي بدهيد تا درباره¬ي آن¬ها فکر کند و سنجيده پاسخ دهد. سؤالي که با تمام وجود پرسيده شود، شنونده را به تفکر وا مي‌دارد.

- سؤالات را با متانت طرح کنيد، گويي براي خود سؤال طرح مي¬کنيد، چرا که خود نيز در حال يادگيري هستيد.

- انتظار نداشته باشيد فرزندتان همان پاسخي را ارائه دهد که مورد نظر شماست، زيرا هر شخصي درک خاصي از يک سؤال دارد و عقايد خود را به¬نحو ويژه‌اي ابراز مي‌کند.

- سؤالات را طوري مطرح کنيد که فرزندتان با زبان و درک خودش به آن¬ها پاسخ دهد. از او انتظار ارائه‌ي پاسخ‌هاي آماده و کليشه‌اي نداشته باشيد.

- به پاسخ فرزندتان با دقت و توجه فراوان گوش دهيد و در برابر نظر او جبهه‌گيري نکنيد تا نوعي اعتماد و درک متقابل بين شما ايجاد شود.

- سؤالاتي طرح کنيد که متناسب با سن و درک و موقعيت فرزندتان باشد.

- مهم¬ترين نکته در طرح سؤال اين است که هدف از طرح آن-ها ارائه‌ي پاسخ‌هاي آماده به فرزندتان نيست بلکه وادار کردن وي به تأمل و تفکر و در نتيجه، رشد ايمان و ادراک اوست.

9

سعي کنيد براي فرزندتان شرايطي را فراهم آوريد که عادت تفکر در سکوت و تنهايي در وي پرورش يابد. پيشنهادهاي زير به شما کمک مي‌کند تا شرايطي را براي آموزش فرزندتان در خصوص تفکر در آرامش و تنهايي فراهم آوريد:

- زمان و مکان ثابتي را براي تفکر در خلوت و آرامش تعيين کنيد. اوقات نماز زمان منظم و مناسبي براي خلوت کردن با خود و خدا است.

- تفکر در تنهايي را به فعاليتي خانوادگي تبديل کنيد.

- روش تفکر در اوقات تنهايي، بايد متناسب با سن و علائق فرزندتان باشد.

- شايد بهترين روش براي بچه‌هاي چهار تا پنج ساله اين است که آن¬ها را با اسباب‌بازي‌هاي¬شان تنها بگذاريد تا با آن¬ها ارتباط برقرار کنند. مي‌توانيد داستاني براي آن¬ها تعريف کنيد، کتابي را براي نقاشي کردن در اختيارشان قرار دهيد و يا او را با نوار قصه¬ي مناسبي تنها بگذاريد تا خودش به آن گوش کند.

- وقتي که فرزندتان قادر به نوشتن شد، حتي اگر انشاي خوبي ندارد يا کلمات را اشتباه مي‌نويسد، يکي از مفيدترين کارها اين است که از او بخواهيد تا درباره‌ي فعاليت‌هاي روزانه‌اش يادداشتي تهيه کرده، دفتر خاطراتي براي خود درست کند. به او توضيح دهيد که در دفتر خاطرات بايد داستان خودش را بنويسد. او مي‌تواند احساساتش را درباره¬ي روي¬دادهاي زندگي‌اش و چيزهايي را که به نظر او مهم بوده و ارزش به ياد ماندن دارند، در اين دفتر بنويسد. بچه‌هاي بزرگ¬تر را تشويق کنيد که از خلاصه‌نويسي اجتناب کرده و جزئيات بيشتري را در يادداشت‌هاي خودشان توضيح دهند. از آن¬ها بخواهيد که در نوشته‌هاي¬شان صادق بوده، مطمئن باشند که بدون اجازه¬ي آن¬ها هرگز نوشته‌هاي¬شان را نخواهيد خواند. به اين قول خود، حتي در غياب فرزندتان وفادار باشيد.

- علاوه بر تشويق فرزندتان به تهيه¬ي يادداشت روزانه، کتاب‌هايي در اختيار او قرار دهيد تا مطالعه کند و وسايلي براي او تهيه کنيد تا به کارهاي هنري بپردازد.

10

از توصيه‌هاي مهم اسلام، اهتمام به عبادت3 و سفارش اعضاي خانواده به آن است. در مرحله‌ي اول،‌ فرد بايد خود به رفتارهاي عبادي اهتمام ورزد تا الگويي مناسب براي ساير اعضا باشد. در متون ديني آمده است که فرزندان خود را در هفت سالگي به نماز سفارش کنيد.4  اين سفارش مي‌تواند به شيوه‌هاي گوناگوني اجرا شود که برخي از آن¬ها مانند روش الگوگيري، تأثيرگذارتر خواهد بود.5 بر اين اساس و در راستاي معنوي¬سازي زندگي روزمره¬ي خود، اوقات ثابتي را به عبادت خانوادگي اختصاص دهيد. از طريق عبادت دسته‌جمعي مي‌توانيد فرزندتان را با درک خود از خدا آشنا ساخته، او را در ارزش‌ها، اميدها و نااميدي‌ها، سؤال‌ها و پاسخ‌ها و توانايي‌هاي معنوي خود مشارکت دهيد. در اين اوقات مي‌توانيد تکيه¬گاه¬هاي معنوي خود و منابعي را که به شما قدرت مي‌دهند به او نشان دهيد.

مي‌توانيد در محيط خانواده به¬صورت جماعت، نماز بخوانيد. اگر فرصت يا امکان برپايي نماز جماعت روزانه را در منزل نداريد، لااقل مي‌توانيد در اوقاتي مثل سر سفره‌ي غذا، به شکرگزاري دسته‌جمعي بپردازيد. شما مي‌توانيد مراسم و سال¬گردهايي را که به مناسبت‌هاي مختلف برگزار مي‌کنيد، به ايامي براي تفکر و انديشيدن تبديل کنيد.

عبادت يا فعاليت معنوي دسته‌جمعي اعضاي يک خانواده، تأثير پاي¬داري در رشد معنوي کودکان دارد. اين نوع فعاليت‌ها موجب مي‌شوند تا محيط خانه به مکاني معنوي و مقدس تبديل شود.

پي نوشت‌ها

1. محمد داوودي، سيره‌ي تربيتي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)، ج2، ص46-47.

2. مؤمنون، 14.

3. بقره،238 و نساء،103.

4. کليني، اصول کافي، ج3، ص409.

5. نهج البلاغه، حکمت 73.


پرینت