فصلنامه تخصصی
تابستان 1390
شماره 40

جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 

تحلیل و بررسی موقعیت مدنی شهر واسط تا قرن سوم هجری  


منتظر القائم اصغر  


تحلیل و بررسی موقعیت مدنی شهر واسط تا قرن سوم هجری

تاریخ دریافت: 14/10/88 تاریخ تأیید: 28/11/88
اصغر منتظرالقائم
رقیه امینی

هدف از اين مقاله تحليل جايگاه شهر واسط و بررسي عناصر مدني اين شهر مي‌باشد. این مقاله با استفاده از روش وصفی – تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که شهر واسط چرا بنا نهاده شد و چه عواملی در رونق و گسترش آن مؤثر بود. واسط – بنا نهاده شده در سال 84 ق. - نمونه‌اي از شهرهايي است كه منطبق با معماري اسلامي و الهام گرفته از ارزش‌هاي اسلامي ساخته شده است. اين شهر در ابتدا با هدف اسكان سربازان و لشكريان ساخته شد، اما به مرور زمان با پذيرفتن ويژگي‌هاي مدني از حالت اردوگاه بيرون آمد و صورت يك شهر اسلامي پیشرفته را به خود گرفت. در اين مقاله ضمن تحليل برخي نظريات ساخت شهر به موقعيت جغرافيايي بين‌النهرين و ارتباط آن با شهرسازي اسلامي، زمينه‌هاي شكل‌گيري شهر واسط، نحوه بناي شهر، عناصر برجسته و مؤلفه‌هاي مدني آن از جمله مسجد، دارالاماره، بازار، محلات و نحوه مكان گزيني شهر پرداخته شده است.

واژه¬های كليدي: شهرسازي اسلامي، واسط، معماري اسلامي، عناصر مدني، جامعه شناسي شهري.

مقدمه
پيدايش شهر يكي از بزرگ‌ترين تحولات فرهنگ بشري و نقطه عطفي در تاريخ اجتماعي بوده است كه موجب دگرگوني در روابط متقابل انسان با همنوعان خود شده است. در خصوص علل شكل‌گيري اجتماعات مدني نظريات متعددي بيان شده است كه شهر را از جوانب مختلف نقد و بررسي كرده‌اند. مهم‌ترين اين ديدگاه‌ها ديدگاه قرآن كريم درباره شهر است كه نقش غيرقابل انكار مذهب در روند توسعه شهري را ملموس‌تر نشان مي‌دهد.
شهرسازي در اسلام بر اساس اصول معين و برگرفته از ارزش‌هاي والاي دين اسلام شكل گرفته است. قوانيني كه با استفاده از تجربيات تمدن‌هاي گذشته، نيازهاي فردي، اجتماعي و معنوي جامعه را برآورده مي سازد. پياده كردن اين اصول سبب مي‌شد كه تمامي شهرهاي اسلامي از نوعي وحدت تركيب برخوردار باشند و از ديگر شهرها متمايز گردند.
با گسترش اسلام تعداد مسلمانان غير عرب (موالي) در سرزمين‌هاي اسلامي افزايش يافت و آنان جزء مهمي از بافت و ساخت جامعه اسلامي شدند. آنان با شركت در فتوحات سعي داشتند جايگاه قبلي خود را بازيابند و حقوق از دست رفته خويش را اعاده كنند؛ همچنين آنان با فراگيري زبان عربي و علوم ديني از نظر علمي سرآمد عصر خود شدند و از اين طريق توانستند در برابر اعراب به برابري دست يابند؛ اما اعراب و به ويژه امويان با تكيه بر عصبيت‌هاي قبيله‌اي، تفاوت‌هاي قومي و زباني قصد سركوب موالي را داشتند؛ از اين رو رويارويي با موالي به صورت يك پديده آشكار، جامعه اسلامي را در بر گرفت، حال آنكه بسياري از ساكنان شهرها را موالي تشكيل مي‌دادند و از آنجا كه عمدتاً صاحبان حِرَف بودند سهم عمده‌اي از فعاليت‌هاي شهري را نيز بر عهده داشتند.
نمونه بارز اين گونه شهرها واسط بود كه حجاج بن يوسف ثقفي آن را در سال 84 ﻫ. و در عصر خلافت عبدالملك اموي بنا كرد. اين شهر در ميانه راه بصره و كوفه واقع شده و به همين دليل به واسط يا شهر مياني شهرت يافته است. اوج رونق و آباداني آن زماني بود كه به عنوان مقر حكومت حجاج برگزیده شد و افول آن مقارن با تصميم عباسيان براي تأسيس پايتخت جديدي براي خويش بود.
درباره شهر اسلامي تحقيقات زيادي صورت گرفته است، اما تعداد محدودي از آنها به طور اختصاصي به تحليل وضعيت شهر واسط پرداخته‌اند؛ حال آنكه در مورد مبناي ساخت اين شهر، اصول اسلامي حاكم بر آن و تأثيرپذيري آن از معماري تمدن‌هاي گذشته، خصوصاً تمدن كهن ايران، سؤالات بسياري مطرح است؛ لذا مقاله حاضر بر آن است تا ضمن پاسخگويي به سؤالات مطرح شده، فضاي كالبدي شهر را با نظريات جامعه شناسان و صاحب‌نظران تطبيق داده و به نقد و بررسي عناصر مدني شهر واسط و تحليل عملكرد حكام در تقسيم قبايل، ايجاد محلات، تفكيك بازارها و نحوه ايمن‌سازي شهر بپردازد.

ريشه يابي واژه «شهر»
دو واژه شهر و تمدن در زبان لاتين از يك ريشه گرفته شده‌اند. در زبان‌هاي بيگانه كلمه تمدن (civilization) از كلمه civito كه در مقابل وحشي‌گري قرار گرفته و از واژه civiliz گرفته شده است. اين كلمه نخستين بار در كتاب عادات و رسوم ملل قديم اثر بولانژه فرانسوي به كار رفته است و گوياي پيشرفت و ترقي افراد در اجتماعات شهري بوده است. اين مطلب بيانگر اين است كه اين دو مفهوم با يكديگر مرتبط هستند. در زبان عربي نيز واژه «مدينه» از كلمه «دين» گرفته شده است كه ريشه در زبان آرامي و سامي دارد. اكدي‌ها و آشوري‌ها نيز براي بيان مفهوم شهر از واژه دين به معناي قانون استفاده مي‌كردند. كما اينكه واژه «ديان» در زبان آرامي و عبري به معناي «قضاوت» نيز آمده است. در قرآن كريم و احاديث و كتب لغت عرب نيز اين معاني با هم هماهنگي دارند و واژه مدينه به معناي شهر با مدن و تمدن ارتباط لغوي دارد. در لسان العرب نيز واژه «مصر» در ابتدا مبيّن شهري مرزي و نظامي بوده است و واژه مدينه نيز از ريشه مَدَنَ و جمع آن مُدُن و مدائن به معناي محل سكونت است. در بسياري از كتب تاريخي نيز واژه مصر و جمع آن امصار معادل واژه شهر به كار رفته است. مقدسي در احسن التقاسيم در تعريف مصر مي‌گويد: «مصر به هر سرزمين جامعي اطلاق مي‌شود كه در آن حد به پا داشته شود و اميري در آن امارت كند و هزينه‌اش را به عهده گيرد و روستاهايش را گرد آورد».

چرایی وجود شهر
جواب مشخص و معيني براي اين سؤال وجود ندارد. مورخان، جغرافي‌دانان، انسان‌شناسان و سياست‌مداران دلايل مختلفي را براي ضرورت وجود شهر ارائه مي‌دهند كه تعريف هر گروه متناسب با ديدگاه و عقايد آن است. شهر به عنوان مركز اداري و نظامي براي كنترل مملكت، شهر به عنوان محلي با برج و بارو براي حمايت در مقابل مهاجمان، شهر به عنوان مركز تشكيل فرهنگ و تمدن و بالأخره شهر به عنوان محل تجارت و تمركز فعاليت‌هاي اقتصادي، تعريف‌هايي هستند كه در دوره‌هاي مختلف تاريخ دلايلي براي اثبات وجود شهر به حساب مي‌آمده است. اما آنچه در همه شهرها با همه خصايص و ويژگي‌هايشان مشترك است، تمركز و تجمع نيروهاي انساني در يك فضاي مشخص است كه با هدف برآورده ساختن خواسته‌هاي مشتركشان و در راستاي متمدن شدن با هم به تعامل پرداخته و در جهت پيشرفت و رشد مدني خود در تلاش‌اند.
در انديشه اسلامي نيز مدنيت به عنوان يكي از ملزومات زندگي بشر ياد شده است. مدنيّتي كه مبناي آن وحي بوده است و انبيا از ابتدا به آن توجه داشته‌اند؛ لذا حضرت ابراهيم‌ از خداوند تقاضاي شهري امن را دارد و بناي مدنيت الهي را نيز از بناي كعبه و مسجد الحرام آغاز مي‌كند و پس از آن پيامبر گرامي اسلام اين سنت را تداوم بخشيد و به منظور ارتقاي بعد معنوي و مادي مردم، نخستين الگوي شهرسازي اسلامي را فراروي مسلمانان قرار دادند.

تاريخچه شهر
مورخان و جغرافي‌دانان با بررسي آثار بر جاي مانده به اين نتيجه رسيدند كه نخستين شهرهايي كه به دست بشر ساخته شد در سه بستر بزرگ تمدني‌هاي باستاني، يعني دجله ـ فرات، نيل و سند ايجاد شده‌اند. در اساطير سومري از «اريدو» به عنوان نخستين شهري ياد شده كه به دست بشر به يادگار گذاشته شده است. در حوزه جغرافيايي دجله و فرات، تمدن باستاني بين‌النهرين از مهم‌ترين و قديم‌ترين تمدن‌هايي است كه بستر شكل‌گيري شهرهايي است كه در تاريخ اين منطقه نقش برجسته و شاخصي داشته‌اند.

عوامل مهم پيدايش شهر
پژوهشگران و جامعه‌شناسان معتقدند علت گرايش انسان به زندگي شهري و اجتماعات مدني ميل طبيعي و گرايش ذاتي انسان به زندگي جمعي و تمايل او به رفع نيازهاي زندگي و تداوم حيات مي‌باشد. اين مسئله به دليل اهميتش در زندگي اجتماعي بشر مورد توجه بسياري از جامعه شناسان و پژوهشگران قرار گرفته است.
در پيدايش و شكل‌گيري شهر عوامل متعددي نقش دارند. حسين پاپلي يزدي به نقل از پرفسور هوفر مي‌گويد: «شهر نتيجه ارتباط ميان شش جنبه است: ساخت اقتصادي (تنوع فعاليت)، ساختار اجتماعي (تفاوت طبقات اجتماعي)، ساخت كالبدي (طرح ساختمان‌هاي عمومي)، موقعيت جغرافيايي، موقعيت قانوني و حيات سياسي». امروزه به دليل پيشرفت علم و صنعت عامل جغرافيايي نقش محدود‌تري يافته است، ولي ديگر عوامل همچنان مورد توجه واقع مي‌شوند. شهر واسط نمونه‌اي از شهرهايي است كه اگر چه در ابتدا به منظور رفع نيازهاي نظامي و دفاعي ساكنان بنا گرديد، اما با گذشت زمان صورت يك شهر واقعي با اصول و چارچوب‌هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و مذهبي‌ را به خود گرفت.

نظريه‌هاي شهر و مبناي شكل‌گيري شهرهاي اسلامي
درباره علل پيدايش شهرها چهارنظريه مطرح شده است:
1. نظريه هيدروليك؛
2. نظريه اقتصادي يا رشد بازارها؛
3. نظريه دفاعي، شهر به عنوان يك پايگاه دفاعي؛
4. نظريه مذهبي يا پيدايش معابد و عبادتگاه‌ها.
بر اساس اين نظريات، ديدگاه‌هاي ديگري نيز در خصوص علل شكل‌گيري شهر مطرح گرديده است كه متناسب با موضوع پژوهش به برخي از آنها خواهيم پرداخت.

الف) نظريه ساخت شهر با تكيه بر عوامل جغرافيايي
اگر چه امروزه در بناي يك شهر عوامل طبيعي نقش محدودتري نسبت به گذشته ايفا مي‌كند، اما اين عامل در شكل‌گيري شهرهاي اوليه نقش مهم و انكارناپذيري را ايفا مي‌كردند. وجود تمدن‌هاي بزرگي چون مصر و بين‌النهرين و همجواري آنها با دو بستر بزرگ نيل و دجله و فرات گواه اين امر است. پايه اوليه شكل‌گيري شهرهاي اسلامي بين‌النهرين نيز بر همين اساس شكل گرفته است و حجاج بن يوسف نيز به هنگام ساخت شهر واسط به بعد طبيعي و موقعيت جغرافيايي شهر توجه وافري نشان داد.

ب) نظريه ساخت فرهنگي
امس راپاپورت از جمله انديشمندان فرهنگ‌گراست. وي ساختار يك مجتمع زيستي را از نظر ويژگي‌هاي فرهنگي مورد دقت قرار داده و معتقد است عامل فرهنگي و به ويژه اعتقادات مذهبي مردم، اساس انتظام بخشي به زيستگاه‌هاي انساني بوده است. او در اين زمينه مذهب و مقدسات مردم را عامل نظم‌دهي به سكونت‌گاه‌هاي بشر دانسته است كه غالباً به شيوه نمادگرايانه صورت مي‌گرفته است. مسجد جامع، بازار، حمام‌هاي عمومي و محلات نمونه‌اي از عناصر فرهنگي ـ‌ اقتصادي بوده‌اند كه در شكل‌دهي به كالبد شهرهاي اسلامي بين‌النهرين نقش مؤثري داشته‌اند. شهرهايي كه مركزيت آنها را مسجد شكل مي‌دهد و اين همان الگويي است كه پيامبر گرامي اسلام فراروي مسلمانان قرار دادند.

ج) نظريه نظم اندامواره وحدت در كثرت
نمونه بارز شهرهايي كه بر اين اساس ساخته شده‌اند، شهرهايي هستند كه بر مبناي بنيادي‌ترين اصل اعتقادي اسلام يعني توحيد ساخته شده‌اند، چرا كه معماري اسلامي كوشيده است تا در تمامي وجوه، نيل به وحدت و يگانگي را دنبال كند. مساجد اسلامي بهترين نمونه اين معماري به حساب مي‌آيند كه داراي سه شاخصه نظم هندسي، نظم كالبدي و نظم هارمونيك مي‌باشند كه در عين كثرت گواه وحدت و انسجام در شهر نيز مي‌باشند. در ترسيم فضاي اوليه شهر واسط نيز به عنوان يكي از شهرهاي اسلامي به اين اصل اعتقادي توجه شده است. در اين شهر، بازار حكم سر در بدن و مسجد جامع حكم قلب آن را ايفا مي‌كرد كه ارتباط منظمي با ديگر عناصر شهري اعم از محلات مسكوني، مراكز سياسي و نظامي شهر داشت.

د) نظريه اسلام و شهر
اين نظريه نيز در راستاي ديدگاه و نظريه اخير مطرح شده است؛ اما به دليل اهميت آن به صورت مجزا به آن مي‌پردازيم. در قرآن كريم در اشاره به مراكز جمعيتي دو نوع نگرش و معيار مطرح شده است كه يكي به مشخصات ظاهري شهر توجه دارد و ديگري به باطن و روح آن. كلماتي چون «قريه»، «مدين»، «مصر» و «حول» در ارتباط با ظاهر شهر و واژه «ام القري» در ارتباط با شهر مقدسي چون مكه استفاده شده است.
رياض حسن در مورد مبدأ ايجاد شهرهاي مسلمانان به دو سبك فرهنگي آنها اشاره مي‌كند. او ابتدا ويژگي‌هاي بدوي اجتماعات قبل از اسلام را بر مي‌شمرد و سپس به خصوصيات پيشرفته اجتماعات اسلامي مي‌پردازد. و با اين قياس بر آن است تا به اثبات نقش دين در شكل‌گيري اجتماعات مدني بپردازد. او بر اين عقيده است كه فرهنگ شهري نمي‌تواند بدون وابستگي به يك نظريه و چارچوب ماندگار به حيات خود ادامه دهد و انتقال از فرهنگ بدوي به فرهنگ شهري نيازمند ايده جديدي بوده كه اسلام آن را فراروي مسلمانان و جهانيان قرار داده است.
با توجه به اين تعابير نقش عمده مذهب در توسعه شهري انكارناپذير است، چرا كه «در حقيقت هر شهر محوري است از تجمع ارزش‌هايي كه تمدني را مي‌سازند و در نتيجه تصوير جهان را [بر اساس يك جهان‌بيني] به وجود مي‌آورند».
فوستل دوكولانژ نيز به عنوان يكي از پيشگامان نظريه تاريخي شهر بر اين عقيده است كه محوري‌ترين عاملي كه منجر به استقرار انسان گرديده نهاد دين بوده است كه كالبد شهر را با تأسيسات مذهبي متمايز مي‌سازد.
در انديشه قرآن نيز چه بسا بتوان این نکته را برداشت کرد که برپايي مدنيت و شكل‌گيري آن از سوي پيامبران به وسيله وحي بوده است. خداوند از زبان صالح پیامبر به قوم ثمود مي‌فرمايد:
... اي مردم، خداي يگانه را كه جز او خدايي نيست پرستش كنيد. او شما را از خاك بيافريد و براي عمارت و آباد ساختن زمين برگماشت... .
حضرت ابراهيم نيز هنگامي كه مأمور شدند تا خانواده خود را در مكه سكنا دهند، از خداوند خواستند تا آن سرزمين را مكان امني براي ايشان و اهل او قرار دهند. بر اساس اين آيات مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه مدنيت يكي از اصولي بوده كه در انديشه الهي به دقت به آن پرداخته شده است. و حتي برخي از اصول اصلي آن همچون امنيت به عنوان مهم‌ترين نياز جامعه و قداست به عنوان روح شهر مورد توجه واقع شده است. بر اساس نظريات ذكر شده مي‌توان گفت شهرهاي اسلامي شهرهايي هستند كه بر اساس سه عنصر مذهب، حكومت و تجارت شكل گرفته‌اند؛ اما تجلي كالبدي اين عناصر مسجد است كه شهر اسلامي بر اساس آن مركزيت مي‌يابد. اين شاخص در هر شهري كه منسوب به اسلام باشد مدنظر قرار خواهد گرفت. همان طور كه در شهر واسط نيز كارگزاران حكومت اسلامي آن را از نظر دور نداشته‌اند.
نظرياتي كه مطرح شد عموماً مرتبط با نحوه شكل‌گيري شهر اسلامي است و به همین دلیل می¬توان شهر واسط را هم در پرتو آن بررسی کرد، چرا كه مسلمانان به هنگام مكان‌يابي شهر به عوامل. جغرافيايي، فرهنگي و عقيدتي شهر توجه كردند. در ادامه به نحوه شكل‌گيري شهر واسط و تطبيق آن با نظريات مطرح شده مي‌پردازيم.

بين‌النهرين خاستگاه جغرافيايي شهر واسط
در هر تمدن، شهرنشيني پديده‌اي است اجتماعي كه در آن ويژگي‌هاي فرهنگي، سياسي، مذهبي و نوع تفكر جامعه ساكن در آن به صورت ملموس موجوديت مي‌يابد.
تمدن بين‌النهرين به عنوان يكي از كهن‌ترين تمدن‌هاي جهان ارتباط وسيعي با پديده‌ شهرنشيني دارد و همواره به عنوان جايگاه تمدن باستاني شناخته شده است. بين‌النهرين يا ميان دورود، ناحيه‌اي است در امتداد رودهاي دجله و فرات و بين آن، كه به دليل منابع آبي فراوان به سرزميني حاصلخيز و غني تبديل شده است. پس از ورود مسلمانان به بين‌النهرين اين سرزمين به دو ناحيه عراق و جزيره تقسيم شد. مسلمانان در اين سرزمين با دستاوردهاي مدني مردم آن آشنا شدند. و پس از انطباق با اصول اسلامي از آن‌ها بهره بردند و با استقرار در اين منطقه اقدام به ساخت شهرهايي چون بصره، كوفه، واسط، بغداد و سامرا نمودند.

شهرسازي اسلامي در بين‌النهرين
اعراب مسلمان پس از ورود به سرزمين بين‌النهرين. به بهترين نحو از دستاوردهاي آنها بهره بردند كه بارزترين آن شهرسازي اسلامي بوده است. البته اين امر بدين معنا نيست كه شهرسازي اسلامي كاملاً منطبق با مدنيت بين‌النهرين است، چرا كه مسلمانان قبل از آن با الگوي شهر اسلامي ـ مدينه ـ آشنا بوده‌اند.
آنچه وجه تمايز شهر اسلامي و شهرسازي بين‌النهرين را مشخص مي‌كند ارتباط و اتصال مسجد به عنوان يك نهاد مذهبي، دارالاماره به عنوان يك مركز سياسي و بازار به عنوان شاخصه اقتصادي شهر مي‌باشد. اين در حالي است كه در شهرهاي بين‌النهرين انفصال و جدايي پرمعنايي ميان قصر و معبد وجود داشت. البته در عصر كلداني‌ها به عنوان آخرين اقوام ساكن در بين‌النهرين باستان، بر اثر نفوذ آشوري‌ها تا حدي بين معبد و قصر ارتباط و پيوند برقرار گرديد.
نكته ديگر در خصوص بازار در شهر اسلامي و شهر بين‌النهريني است. در شهر اسلامي همجواري مسجد و بازار بارزترين ويژگي شهر اسلامي مي‌باشد كه يكي از ابداعات مسلمانان است؛ حال آنكه در شهرهاي بين‌النهرين بازار جزء كم اهميتي از شهر است كه ارتباط محدودي با معابد و اماكن مذهبي دارد.
نخستين تجربه ساخت شهر اسلامي در بين‌النهرين با ساخت كوفه و بصره آغاز گرديد. شهر بصره در زمان خليفه دوم به دست عُتبَة بن غَزوان بنا گرديد. شروع ساخت آن را در سال 14 ﻫ . دانسته‌اند. اين شهر در ابتدا با هدف ايجاد يك اردوگاه نظامي بنا شد، اما رفته رفته به شهري بزرگ تبديل گرديد كه مسجد و دارالاماره هسته مركزي آن را تشكيل مي‌دادند.
پس از بصره، دومين شهري كه مسلمانان بنيان نهادند، كوفه بود. اين شهر نيز در زمان خلافت عمر بن خطاب تأسيس شد. مكان‌يابي شهر برعهده فرمانده سپاه سعد بن ابي وقاص بود. اين شهر در سال 17 ﻫ. . بنا شد. معماري شهر كوفه ضمن تأثير‌پذيري از معماري مدائن داراي هويت اسلامي بود. مركزيت دادن به مسجد و اتصال نهاد مذهبي شهر به عناصر سياسي و اقتصادي آن از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين شهر مي‌باشد.
سبك معماري بصره و كوفه، به عنوان مهم‌ترين شهرهای اسلامي در سه قرن نخست ﻫ .، در زمان امويان مورد تقليد حجاج بن يوسف ثقفي قرار گرفت و او اين الگو را در شهر تازه تأسيس واسط پياده نمود.

موقعيت جغرافيايي شهر واسط
شهر واسط در سال 84 ﻫ. . به دست حجاج بن يوسف ثقفي و در زمان خليفه اموي عبدالملك ساخته شد. اين شهر در ميانه راه كوفه و بصره و در دو سوي دجله و فرات ساخته شد. پيش از اسلام نيز يكي از شهرهاي مهم دوره ساساني به نام «كسكر» در اين منطقه واقع شده بود. حجاج شهر جديدش را در يك موقعيت روستايي سرسبز ساخت و عمليات ساختماني و عمراني آن را با ساخت مسجد و ديگر تأسيسات شهري تكميل كرد. واسط خاكي بسيار حاصلخيز داشت و غله بغداد را تأمين مي‌كرد و به دليل وفور محصولات كشاورزي، بازارهاي آن نيز از رونق بسزايي برخوردار بود. و به دليل داشتن ماهي خشك كرده كه به آن «شِم» مي‌گفتند شهرت بسزايي داشت.
موقعيت جغرافيايي مساعد شهر سبب شد تا زمينه توسعه و گسترش آن فراهم گردد. نهرهايي چون نهر قريش، نهر سيب و نهر بردودي نيز بر رونق و آباداني اين منطقه افزود و محلات و مناطق متعددي به شهر واسط ضميمه گرديد كه معروف‌ترين آنها شهري به نام «رصّافه» بود كه در ساحل چپ واسط بنا گرديد و به معناي «سنگفرش» مي‌باشد. نهر بان يا نهر آبان نيز در نزديكي شهر واسط قرار داشت. اين نهر پس از جدا شدن از دجله به بطائح يا مرداب‌ها سرازير مي‌شد. شهرت اين نهر به آن اندازه بود كه شهري به همين نام در اطراف شهر واسط بنا گرديد. اين نكته بيانگر تأثير و تأثر عوامل جغرافيايي بر توسعه مدني بود.
ابن حوقل در وصف شهر واسط مي‌گويد:
بهشتي است كه در ميان حماه و كنِِّه قرار دارد و آن دو بر آن رشك مي‌برند و رودخانه‌هاي دجله و فرات بر آن مي‌بارد.

وجه تسميه شهر واسط
واسط را از اين¬رو واسط ناميدند كه وسط كوفه، بصره و اهواز بود و با هر كدام پنجاه فرسخ فاصله داشت. حجاج شهر را در دو طرف دجله ساخته بود با قراردادن قايق‌هايي قصد داشت دو محل را به هم متصل سازد.

مكان‌يابي شهر واسط
عموماً شهرها به صورت طبيعي شكل مي‌گيرند؛ اما در صورتي كه حكام يا امرا اقدام به تأسيس شهري جديد مي‌كردند، قطعاً به مكان‌يابي شهرها توجه مي‌نمودند. همان‌طور كه اشاره شد، آب به عنوان يكي از منابع حياتي نقش مهمي در شكل‌گيري اجتماعات بشري داشته و دارد. اما در گذشته به دليل عدم بهره‌گيري از صنعت و تكنولوژي، نقش اين عامل پررنگ‌تر و مؤثرتر بود و حكام در طراحي اوليه شهر به اين عامل توجه خاصي نشان مي‌دادند.
واسط از جمله شهرهايي است كه از حيث مكاني موقعيت مناسبي داشت. اصطخري در اين باره مي‌نويسد: «واسط بر دو كناره دجله واقع است. حجاج بن يوسف آن را بنا نهاده است و حصن حجاج آنجاست بر جانب غربي اندك مايه كشت دارد و شهر واسط شهري آبادان و پر نعمت باشد و هواي آن به از هواي بصره باشد. روستايي پيوسته و آبادان دارد». مقدسي نيز همين اوصاف را براي آن برشمرده است.


ساختار و ويژگي كالبدي شهر واسط
1. مسجد
سيماي شهر اسلامي تحت تأثير مفهوم كلي اسلام و جنبه تاريخي آن است. اگرچه به مرور زمان موقعيت‌هاي اقتصادي،‌ اجتماعي، سياسي و جغرافيايي اين جنبه تاريخي را تحت تأثير قرار داده و ريخت شهر را تغيير و كالبد جديدي را به آن بخشيده است. با وجود اين برخي از عناصر اسلامي به دليل كاركرد و نقش ماندگاري كه داشته‌اند، فارغ از تحولات و دگرگوني‌ها همچنان تداوم يافته‌اند. مسجد نمونه بارز اين مؤلفه‌هاست كه به عنوان جزو لاينفك كالبد شهر اسلامي مطرح مي باشد. بنايي كه معماري آن گواه و نمود وحدت در كثرت و يادآور يگانگي خداوند است.
كالبد شهرهاي اسلامي با مسجد و عناصر مذهبي شكل و سيماي خاصي مي‌يابد. در قرون نخستين اسلامي مسلمانان با بهره‌گيري از الگوي مدني كه پيامبر اكرم در مدينه منوره پياده نمودند، اقدام به شهرسازي كردند. پيامبراكرم  پس از ورود به يثرب در گام اول اقدام به تأسيس مسجد كردند. مسجدي كه قرآن بناي آن را بر پايه تقوا دانسته است. لذا حكام و فرمانروايان در طراحي شهرهاي نوبنياد خود همواره اين اصل را مدنظر قرار مي‌دادند. مسجد، قلب شهر اسلامي بوده است كه به سبب اين مكان‌گزيني مناسب ارتباط مستقيمي با ديگر عناصر فرهنگي، اقتصادي و سياسي داشته است.
دورنماي شهر واسط از همان ابتدا مشخص شده بود. حجاج بن يوسف ثقفي نيز در طراحي شهر واسط به اين اصول و ارزش‌هاي اسلامي توجه نمود و در اولين گام اقدام به تأسيس مسجد جامع نمود، چرا كه يكي از مهم‌ترين آيين‌هاي مسلمانان اداي نماز جمعه است كه اداي آن منوط به داشتن مسجد جامع مي‌باشد. به همين دليل مسجد جامع جزو لاينفك معماري اسلامي گرديده است. در شهر واسط مسجد جامع و دارالاماره در مركز شهر طرح‌ريزي شد تا ساكنان شهر به راحتي به آن دسترسي داشته باشند. اين شهر در ابتدا تنها يك مسجد جامع داشت؛ اما با پيشرفت و توسعه آن و گسترش محلات بر تعداد مساجد افزوده شد.

2. بازار
جامعه شناسان شهري زماني به عامل اقتصاد به عنوان يكي از مؤلفه‌هاي ساخت شهر پرداختند كه جوامع از اين حيث دچار عدم تعادل شدند و تضاد طبقاتي حاكم گرديد؛ اما در ابتدا اين عامل با اينكه مدنظر كارگزاران قرار مي‌گرفت، اما نقش محوري و كليدي در ساخت شهر نداشت. لذا در طول تاريخ شهرها يا بر مبناي ايدئولوژي پذيرفته شده يا بر اساس نيازهاي دفاعي و نظامي و يا به دليل حل معضلات اجتماعي و قومي ـ نژادي شكل مي‌گرفتند؛ ولي با گذشت زمان به دليل محور قرار گرفتن اقتصاد در توسعه و رشد صنعت، نظرياتي نيز بر اين اساس شكل گرفت. در شهرهاي اسلامي قرون نخستين انفكاك و جدايي ملموسي بين سه عنصر اصلي شهر يعني مسجد، دارالاماره و بازار وجود نداشت. و اين امر سبب رونق نسبي و متقابل هر سه عنصر مي‌گرديد.
شايان ذكر است كه مطالب ذكر شده دال بر بي‌اهميت بودن بازار در شهر نيست. بازار در يك شهر حكم ستون فقرات آن شهر را دارد؛ اما در ابتدا عموماً شهرها بر مبناي تجارت و فعاليت اقتصادي شكل نمي‌گرفتند. مسلمانان نيز در طراحي و ترسيم كالبد شهر فضاي مناسبي را به بازار اختصاص مي‌دادند. بازار در شهرهاي اسلامي به منزله مركز مهم اقتصادي ـ اجتماعي مي‌باشد. همزمان با گسترش اسلام و توسعه فتوحات مسلمانان، بازرگاني و تجارت به عنوان يك ضرورت در شهر مطرح گرديد. لذا در شهرهاي نوبنياد بر ساختار بازار و مكان‌يابي مناسب آن تكيه مي‌شد. همچون مسجد، اولين تجربه و الگو در زمينه تأسيس بازار نيز توسط پيامبر اكرم در اختيار مسلمانان قرار گرفت. ايشان با ساخت بازار «مهرقه» در مدينه و وقف آن براي مسلمانان ضمن ترويج سنت «وقف» در اسلام بر رفاه عمومي مردم افزودند. پس از آن در بصره و كوفه نيز بازارهاي مسقف ساخته شد و سنت نبوي تداوم يافت. براي شهر واسط نيز بازارهاي متعددي پيش‌بيني گرديد. به منظور جلوگيري از برخوردها و نزاع‌هاي قومي از همان ابتدا قطعه‌هاي بازار تفكيك گرديد. اين اقدام با تأكيد بر ساختار قبايل و توجه به همگن بودن آنها صورت گرفت.

3. محله
نظريه تقسيم كار اجتماعي يكي از مهم‌ترين ديدگاه‌هاي جامعه شناسي شهري است كه بر مبناي عملكرد مجزاي محلات مسكوني در عين حفظ اتحاد و انسجام و تمركز ساكنان بر منطقه و محله خود و تلاش در رونق و آباداني آن شكل گرفته است.
مصداق اين امر اهتمام حكام و كارگزاران حكومت اسلامي در تقسيم شهر واسط و واگذاري قطايع به قبايل گوناگون مي‌باشد. ضمن اينكه اين امر از تضاد احتمالي گروه‌هاي ناهمگن شهر نيز مي‌كاست.
بخش مسكوني شهر اسلامي را محله‌ها تشكيل مي‌دادند. محلات در شهر اسلامي ساختار ويژه‌اي داشتند كه برگرفته از الگوها و ارزش‌هاي اسلامي بود. حفظ هويت، مذهب و قوميت‌ها مرهون وجود محلات در بافت شهرهاي اسلامي بود. در هر محله ساكنان با زبان، مذهب، اصل و نسب واحد و مشترك در كنار يكديگر زندگي مي‌كردند كه پيامد آن بي‌شك كم‌ شدن فاصله فقير و غني و اجراي اصل مساوات و عدالت اجتماعي بود. در شهر اسلامي حريم خصوصي و حفظ حرمت خانواده اهميت بسزايي داشت؛ لذا شكل‌گيري نظام محله در صدر اسلام نمود خاصي يافت.
ايجاد محلات در شهرهاي اسلامي به سرعت زمينه پيشرفت و توسعه شهرهاي اسلامي را فراهم نمود، چرا كه اين امر منطبق با ساختار قبيله‌اي و سازگار با طبيعت آنها بود و حكام مسلمان نيز از همين امر در راه پيشرفت و توسعه شهر بهره بردند. حجاج نيز شهر را به محلات متعدد تقسيم كرد. او گروهي از دانشمندان و صاحبان حرف را به شهر واسط منتقل كرد و براي هر گروهي اقطاعي از شهر را اختصاص داد تا در آنجا به فعاليت بپردازند. مشابه اين عمل را منصور خليفه عباسي در بغداد انجام داد. به نظر مي‌رسد هدف آنها ترغيب صاحبان حرف، دانشمندان و تجار بوده است، چرا كه خدمات آن بافت شهر را زنده مي‌كرد و به تكامل و رونق آن كمك مي‌كرد.

4. دارالاماره يا قصر حكومتي
در ابتداي ظهور اسلام مدينه منوره به عنوان پايتخت حكومت اسلامي و مركز اداري اين حكومت محسوب مي‌گرديد؛ اما با گسترش فتوحات اسلامي ايجاد مراكز اداري يا پايتخت‌هايي براي اقليم‌هاي فتح شده ضروري به نظر مي‌رسيد و همين مسئله باعث شد تا شهرهاي جديدي برنامه‌ريزي و ساخته شوند كه بصره، كوفه، واسط، فسطاط و بغداد از اين قبيل‌اند. سپس براي هر يك از شهرهاي نوبنياد بنايي به نام «دارالاماره» ساخته شد كه به عنوان مركز سياسي و اداري شهر نقش مهمي را ايفا مي‌كرد.
در ابتدا دارالاماره در جوار مسجد جامع یا نزديك به آن ساخته مي‌شد، زيرا هر دو نهاد مكمل يكديگر بودند و سهم بسزايي در قدرت و ثبات حكومت ايفا مي‌كردند. اين امر در طراحي شهرهاي اسلامي به عنوان يك سنت تداوم يافت. البته بعدها به دليل شرايط سياسي و امنيتي و توجه به دستگاه‌هاي حكومتي، دستگاه‌هاي مذهبي را تا حدي به حاشيه برد. به خصوص زماني كه نظام حكومتي اسلام از صورت خلافت كه بر پايه شورا استوار بود، در آمد و در آغاز دوره امويان به صورت سلطنتي اداره مي‌شد. بغداد و واسط، نمونه بارزي از شهرهاي اسلامي بين‌النهرين هستند كه بر اين مبنا بنا شده‌اند؛ بغداد از حيث پايتخت شدن و واسط به دليل مركزيت اداري يافتن. قصر حجاج بن يوسف در مركز شهر و در كنار مسجد جامع بنا گرديد. اين خود دليلي است بر اينكه كاخ حاكم به عنوان مركز حكومت و مركز اداري آنها محسوب مي‌شده است. عبدالستار عثمان معتقد است حجاج به تقليد از معاويه كه قصر الاخضر دمشق را به عنوان مركز حكومت قرار داد به اين اقدام دست زد و قصر خود را مركز اداري شهر قرار داد.


5. معابر و راه‌هاي ارتباطي
خيابان‌ها و معابر از جمله تأسيساتي هستند كه به عنوان شريان ارتباطي، اجزاي مختلف شهر را به هم پيوند مي‌دهند. توجه به اين امر، هماهنگي و نظمي را در جامعه ايجاد مي‌كند كه زمينه‌ساز تكامل و توسعه مدني است.
پس از شكل‌گيري حكومت اسلامي در يثرب و اجتماع مسلمانان در اين شهر ـ به عنوان نخستين الگوي شهرسازي اسلامي ـ يكي از نيازهاي اصلي شهر ارتباط و تعامل عناصر ديني، سياسي و اقتصادي بود و مسلمانان نيز اين نياز را ناديده نگرفتند و شاهراه‌ها و معابر متعددي را براي شهر تعبيه كردند. در مدينة النبي شاهراه‌هايي در نظر گرفته شده بود كه از مركز شهر يعني از مسجد جامع به اطراف آن امتداد داشت. خيابان‌هاي اصلي و فرعي به گونه‌اي ساخته شده بودند كه محله‌هاي مسكوني مهاجرين و انصار را در بر مي‌گرفت و ساكنان شهر به راحتي به مسجد‌النبي دسترسي داشتند.
در شهر واسط نيز با توجه به معماري گذشته، راه‌ها و معابري تعبيه گرديد. نكته قابل توجه در طراحي خيابان‌هاي واسط كه در تداوم سنت نبوي بود، اتصال عناصر اصلي شهر و ارتباط كليه قسمت‌هاي شهر با مسجد جامع بود. معياري كه به عنوان يكي از اصول اصلي شهرسازي اسلامي ملحوظ گرديد. البته مركزيت دادن به مسجد جامع و اتصال كليه راه‌هاي ارتباطي تا زماني قابل حصول بود كه در شهر فقط يك جامع وجود داشته است؛ كما اينكه با گسترش شهرسازي اسلامي اين نكته ضروري و لازم تلقي نمي‌شد.

علت بناي شهر واسط
پس از تثبيت حكومت اموي و استقرار امنيت در عراق به وسيله حجاج به يوسف ثقفي، وي تصميم به ساختن شهري گرفت كه مركز اداري حكومت و مقر لشكريانش باشد. او اين شهر را در نزديكي كوفه و بصره بنا كرد، زيرا:
1. كوفه مركز حركت‌هاي انقلابي مخالف بود كه از آن جمله مي‌توان به شورش محمد بن اشعث و سركشي اشراف كوفه اشاره كرد.
2. حجاج مي‌خواست سربازان شامي را كه عبدالملك براي پشتيباني او فرستاده بود. در اين شهر ساكن كند تا با عراقي‌ها و لشكريان عراقي مخلوط نشوند، چون حجاج از اين مي‌ترسيد كه روحيه انقلابي به آنها سرايت كند.
بحشل در تاريخ واسط در اين باره مي‌گويد:
حجاج بن يوسف ثقفي درباره علت بناي شهر واسط گفته است مي‌خواهم ميان اين دو شهر [كوفه و بصره] شهر ديگري بنا كنم تا بتوانم به هر دوي آنها نزديك باشم، زيرا بيم آن دارم كه من در يكي از اين شهرها باشم و در شهر ديگر حوادثي رخ دهد و من از آن بي‌خبر بمانم و چون به سرزميني كه در وسط اين شهر واقع بود رسيد و گفت: اين وسط هر دو شهر است. سپس نامه‌اي به عبدالملك مروان نوشت و از او اجازه خواست تا در وسط اين دو شهر شهري جديد بنا كند.

مراحل ساخت شهر واسط
بررسي تاريخي اين شهر نشانه‌هايي را منعكس مي‌كند كه معماري اين شهر را نسبت به شهرهاي ماقبل خود متمايز مي‌سازد. حضور موالي در آن برهه زماني و تلاش حجاج بن يوسف ثقفي براي اسكان قبايل و سربازان با هدف جلوگيري از ادغام آنها با مردم عراق و عدم درگيري بين اصناف و قبايل، بر معماري شهر تأثير بسزايي داشت. اختصاص دادن مكان‌هاي مشخص به اصناف مختلف و تقسيم‌بندي بازار، ساختن قصر حكومتي در جوار مسجد به عنوان مركز اداري دولت و تسلط بر شهر، از جمله اقدامات عمراني هستند كه در پي سياست‌هاي حجاج در شهر واسط به كار گرفته شد. شهر واسط در مكاني نزديك به شهر «الحن» كنوني ساخته شد كه نقطه‌ايي ميان بصره و كوفه است.
بحشل در كتاب تاريخ واسط ساخت شهر واسط را در دو مرحله توصيف كرده است:
در مرحله اول كه سه سال به طول انجاميد، قصر حكومتي، مسجد و حصار شهر ساخته شد و خندق پيرامون آن نيز حفر گرديد.
مرحله دوم تا سال 87 ﻫ. . به طول انجاميد و براي اتمام آن خراج پنج ساله عراق را صرف آن كردند. سپس به گروهي از بزرگان كوفه فرمان داد تا در آن سكونت گزينند و به شاميان همراه خود دستور داد تا در ميان ايشان حائل شده و در پشت قصر حكومتي سكونت گزينند. فروشندگان مواد غذايي، پارچه‌فروشان، صرافان و عطاران را در سمت راست بازار و در جوار خرازها سكونت داد. صنعتگران را در سمت چپ بازار به طرف دجله و در كنار دروازه خرازها مستقر كرد. وي براي اصناف مختلف و تجار قطعه زميني تعيين و به آنها واگذار كرد. هدف اين بود كه اصناف با يكديگر مخلوط نشود. سپس دستور داد كه براي هر صنفي يك صراف تعيين شود. براي قصر خود چهار دروازه قرار داد كه عرض راه‌هايي كه از اين درها عبور مي‌كردند هر كدام هشتاد ذرع بود. در قسمت شرق شهر گورستاني براي مردم اختصاص داد. سپس پلي بنا كرد و سكه زد و با تكيه بر شمشير بر اريكه قدرت نشست.

رونق و آباداني شهر واسط
شهر واسط در عصر حجاج بن يوسف ثقفي از رونق و آباداني زيادي برخوردار بود و در عصر خلفاي اموي و عباسي از شهرهاي معروف عراق به حساب مي‌آمد.
بسياري از جغرافي‌دانان شهر واسط و موقعيت جغرافيايي آن را وصف كرده و علت رونق و آباداني آن را نيز در همين امر دانسته‌اند. لسترنج در این باره اظهار داشته است که: در اواخر قرن 8 ﻫ . واسط مكرراً به عنوان نقطه مهمي درلشكركشي‌هاي امير تيمور ذكر شده است.
ابن بطوطه نيز مي‌گويد:
واسط شهري است زيبا، داراي باغ‌هاي فراوان و درختان بسيار. اين شهر رجال معروفي تربيت كرده كه زنده‌شان وسيله هدايت مردم و مرده‌شان مايه عبرت آنان است. مردم واسط از بهترين مردمان عراق بلكه به طور مطلق بهترين مردمان آن نواحي‌اند. اغلب آنان قرآن را از حفظ دارند و تجويد را با قرائت صحيح و خوب بلدند، به طوري كه از شهرهاي ديگر عراق براي آموختن تجويد به آن شهر مي‌روند. در قافله‌اي هم كه بوديم عده‌اي به همين منظور به واسط مي‌رفتند. واسط شهر بزرگان و فقها به شمار مي‌رود.
البته گزارش ابن بطوطه متعلق به سال 725ﻫ . است؛ اما با مطالعه سفرنامه وي مي‌توان به اهميت شهر واسط و نقش مسلمانان در آباداني و عمران آن در قرون اوليه پي برد. معماري مساجد و مناره‌هاي شهر واسط نيز به سبك معماري گذشته مسلمانان تداوم يافت و اين امر بر رونق شهر افزود.

ايمن‌سازي شهر واسط
امنيت براي تكوين جامعه اسلامي از نيازهاي اوليه به شمار مي‌رود. در تمدن اسلامي ساخت حصار، برج، قلعه و استحكامات شهري از اهداف و نيازهاي مهم يك شهر تلقي مي‌شد. واسط يكي از مهم‌ترين شهرهاي اسلامي است كه از همان آغاز تأسيس به استحكام دفاعي آن توجه شده است. شهر با تجهيزاتي چون خندق و بارو محافظت مي‌گرديد و از ابتدا صورت يك شهر نظامي را به خود گرفت تا نياز سربازان فاتح خود را برآورده سازد.
با گسترش فتوحات ساختن برج و بارو براي شهرهاي تازه تأسيس اقدامي ضروري‌تر به نظر مي‌رسيد؛ به خصوص در شهرهايي كه با انگيزه دفاعي و نظامي نيز ايجاد شده بودند. شهر واسط نيز از زمره همين شهرها بوده است كه به حصار كشي و برج و باروي آن اهميت زيادي داده شد. راه‌هاي ارتباطي شهر واسط نيز نقش مهمي در ايمني آن داشت. در امتداد هر يك از دروازه‌ها، خياباني اصلي كشيده شده بود كه به مسجد جامع و قصر حكومتي در مركز شهر ختم مي شد؛ اما انتخاب موقعيت شهر در وسط راه بصره و كوفه با هدف كنترل دو شهر صورت گرفته بود تا از اختلاط سپاهيان شام با مردم كوفه و بصره جلوگيري شود.
ابتكار مسلمانان در ايمن‌سازي شهر سبب شد تا واسط به يك مركز اداري قدرت‌مند تبديل شود و قدرت امويان در سرتاسر عراق تثبيت گردد و به راحتي بتوانند شورش‌هايي كه دولت امويان را تهديد مي‌كرد سركوب كنند. اما با انتقال حكومت به عباسيان و تغيير مسير دجله اين شكوه و آباداني رو به افول گذاشت و بسياري از عناصر مدني آن رو به ويراني نهاد. امروزه خرابه‌هاي شهر واسط «المناره» نام دارد كه شامل منطقه وسيعي است كه در امتداد دو جانب بستر قديم دجله كه امروزه به «دجيبه» معروف است، واقع شده است.

نتيجه‌گيري
اسلام براي زندگي پيروان خود قوانين منسجمي دارد كه از يك سو آسايش حيات اخروي و از سوي ديگر رفاه، آسايش و امنيت را براي آنان به ارمغان مي‌آورد. يكي از نيازهاي بشر كه در دين اسلام به آن توجه وافري شده و براي آن اصول معيني پيش‌بيني گرديده زندگي مدني است. شهرسازي اسلامي منطبق با معماري اسلامي و الهام گرفته از ارزش‌هاي اسلامي مي‌باشد. شهر واسط نمونه‌اي از شهرهايي است كه كالبد فيزيكي آن ماهيت اسلامي يافت.
از آنچه گفته شد مي‌توان چنين نتيجه گرفت:
1. ايجاد شهر يكي از بزرگ‌ترين تحولات فرهنگي زندگي انسان بوده است كه موجب دگرگوني در روابط متقابل انسان‌ها گرديده است.
2. یکی از مهمترین نظریه¬های ساخت شهری این است که ساخت و طراحي شهرها بر مبناي ايدئولوژي حاكم بر سكونت‌گاه‌ها ايجاد مي‌شود و شهر اسلامي نيز از اين امر مستثنا نيست. علاوه بر اين مي‌توان شهرهايي را نيز نام برد كه ضمن توجه به عامل دين بر مبناي نظريه ساخت طبيعي شهر يا تكيه بر مؤلفه‌هاي جغرافيايي نيز شكل گرفته باشند كه شهر واسط نمونه‌اي از اين گونه شهرهاست.
3. شهرسازي اسلامي بر اساس اصول برگرفته از قرآن و سيره رسول الله  تداوم يافته است.
4. كالبد شهر اسلامي متأثر از ارزش‌هاي اسلامي است، چرا كه تداوم فرهنگ اسلامي نيازمند فضايي است كه متناسب با ايده‌هاي آن باشد.
5. شهر واسط نمونه بارز شهرهايي است كه سه مؤلفه و عنصر اصلي شهر اسلامي(مسجد، بازار و دارالاماره) را دارا است. اتصال مساجد، بازار و دارالاماره از مهم‌ترين شاخصه‌هاي اين شهر مي‌باشد.
6. در شهر واسط تفكيك محلات و اسكان قبايل همگن با هدف ممانعت از كشمكش‌هاي احتمالي ميان قبايل صورت گرفت كه پيامد مفيد ديگري نيز به دنبال داشت و آن رقابت محلات و رشد فزاينده شهر بوده است.
7. ايجاد محلات در شهرهاي اسلامي گوياي اهميت حريم خصوصي خانواده در نظام اسلام مي‌باشد.
8. رويارويي اعراب با موالي، توقف فتوحات و تضعيف روحيه نظامي در بين مسلمانان از مهم‌ترين زمينه‌ها و علل شكل‌گيري شهر واسط بوده است.
9. شهرسازي در واسط متأثر از دستاورد شهرهايي چون مدينه، بصره و كوفه بوده است كه البته دو شهر اخير تا حدي تحت تأثير تمدن ايراني بين‌النهرين بودند.




پی نوشت ها
. محمدكاظم مكي، تمدن اسلامي در عصر عباسيان، ترجمه محمد سپهري (تهران: سمت، 1383) ص 21.
. روث وايت هاوس، نخستين شهرها، ترجمه مهدي سحابي (تهران: نشر فضا، 1369) ص3.
. محمد عبدالستار عثمان، مدينه اسلامي، ترجمه علي چراغي (تهران: 1376) ص 19، به نقل از: مصطفي موسوي، العوامل التاريخیه لنشأة و تطور المدن العربيه الاسلاميه (دارالرشيد، 1982 م) ص 355.
. ابن منظور، لسان العرب (بيروت: داراحياء التراث العربي، 1408 ق) ج 3، ص 55.
. شمس¬الدین مقدسي، احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم (داراحياء الدراس العربي، فرع اول، 1408 ق) ص 48.
. سعيد دركوش عابدين، درآمدي بر اقتصاد شهري (تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1383) ص 53.
. Philip. M. Hauser, The study of Urbanization. An Overview, united states of America, Chicago, 1965; 23.
. روث وايت هاوس، پيشين، ص 40.
. Paul Hofer.
. حسين پاپلي يزدي و حسين رجبي سناجردي، نظريه‌هاي شهر و پيرامون (تهران: سمت، 1387) ص 50.
. حسين شكويي، «بررسي نظريه‌هاي مربوط به پيدايي شهرها»، مجله رشد آموزش جغرافيا، ش 16، زمستان 1376.
. حسين پاپلي يزدي، پيشين، ص 106.
. همان، ص 111 ـ 112.
. اعراف (7) آيه 82 ـ 85؛ عنكبوت (29) آيه 67 و انعام (8) آيه 92.
. Cater Harloa, An Introduction to urban Historical Geography, Lodon and New York Reprintad, p. 7, 1989.
. نجم الدين بمات، شهر اسلامي، ترجمه محمد حسين حليمي و منيژه اسلامبولچي (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1369) ص 97.
. پرويز پيران، «ديدگاه‌هاي نظري در جامعه شناسي شهر و شهرنشيني (مكتب تاريخ نگاري و آرمانشهري)، مجله اطلاعات سياسي اقتصادي، ش 47 ـ 48.
. هود (11) آيه 61.
. بقره (2) آيه 126.
. اصغر منتظرالقائم، «جايگاه مسجد و نقش آن در شهر اسلامي»، مجموعه مقالات نخستين همايش آرمان شهر اسلامي، به اهتمام اصغر منتظرالقائم (اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1387) ص 443 ـ 444.
. لادن اعتضادي، «نقش مسجد در ساختار شهرهاي مسلمان‌نشين»، ماهنامه مسجد، ش 44 (خرداد و تير 1378) ص 67.
. دان ناردو، بين‌النهرين باستان، ترجمه سهيل سمي (تهران: ققنوس، 1385) ص 9.
. هشام جعيط، كوفه شهر اسلامي، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم (مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372) ص 189.
. همان، ص 190.
. محمد بن جرير طبري، تاريخ الرسل و الملوك (بيروت: موسسه اعلمي، 1409 ق) جزء سوم، ص 90.
. همان، ص 148.
. احمد بلاذري، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش (بنياد فرهنگ ايران، 1342) ص275.
. احمد بن ابي يعقوب، تاريخ يعقوبي، ترجمه محمدابراهیم آيتي (تهران: انتشارات علمی فرهنگی، 1374) ص 230 ـ 231؛ ابوالقاسم عبیدالله ابن خرداذبه، مسالك و ممالك، ترجمه سعيد خاكرند (تهران: ميراث ملل، 1371) ص 4، ابوالقاسم بن حوقل، المسالك و الممالک (بی¬جا، چاپ ليدن، 1872 م) ص 162.
. مقدسي، پيشين، ص 106 ـ 107؛ ابواسحاق ابراهيم اصطخري، مسالك و ممالك، ايرج افشار (بي‌جا: انتشارات علمي و فرهنگي، 1368) ص 83؛ انور رفاعي، تاريخ هنر در سرزمين اسلامي، ترجمه رحيم قنوات (مشهد: جهاد دانشگاهي، 1377) ص 26 ـ 27.
. گی لسترنج، جغرافيايي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي، ترجمه محمد عرفان (تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1373) ص 42.
. مقدسي، پيشين، ص 128.
. همان.
. ابن حوقل، پيشين، ص 215.
. ابن خرداذبه، پيشين، ص 194؛ مقدسي، پيشين، ص 107؛ اصطخري، پيشين.
. حسين پاپلي يزدي، پيشين، ص 68.
. اصطخري، پيشين.
. مقدسي، پيشين، ص 106.
. رسول رباني، جامعه شناسي شهري (تهران: سمت و دانشگاه اصفهان، 1381) 134.
. ابن سعد، الطبقات الكبري (بيروت: دارالصادر، بی¬تا) مجلد اول، ص 236.
. توبه (9) آيه 108.
. احمد اشرف، «ويژگي‌هاي تاريخي شهرنشيني در ايران دوره اسلامي»، نامه علوم اجتماعي، سال اول، شماره اول، (1353)، ص 50 ـ 80.
. محمد عبدالستار عثمان، پيشين، ص 77.
. محمد بن عمر واقدي، المغازي، تحقيق مارسدن جونز (بيروت: موسسه اعلمي، 1409 ق) جزء دوم، ص 760.
. احمد بلاذري، پيشين، ص 217.
. محمد عبدالستار عثمان، پيشين.
. اميل دوركيم، تقسيم كار اجتماعي، ترجمه حسن حبيبي (انتشارات قلم، 1359) ص 384 ـ 385.
. مسعود خيرآبادي، شهرهاي ايران، ترجمه حسين حاتمي نژاد (نشر نيكا، 1376) ص 107.
. محمد عبدالستار عثمان، پیشین، ص 121.
. همان، ص 115.
. همان، ص 77.
. همان، ص 57.
. اسلم بن سهل الرزاز الواسطی بحشل، تاريخ واسط، تحقيق كوركيس عواد (بيروت: عالم الكتب، 1406 ق) ص 39.
. محمد بن جرير طبري، پيشين، جلد چهارم، ص 560.
. بحشل، پيشين، ص 38.
. انور رفاعي، پيشين، ص 26 ـ 27.
. همان.
. لسترنج، پيشين، ص 43.
. ابن بطوطه، تحفة النظار في غرائب الامصار و عجائب الاسفار (قاهره: بی¬نا، 1370 ق) ص 226 ـ 227.
. محمد عبدالستار عثمان، پيشين، ص 135.
. همان.
. لسترنج، پيشين.