خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

اگر روزى اسلام ، آن طور كه محمد (ص) تعريف مى كند پياده شود ، دنيا خيلى زيبا خواهد بود
صفاوردی سوسن

در جمع ميهمانان اولين هم انديشى بين المللى حضور زن در سينماى معاصر, مورخ 6 اسفندماه 75, زنان فيلمساز, كارگردان و منتقد سينمايى از 15 كشور جهان شركت داشتند. ميهمانانى كه برخى براى شركت در اين سمينار, تلفنهاى تهديدآميز مبنى بر عدم شركتشان در اين سمينار كه براى اولين بار, آن هم از سوى ايران اسلامى برگزار مى شد, دريافت كرده بودند. مخالفين نظام اسلامى به محض دريافت خبر سمينارهاى بين المللى كه امكانى جهت ايجاد موانع و دلسردى مدعوين به عمل مىآورند, تا مبادا چهره منافق پيشه آنان برملا شود و اخبار كذبشان ديگر بازارى نيابد. آنچه مسلم است برگزارى چنين سمينارهايى به لحاظ بعد بين المللى و با توجه به تبليغات مسموم دنياى مستكبر در مورد نظام جمهورى اسلامى بويژه زن مسلمان ايرانى, مى تواند بسيار موثر باشد, به شرط آنكه هدف فراموش نشود و در انتقال ارزشها و واقعيات اسلام و نظام اسلامى نهايت تلاش به عمل آيد.
تبليغات جهانخواران غربى در رابطه با ايران اسلامى و زن مسلمان ايرانى چنان گسترده است كه كمتر كسى از تإثير اين تبليغات بر روح و روانش مى تواند در امان باشد. لذا برنامه هاى حساب شده و از پيش طراحى شده بايستى چنان قوى اعمال شود تا در فرصت كم به دست آمده بتوان حداقل استفاده ممكن را به دست آورد, حتى اگر شده براى سه روز.
برخورد عده اى از ميهمانان خارجى و نگاههاى متعجب آنان در اين گردهمايى نيز حاكى از تإثيرات مثبتى بود كه در طى آن انتقال داده شده بود اما عدم نظم و مديريت قوى كه بتواند از عهده مصاحبه مطبوعاتى با خبرنگاران برآيد, از اين فرصت به نحود شايسته استفاده نشد و حتى موجب اعتراض چند تن از ميهمانان گرديد. بايستى باور داشت كه ما در صورت برنامه هاى محكم و ثابت قدم بودن و به واسطه پشتوانه اجراى قوانين الهى و ارزشهاى اخلاقى معنوى, حرف براى گفتن زياد داريم و هر گاه از همسويى با ارزشهاى غربى پرهيز كرده و از جنبه انفعالى با دنياى غرب برخورد نكنيم, قدر مسلم برگ برنده را در دست خواهيم گرفت.
خانم رگينه كورنرRegine korner)) )), عكاس, خبرنگار نشريات زنان و تهيه كننده فيلمهاى مسايل مربوط به زنان از جمله شركت كنندگان در سمينار زن سينماى معاصر, از ميهمانانى است كه پس از 16 سال اخبار كذب و مغرضانه نشريات آلمان خصوصا نشريات زنان, امروز اين فرصت را به دست آورده است تا از نزديك با زن مسلمان ايرانى آشنا شود, زنى كه ساليان سال وحشتناك ترين اخبار را در باره او شنيده است, چگونه محصور است, پيچيده در چادر سياه, فاقد هر گونه حق و حقوق اوليه انسانى, همانند زندانى, برده و اسير دست شوهر و بدون هيچ گونه حق مشاركت و حضور اجتماعى و محروم از دستيابى به مدارج علمى و ...!!
نگاههاى متعجب او و فلاش دوربين اش مرتب برق مى زند و توجه هر بيننده اى را به خود جلب مى كند. اگر آن اخبار كه سالها پس از پيروزى انقلاب توسط خبرنگاران و سياستمداران غربى از زن مسلمان ايرانى انتقال داده شده بود, صحت داشت, پس اينجا چه مى گذرد؟ و اينان چه كسانى هستند؟!
اگر زنان ايرانى محصور هستند, پس اين همه زن مجرى و دست اندركار اعم از مدير, پزشك, نماينده مجلس, هنرپيشه, كارگردان ... از كجا آمده اند؟
اگر زنان حق مشاركت اجتماعى ندارند, پس اين همه حضور از جانب چه كسى است؟
با او به گفتگو مى نشينيم تا دريابيم در پس نگاههاى كنجكاوانه و متعجب او چه اسرارى و چه ناگفتنيهايى وجود دارد.
به محض گفتگو اولين سوال را با تعجب كامل از طرف ايشان مى شنوم كه, اوه, شما آلمانى هم حرف مى زنيد؟
ـ بلى, زبان اول بنده آلمانى است و انگليسى, زبان دوم است.
صورتش پر از خنده مى شود و جواب مى دهد: عالى است.
مى پرسم مى توانم با شما مصاحبه اى داشته باشم, جواب مى دهد: با كمال ميل, اما دوست ندارم راجع به مسايل سياسى حرف بزنم, شما كه مى فهميد؟ جواب مى دهم: اوه, بلى!

ـ ظاهرا اين اولين سفر شما به ايران است. لطفا راجع به احساس و برداشت خود از اين سفر براى ما بگوييد؟
ـ بلى, اين اولين بار است كه به ايران سفر كرده ام و بسيار خوشحال هستم.

ـ چگونه از برگزارى اين سمينار مطلع شديد؟
ـ از طريق دوستان. بلافاصله سعى كردم, آدرس برگزاركننده را پيدا كنم و همان شب به محض اطلاع به ايران فاكس زدم. دفعه اول جوابى نيامد, دوباره فاكس زدم به انجمن همبستگى و اين بار خانم هاشمى برايم دعوتنامه فرستاد. اصلا فكرش را هم نمى كردم, فقط يك نصف روز فرصت داشتم تا تداركات سفر را از قبيل ويزا, تهيه بليط و غيره را انجام دهم, زيرا كه فرداى همان روز سمينار برگزار مى شد. و اين خبر زمانى به دستم رسيد كه من در اجلاس مهمى بودم اما ديدن ايران چنان برايم جذاب بود كه بلافاصله تمامى دوستانم بسيج شدند تا من بتوانم به اين مسافرت بيايم.

ـ شما در بين صحبتهايى كه با هم داشتيد اشاره كرديد, 20 سال است خبرنگار هستيد؟ با توجه به اينكه متإهل هستيد و صاحب فرزند, بفرماييد چگونه مى شود كار و فعاليت اجتماعى را هماهنگ كرد؟
Re ـ اوه, بلى, بايستى بگويم كه اين امر البته خيلى مشكل است و ما نيز همانند تمامى زنان دنيا با اين مشكل درگير هستيم كه چگونه سه نقش همسر, مادر و فعاليتهاى اجتماعى را كنار هم بگذاريم. از آنجايى كه هر نقش وظايف مخصوص به خود را مى طلبد, مثلا وظيفه مادرى با وظيفه همسردارى متفاوت است و وظايف اجتماعى كه جاى خود دارد. زندگى در يك خانواده بزرگ, والدين, فرزندان و نوه ها اين امكان را براى من به وجود آورده است, به اين ترتيب كه كارها در بين افراد خانواده تقسيم شده است و هر كس به ديگرى كمك مى كند, فقط در صورت تقسيم كارها است كه مى شود به فعاليت ادامه داد.

ـ فرصت را غنيمت مى شمارم و سعى مى كنم سوالها را در جهت خاص مورد نظر خود مطرح كنم. آن طور كه مطلع شديم, شما خبرنگار چندين نشريه زنان هستيد. همان طورى كه خودتان واقف هستيد, نشريات خصوصا نشريات زنان در اروپا, تصوير مثبتى از زن مسلمان ايرانى به جامعه نمى دهند; با توجه به اينكه شما خبرنگار نشريات زنان هستيد, خيلى مايلم بدانم تصويرى كه شما در حال حاضر مشاهده مى كنيد با تصويرى كه شما در اروپا ديده ايد و شنيده ايد, چه فرقى دارد و برداشت شما چيست؟
Re ـ اين دقيقا همان مطلبى است كه باعث شد من به ايران سفر كنم, زيرا دلم مى خواست كه خودم از نزديك موقعيت را ببينم و تصوير مثبتى از زن مسلمان ترسيم كنم. به همين دليل من به كشورهاى اسلامى سفر كردم و كلا سعى دارم خود را از قضاوتى كه غرب در اين مورد دارد جدا كنم, به همين دليل سفر به دمشق نيز داشته ام. در آنجا عربى ياد گرفتم و قرآن را سعى كردم بشناسم. من معتقد هستم بايستى با زنان ارتباط برقرار كرد و اين ارتباط را در اينجا خيلى مثبت مى بينم. زنان خيلى روشن و خوش فكر هستند و من اطلاعات زيادى به دست آوردم كه مى توان تصويرى را كه در اين رابطه در غرب وجود دارد كاملا تصحيح كرد.

ـ شما از مطالعه قرآن و آشنايى نزديك با اسلام گفتيد, خوب پس از اين آشنايى به نتيجه اى رسيديد؟
Re ـ من فكر مى كنم, اگر روزى اسلام آن طور كه محمد(ص) آن را تعريف مى كند پياده شود, دنيا خيلى زيبا خواهد بود و من آرزو مى كنم چنين روزى برسد.

ـ (به نظر مى رسد اين حرف نيز ناشى از تإثير تبليغات مسموم غرب در مورد اسلام و تصوير دوگانه اى است كه آنها اسلام را به بنيادگرا و اسلام صلح طلب تقسيم مى كنند و در اين تقسيم تمامى كسانى كه عليه ظلم غرب قيام مى كنند و به دنبال آزادى هستند بنيادگرا و آنان كه تنها به نماز و روزه و عبادات فردى خويش مشغول هستند و غافل از دنياى اطراف خويش, داراى اسلام مطلوب و صلح طلب!)
براى آنكه موضع گيرى نكرده باشم, اين سوال را كه اسلام محمد(ص) با اسلام حاضر چه فرقى دارد, رها مى كنم و از او مى پرسم; همان طورى كه مى دانيد من سالها در آلمان زندگى كرده ام و اوضاع جامعه اروپايى و تصويرى كه از زن مسلمان خصوصا زن مسلمان ايرانى داده مى شود كاملا باخبر هستم. شما نيز مى دانيد كه زنان ايرانى على رغم حضور فعال و فعاليتهاى گوناگون, شديدا مورد انتقاد قرار مى گيرند در حالى كه شما نيز شاهد هستيد كه پوشش آنان هيچ گونه ممانعتى براى آنان ايجاد نمى كند, پس اين همه تهاجم از سوى غرب براى چيست؟
Re ـ مطمئنا, يكى از علتها اين است كه ما اطلاعاتمان در اين مورد بسيار كم است و اينكه در طول تاريخ كلا يك مرزى بين مسلمانان و مسيحيان كشيده شده است. البته اين ديگر در حال حاضر دليل موجهى نيست زيرا كه ما قادر هستيم به برقرارى رابطه و مسافرت جهت كسب اطلاع از ديگر كشورها. همان طورى كه مشاهده مى شود كه من چقدر آسان توانستم به ايران بيايم و امكان تبادل افكار و ايده ها برايم به وجود آمد.

ـ خيلى مايلم بدانم پس از برگشت به كشورتان چه مقدار از اين تصويرى را كه در ايران به دست آورده ايد در نشرياتى كه با آنها همكارى مى كنيد, انتقال خواهيد داد؟
Re ـ مطمئنا همه از اين امر و مسايلى كه ديدم باخبر خواهند شد.

ـ خيلى خوشحال خواهم شد اگر نسخه اى نيز براى من بفرستيد.
Re ـ طبيعى است كه شما هم مى توانيد از آن داشته باشيد, زيرا من آنچه را كه مى گويم حتما به رشته تحرير درخواهم آورد.

ـ نه سوءتفاهم نشود, فقط از روى كنجكاوى و علاقه مايل هستم يك نسخه داشته باشم.
Re ـ خواهش مى كنم, من فكر مى كنم, كنجكاوى يك عامل مهم براى همكارى است كه ما انجام مى دهيم براى زنان در كشور ما و براى زنان ايران. من خودم واقعا كنجكاو بودم و مى خواستم ببينم كه زير چادر چه خبر است! و واقعا خيلى چيزها وجود دارد كه من به آن پى بردم.

ـ من و شما يك خبرنگار هستيم. من فكر مى كنم مسووليت خبرنگاران مخصوصا كسانى كه در رسانه هاى عمومى كار مى كنند, خيلى بزرگ است و اينان كسانى هستند كه مى توانند ملتها را به هم نزديك كرده و يا برعكس از هم دور كنند, عقيده شما در اين مورد چيست؟
Re ـ البته من فكر مى كنم اين خبرنگاران نيستند بلكه سياستمداران هستند.

ـ طبيعى است كه آنها تعيين كننده خط هستند و در اين مسايل دست دارند.
Re ـ راجع به كار سياستمداران, خبرنگاران اظهارنظر مى كنند و خبرنگاران همانند همه انسانها هستند. عده اى از آنها توانا و صلاحيتدار هستند و عده اى كه از توانايى و صلاحيت كمترى برخوردار هستند اما جريان اصلى از طرف سياستمداران هدايت مى شود.

ـ مى توانم سوالم را به گونه ديگرى طرح كنم. آيا شما اين آزادى را داريد كه آنچه را اينجا ديده ايد, آزادانه به تصوير بكشيد!
Re ـ صد در صد آزاد و بدون هيچ گونه محدوديتى.

ـ اگر هر كسى اين مسووليت را جدى بگيرد و تصوير به دست آمده را به طرز صحيح انتقال دهد, چرا كه خود صحيح انتقال دادن مطالب و مسايل خيلى مهم است.
Re ـ البته اين درست است و مسايل بايستى به درستى نيز تفسير شود, اما من كاملا آزاد هستم و از هر چيزى بيشتر اين آزادى برايم اهميت دارد.

ـ (اگر اين آزادى واقعا وجود دارد, چرا ايشان در اول مصاحبه گفتند مايل نيستند راجع به مسايل سياسى) حرف بزنند!! اما نمى خواهيم موضع گيرى كرده باشيم.
ـ فكر مى كنيد برگزارى چنين گردهماييهايى مى توانند گامى در جهت رفع كمبود اطلاعات باشد و يا اينكه در اين رابطه مسايل ديگرى نيز وجود دارد؟
Re ـ نه, من واقعا بر اين عقيده هستم كه فقدان تبادل افكار و ديالوگ (گفتگويى دو نفره) انتقادى آشكار بايستى از ميان برداشته شود و ما بايستى با يكديگر صحبت كنيم. من همين الان يك صحبتى با ناظر يونسكو در اين سمينار داشتم. او گفت كه تمامى سعى اش را خواهد كرد تا چنين برنامه هايى ادامه داشته باشد و من بى نهايت خوشحال خواهم شد كه در فرصتهاى بعدى با زنان بيشترى آشنا شوم. چون در اولين آشنايى كه خيلى ارتباطات به وجود آمد, در سفر بعدى حتما مى توانم راحت تر عمل كنم.

ـ شما از ديالوگ صحبت كرديد; آيا با من هم عقيده هستيد كه آنچه در غرب انجام مى شود بيشتر يك مونولوگ (گفتگوى يكنفره) است و نه يك ديالوگ؟ زيرا كه ديالوگ زمانى انجام مى شود كه دو نفر با يكديگر صحبت كنند و تبادل افكار داشته باشند. اما دنياى غرب در خصوص اسلام يك مونولوگ انجام مى دهد و همه چيز را از ديدگاه خود مى بيند.
Re ـ درست است, من فكر مى كنم اين ارتباط دارد به همان تصوير دشمنانه اى كه در طى سالها وجود داشته و من با اين, در جريان كار خودم نيز برخورد داشته ام. من براى اينكه بتوانم پيش داوريها را به كنار بزنم و مجهز به اين مسإله برخورد كنم, همان طور كه گفتم زبان عربى ياد گرفتم و قرآن را مطالعه كردم, و من مى بايستى خيلى انتقادات را بپذيرم و با آنها دست و پنجه نرم كنم. اما من وابسته به هيچ جا نيستم و سعى خواهم كرد آنچه را كه درست است و صحيح به ديگران انتقال دهم.

ـ فكر نمى كنيد كه زمان آن رسيده است كه غرب به اين فكر بيافتد كه مى تواند از اسلام و ايران چيزهايى ياد بگيرد. به طور مثال در خصوص مسايل زنان, خانواده و ارزشهاى اخلاقى, چيزهايى كه براى حل بسيارى از بحرانها و مشكلات دنياى غرب مفيد است؟
Re ـ همان طور كه گفتم ما بايستى با هم به يك ديالوگ بپردازيم. به يك تبادل, ميان افكار غربى و افكار اسلامى. و فكر مى كنم چيزى كه از آن براى هر دو گروه حاصل شود, خيلى مثبت باشد. البته طبيعى است كه نمى توان پيش بينى كرد.

ـ آخرين سوال من, عده اى از ميهمانان ابراز مى داشتند كه تلفنهاى تهديدآميز مبنى بر عدم شركتشان در اين سمينار داشته اند و اينكه مسافرت به ايران يك ريسك است در ايران آزادى نيست و شما نمى توانيد راحت مطالب خود را بازگو كنيد و ... شما هم از سفر منع شديد؟!
Re ـ نه من در اين مورد چيزى نشنيدم, البته من از دوستان ايرانى كه داشتم نظرشان را پرسيدم و آنها مى گفتند, تجربه اى خواهد بود و من بهتر است در هر حال اين سفر را انجام بدهم.

ـ خوب, با توجه به شروع جلسه بعدى وقتتان را نمى گيرم و كمال تشكر را دارم از اينكه در گفتگوى ما شركت كرديد و به اميد همكارى و مشاركت كه بتوانيم ملتها را به يكديگر نزديك كنيم.
Re ـ اين تنها آرزو و هدف من است, زيرا كه دنيا فقط به اين امر نياز دارد.
و غير مستقيم در امور كشاورزى مشاركت و دخالت دارند. على الخصوص در روستاهاى استانهاى گيلان و مازندران كه سهم زيادى را در توليد محصولات برنج, چاى و در چيدن و بسته بندى مركبات و برداشت پنبه به خود اختصاص مى دهند. علاوه بر آن بر اساس بررسيهاى انجام شده در مزارع خانوادگى شمال كشور ميزان فعاليت زنان در امور كشاورزى تا 75% نيز مى رسد.)) (1)
به اين ترتيب, مى توان قاطعانه اظهار داشت كه نظامهاى ترويجى بخصوص در كشورهاى جهان سوم از بعد انسانى و توسعه انسانى دچار غفلت بوده است. بارها گفته شده, ((ترويج)) به دليل فقدان منابع كافى, ضعف آموزشى كاركنان, معدود بودن منابع آموزشى, تراكم و ارجاع مسووليتهاى غير ترويجى, تضاد نقشهاى كاركنان ترويج و غيره, عملكردى غير موثر دارد اما به اين امر اشاره نمى شود كه چرا توجهى يكسان به مخاطبين و فراگيران (زنان و مردان) مبذول نمى شود و چرا مسايل زنان روستايى در سيستم بازخور اطلاعات ترويجى منعكس نيست و چرا موسسات و سازمانهاى ترويجى تكنولوژى مناسب با نياز آنها را ندارند؟
به نظر مى رسد پرداختن به مسايلى ـ كه در زير خواهد آمد ـ از اهم وظايف سازمانهاى ترويجى در راستاى اهداف ترويج باشد:
بررسى نيازهاى آموزشى ترويجى, تشكيلات آموزشى مناسب, موانع و مشكلات در زمينه آموزشهاى ترويجى زنان روستايى.
بررسى اثرات اقتصادى, اجتماعى و فرهنگى آموزش زنان روستايى و نيز آموزشهاى فنى و حرفه اى زنان روستايى در امر توسعه.
بررسى نقش درآمد زن روستايى در اقتصاد خانواده, اقتصاد ملى, افزايش درآمد سرانه و تحصيل ارز.
بديهى است اين موارد تنها در سايه اعتقاد واقعى به يك اصل در توسعه انسانى و آن هم ايجاد فرصتهاى پرورشى و تدارك تسهيلات آموزشى براى زنان روستايى متحقق و عملى خواهند شد.
پى نوشت:
1ـ مجموعه مقالات پنجمين سمينار علمى ترويج كشاورزى ايران, زنان روستايى فراموش شدگان در كشاورزى, سيداكبر ميرىخوزانى, صفحه 105 و 106.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان