خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

دلم می‌خواهد از همه زیباتر باشم!
محمدی سیف معصومه

آسیب‌شناسی استفاده‌ی افراطی از لوازم آرایشی و بهداشتی و تاثیر آن بر خانواده

مهم‌ترين دغدغه‌ي زندگي دختر، رسيدگي به ظاهر و زیبایی صورتش شده است. از مادرش شنیده که «ارزش زن، به زيبايي اوست؛ زن باید زیبا باشد!» با ژست خاصی در مقابل آینه می‌ایستد و خودش را تماشا می‌کند. حس مي‌كند صورتش اصلاً رنگ‌ورو ندارد. با افراطی غیرقابل‌تصور، هر روزه از این لوازم استفاده می کند. احساس زشت‌بودن در تمام وجودش لانه کرده است. شايد به خاطر همین است كه بلافاصله سراغ جعبه‌ی جادويي‌اش‌ می‌رود! یک جعبه‌ی سایه‌ی چشم دوازده‌رنگ با دو عدد قلم‌مو و پد ویژه، دو عدد رژلب با دو رنگ چرب، مداد چشم و تعداد زیادی مداد لب، بسته‌ی ژل اکلیلی. نمی‌داند از کجا شروع کند. این‌ها لوازم آرامش و اسباب آسایشش هستند. از اوّلین روزهای دانشگاه چنین می‌گوید که هم‌کلاسی‌هایش می گفتند: «از قیافه‌اش معلومه که شهرستانیه! ببین اصلاً آرایش نکرده! می‌دونی شهرستانی یعنی چی؟ یعنی دهاتی، یعنی اُمل، یعنی آرایش‌کردن بلد نیست.» از همان روز فهمیدم اگر بخواهم انگ نخورم و مضحکه نشوم، باید مثل دیگر هم‌کلاسی‌ هایم باشم؛ یعنی باید آرایش کنم. خیابان‌های شهر هم که پر شده از فروشگاه های لوازم آرایشی با قیمت ‌ مناسب. خودش را مقصر نمی‌داند. می‌گوید: «تازه، این‌که چیزی نیست. دیگر دوستانم برای خوشگل‌شدن پوست و موي خودشون، میلیونی هزينه ‌ی جراحی پلاستیک می‌کنند؛ همه‌شون بینی‌شون رو عمل‌کردن به‌غیر از من. حیف، کاش پول‌دار بودم! من که کاری نمی‌کنم. تنها سرگرمی‌ام همین چند تا لوازم آرایشه که اگه اونم نباشه، بازم من رو اُمُل و دهاتی صدا می‌زنند.» حالا كار، تمام شده است. در آخر، دوباره با دقت به آينه نگاه می‌کند. انگار چهره‌اي كه آينه نشانش مي‌دهد، زیباترین چهره است! لبخندي از سرِ رضايت روي لبانش نقش می‌بندد. حالا او شبيه بسياري از هم‌کلاسی‌هايش شده است که باکلاس هستند. او «خودِ واقعی»‌اش را در این آینه می‌یابد. حالا او ديگر رنگ‌پريده به نظر نمي‌رسيد. همین که از خانه خارج می‌شود، تازه متوجه نگاه‌هاي غيرعادي رهگذران می‌شود. با این حال، احساس رضایت می‌کند؛ چراکه دیگر اُمل و دهاتی به نظر نمی‌رسد و زیباترین دختر دنیا جلوه می‌کند.

دختران براي برطرف‌كردن نياز خودآرايي يا در فكر به‌دست‌‎آوردن ظاهري ايده‎آل، به مقدار زيادي به مصرف مواد آرايشي مي‌پردازند؛ امّا جامعه‌شناسان معتقدند افزایش گرایش دختران جوان به استفاده‌ی بیش‌ازحد و نامتعارف از مواد و لوازم آرایشی، فقط دلایل شخصیّتی و رفتاری (فردی) ندارد و عوامل اجتماعی نیز می تواند در این امر مؤثر باشد.

نگاه اجتماعی به بدن

روی‌کرد اجتماعی، بدن را نتیجه ی نیروهای اجتماعی می ‌انگارد و بر این باور، استوار است که جامعه، بدن را شکل داده و حتی ساخته می شود. پیروان این ره‌یافت معتقدند که فیزیک بدن و وجود زیستی آن، باید در ارتباط با دیگر واحدهای تحلیل (نژاد، جنسیّت، فرهنگ، جهت‌گیری جنسی، سن، بیماری و ناتوانی) ملاحظه شود. «گافمن»، جامعه‌شناس، می گوید: «افراد هنگام کنش متقابل، می کوشند جنبه ای از خود را نمایش دهند که دیگران بپسندند.» بحث گافمن از بدن با سه ایده ی اصلی بیان شده است: ابتدا این‌که بدن داراییِ مادی افراد است؛ دارایی‌ای که افراد برای انجام تعامل، آن را کنترل کرده و نمایش می دهند. دیگر این‌که افراد، بدن‌های‌شان را براساس فرهنگ لغت‌ زبان بدنی مشترک، نمایش داده و مدیریّت می کنند. در نهایت، بدن واسطه‌ی روابط بین هویّت شخصی و هویّت اجتماعی می شود؛ در نتیجه، معانی اجتماعی که به نمایش و عرضه ی بدنی نسبت داده شده، یک عامل بسیار مهم در احساس افراد از خود و ارزش درونی آن هاست (ریتزر، 1374). صورت در تعامل چهره‌به‌چهره و نيز در عمل‌كردهاي اجتماعي از اهميّت زيادي برخوردار است. صورت اجتماعي يك صورت عمومي است و نيازمند تغييرهای دائمي نقاب آن است. آرايش، وسيله‌اي براي به‌دست‌آوردن اين نقاب است. تنها در شرايط احساسي شديد، تنهايي يا در حضور دوستان است كه نقاب و آرايش صورت كنار مي‌رود و صورت خصوصي يا همان شخص واقعي ظاهر مي‌گردد (بابامیری و همکاران، 1390، 194).»

عوامل اثرگذار بر استفاده‌ی دختران از لوازم آرایش

اثر خانواده: در کشورهای دیگر، آرایش‌کردن بیش‌تر در میان زنان مسن دیده می‌شود و دختران، به‌ویژه دانشجویان خود را آرایش نمی‌کنند؛ اما در ایران، عکس این مسئله اتفاق افتاده است. بي‌توجهي خانواده به شايستگي دختران خویش، دليل گرايش به زيباشدن افراطي را گسترش داده است. در واقع، عدم‌توجه مناسب به دختران و بي‌توجهي به دیگر شايستگي آن‌ها، سبب گرايش بیش‌تر دختران به زيباشدن افراطي می‌شود. رسيدن حداقل سن آرايش به چهارده‌سال، زنگ هشداري است به خانواده‌ها كه الگوي رفتاري مصرف لوازم آرايش را تبيين کنند. خانواده، عامل ثبات و سازش اجتماعی است. بسیاری از هنجارها و ناهنجاری‌های جامعه، مربوط به همین نهاد مقدس است. هرچه محیط خانواده سالم و امن باشد، به همان اندازه در روحیه‎ی افراد و اعضای آن، اثر مثبت می‌گذارد و این اثرهای مطلوب به جامعه منتقل می‌شوند؛ بنابراین، سعادت جامعه تا حدود زیادی در گرو خانواده است. از سوی دیگر، هرگاه خانواده دارای محیطی نامساعد و ناهنجار باشد، به همان اندازه بر رفتارهای اعضای خانواده، اثر منفی گذاشته و موجب آسیب‌پذیری و اختلال‌های اجتماعی می‌شود.

جوانانی که از آرایش‌‎های غلیظ و افراطی استفاده می‌کنند، دچار «آنومی اجتماعی»، یعنی فروریختگی ارزش‌های فرهنگی، اعتقادی، دینی و هنجارهای اجتماعی شده‌اند؛ چراکه در ابتدا، با مشاهده‌ی رفتارهای ناهنجار، از سوی فرزندان خود به آنان تذکر نداده و راه و رفتار درست را به آن‌ها نشان نداده‌اند. وقتي مادر و خواهرِ بزرگ خانواده که از اصلي‌ترين الگوهاي کودک هستند، از لوازم آرايش استفاده مي‌کنند و حساسيتي نيز به استفاده‌ی فرزند نوجوان‌شان از اين وسايل نشان نمي‌دهند؛ در واقع، زمینه ی استفاده‌ی زیادِ جوانان از لوازم آرایشی را به راحتی فراهم می‌کنند و ذهن و اندیشه‌ی او را از کشف استعدادهایش راکد نگه‌می‌دارند.

الگوبرداری نادرست از گروه هم‌سالان: نیاز انسان‎ها به الگوها و مصادیق عینی و عملی زندگی، بر کسی پوشیده نیست. بدیهی است چنان‌چه این عطش و نیاز طبیعی از مسیر صحیح خود تغذیه نگردد، عناصر دیگری آماده هستند تا از این عطش انسانی سوءاستفاده کرده و آن را با شراب مسموم خود، سیراب کنند. جامعه‌شناسان، ريشه‌ی اين رفتار را بیش‌تر در خانواده جست‌وجو کرده و معتقدند در سنيني که الگوپذيري و همانندسازي در کودک رخ مي‌دهد، والدين مراقب الگوهايي که به کودکان‌شان مي‌دهند نيستند. شبکه‌هاي ماهواره‌اي، کودکان را وسوسه مي‌کنند که براي جذابيت بيش‌تر از لوازم آرايش استفاده کنند؛ زيرا اين ظاهرِ جديد نيز در جنس مخالف خريدار دارد و به او توجه مي‌شود. سنین نوجوانی، سن احساس‌هاست. دختران در اين سن عاشق مي‌شوند؛ عاشق خواهرِ بزرگ‌تر، پسرِ همسايه، دخترِ همسايه، معلم، مربی و... اگر اين احساس‌ها، کنترل و هدايت نشود، به بدترين شکل بروز پيدا مي‌کنند؛ از این رو، الگوبرداری نادرست دختران نوجوان از گروه هم‌سالان، گاه باعث بروز این رفتار نامتعارف می‌گردد. برقراری رابطه‌ی نزدیک و دوستانه، بین مادر و دخترِ نوجوان و توضیح عواقبِ منفی این الگوبرداری و هم‌چنین برخورداری از قاطعیّت لازم در برابر دخترِ نوجوان، می‌تواند در تعدیل این رفتار نقش مؤثری ایفا کند. دوستی با هم‌سالان برای نوجوانان و جوانان بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا آن‌ها در یک محدوده‌ی سنی قرار دارند و با شکست‌ها، محدودیت‌ها، علایق، تشویق‎ها، اضطراب‌ها و احساس‌های مشابهی روبه‌‎رو هستند. نظارت مستمر و نامحسوس و نیز مراقبت والدین، از اعمال و رفتار، رفت‌وآمد و ارتباط آن‌ها با دوستان‌شان، از وظایف والدین است.

ند‌‌اشتن اعتماد‌‌به‌نفس کافی: دخترانِ نوجوان با گسترش حسّ عدم اعتمادبه‌نفس، تصوّر مي‌کنند آرايش پوشاننده‌ی نقص آن‌هاست. اين افراد، صورت خود را ـ هر چند بي‌عيب باشد ـ داراي عیب‌های بزرگ مي‌دانند. در نتيجه، براي حل اين مشکل به استفاده از لوازم آرايشي روی‌مي‌آورند؛ از این ‌رو، برخی کارشناسان معتقدند افراد خجالتي و کساني که هنوز به خودباوري فردی و اجتماعي نرسيده‌اند، بیش‌تر به آرايش‌هاي تند پرداخته و به تصوّر آن‌ها، این‌گونه آرایش بر شخصيّت‌شان می‌افزاید و تصویر مقبول و خوش‌آیندی را از آن‌ها بر جای می‌گذارد. «این مسئله می‌تواند علاوه بر کاهش اعتمادبه‌نفس، به افزایش اضطراب در بین این دختران منجر شود و با ایجاد دغدغه‌ی فکري (به زیبایی و زشتی بدن) در آن‌ها، کارآیی سازنده‌ی آنان را محدود کند. هم‌چنین به دلیل آن‌که بدن، حاملِ «خود»، نمایش‌دهنده‌ی تفاوت در شیوه‌هاي زندگی و تجلی‌گاه هویّت فردي است، تغییرها در ظاهر بدن یا به تعبیري آرایش‌کردن می تواند نگرانی‌ها و مشکل‌های هویّتی افراد را بازنمایاند (مازور، 1988، 282).» به نظر می‌رسد این دسته افراد، به علّت تصویر بدنیِ منفی که از خود دارند، سعی در پوشاندن این نقطه‌ضعف‌ها داشته و به آرایش‌های افراطی روی‌می‌آورند. در این شرایط، آشناساختن نوجوان با ارزش‌های انسانی و زنانه، هم‌چنین اصلاح الگوی فکری آن‌ها و آشناساختن نوجوان با الگوی موفق دختران، از مهم‌ترین و مؤثرترین روش‌ها برای جلوگیری و حتی اصلاح این ناهنجاری‌هایِ رفتاری است. عکس این قضیه هم امکان دارد؛ در واقع، بین اعتمادبه‌نفس و استفاده از لوازم آرایش، ارتباط تنگانگی وجود دارد. «محیط خارجی و ژنتیک بر واقعیّت جسم اثرگذار است و هنجارهای فردی، اجتماعی و فرهنگی بر جسم ایده‌آل اثر می‌گذارد. تفاوت این دو است که موجب تمایل به آرایش، جراحی و تلاش برای لاغری یا چاقی و... می‌ شود. هر اندازه که این تفاوت بیش‌تر باشد، موجب پایین‌آمدن اعتمادبه‌نفس شخص و افزایش نیاز او به تغییر ظاهر خود می شود. حتی در مواردی ممکن است فرد دچار اضطراب دائمی و تنفر از بدن خود شود(خلیلی، 1388)؛» از این رو «خودزشت‌انگاري» به شكلي، حكايت از ضعف اعتمادبه‌نفس دارد و اين اعتمادبه‌نفس پايين هم، به تربيت خانوادگي باز‌مي‌گردد.

اثر مخرب رسانه‌ها: پس از خانواده، گروه هم‌سالان و پایین‌بودن اعتمادبه‌نفس، وسایل ارتباط‌جمعی به‌ویژه، تلویزیون در این میان نقش بسزایی دارد؛ به‌طوری که امروزه، بسیاری از دختران، هنرپیشگان را الگوی خود در نظر می‌گیرند. غافل از این‌که هنرپيشگان، الگوي غلط رفتاري براي نوجوانان هستند. هم‌چنین، تبلیغ‌های گسترده‌ی ماهواره‏ای‌ كه افراد را به سالن‌هاي زيبايي مي‌كشاند؛ بيماري سالن‌هاي مد كه به آنوركسيا معروف است. بعضي از رسانه‌هاي داخلي درباره‌ی انواع داروهاي لاغري، تبليغ‌های زيبايي، ليپوساكشن و حتي كاشت مو، مسابقه‌ی زيباسازي در جامعه راه‌انداخته‌اند که همگی از اثرهای مخرب رسانه است؛ مثلاً در سريال‌ها و فيلم‌هاي تلويزيوني، کم‌تر به حجاب و آرايشِ زیاد هنرپيشه توجه مي‌شود که اين موضوع، مي‌تواند الگوي غلط رفتاري براي نوجوانان باشد. از طرفی، هيجان‌های روحي ناشي از تماشاي تصاوير غيراخلاقي ماهواره‌ها نیز تا حدود زیادی، باعث تحريک جنسي شده و پنج تا هفت‌سال، بلوغ پسران و دختران را زودتر کرده است و همه‌ی این عوامل، بروز حس خودنمایی را در او افزایش می‌دهد؛ از این ‌رو در سال های اخیر و با پیش‌رفت تکنولوژی و در دسترس قرار گرفتن برخی ابزارهای تکنولوژیکی، مانند: کامپیوتر، اینترنت، موبایل، ماهواره و... ارزش‌ها و هنجارهای نوجوانان، به‌طور مرتب دچار تغییر شده و باعث شده آنان دنبال تحوّل بوده و نگاه دیگری به بدن خویش داشته باشند و نتوانند خود را با یک الگوی ثابت مطابقت دهند. در این مرحله که «مرحله‌ی اثرپذيري بدن از رسانه‌ها» نامیده می‌شود، تصویری که از زنان در رسانه ها، به‌ویژه در برنامه‌های ماهواره‌‌ای و فیلم‌ های آمریکایی نشان داده می شود، باعث شده است که دیگران از زنان انتظار داشته باشند شبیه آن‌ها بوده و مانند آن‌ها رفتار کنند. در واقع، باریک‌اندامی دختران، مد شده و تعاریف خاصی از معنای زیبایی شده است. به مخاطبان، این‌گونه القا شده که زیبایی یعنی غربی‌بودن، چشمِ رنگی داشتن، لاغر و قدبلندبودن، بلوندبودن و... این موضوع تلاش زنان برای زیباترشدن و هم‌چون الگوهای رسانه‌ای بودن را افزایش می دهد؛ چراکه فاصله‏ی زیادی بین خود و تصویر مطلوب احساس می کنند. در اين شرايط، به‌طور خاص، برداشتي كه افراد از بدن دارند، ناشي از تبليغ‌های رسانه‌ها در الگوسازي وسايل ارتباط‌جمعي است. علاوه بر رسانه‌ها، تصوّر فرد از بدن نيز از عوامل مؤثر بر آرايش زنان است.

کلام آخر

کمبود اعتمادبه‌‌نفس مادرانی که خود، الگوی مناسبی برای دختران‌شان نیستند، تبلیغ‌های منفی رسانه‌ها، فشار مشکل‌های جامعه و… همه از عواملی است که موجب می‎گردد برخی از دختران، تمایل افراطی به آرایش‌های غلیظ و گاه زننده پیدا کنند. حقیقت این است که نوع پوشش افراد، حکایت از جهان‌بینی، ارزش‌ها، باورها و طرز فکر آن‌ها دارد. در همه‌ی جوامع، تغییر و نوآوری پسندیده است و آراستگی ظاهری، نظم در پوشش، نظافت شخصی و پوشش با رنگ های شاد، از شادابی، انضباط درونی و نظم فکری افراد ناشی می شود؛ امّا این تحوّل و نوآوری باید متعادل بوده و اگر براساس معیارهای منطقی و عقلانی نباشد، موجب هنجارشکنی و ازبین‌بردن حریم ها خواهد شد. آراستگی، عاملی برای آرایش روحی و روانی آدمی و نشان از وقار شخصیت اوست و در مقابل، بی نظمی ظاهری، نشان از بی‌ثباتی و عدم طمأنینه‌ی روحی او دارد. حال اگر این آراستگی، همراه با رسیدگی به درون و آراستگی باطن باشد، موجب تعادل شخصیّت آدمی و نفوذ فرد در دل دیگران می‌شود و محبوبیّت را افزایش خواهد داد؛ امّا چه بسیار افرادی که نمی‌توانند تمایزی بین آراستگی، به‌ویژه در وجه ظاهری آن با آرایش و آراستگی‌های کاذب بگذارند و فکر می کنند وقتی صحبت از آراستگی می‌شود، منظور آرایش و پوشش‌های جذاب و جلب‌توجه‌کننده است.

گوش‌زدکردن عوارض منفیِ استفاده‌ی نادرست از لوازم آرایش، از وظایف والدین در برخورد با عادت افراطی استفاده‌ی نوجوانان از این لوازم است. به والدین توصیه می‎شود حریم آرایش‌ را برای دختران خود مشخّص کنند؛ برای مثال، والدین می‌دانند به‌طور طبیعی، فرزند نوجوان‌شان علاقه‌ به زیباترشدن دارد؛ از این‌رو، نباید این علاقه را از آن‌ها دریغ کنند؛ بلکه باید اجازه دهند در شرایط و موقعیّت‌های مناسب، مانند: میهمانی‌های زنانه و خانوادگی، محیط منزل و... به این نیاز خود در حد طبیعی پاسخ دهند؛ امّا برای وی مشخّص سازند که این رفتار در هر موقعیّت و مکانی نباید باشد. برای مثال، دانشگاه‌رفتن، خرید‌رفتن و... مکان‌های مناسبی برای بروز این‌گونه رفتار نیست. مصرف يک ماده‌ي آرايشي مثل لاک ناخن در يک دختربچه، انگيزه‌اي مي‌شود براي مصرف رژلب، رژگونه و آرايش چشم، ابرو، مژه و کم‌کم مصرف مواد آرايشي ساده، به مصرف مواد آرايشيِ مارک‌دار بدل‌مي‌شود. اين دور تسلسل، هم‌چنان ادامه خواهد داشت و سنگيني و پی‌آمدهای عوارض آن، بر ابعاد مختلف زندگيِ شخص و خانواده‌ و هم‌چنین جامعه اثر منفيِ می‌گذارد.

هم‌چنین در دوره‏ی نوجوانی نیز، تشویق و هدایت نوجوان به ارتباط با دوستان مناسب، اظهار ناخوش‌آیندی از ارتباط با دوستان غیرمناسب و بیان نقش و آثار دوستان، آگاهی‌بخشی منطقی و مستدل فرزندان، درباره‌ی نقش سازنده یا مخرب دوستان، اثر مثبتی بر تصمیم‌گیری‌های فرزندان در دوست‌یابی دارد که همگی از وظایف والدین در خانواده است. همان‌گونه که هم‌نوایی با هنجارها و ارزش‌های پذیرفته‌شده‌ی جامعه، از طریق ارتباط با افراد و دوستان خوب و مناسب است؛ افراد از طریق ارتباط، حضور در جمع گروه‌ها و دوستان خویش، ملزم و معتقد به ارزش‌های دینی و فرهنگی می‌شوند؛ از این‌رو، در ارتباط با دوستان ناباب و هنجارشکن نیز، گرایش به گناه و ارتکاب به تخلف‌ها و جرایم پیدا می‌کنند. هرگاه والدین هیچ‌گونه کنترل، نظارت و شناختی از دوست نوجوان یا جوان خود نداشته باشند، چه بسا او افرادی را به دوستی برگزیند که برخلاف ارزش‌های فرهنگی و سنت‌های جامعه باشد و فتارهای او دارای پی‌آمدهای مثبت نباشد.

 

منابع:

1. بابامیری، محمّد و همکاران (1390)؛ عوامل اجتماعي و روان‌شناختي مؤثر بر ميزان مصرف دانشجويان دختر از مواد آرايشي، فصل‌نامه‌ی پوست و زيبايي، ش 4.

2. خلیلی، اعظم (1388)؛ آرایش کردن یا نکردن، نشریه‌ی اسرار، سایت: irannamaye.ir .

3. ريتزر، جورج (1374)؛ نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر، ترجمه‌ی محسن ثلاثي، تهران: انتشارات علمي.

4.Mazur, Allan (1988) "US. trends in feminine beauty and over adaption", The Journal of Sex Research. Vol 22, No 3 .

 

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان