خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

چگونه با کم‌رويي کودکان برخورد کنيم؟
محمدی سیف معصومه


(قسمت اول)

دانشجوي کارشناسي ارشد جامعه‌شناسي

مقدمه

   يکي از صاحب‌نظران تعليم و تربيت گفته بود: «پيش از ازدواج شش نظريه براي بزرگ کردن کودک داشتم، اکنون شش کودک دارم با هيچ نظريه¬اي!»  اين بيان طنزآلود، اما در عين حال بسيار رمزآلود و تأمل‌برانگيز نشان مي‌دهد که تربيت صرفاً علم کسب دستور العمل‌هاي از پيش تعيين‌شده نيست، بلکه «هنر» کشف روش‌ها و موقعيت‌هاي سيّال بين اولياء و فرزندان است. روش کشف قابليت‌ها و خلاقيت‌هاي فردي کودک است تا مسير تعالي و کمال را پيموده و قلّه‌هاي پيروزي و سعادت را فتح کند. عوامل و شرايطي ممکن است در راه بروز شکوفايي استعدادهاي کودک و به فعليّت رسيدن نيروهاي بالقوه او، موانعي ايجاد نمايند که طي مسير را کند کرده، يا به طور کلي در مسير کودک انحراف ايجاد کنند. هميشه در خانواده‌ها کودکاني هستند که خودشان را در حصار کم‌رويي زنداني مي‌کنند و توانايي‌ها و قابليت‌هاي‌شان به علت خجالت کشيدن، ناشناخته باقي مي‌ماند.

در تربيت اجتماعي کودک، بيشترين مسئوليت‌ها بر عهده‌ي الگوهاي رفتاري والدين است که به نوعي پرورش‌دهنده‌ي مهارت‌هاي ارتباطي کودکان هستند. کودکان از الگوهاي رفتاري بزرگسالان تأثير گرفته و با آنان همانندسازي مي‌کنند. دوره‌ي کودکي تقريبأ براي هر کسي دوره‌ي دشواري است. دوره‌اي که پيوسته گسترش مي‌يابد، دائم پاي انسان مي‌لغزد و اشتباه مي‌کند. چرا هنگامي که دنياي کودکان گسترده‌تر مي‌شود، بعضي از آن‌ها کم‌رو مي‌شوند، در حالي که بقيه اين¬طور نيستند؟ يکي از مشکلاتي که در خانواده بروز مي‌کند و نتيجه‌ي تربيت ناصحيح خانواده است، کم‌رويي با نام علمي «هراس اجتماعي» است. کم‌رويي، مشکلات جدي در مسائل اجتماعي و تحصيلي کودک ايجاد کرده و غالباً با گذشت زمان، آسيب‌ها و محدوديت‌هايي را براي ايشان به‌وجود مي‌آورد که درجات مختلفي داشته و باعث عزلت و جدايي کودک از تمامي فعاليت‌هاي اجتماعي شده، او را به عنصري غير مفيد در محيط خانواده و جامعه تبديل مي‌کند. از اين¬رو توجه به مسائل کودکان و نوجوانان اهميت بسيار داشته، باعث پيشرفت و ترقي جامعه گشته و غفلت در رفع مشکلات آنان، خسارات جبران‌ناپذيري به بار خواهد آورد. پس براي درمان و مقابله با آن بايد شناخت بيشتري از اين مضمون داشته باشيم.

کم‌رويي چيست؟

   کم‌رويي، يک پديده‌ي پيچيده‌ي رواني- اجتماعي است. کم‌رويي، يک صفت يا ويژگي¬ ارثي يا ژنتيکي نيست، بلکه اساساً در نتيجه‌ي روابط نادرست بين¬فردي و سازش نايافتگي‌هاي اجتماعي در مراحل اوليه‌ي رشد، در خانه و مدرسه پديدار مي‌شود. کودکان کم‌رو عموماً متعلق به والديني هستند که خودشان کم‌رويي دارند. ليکن اين بدان معني نيست که اين افراد، اين قبيل کم‌رويي را از طريق ژن‌هاي ناقل از والدين خود به ارث برده‌اند؛ بلکه اساساً به اين معناست که کم‌رويي را از آن‌ها ياد گرفته‌اند. توجه خاص والدين به مباني تربيت اجتماعي و تقويت مهارت‌هاي ارتباطي، از اساسي‌ترين مسائل در پيشگيري و درمان کم‌رويي کودکان و نوجوانان است. تعليم و تربيت عاملي براي سازندگي بشر و پيش‌برد جامعه است.

از حکيمي پرسيدند: «از چه زماني تربيت را بايد آغاز کرد؟» حکيم گفت: «از بيست سال قبل از تولد».  پس تربيت کودک حتي سال‌ها قبل از تولد طفل آغاز مي‌شود؛ يعني والدين قبل از فرزنددارشدن، بهتر است زمينه‌ي رشد و هدايت را در خود ايجاد کنند و براي پدر و مادر شدن خود را آماده نمايند. کم‌رويي يک مشکل مزمن و بسيار ناتوان¬کننده است و به¬ندرت به صورت خودبه¬خود درمان مي‌شود. اين اختلال، به اختلال از دست‌دادن فرصت‌ها معروف است؛ چون فرد کم‌رو نمي‌تواند استعدادهايش را شکوفا کند و به موفقيت‌هايي که شايستگي‌اش را دارد، برسد. مشاوره و کمک‌گرفتن از تخصص و تجربه‌ي متخصصان، بي¬شک در راه‌يابي مسير صحيح و پيشرفت در زندگي فرد کم‌رو تأثير به‌سزايي دارد.

آثار و نشانه‌هاي کم‌رويي در کودکان

کم‌رويي علائم زيادي دارد که در اين¬جا به چند مورد آن اشاره مي‌شود.

1- جلوه‌هاي فردي

کودکان کم‌رو به آينده بدبين هستند و چون آينده‌ي خود را چندان پربار نمي‌بينند، اهميتي نمي‌دهند که بعداً چه اتفاقي براي‌شان بيفتد و به همين دليل به‌راحتي به ديگران اجازه مي‌دهند در هر زمينه‌اي براي آن‌ها تصميم بگيرند. بيشتر عبوس هستند و کمتر لبخند مي‌زنند، دستپاچه مي‌شوند، گوش خود را مي‌کشند، با انگشتان خود بازي مي‌کنند، با لباس خود ور مي‌روند، از اين پا به آن پا مي‌شوند، غرق در افکار خود مي‌شوند، علاقه به بازي با کودکان آشنا و کوچک‌تر از خود دارند، نمي‌توانند يک رابطه‌ي دوستانه با آشنايان برقرار کنند، گرفته و نگران هستند، و در مجموع يک شخصيت انفعالي دارند. از دعوت‌کردن و دعوت‌شدن بيزار هستند، از نگاه‌هاي نقادانه ديگران مي‌ترسند، در عين توانايي و قدرت، بي‌جرأت و بي‌شهامت هستند. علائم جسماني خاصي مثل لکنت زبان، بريده ‌بريده حرف‌زدن در آن‌ها ديده مي‌شود. حتي زماني که افراد کم‌رو روش‌هاي ويژه‌اي را براي صحبت‌کردن در جمع فرا مي‌گيرند، باز هم بعضي از آن‌ها به سکوت خود ادامه مي‌دهند. شايد دليل اين امر آن است که هنوز هم در سطح فردي هنگام برقراري ارتباط با ديگران احساس ناراحتي مي‌کنند.

کم‌رويي باعث مي‌شود که اين افراد برداشت و ديدگاه درستي از توانايي خود نداشته باشند. به همين دليل افراد کم‌رو افکار، احساسات و اعمال بسياري را در خود سرکوب مي‌کنند. افراد کم‌رو در دنياي دروني خود زندگي مي‌کنند. دودل بودن، افسردگي، دل‌تنگي، نفرت‌داشتن از خجالت و از خود عصباني‌بودن، اين احساس که خرده‌گيري ديگران نسبت به ايشان، از روي سو‌ءنيت است؛ از نشانه‌هاي کم‌رويي است.

2-جلوه‌هاي اجتماعي

   در کم‌رويي شديد، کودکان تمايلي براي يادگيري مهارت‌هاي اجتماعي نشان نمي‌دهند و از جمع سايرين دوري مي‌گزينند، از غريبه‌ها رو برگردانده و به فرد آشنا مي‌چسبند. از تماس با افراد و شرکت در گفتارهاي اجتماعي پرهيز مي‌کنند. به‌خصوص از شرکت در محافلي که تعاملات اجتماعي زيادي به همراه دارد (مثل اجراي نمايش‌نامه، خواندن سرود، نواختن موسيقي و...) شديداً اجتناب مي‌کنند. اما علي‌رغم آن¬ که از اجتماع دوري مي‌گزيند، به ارزشيابي ديگران در مورد نحوه‌ي عمل‌کرد خويش بسيار اهميت مي‌دهند. بيشتر افراد کم‌رو به داشتن روابط اجتماعي بي‌ميل هستند و نمي‌خواهند با کسي صحبت کنند، اشتياق زياد براي تنهابودن به منظور پنهان‌ماندن از ديد ديگران دارند. در واقع سکوت در موقعيت‌هاي اجتماعي ويژگي بارز آن‌هاست. يکي از رفتارهاي آزاردهنده براي کودک کم‌رو، نگاه کردن مستقيم به مخاطبان است. در بيشتر اوقات با گرفتن سر به پايين و چشم دوختن به زمين، با مخاطب صحبت مي‌کنند، سر را خم کرده، زيرچشمي به غريبه‌ها نگاه مي‌کنند. بيشتر عبوس هستند و کمتر لبخند مي‌زنند. علايق ذهني و عاطفي کودکان خجالتي نسبت به محيط خارج کم است، معمولاً از داشتن دوست محروم هستند و يا يک دوست دارند که بسيار به او وابسته ‌هستند. به طور کلي از بودن در کنار همسن‌هاي خود لذت نمي‌برند. آنان به دليل ضعف در اعتمادبه‌نفس، در ارتباطات اجتماعي احساس بي‌کفايتي مي‌کنند و به دنياي درون خود پناه مي‌برند و بيش از حد متواضع هستند و حتي اگر با مسئله‌اي مخالف باشند، جرأت بيان مخالفت با نظرات ديگران را ندارند. در نتيجه، در مقايسه با همسالان، خود را کمتر از آن‌ها مي‌دانند. زود مضطرب و دستپاچه مي‌شوند، يعني احساس کوتاه‌مدت و شديد از دست دادن عزت نفس؛ ترديد و نداشتن اطمينان و ناتواني در تصميم‌گيري.

3-جلوه‌هاي فيزيولوژيک

   از نظر زيستي و فيزيولوژيکي نشانه‌ها يا علائم مشترکي در ميان غالب افرادي که به طور جدي دچار کم‌رويي هستند، مشاهده مي‌شود. نشانه‌هاي فيزيولوژيک در افراد کم‌رو عمدتاً روان- تني  است و در نتيجه‌ي شرايط خاص رواني حاکم بر رفتار ايشان ظاهر مي‌گردد؛ که مي‌توان به تپش قلب، سرخ شدن چهره، حالت‌هاي اضطرابي، اختلال در ريتم تنفسي، تنش عضلاني، ناراحتي‌هاي ترشحي و عرق‌کردن زياد، به‌خصوص در نوک انگشتان، تشديد ضربان قلب، اختلال در آهنگ تنفس و منقبض‌شدن عضلات، سرفه‌کردن هنگام صحبت، داشتن دست‌هاي مرطوب، سرخ‌شدن چهره، تغيير در تـُن صدا، اختلال در کنش‌هاي بعضي از غدد درون‌ريز و برون‌ريز و ... اشاره کرد. خشک‌شدن بزاق دهان و گرفتن گلو، نبض تند، سفت و سخت‌شدن تارهاي صوتي که ناگهان قدرت تکلّم از بين مي‌رود، نفس مي‌گيرد و کودک به لکنت مي‌افتد، خستگي شديد، دل‌شوره و التهاب دروني، دل‌تنگي و بي‌حس و عرق‌ريختن بعد از احساس خجالت، از ديگر نشانه‌ها هستند.

علل و عوامل کم‌رويي در کودکان

                          شناخت علل و عوامل کم‌رويي، مهم¬ترين بخش درمان اين پديده است. در بررسي علل کم‌رويي به طور مشخص مي‌بايست به¬ شرايط و عوامل خانوادگي، ويژگي‌هاي شخصي و شخصيتي، نظام باورها و رفتارهاي فردي، موقعيت‌هاي رواني و اجتماعي اشاره کرد. معمولاً کودکان شديداً کم‌رو داراي پدر و مادر کم‌رو و خجالتي هستند. به همين دليل فرصت‌ها و روابط کمتري براي ملاقات و معاشرت با ديگران داشته‌اند. از سوي ديگر، کمال‌جويي پدر و مادر نيز کودک را به طرف کم‌رويي سوق مي‌دهد. برخي پدران و مادران به دليل کمال‌جويي خود نمي‌گذارند کودکان‌شان مهارت‌هاي لازم را کسب کنند. محروميت از محبت، نقص عضو يا بيماري‌هاي ديگر جسماني، اختلال در گوش و تکلّم، شکست‌هاي متعدد و تحقيرشدن کودک در برابر جمع، عدم امنيت رواني در محيط خانه و مدرسه و فشارهاي رواني مستمر، تنبيه، توبيخ و سرزنش کودک توسط والدين و به‌ويژه محروميت از عواطف مادر، کنترل شديد تربيتي و سخت‌گيري‌هاي وسواس‌گونه و غير منطقي و نداشتن معيارهاي خاص را نيز مي‌توان به عنوان علل اين مشکل به‌شمار آورد که در صورت استمرار آن، کودک دچار افسردگي يا اسکيزوفرني مي‌شود. «کم‌رويي سومين اختلال متداول روان‌شناسي است. (بعد از افسردگي و اعتياد به مواد مخدر و الکل) سه درصد افراد جامعه به کم‌رويي شديد مبتلا هستند و حدود يازده درصد افراد جامعه کم‌رويي خفيف و متوسط دارند. به عبارت ديگر مي‌توان گفت هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت ايران مشکل کم‌رويي دارند که اين مشکل در زنان بيش از مردان است.»  بخشي از اين ويژگي‌ها ارثي و بخش عمده‌ي آن محيطي است. کم‌رويي، بيشتر پديده‌اي ارثي نيست که از پدر و مادر به کودک منتقل شود، بلکه والدين کم‌رويي را در خانواده به کودک مي‌آموزند. آموزش کم‌رويي از طريق اضطراب يا تنبيه و تهديد کردن کودکان انجام مي‌گيرد.

از علل ديگر کم‌رويي کودک مي‌توان به تشويق غير مستقيم به کم‌رويي و ارزش تلقي‌کردن آن در خانواده‌هاي سنتي، غلبه و سلطه غم و اندوه بر افراد به علت فقدان عزيزي از دست‌رفته، تنگ‌دستي و فقر خانواده، مخصوصاً براي کودکان تيزهوش، ضعف جسمي و نقص و نارسايي عضوي که موجب شرمساري کودک گردد، اشاره کرد. ضعف تحصيلي و عدم پذيرش در خانه، مدرسه يا در ميان جمع، به‌گونه‌اي که ديگران کودک را به‌عنوان انساني که عضو جامعه است به حساب نمي‌آورند، مقايسه‌ي کودک با ديگران، توقّع بيش از حد از کودک داشتن، آرمان‌گرايي والدين و يا جامعه، وجود حسادت يا کينه‌اي ريشه‌دار در کودک، وجود ترس و احساس ناامني بسيار از جهات مختلف، ناراحتي از زندگي و از جريان‌هاي خانواده و به‌خصوص درگيري والدين و وضع نابه‌سامان آن‌ها در برخوردها و دعواها، طلاق يا مرگ يکي از والدين، از عوامل ديگر بروز کم‌رويي در کودکان به‌شمار مي‌روند.

 

خانواده و نقش تربيت در کم‌رويي کودک

   خانواده نخستين نهاد در تاريخ و فرهنگ جامعه‌ي انساني و ارزشمندترين حلقه‌ي زنجيره‌ي اجتماع انسان‌ها است. اولين مدرسه‌اي که انسان در آن تعليم يافته و با اصول زندگي اجتماعي و روش تفاهم با ديگران آشنا مي‌شود. فضايي که در آن، عقايد، ارزش‌ها و نگرش‌هاي مربوط به فرهنگ يک جامعه توسط والدين، شکل‌گيري و به شيوه‌ي بسيار اختصاصي و انتخابي به کودک منتقل مي‌گردد. در تربيت اجتماعي و پرورش مهارت‌هاي ارتباطي کودکان، پيشگيري از هر نوع معلوليّت اجتماعي، به‌خصوص درمان کم‌رويي، قبل از همه و بيشتر از اطرافيان و درمانگران مسئوليت اصلي بر عهده‌ي مادران و پدران است. ترديدي نيست که در درمان کم‌رويي توجه ويژه به فرزندان خانواده و تکريم شخصيت ايشان در گفت و شنودها، اظهارنظرها و تصميم¬گيري‌هاي خانوادگي، اجتناب از غالب ساختن تک‌روي، عصبانيت، پرخاشگري و ديکتاتورمنشي در کانون خانواده، بسيار حائز اهميت است؛ و در غني کردن پيوندهاي عاطفي و ارتباطي کودکان مؤثر بوده و باعث تقويت رغبت‌ها و انگيزه‌هاي معاشرت اجتماعي در بين کودکان مي‌شود.

خانواده و بروز کمرويي

    محيط خانواده و تجارب اوليه‌ي کودک به‌خصوص در سنين پيش‌دبستاني و سال‌هاي آغازين مدرسه، اصلي‌ترين نقش را در شکل¬گيري شخصيت کودک دارد. خانواده نقش ويژه‌اي در ارائه‌ي الگو و آموزش رفتاري و عمل‌کرد اجتماعي داراست. ارزش‌هاي اخلاقي و اجتماعي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود و زمينه‌ي رشد عاطفي، اخلاقي و اجتماعي کودک، فراهم مي‌گردد. در اين دوران الگوهاي رفتاري بزرگسالان، برنامه‌هاي تلويزيوني، نحوه و ميزان ارتباطات عاطفي، کلامي و اجتماعي کودکان با والدين و بزرگسالان خانواده بيشترين تأثير را در رشد مطلوب اجتماعي و يا به وجود آمدن اضطراب و کم‌رويي کودکان مي‌تواند داشته باشد. والدين کودکان به مثابه محبوب‌ترين و مؤثرترين الگوهاي رفتاري در تعليم و تقويت مهارت‌هاي اجتماعي و يا پديدآيي کم‌رويي در آن‌ها، به طور جدي سهيم هستند؛ چرا که کودکان به‌طور مستقيم و غير مستقيم در موقعيّت‌هاي مختلف خانوادگي و نقش‌آفريني‌هاي اجتماعي، از الگوهاي رفتاري بزرگسال الگو مي‌گيرند و با ايشان همانندسازي مي‌کنند. لذا ترديدي نيست که در درمان کم‌رويي قبل از همه و بيشتر از اطرافيان و درمانگران، مسئوليت اصلي بر عهده‌ي خانواده است. خانواده مهارت‌هاي اجتماعي و زندگي را به کودک مي‌آموزد. اين مهارت‌ها، اعتمادبه‌نفس و احترام به خود را در کودک تقويت مي‌کند. دکتر «محمّد بهشتيان» عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم انساني ايران و متخصص روان‌شناسي با اشاره به عوامل مؤثر بر کم‌رويي، خانواده را يکي از منابع اساسي در ايجاد کم‌رويي مي‌داند و مي‌افزايد هنگامي که الگوهاي بزرگسال مثل والدين خودشان به‌طور معمول مضطرب هستند و از مهارت برقراري روابط عاطفي- اجتماعي مطلوب و خوشايند با ديگران به‌ويژه فرزندان بي‌بهره هستند، فرزندان اين خانواده‌ها نيز طبيعتاً بايد کم‌رويي را تجربه کنند. وي از مدرسه به‌عنوان نخستين جايگاه رسمي تجربه‌ي اجتماعي کودکان ياد کرده و معتقد است که مدرسه مي‌تواند نقش تعيين‌کننده‌اي در تقويت کم‌رويي يا پرورش مهارت‌هاي اجتماعي کودکان ايفا کند. متأسفانه در بسياري از موارد کم‌رويي کودکان در محيط مدرسه و فضاي کلاس درس تقويت‌شده و چنين رفتار ناخوشايندي در شخصيت کودک تثبيت مي‌شود. دکتر «بهشتيان»، کم‌رويي را در ميان دانش‌آموزان خردسال شايع‌تر از بزرگسالان دانسته و مي‌گويد بسياري از بزرگسالاني که خود کم‌رو نيستند با برنامه‌ريزي بر کم‌رويي دوران کودکي خود غلبه کرده‌اند؛ اما کم‌رويي در ميان بخش قابل ملاحظه‌اي از جمعيّت بزرگسالان ادامه دارد. «پروفسور فيليپ.ج.زيمباردو»    نويسنده‌ي کتاب «خجالتي نباشيد» و يکي از اوّلين کساني که درباره‌ي اين مسئله به آزمايش‌ها و تحقيقات دامنه‌داري دست زده است، مي‌گويد: «خجالتي‌بودن خيلي از افراد به دوران کودکي آنان باز مي‌گردد. کم‌رو هميشه احساس حقارت مي‌کند و از اين احساس رنج مي‌برد. او به امکانات خود اعتمادي ندارد و فکر مي‌کند براي زندگي کردن ساخته نشده است، رفتار ناشيانه‌ي او سبب مي‌شود که در اکثر کارها شکست بخورد و سپس اين شکست را بهانه مي‌کند تا دست به هيچ کاري نزند.»  تمام کودکان طالب آرامش خيال و در جست‌وجوي شادي هستند. پس بر ماست که راه رهايي از اسارت شرمساري را به آنان نشان دهيم.

تربيت خانوادگي

   توجه خاص والدين به مباني تربيت اجتماعي و تقويت مهارت‌هاي ارتباطي از اساسي‌ترين مسائل در پيشگيري و درمان کم‌رويي کودکان است. از طريق تعليم و تربيت صحيح، رشد و شکوفايي استعدادهاي خدادادي کودک به فعليّت رسيده و راه براي توانمندي‌هاي هر چه بيشتر کودک هموار مي‌گردد، او راه تعالي و تکامل را يافته و در مسير رشديافتگي و هدايت قرار مي‌گيرد. با بررسي اجمالي از وضعيت خانواده‌ها مي‌توان سه تقسيم¬ اساسي براي تربيت کودک برشمرد.

خانواده‌ي بي‌تفاوت: اين دسته نسبت به فرايند تربيت فرزندان، کاملاً بي‌تفاوت بوده و توجه چنداني به فرزندان و نوع رفتار آنان ندارند.

خانواده‌ي ديکتاتور: اين تيپ‌ها، با برخوردهايي قهري و جبري، به تربيت فرزندان پرداخته و هر گونه اظهار نظر و پيشنهاد از ناحيه‌ي فرزندان را به‌شدت سرکوب مي‌نمايند. ديکتاتوري در محيط خانواده، پيامدي جز خجالت و کم‌رويي براي افراد آن نمي‌تواند داشته باشد، افرادي که در اين محيط زندگي مي‌کنند، از اعتمادبه‌نفس لازم برخوردار نبوده و همواره اشخاصي وابسته به ديگران هستند.

خانواده¬هاي قاطع و اطمينان¬بخش: اين تيپ به عنوان الگوي موفق خانواده مطرح است؛ اين نوع از خانواده‌ها همواره سعي مي‌کنند در کارها با فرزندان خود مشورت نموده و حق رأي و نظر براي فرزندان خويش قائل هستند. خانواده‌هاي قاطع، معمولاً مصون از آسيب‌ها مي¬باشند و کمتر دچار ضايعاتي مانند کم¬رويي در فرزندان خويش مي¬شوند. براي پيشگيري از ضايعات تربيتي فرزندان، همواره¬ به خانواده‌ها توصيه مي‌شود که به فرزندان خويش احترام گذاشته و با محبت و تکريم با آنان رفتار نمايند. براي فرزندان خويش حق رأي و نظر قائل باشند و در امور جاري زندگي با آن‌ها مشورت کنند.

پي‌نوشت:

---------------------------------------

1.  ژان ويلموت، کنديه روچستر، به نقل از کتاب چه کنيم تا فرزندان خوش‌بختي داشته باشيم، تأليف وين داير، ترجمه‌ي توران مالکي، ص10.

2  . دکتر افروز، روان‌شناسي و تربيت کودکان و نوجوانان، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ نهم، ص 9.

 3. Psycho-somatic

 4 . دکتر محمد بهشتيان، غلبه بر کم‌رويي،انتشارات بهشتيان، تهران، 1389.

5.    Philip Zimbardo استاد روان‌شناسي دانشگاه استانفورد کاليفرنيا، بيشترين شهرت وي به علت سرپرستي آزمايش زندان استانفورد است.

 6 .  فيليپ جورج زيمباردو ، پنج مرحله را براي تغيير رفتار کودک گوشه‌گير پيشنهاد مي‌کند؛ درک خود، فهم دلايل گوشه‌گيري، عزت نفس، گسترش فعاليت‌هاي اجتماعي و کمک به ديگر افراد کم‌رو.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان