خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

گذر بايد کرد
محمدی سیف معصومه



فرشته¬ي من تويي که در وجودم درخشيدي

آن زمان که در دقايق پردرد لحظه¬هايم، ميان عاطفه¬هاي وحشي،

خوش¬رنگ مي¬شدم

بسان عروسکي خندان

تيرگي روحم را در لذت¬هاي زودگذر، جشن مي¬گرفتم

گلي که خويشتن را در کوير طنازي¬اش اسير ساخته بودم

ناگهان

تارهاي دلم را مرتعش ساختي

از چهره¬ي سنگين اندوه من، چه قدر ندامت وزيد

در کنج متروکي از اين گذرگاه، به خود آمدم

تنها مانده بودم

سايه¬اي را مي¬ديدم

سايه¬ها چه مي¬گفتند؟

شتاب کن، پيش از بيدار شدن وسوسه¬هاي شيطاني

رها کن خود را از تيرگي¬هاي ديروز

از گذشته¬اي که زوال¬پذير و پنهان بود

رها کن لحظه¬هايي را که تباه شده¬اند

سايه¬ها در انتظار نور بودند

همچو کوير قلب من که در انتظار آب و رويش است

در انتظار بيداري

ميان ماندن و رفتن، درنگ جايز نيست

شتاب بايد کرد

تا جاودانه شدن روح

به اثبات مي¬رسانم که بيداري داده اين نور، به من خفته¬تن

بدين سان

براي بودن و نمودن¬ها، سراپا پاکي مي¬شوم

با راهيان ره¬توشه¬ي حجاب، تا کشت دانه¬هاي سبز  ايمان،

چرا که همه، به گل زيبايي مي¬انديشند که ريشه داشته باشد.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان