خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

زير چتر حجاب
محمدی سیف معصومه



پرسيدم

انسان ملکوتي، روح بزرگ، چرا چنين آشفته¬اي؟

گفت زماني چتر حجابم را گم کرده بودم

از هستي¬ام دور مانده

گويي در هواي بيگانه¬اي نفس مي¬کشيدم

همو که مي¬گفت مي¬خواهد زيباي هميشه باشد

حال

پنهان مي¬کند سيماي پريشانش را از بيگانه و خويش

حال

انبوه زمان، چهره¬ي زيبايش را ربوده

و روح انساني¬اش متلاطم گشته

گفتمش، گمان من بر اين است

براي طلب زيبايي هميشگي، مي¬بايد

سالک درون خويش شد

در هستي خويش، جهان را يافت

با چشم درون به منظر جهان نگريست

حقيقت در همين حوالي است

به سويم آمد، انديشه¬اي کرد

گفتمش چگونه مي¬خواهي باشي؟

بينديش!

تصميم نهايي فقط با توست!

زيبايي که بهره¬اي از زيباي مطلق دارد، همواره مي-ماند

دگرگوني نمي¬پذيرد

از هستي¬اش دور نمي¬ماند

اگر و فقط اگر چتر حجاب را از آن خود کند

چگونه مي¬خواهي باشي؟

مشکي خالي و تشنه و نيازمند فرمان بيگانگان؟

حقيقتي روشن با بينشي ژرف از وجود مقدس خويش؟

پس با من بيا روح غني، تا چترمان را بگستريم به-وسعت همه¬ي زيبايي¬ها

و تمام پاکي¬ها را از آن خود کنيم

روحت چه قدر وسيع گشته زيرسايه¬ي پاکي¬ها

فن

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان