خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

حضرت زينب(س) و رمز ماندگاري
قاسمی حمید


بي¬ترديد يکي از مهم¬ترين عوامل تربيت و پرورش فضليت¬هاي اخلاقي و نيز تثبيت و انتقال ارزش¬هاي فرهنگي و اعتقادي، استفاده از الگوهاي مناسب است؛ چرا که الگو و سرمشق به لحاظ برخورداري از ويژگي-هاي خاصي مي¬تواند به روند حفظ و انتقال فضايل و آموزه¬هاي تربيتي سرعت بخشيده، به تعميق و ماندگار شدن آن¬ها کمک نمايد.

در مجموعه¬ي تعاليم اسلام، به¬ويژه در مسائل مربوط به تعليم و تربيت، نه تنها توصيه و تاکيد بر استفاده از شيوه¬ي الگويي شده بلکه علاوه بر تبيين مشخصات و ويژگي¬هاي يک الگوي مناسب، در موارد ضروري، مصداق نيز ذکر شده است. علاوه بر اين، گاهي راه¬هاي بهره-برداري از الگوها نيز مورد اشاره قرار گرفته. يک مورد آن مربوط به جنگ احزاب در قرآن کريم است که از شخص پيامبر اکرم(ص) به عنوان «اسوه¬¬ي حسنه» ياد مي¬شود. «لقد کان لکم في رسول الله اسوه حسنه به¬درستي که در زندگي و عمل¬کرد رسول خدا(ص) براي شما اسوه و سرمشق نيکويي است» (احزاب 21) با توجه به مفهوم واژه¬ي اسوه، منظور آيه اين خواهد بود که اگر مي-خواهيد در مسير صراط مستقيم قرار گيريد، به رسول خدا(ص) اقتدا کنيد و از رفتار و کردار او پيروي و تبعيت کنيد. البته قرآن  بلافاصله اين هشدار را نيز مطرح مي¬سازد که تنها کساني مي¬توانند پيامبر اکرم(ص) را الگو و سرمشق خود قرار دهند که به خدا و روز رستاخيز اعتقاد داشته باشند و هرگز در لحظات زندگي خويش از ياد خدا غافل نگردند.

در اين راستا، توجه به حفظ سلامت فکري و اعتقادي بانوان از اهميت و ضرورت بيشتري برخوردار است؛ چرا که همواره در طول تاريخ خطرناک¬ترين نقشه¬هاي دشمنان از طريق نفوذ و ايجاد تغيير در نوع تفکر و بينش اين قشر از جامعه عملي شده است.

به¬علاوه، حفظ سلامت بينش و ديدگاه¬هاي ارزشي بانوان هر جامعه¬اي به لحاظ نقش بسيار مهمي که در تربيت نسل جديد دارد، تضمين¬کننده سلامت فکري و فرهنگي ساير اقشار نيز محسوب مي¬شود.

 يکي از چهره¬هاي برجسته¬ي جهان اسلام - که به دليل برخورداري از ويژگي¬هاي منحصر به فرد در تمام زمينه¬ها مي¬تواند به عنوان يک الگوي به تمام معني در همه¬ اعصار مطرح شود - حضرت زينب(س) است. بي¬شک همه¬ي کمالات آن حضرت در کل، علاوه بر بيان ابعاد مختلف شخصيت بي¬نظير اين بانوي بزرگوار، به درجه¬ي بالاي عرفان و خداشناسي او دلالت دارد. اگر مرتبه¬ي توحيدش قريب به مرتبه¬ي توحيد حضرات معصومان(ع) نبود، هرگز نمي¬توانست سکان¬دار طوفان کربلا باشد. اين بانوي گران¬قدر در يکي از حساس¬ترين برهه¬هاي تاريخ اسلام، از طريق تدبير و فداکاري و شهامت، خطري را که متوجه¬ کيان اسلام بود، برطرف نمود. امروز نيز بانوان جامعه¬ي اسلامي مي¬توانند از طريق اقتدا به سيره و عمل¬کرد و فضايل شيرزن کربلا حضرت زينب کبري(س) همه¬ي دسيسه¬هاي ناجوان¬مردانه¬ي استکبار جهاني را در استيلا بر افکار بانوان مسلمان خنثي نمايند.

اين نوشتار که با هدف گرامي¬داشت سال¬روز ميلاد عقيله¬ي بني هاشم به نگارش درآمده، مي¬کوشد تا پس از مروري کوتاه به وقايع زندگي آن حضرت، اشاره¬اي نيز به برخي از کمالات و فضايل والاي ايشان داشته باشد.

سرگذشت زينب(س)

بنا به قول مشهور، حضرت زينب(س) سومين فرزند فاطمه¬ي زهرا(س) در روز پنجم جمادي الاول سال پنجم يا ششم هجري چشم به جهان گشودند. در اين زمان، پيامبر اکرم(ص) در خارج از مدينه بودند.

 اميرالمومنين(ع) نام¬گذاري اين کودک را به تاخير انداختند تا رسول خدا(ص) به مدينه برگشتند. آن حضرت به فرمان الهي نام اين مولود مبارک را زينب گذاشتند و توصيه فرمودند که اين طفل را همواره گرامي بداريد؛  چون او شبيه مادر بزرگش خديجه¬ي کبرا(ع) است.

يعني همان گونه که حضرت خديجه(ع) در آغاز بعثت با شجاعت و فداکاري متحمل زحمات زيادي شد تا نهال نورسته¬ي اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زينب(س) نيز با صبر و ايثار و تحمل سخت¬ترين فشارها، از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگيري به¬عمل مي¬آورند.

در توصيف آن حضرت مي¬گويند: حضرت در وقار شخصيت چون جده¬اش حضرت خديجه(ع) و در عفاف و عصمت همانند مادرش زهرا(س) بود.

زينب کبري(س) تا حدود پنج يا شش سالگي، تحت اشراف شخص پيامبر اکرم(ص) و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا(س) پرورش يافت و از اين پس مسئوليت تربيت و پرورش او به عهده¬ي علي(ع) گذارده شد. تا اين که  در سال هفدهم هجري به همسري پسر عمويش، «عبدالله بن جعفر» در آمد. سال¬ها بعد زماني که مردم با امير المومنين علي بن ابي طالب(ع) بيعت کردند، حضرت براي ياري پدر از مدينه به کوفه رفت و در مدت پنج سال دوران سخت حکومت علي(ع)، همواره يار و تسکين-بخش غم¬هاي پدر بود و زنان کوفه را آموزش مي¬داد ... . چون علي(ع) در محراب عبادت با شمشير ابن ملجم مرادي ضربت خورد، پرستاري آن حضرت را بر عهده گرفت.  به دنبال شهادت امير المومنين علي(ع) و هنگام امامت برادر بزرگش امام حسن(ع) در کنار برادر قرار گرفت و آن گاه که امام حسن(ع) از کوفه به مدينه برگشت، به همراه ايشان به مدينه آمد. وقتي که در سال پنجاه هجري معاويه حضرت امام حسن(ع) را مسموم کرد، باز غم¬خواري و پرستاري برادر با زينب(س) بود. پس از شهادت امام حسن(ع) در خدمت امام حسين(ع) بود و زماني که در سال شصت هجري امام حسين(ع) عازم مکه شد به همراه آن حضرت از مدينه خارج شده، از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت به قيام ابا عبدالله(ع) تلاش مي¬کرد و لحظه¬اي از آن حضرت جدا نشد. نقل مي¬کنند در جريان حرکت به سوي عراق «ابن عباس» به امام حسين(ع) گفت: « اگر ناگزير بايد به اين سفر برويد، حداقل اين زنان و بچه¬ها را با خود نبريد.» در اين لحظه، حضرت زينب(س) خطاب به ابن عباس فرمود: «... سوگند به خدا از حسين جدا نخواهم شد. همراه او خواهم بود، با او زندگي کرده و با او مي¬ميرم.»1

در روز عاشورا با ايثار چند برادر و فرزند و برادرزاده و ... فداکاري در راه خدا را به حدي رساند که حتي ملکوتيان را به تعجب واداشت و از عصر عاشوراي سال شصت هجري به بعد رسالت پيام¬رساني خون شهيدان و سرپرستي و رهبري اسيران نهضت عاشورا را بر عهده گرفت. لحظه¬اي از حمايت امام زين العابدين(ع) غافل نگشت و بارها در اين سفر خوفناک، جان آن  حضرت را از خطراتي که تهديدش مي¬کرد نجات بخشيد. حضرت زينب(س) با ايراد خطبه¬هاي آتشين، پايه¬ي کاخ¬هاي ستم بني ¬اميه را به لرزه درآورد و با اين کار، همه¬ي تبليغات و نقشه¬هاي دشمنان را خنثي و نفاق منافقان را رسوا و غفلت غافلان را برطرف ساخت . اگر تلاش بي¬نظير و فداکاري کامل زينب(س) نبود، به يقين بني اميه جريان کربلا را به فراموشي مي¬سپردند يا از مسير حيات¬بخش خود منحرف مي¬کردند.

حضرت، سرانجام پس از انجام کامل اين رسالت سنگين و حدود يک سال و نيم پس از جريان عاشورا در رجب سال شصت و دو هجري با کوله¬باري از غم و اندوه چشم از جهان فرو بست.

فضايل و اوصاف زينب(س)

حضرت زينب(س) به اعتراف همه¬ي تاريخ¬نويسان، آراسته به همه¬ي فضايل و خصلت¬هاي والاي اخلاقي و الهي بودند و در سايه¬ي اين کمالات به مرتبه¬اي از منزلت انساني دست يافتند که شايستگي محرم راز الهي و امين و دايه¬ي امامت و ولايت بودن را - حداقل در بخشي از عمر شريف¬شان -  به خود اختصاص دادند.2 حضرت اين کمالات را به برکت عنايات خاص الهي و پاکي سرشت و نحوه¬ي تربيت و پرورش در دامن پيامبر(ص) و فاطمه¬(س) و امير المومنين(ع) و تلاش¬هايي که در راستاي کسب سجاياي اخلاقي و به جاي آوردن عبادات و فرامين الهي انجام داده بود به دست آورد.

القابي که براي آن حضرت نقل شده به گوشه¬هايي از عظمت شخصيت اين بزرگ¬بانوي اسلام دلالت دارند. از جمله: عالمه¬ي غير معلمه، نائبه الزهرا، عقيله¬ النساء، الکامله، وليده الفصاحه، صديقه الصغري، معصومه الصغري، صابره محتسبه، بطله کربلا، سليله الزهرا، امينه الله، محدثه، ناموس کبريا، قره عين مرتضي، عقيله¬ي بني هاشم، محبوبه المصطفي، زاهده، عابده، نابغه الزهرا، سرّ ابيها و ... . برخورد حضرت زينب(س) در برابر دشمنان بسيار اعجاب¬انگيز است. وي با ستم¬گران با تمام وجود به مبارزه برخاست، در حالي که آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند. خطبه¬ي بي¬نظيري را در حضور دژخيمان ايراد نمود و شجاعت بي¬مانندي را از خود به نمايش گذاشت. همان گونه که بيان شد هر يک از اين لقب¬ها به گوشه¬ي کوچکي از فضيلت¬ها و اوصاف برجسته¬ي آن حضرت دلالت دارند. درباره¬ي برخي از اين اوصاف و کمالات توضيح مختصري در اين قسمت ارائه مي¬گردد:

1. خداشناسي و عرفان: بي¬شک همه¬ي کمالات آن حضرت در کل، علاوه بر بيان ابعاد مختلف شخصيت بي¬نظير اين بانوي بزرگوار، به درجه¬ي بالاي عرفان و خداشناسي او دلالت دارد. اگر مرتبه¬ي توحيدش قريب به مرتبه¬ي توحيد حضرات معصومان(ع) نبود، هرگز نمي¬توانست سکاندار طوفان کربلا باشد.

هنوز کودکي بيش نبود که از پدر بزرگوارش علي(ع) سوال کرد: «آيا مرا دوست داري؟» حضرت فرمودند: «بله دخترم؛ فرزندان ما پاره¬هاي جگرهاي ما محسوب مي¬شوند». آن گاه زينب(ع) عرض کرد: «محبت و خدادوستي با حب فرزندان در قلب مومن چگونه جمع مي¬گردد؟ اگر گريزي از اين دو امر نيست، بايد گفت: دوستي محض از آنِ خدا و مهرورزي براي فرزندان است.» با اين بيان، دختر زهرا(س) کمال معرفت خود را در توحيد خالص به نمايش گذاشت.

در همان دوران کودکي، پدر بزرگوارشان به او فرمود: «دخترم! بگو: يک» زينب(س) گفت: «يک.» آن گاه علي(ع) فرمودند بگو: «دو» در اين لحظه حضرت زينب سکوت کردند.

چون سکوت ايشان طول کشيد علي(ع) فرمودند: «دخترم! سکوت کردي؟» عرض کرد: «پدرجان با زباني که گفته¬ام يک، توان دو گفتن را ندارم.» اميرمومنان علي(ع) از اين پاسخ بسيار عميق دخترشان خيلي خوش¬حال شدند و او را که در اين حال طفلي بيش نبودند، مورد تفقد و محبت قرار دادند.3

2. علم و دانش: براي شناخت مقام علمي حضرت زينب(ع) مي¬توان به امور زيادي توجه و استناد کرد که از جمله آن¬هاست:

- خطبه¬هاي بسيار بلند و پرمحتوايي که از آن بانوي گرامي به¬جاي مانده است.

- به شهادت همه¬ي تاريخ¬نويسان در کوفه، ايشان کلاس¬هاي تفسير و آموزش قرآن داشتند و زن¬هاي کوفه را با قرآن و احکام اسلامي آشنا مي-ساختند.

- راويان بزرگي چون «عبدالله بن عباس» از او روايت¬هاي زيادي را نقل مي¬کنند که از جمله¬ي اين روايات خطبه¬ي تاريخ حضرت زهرا(س) است. اين در حالي است که زينب(س) در زمان خوانده شدن اين خطبه پنج يا شش سال بيشتر نداشت و ابن عباس با اين عبارت از آن حضرت در رواياتي که از او نقل مي¬کند، ياد کرده است: «حدثني عقيلتنا زينب4؛ بانوي فهيم و انديشمند ما زينب بر من چنين روايت کردند.» و برخي از او با تعبير حبر و بحر يعني سرشار از علم و درياي علم ياد مي¬کنند. حتي زماني که در مجلس يزيد آن خطبه¬ي آتشين را بيان کردند، يزيد درباره¬اش گفت: «اينان خانداني هستند که فصاحت و دانش و معرفت را از پيامبر به ارث برده¬اند و آن را با شير مادر نوشيده-اند».5 و از «شيخ صدوق» روايت شده است که زينب به جهت علم و دانش زيادي که داشت، از سوي امام حسين(ع) نيابت خاص داشت و مردم در مسائل شرعي(حلال و حرام) به ايشان رجوع مي-کردند. در يک مورد نقل شده است روزي که امام حسن(ع) و امام حسين(ع) درباره¬ي بعضي از سخنان پيامبر اکرم(ص) با هم گفت¬وگو مي¬کردند، حضرت زينب(ع) وارد شدند و در بحث ايشان شرکت کردند و مسئله را با تمام صوري که داشت با تفصيل تمام تبيين فرمودند. حضرت امام حسن(ع) وقتي اين توانايي فوق¬العاده¬ي خواهر را ديدند، خطاب به او فرمودند: «انک حقا من شجره النبوه و من معدن الرساله ....6 به راستي که تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستي.»

3. عبادت و بندگي: گرچه سراسر زندگي حضرت زينب(س) براي حفظ و احياي معارف اسلامي سپري شد - که همه¬ي آن¬ها با هدف اطاعت از اوامر الهي انجام مي¬گرفت - اما آن حضرت در عبادت به معني خاص نيز از موقعيت برجسته¬اي برخوردار بودند. در سخت¬ترين شرايط نيز به طور کامل به انجام وظايف عبادي اهتمام مي¬ورزيدند..

حضرت سجاد(ع) مي¬فرمايد: «عمه¬ام زينب در جريان حادثه¬ي کربلا با آن همه مشکلات حتي در شب عاشورا و شب يازدهم محرم نيز نماز شب را ترک نکردند.7 امام حسين(ع) به اندازه¬اي به خلوص و بندگي زينب(س) اعتقاد داشتند که هنگام وداع خطاب به او فرمودند: «يا اختاه لا تنسيني عند نافله الليل8؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن.»

باز امام سجاد(ع) مي¬فرمايد: «عمه¬ام زينب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به¬پا مي¬داشت. در برخي از منازل بين راه مي¬ديدم که او از فرط خستگي و رنجوري ناشي از آزار دشمن، نمازهايش را درحال نشسته مي¬خواند»9

همه¬ي اين وقايع به¬خوبي از اهتمام کامل حضرت زينب(س) به عبادات خبر مي¬دهد و درست به دليل برخورداري از اين ويژگي بوده که يکي از القاب آن حضرت «عابده¬ي¬ آل¬علي (ع)» انتخاب شده است.

4. شجاعت و شهامت: يکي از نويسندگان در اين باره مي¬نويسد: «برخورد و عکس¬ العمل زينب در برابر دشمنان بسيار اعجاب¬انگيز است با آنان در حالي که در اوج قدرت بودند، به¬تندي برخورد کرد. زينب شيرزني از خاندان بني¬هاشم است. آن چنان با صداي بلند ندا سر داد که کاخ سلطنت امويان ستم¬گر و غاصب از جاي کنده شد و در مجلس يزيد سفاک، سخن¬راني مهمي انجام داد که او و اطرافيانش را مفتضح نمود.

5. حجاب و عفاف: زينب کبرا(س) در رعايت عفاف همانند مادر بزرگوارشان بي¬بديل بودند. مرحوم علامه «مامقاني» مي¬نويسد: «زينب در حجاب و عفاف يگانه است؛ احدي از مردان در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا او را نديده بودند.»10

فردي به نام «يحيي مازني» مي¬گويد: «من در مدينه مدت زيادي در همسايگي حضرت علي(ع) به¬سر مي¬بردم اما در اين مدت به خدا قسم هرگز زينب را نديدم و حتي صداي او را هم نشنيدم».11

 آن حضرت نه تنها در حالت عادي بلکه در بحراني¬ترني لحظات زندگي خود به مسئله¬ي حجاب و عفاف اهتمام کامل داشتند. فردي روايت مي¬کند: «وقتي اسراي کربلا را وارد کوفه مي¬کردند، امام سجاد(ع) را ديدم که بر شتري بدون روپوش سوار کرده¬اند ... در اين هنگام بانويي را ديدم که بر شتر برهنه¬اي سوار است سوال کردم که او کيست؟ جواب دادند: «او زينب کبرا(س) است».

اين بانو خطاب به مردم کوفه مي¬گفت: «اي مردم، چشم¬هاي خود را از ما بپوشانيد آيا از خدا و رسولش شرم نمي¬کنيد، به حرم و خاندان پيامبر خدا(ص) در حالي که پوشش و حجاب مناسبي ندارند نگاه مي¬کنيد».12

نقل کرده¬اند پس از حادثه¬ي کربلا هر وقت که از شام و کوفه صحبت مي¬شد، حضرت زينب(س) با يادآوري آن ايام - که بدون پوشش مناسب خاندان پيامبر را از کوچه¬هاي اين دو شهر عبور داده بودند. -  به¬شدت متاثر مي¬شد.

6. گذشت و ايثار: روزي علي(ع) مستمندي را به خانه آوردند تا از او پذيرايي کنند. وقتي از حضرت فاطمه(س) پرسيدند آيا در خانه چيزي هست که با آن از مهمان عزيزمان پذيرايي کنيم آن حضرت فرمودند: «به غير از مختصر غذايي که براي زينب کنار گذاشته¬ام، چيزي وجود ندارد.» حضرت زينب(س) که در آن موقع چهار سال بيشتر نداشتند، خطاب به مادر فرمودند: «مادرجان غذاي مرا به مهمان بدهيد».13

اوج ايثار  و فداکاري و گذشت دختر علي(ع) در روز عاشورا به نمايش گذاشته مي¬شود. نقل مي¬کنند صبح روز عاشورا در حالي که دو فرزند خود محمد و عون را به همراه داشت، خدمت امام حسين(ع) رسيد. عرض کرد: «جدم ابراهيم خليل، قرباني خدا را به جاي قرباني شدن اسماعيل از خداوند جليل پذيرفت. برادرجان تو نيز امروز اين دو قرباني مرا بپذير و اگر دستور جهاد از بانوان برداشته نمي¬شد، هزار بار جان خود را در راه محبوب فدا مي¬کردم و هر ساعت خواستار هزار بار شهادت مي-شدم».14

آن گاه فرمود: «دوست دارم فرزندانم جلوتر از برادرزادگانم به ميدان بروند.» و وقتي که اين دو نوگل زينب(س)، پس از پيکار با دشمن به درجه¬ي رفيع شهادت نائل آمدند و پيکرهاي غرق به خون آنان را به کنار خيمه¬ها آوردند، همه¬ي زنان از خيمه¬ها بيرون آمدند اما زينب کبرا(س) براي اين که مبادا اباعبدالله(ع) خجالت¬زده شوند، از خيمه¬ي خود بيرون نيامد.15

در لحظات پاياني ظهر عاشورا، وقتي بالاي سر پيکر خونين برادر و مقتداي خود امام حسين(ع)  آمدند، با اين جمله: «پروردگارا اين هديه و قرباني را از اهل بيت پيامبر(ص) قبول فرما» نهايت اخلاص و فداکاري خود را به جهانيان اعلام کرد.

بي¬ترديد در شرايط سخت کنوني اگر بانوان جوامع اسلامي، سيره¬ي عملي و اوصاف اخلاقي شيرزن کربلا را الگو و اسوه¬ي خود قرار دهند، روز به روز ارزش¬ها و فضايل آنان شکوفاتر خواهد شد و بي¬شک در صورت تحقق چنين مهمي، زمينه¬ي سعادت دنيا و آخرت براي مسلمانان مهيا خواهد شد.

پي¬نوشت¬ها:

1. خصائص الزينبيه، ص283.

2. امام حسين(ع) در آخرين ساعات زندگي خود امانات الهي را به زينب(س) سپرده و حمايت و حفاظت از حضرت سجاد(ع) را به ايشان سفارش مي¬کنند و امام سجاد(ع) نيز در بيان احکام و برخي مسائل ولايت، نيابت خاصه به او داده بودند.

3. خصائص الزينبيه، ص309.

4. سفينه البحار، ج1، ص558.

5. بحار الانوار، ج45، ص137.

6. السيده زينب، محمود شرقادي، ص98.

7. زينب کبرا، فريادي بر اعصار، ص23.

8 و 9. همان، ص62 و 63.

10. تنقيح المقال، ج3، ص79.

11. زينب کبرا، ص22.

12. مقتل مقرم، ص371.

13. رياحين الشريعه، ج3، ص64.

14. الطرز المذهب، ص74.

15. منتخب التاريخ، ص275.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان