خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

معصومین از رمضان می‌گویند
تهامی طه

رمضان از راه مي‏رسد و با خود كوله‌باري از بخشايش و آمرزيدگي را به همراه مي‏آورد و با نداي «ربنّا» جان‏هاي تشنه را به سوي خود فرا مي‏خواند تا به استقبالش آمده،  دسته دسته بخشودگي را از دستان كريم آن باز ستانند. ميزبانِ ابدي رمضان، دست شيطان‏ها را مي‏بندد و درهاي بهشت را به روي ميهمانان خود مي‏گشايد تا با آسودگي و آرامش از لحظه‏هاي سبز آن براي حيات ابدي توشه برگيرند و خس و خاشاكِ يك سال زندگي را از دامان خود سترده و در سايه سارِ مهمان‌نواز­ی آن نفسي تازه كنند. منادي در آسمان‏ها بر ميهمانان ضيافت آسماني، خوش‌آمد مي‏گويد و آب و آيينه به دست، به استقبال سحرخيزان مي‏شتابد. ماه مهماني خدا! خوش آمدی!

اشاره

انسان با نگاهی گذرا به اعمال عبادی، به نکات ظریفی برخورد می‌کند که جز مصلحت  و خیراندیشی، در آن چیز دیگری نمی‌بیند. «روزه» از جمله اعمالی است که هم جنبه‌ي عبادی دارد، هم جنبه‌ي ‌فردی و هم اجتماعی. این ابعاد، انسان را به تفکر وامي‌دارد که چگونه ساعاتي امساک از خوردن و آشاميدن، آثاري چنين ارزنده به جا مي‌گذارد. اين چند ساعت امساک، بندگان را منضبط، حق‌شناس و مطيع مي‌سازد و از سوي ديگر انسان را به تفکر وامي‌دارد تا به سختي زندگي فقرا پي ببرد و موقعيت مردم ضعيف جامعه را حس نمايد. از سوي ديگر نيز درجه‌ي اخلاص خود را محک بزند تا در گذر يک سال بتواند نردبان تقربي بسازد که آراسته‌تر در محضر خداي سبحان حاضر شود و حظ کافي ببرد.

زمين خشکيده‌ي وجود انسان، که مدت‌ها قطره‌ي آبي به خود نديده، ملتمسانه چشم به آسمان دوخته است تا دانه‌اي را که در سينه پنهان دارد، بارور سازد. در  اين فرصت، «يرمض‌الذنوب» شود، سبک‌بالانه از پلکان ترقي بالا رود و توشه‌اي براي نيکو سپري کردن يک سال خود به دست آورد.

 

نام‌گذاري رمضان

در اسلام، بسياري از نام‌گذاري‌ها داراي فلسفه‌ي ويژه‌اي هستند و بيان­گر اهميت وجه تسميه‌ي آن است، در جمع‌بندي مختصري مي‌توان گفت نام‌گذاري، بحثي قابل توجه است. در مورد نام‌گذاري ماه مبارک رمضان نيز رواياتي وجود دارند؛ در رواياتي آمده است که اين نام‌گذاري به دوره‌ي رسول خدا(ص) بازمي‌گردد. امام صادق(ع) فرمودند: چه خوب ماهي است ماه رمضان؛ ماهي که در زمان پيامبر(ص) ماه پربرکت ناميده شد».1

امام باقر(ع) نيز در مورد وجه تسميه‌ي آن فرمودند: نگوييد اين رمضان است و نگوييد رمضان رفت يا آمد، زيرا رمضان نامي از اسماي خدا است که نمي‌رود و نمي‌آيد که شئ زايل و نابودشدني مي‌رود و مي‌آيد، بلکه بگوييد ماه رمضان. پس ماه را اضافه کنيد در تلفظ به اسم که اسم، اسم الله مي‌باشد و ماه رمضان، ماهي است که قرآن در آن نازل شده و خداوند آن را مثل وعده و وعيد قرار داده است». 2

پيامبر اعظم(ص) در بياني روشن فرمودند: به راستي که رمضان ناميده شد، زيرا گناهان را از بين مي‌برد»3.

همچنين در روايتي ديگر فرمودند: ناميده شد رمضان، به خاطر شدت گرما».4

هرکدام از اين فرمايشات نوراني، به يکي از جنبه‌هاي تربيتي اين ماه بزرگ اشاره دارند و قابل جمع مي‌باشد که هر يک، در جاي خود، گويا و کارساز است.

 

فلسفه­ی روزه در ماه رمضان

همان گونه که گذرا اشاره شد، هر عبادتي در اسلام داراي ابعاد گوناگون فردي و اجتماعي است که سبب شکل‌گيري روحيه‌ي مفيد يا ويژگي برازنده‌اي در مسلمان مي‌شود. به جرأت مي‌توان گفت که روزه‌ي راستين، از کامل‌ترين برنامه‌هاي عبادي اسلام است که توجه بايسته به آن، والاترين دست‌آوردها را به دنبال خواهد داشت. در اين جا، بسيار بجا است در آينه‌ي شفاف کلام معصومان(ع) به اين ويژگي‌ها اشاره شود.

 

1-توانايي همگاني

بسيار مهم است که هرگاه مسؤوليتي برعهده‌ي کسي گذاشته مي‌شود، توان او مدنظر قرار گيرد. خداوند متعال نيز هرگز تکليفي فراتر از توان کسي برعهده‌ي او نمي‌گذارد که «لايکلف‌الله نفسا الا وسعها». امام رضا(ع) فرمودند: اگر بپرسند چرا مأمورند به روزه‌ي ماه رمضان و بس، نه کمتر و نه زيادتر، گفته مي‌شود براي آن­که اين مقدار، حدي است که از اجراي آن، هم ضعيف برمي‌آيد و هم قوي و جز اين نيست که خداوند فرايض و واجبات را به اندازه‌اي که در امکان بيش‌تر افراد باشد، تعيين فرموده است؛ آن گاه ناتوانان را آزادي داده است، بدين معنا که اگر خواستند، غير ماه رمضان را هم با گرفتن روزه‌ تقرب جويند و چنان که به کمتر از اين صلاح­شان بود، خداوند کم‌تر مي‌فرمود و اگر محتاج به بيشتر از اين هم بودند، به زياده از اين امر مي‌فرمود».5

  1. تثبيت انگيزه­ی اخلاص

اخلاص در عمل، رمز پذيرش هر عمل است و روزه نيز از آن مستثنا نيست. در خطبه‌ي حضرت زهرا(س) در مورد فدک آمده است: خداوند روزه را براي تثبيت اخلاص واجب کرد». 6

 

  1. يادآوري تشنگي و گرسنگي روز رستاخیز
  2. ياد مرگ و يادآوري سختي روز جزا، سبب تنبه فرد و تعديل در رفتارهاي او مي‌شود. امام رضا(ع) در مورد اين جنبه‌ي تربيتي روزه فرمودند: اگر بپرسند روزه چرا واجب شده است، پاسخ آن است که درد گرسنگي و تشنگي را بدانند و از اين راه به فقر و بي‌زاد و توشگي آخرت پي ببرند و هم­چنین براي اين­که بر اثر سختي که از گرسنگي و تشنگي براي روزه‌دار پيش آمده است فروتني و کوچکي کند و نياز نشان دهد تا اجر برد و به حساب آورد کار خويش را و پاي­داري و مقاومت کند بر آن و از اين جهات، مستحق اجر شود با آن­چه که در آن است، از قبيل جلوگيري از طغيان شهوات و هواها و اين­که موجب عبرت و موعظه‌اي باشد براي آن­ها در اين دنيا و تمريني باشد براي انجام تکاليف آن­ها و راهنمايي باشد براي آن­ها در عالم ديگر». 7
  3. هم­دردي با قشرهاي آسيب‌پذير

يکي از مشکلات اجتماعي روز، رانده شدن قشرهاي کم‌درآمد و فقير جامعه به حاشيه و بي‌توجهي به آن­ها است که اسلام به هيچ روي آن را برنمي‌تابد. روزه نيز به همين دليل واجب شده است تا فقيران به خاطر اطعام‌ها و برخي توفيقات اجباري(!) مانند کمک‌‌هاي مالي در قالب زکات فطره، بيش‌تر در نظر گرفته شوند. به اين روايت توجه کنيد: از هشام‌بن حکم است که گفت: از امام صادق(ع) درباره‌ي علت روزه پرسيدم. فرمودند: اما علت روزه، بدان سبب است که فقير و غني در يک سطح شود، زيرا غني درد گرسنگي را نچشيده است تا به فقير رحم کند، زيرا غني هرگاه چيزي بخواهد، توانايي آن را دارد. پس خداوند عزوجل به اين وسيله خواست بين بندگانش برابري ايجاد کند و حس گرسنگي و درد را به غني بچشاند تا دلش بر ضعيفان به رحم آيد و بر انسان گرسنه مهرباني کند». 8

مشابه اين سخن از امام حسن عسکري(ع) نيز روايت شده است: از حمزه‌بن محمد روايتي است که گفت به ابي‌محمد عسکري‌(ع) نوشتم: چرا خداوند عزوجل روزه را واجب کرده است؟ در پاسخ آن آمد: تا غني حس گرسنگي را بچشد و به فقير احسان کند». 9

اين دليل روزه‌داري به اندازه‌اي مهم است که از ديگر امامان(ع) به دفعات روايت شده است: جمفربن محمدبن حمزه در گفت‌وگويي با ما گفت: به ابي ‌محمد حسن‌ بن علي(ع) نوشتم چرا خداوند روزه را واجب کرد؟ پس برايم نوشت: خداوند تعالي روزه را واجب کرد تا غني حس گرسنگي را بچشد تا بر فقير مهر ورزد». 10

فلسفه­ی قضاي روزه زن

شايد اين پرسش به ذهن برسد که چرا روزه‌ي زن در ايام عادت ماهانه قضا دارد، ولي نماز او قضا ندارد. امام رضا(ع) در اين باره فرمودند: اگر بپرسند چرا زن بايد روزه را قضا کند، ولي نمازش قضا ندارد، گفته مي‌شود که براي چند جهت: اول اين­که گرفتن روزه او را از کارهاي لازم زندگي خود باز نمي‌دارد و از خانه‌داري و خدمت به شوهرش و انجام فرمان او و اصلاح امور منزل و شست‌وشو و نظافت مانع نمي‌شود، ولي نماز وقت را مي‌گيرد و مانع از انجام همه‌ي امور ديگر مي‌شود، زيرا نماز در شبانه‌روز مکرر واجب مي‌شود و زن قدرت ندارد که هم نمازهاي مدت ناپاکي خود را به جاي آورد و هم نمازهاي ايام پاکي و هم کارهاي لازم و ضروري زندگي زناشويي يا فردي خود را انجام دهد، ولي روزه اين چنين نيست. يکي ديگر از علت‌هاي آن اين است که نماز زحمت نشست و برخاست و تحرک دارد، ولي در روزه اين امور نيست و تنها نخوردن و خودداري کردن از مفطرات مي‌باشد؛ نه حرکت و جنبش و فعاليت. در تمام مدت شبانه‌روز هيچ وقت جديدي نمي‌رسد، مگر اين که در آن نماز جديدي واجب مي‌شود، ولي روزه اين گونه نيست که هر روز که مي‌رسد، روزه‌اش بر او واجب باشد؛ مانند نماز که هر وقت سرمي‌رسد، نمازي بر او واجب باشد.11

رمضان ؛ ميدان مسابقه

 امام مجتبى(ع) در روزهاى پايانى ماه مبارك رمضان از كنار جماعتى كه مشغول خنده و شوخى بودند عبور كردند. حضرت با ناراحتى به آن‏ها فرمود: خدا ماه رمضان را ميدان مسابقه بندگان قرار دهده است. دسته‏اى گوى سبقت مى‏ربايند و پيروز مى‏شوند و تعدادى هم از ديگران عقب مى‏مانند و سرافكنده مى‏شوند. عجيب است در روزى كه پيشى گيرندگان پيروز شده‏اند و عقب ماندگان زيانكار گريده‏اند، جمعى به شوخى و خنده مشغولند. به خدا سوگند اگر پرده در افتد، امروز نيكوكار، مشغول پاداش خود و عقب افتاده، گرفتار بدي­هاى خود است و براى احدى فرصتى جهت شوخى و لهو و لعب باقى نمى‏ماند.12

 اندرون از طعام خالى دار

تا در او نور معرفت بينى

 تهى از حكمتى به علت آن

كه پُرى از طعام تا بينى

 در خواست بخشايش

رمضان؛ فرجامی خوش

نوشته‏اند حضرت سجاد(ع) اشتباهات غلامان خود را در طول ماه رمضان با ذكر تاريخ و مورد آن يادداشت مى‏فرمود. در آخر ماه رمضان، غلامان خويش را جمع كرده و از آن­ها اقرار مى‏گرفتند كه چنين اشتباهى از آنان سر زده است. سپس در ميان حلقه آنها مى‏ايستادند و مى‏فرمودند كه آن­چه را من مى‏گويم تكرار كنيد؛ اى على بن حسين! همان طورى كه ما غلام و بنده تو هستيم و تو اشتباهات ما را ثبت كرده‏اى، خدا هم كارهاى تو را ثبت كرده است. اينك ما را عفو كن و ببخش چنان­چه تو اميدوارى خدا از گناهان تو بگذرد. به ياد آر آن روزى كه با خفت و خوارى در پيش­گاه عدل الهى مى‏ايستى، آن خدائى كه به اندازه­ی خردلى ستم روا نمى‏دارد، همان مقدار كم را هم در قيامت به حساب مى‏آورد، از ما در گذر كه خدا از تو در گذرد كه در قرآن آمده:

«پس عفو كنيد و چشم پوشى كنيد آيا نمى‏خواهيد خدا شما را ببخشد»13.

حضرت سخنان خود را به غلامان خود تلقين مى‏كرد و آنان تكرار مى‏كردند و با نواى جان­سوز اشك مى‏ريخت و مى‏گفت: «پروردگارا! تو دستور گذشت به ما داده‏اى از ما نيز در گذر! خدايا! تو به عفو و گذشت از ما شايسته‏ترى! به ما گفته‏اى كه سائل را از در خانه­ی خود محروم و نااميد بر مگردانيد. اينك به اميد بخشايش، در خانه‏ات آمده‏ايم. از تو مى‏خواهيم بر ما كرم فرمايى. پروردگارا! بر بنده­ی خود منت گذار و نااميدم مكن و مرا جزو كسانى قرار ده كه از عطاياى تو بهره‏مند گشته‏اند». آن گاه به غلامان خود رو كرده و مى‏فرمودند: «من از شما گذشتم آيا شما هم مرا بخشيديد و از كوتاهى و قصورى كه نسبت به شما كرده‏ام گذشتيد؟ اگر من مالك ستم­گر شما بوده‏ام، خود هم تحت قدرت مالكى دادگر هستم». غلامان عرض مى‏كردند: «اى مولاى ما! با اين­كه هرگز به ما بدى نكرده‏ايد شما را بخشيديم». سپس حضرت مى‏فرمود: پس بگوييد:  «بار خدايا! از على بن الحسين بگذر، چنانچه او از ما گذشت و او را از آتش جهنم آزاد كن همان طورى كه ما را از بندگى خود آزاد كرد». سپس حضرت، خود مى‏گريست و در آخر گفتار آن­ها آمين مى‏گفت و مى‏فرمود: «شما را آزاد كردم به اميد اينكه خداوند هم مرا ببخشد» و آن­ها را آزاد مى‏ساخت و هر ساله حدود بيست نفر از آنان را در عيد فطر آزاد مى‏فرمودند.14

 

 

  1. وسائل الشیعه، ج7، ص259.
  2. همان، ص232.
  3. میزان الحکمه، 176/4.
  4. بحارالانوار/341/55.
  5. همان/370/93.
  6. همان/368/93.
  7. بحارالانوار/369/93.
  8. همان/371/93.
  9. همان/369/93.

10. همان/339/93.

11. عیون اخبارالرضا، 249/2.

12.  شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، انتشارات اسلامیه، بی­تا، ج2، ص174.

13. نور/ 22.

14. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، بیروت، دارالاضواء، بی­تا، ج4، ص158.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان