خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

حجاب جزئى از وجود من است و روسرى نماد مبارزه اى آشكار
صفاوردی سوسن

 

روسرى نماد مبارزه اى آشكار
سوسن صفاوردى

 

 

در حاشـيه قانون ممنوعيت اشـتـغال بـانوان محـجـبـه در آلمان
چندى پيش اعتراض يك دختر مسلمان افغانى محجبـه بـه قانون منع شغلى براى معلمين مسلمان باحجاب بـه وزارت فرهنگ ايالت ((بـادن ورتمبـرگWurttemberg Baden )) بـازتـاب وسيعى در بـين رسانه هاى عمومى و نمايندگان مجلس آلمان به همراه داشت.
فرشته لودين دختر مسلمان افغانى كه دوره تربـيت معلمى را بـا موفقيت پـشت سر گذاشتـه است, هنگامى كه جـهت اشتـغال بـه مدارس مراجعه مى كند, با جواب منفى مسوولين مدارس روبـه رو مى شود. آنان روسـرى فرشتـه را علت جـواب منفى خـود اظهار مى كنند و اينكه يك معلم نمى تواند روسرى به سر داشته بـاشد. از آنجايى كه بـه لحاظ قانونى چنين ممنوعيتى در قوانين آموزشى آلمان وجود ندارد, خانم لودين شـكواييه اى بـه دادگاه ايالتWurttemberg Baden _ , وزارت فرهنگ در همين ايالـت و دادگـاه عـالـى مدارس در اشـتـوتـكـارت Stuttgart ارائه مى دهد, كه اين امـر مـوجـب جـار و جـنجـالـهاى مطبوعاتى زيادى حول محور ((روسرى و حجاب)) مى شود.
از سوى ديگر نمايندگان احزاب مختـلف سياسى نيز در اين رابـطه نظرهاى مختلفى را ابـراز داشتند كه اتفاق آرإ نمايندگان احزاب سياسى مختلف و نشريات حول محور ((روسرى)) در اين بـرهه از زمان كه موضوع ((گفتـگوى تـمدنها)) بـه ميان آمده اسـت قابـل تـإمل مى باشد, كه در ادامه به آن اشاره مى شود.
((حزب جمهورىخواه راستگراى افراطىRepublikaner Rechtsradikalen)) در موضع خصمانه موافقت خويش را بـا عدم مجوز اشتغال بـه زنان محجبـه ابـراز داشتـه و اضافه كرد: ((معلمى كه روسرى بـه سر داشتـه بـاشد, جـايش در كلاس درس آلمانيها نيست.)) اورليش مائرUlrlich _ Mower رييس حزبSPD)) سوسيال دمكرات)) در همين راستا اظهار كرد: بـه خانم لودين نبـايستـى اجازه داده شود كه روسرى بـه سر كند, زيرا كه در قرآن نوشتـه نشده است كه, بايستى روسرى به سر كرد!))
در اين ميان ((اروين تـويفلTeufel Erwin )) معاون رييس جمهور كه خود كاتوليك و از حزب ((مسيحى دمكراتCDU )) مى بـاشد, معتـقد است كه روسرى خانم لودين را نبـايستى بـه منزله پـارچه سرخى(كه اعلام جنگ مى كند)ديد, چـون اينكه يك فرد چـه بـر سر دارد چـندان اهميتى ندارد, بـا اينكه بـدانيم يك فرد چه در سر مى پروراند.)) خـانم آنتـه شاوانSchavan Anete وزير فرهنگ ايالت يادشده كه حكم ممنوعيت حجاب را داده معتـقد است, عدم آمادگى فرشتـه بـراى بـرداشتن روسرىاش بـيانگر اين مطلب است كه ايشان نمى خواهد قدمى در راه تـسامح و تـساهل بـردارد. خانم شاوان در جايى ديگر مطرح مى كند, اينكه بـه فرشته اجازه تحصيل در رشته تربـيت معلمى داده شده است حركتى در راستاى تـساهل بـوده است و ايشان بـيش از اين حـاضر نيستـند تـسامح از خـود نشان دهند. خـانم شاوان روسرى را سمبـلى از اسلام بـنيادگرا تـلقى مى كند و اظهار مى كند: خـيلى از زنان مسلمان هستند كه روسرى به سر ندارند, اين مطلب بيانگر اين موضوع است كه روسرى
جزء وظايف دينى يك زن مسلمان نيست! روسرى نه تنها سمبـل مذهب است بلكه سمبـلى از ((محـدوديت فرهنگى و تـمدن)) نيز بـه حـساب مىآيد. وزير فرهنگ ايالت مذكور در پـاسخ خبـرنگار روزنامه ((دى تـايتTeit Die )) مبـنى بـر عدم اعمال زور نسبـت بـه حـمل صليب مسيحيان و پوشيدن كلاه يهوديان از سوى دست اندركاران, چنين توضيح مى دهد كه صليب مسيحـيت و كلاه يهوديان)) در خود دوگانگى ندارد و در سرزمين آلمان اين دو نشان, علامتـى بـراى محدوديت فرهنگى بـه شمار نمىآيند و هيچ كس نيز موظف و مجبور بـه حمل صليب و يا كلاه نمى شود.
در اين بين نشريات تحليلهاى مختلفى را ارائه دادند كه غالبـا طرفدارى از حكم ممنوعيت حجاب را دامن مى زدند. روزنامه هاى مختلف طى مقالات متـعددى مطرح كردند كه دولت بـايستـى جهت تـرويج اسلام بـنيادگرا خود در مدارس كلاسهاى درس دينى در خصوص اسلام را ارائه دهد تا بـدين طريق از نفوذ بـنيادگرايان در ميان جوانان مسلمان جـلوگيرى بـه عـمل آيد. در ا ين ميان كلاسـهاى يادگيرى قـرآن در مساجد و مراكز اسلامى, مكانهايى جـهت ارتـبـاط بـنيادگرايان بـا جـوانان تـرسيم شده و اينكه چه در اين كلاسها تـدريس مى شود و چه افكارى بـه جـوانان مسلمان انتـقال داده مى شود, خارج از كنتـرل دولت خواهد بود. در جمع بـندى مطبـوعات ارائه كلاسهاى درس دينى و دادن يك سرى از امتـيازاتـى كه خـارجـيان على رغم اقامت طويل در آلمان, از آن بى بـهره هستند, تنها راه حل مانع از تإثير افكار بنيادگرايى بـر روى قشر مسلمان دانستـه شد. روزنامه ((دى تـايت Die Teit)) در ضمن, اشاره كرد شايد بتوان با راه اندازى اين نوع كلاسها و همكارى مدرسه, مسجد, دانشگاه و تسامح روزى به اين آرزو دست پـيدا كرد كه ((اسـلام اروپـايىEuroislam )) بـه وجـود آيد, اسلامى كه تنها به قرآن اكتفا نمى كند و به آن تمسك نمى جويد بلكه همچنين متمسك بـه دموكراسى حقوق بـشر و يك حكومت سكولار بـاشد!! هياهوى مطبوعاتى بـر سر روسرى ((فرشتـه لودين)) دختـر مسلمان محجبه بـار ديگر مسإله سياست و مذهب را بـه ميان آورد. در اين ميان عده اى روسرى را سمبـلى سياسى تـلقى كرده و عده ديگر آن را سمبـلى مذهبـى تـرسيم كردند و مجددا مسإله جدايى دين از سياست مطرح شد. و بـه همين سبـب نيز راست گرايان افراطى پيشنهاد كردند كه دولت آلمان نيز بـايستـى همانند دولت لائيك تـركيه عمل كند و حـجـاب را كلا ممنوع اعلام كند. اين حـزب همچـنين مخالف داير شدن كلاسهاى دينى در مدارس است. از آن جايى كه كلاسهاى دينى اسلامى را تـهديدى بـراى مغرب زمين مسـيحـى مى بـينند كه ميراث مغرب را بـه مخاطره خواهد انداخـت, بـه همين دليل بـايستـى از دادن هر گونه امكانات به مسلمانان جلوگيرى كرد.
لازم به ذكر است در حالى كه اسلام دومين مذهب و مسلمانان دومين گروه مذهبـى آلمان را تـشـكـيل مى دهند, اما هنوز بـراى گرفـتـن كوچكتـرين حقوق اسلامى خود دچار مشكل هستـند و بـر خلاف كشورهايى همانند انگليس و اتريش كه مسلمانان بعضا در ارتباط تنگاتنگ بـا حـكومت هستـند, در آلمان در مورد همه چـيز در مضيقه هستـند. در مقاله اى كه در همين رابطه در روزنامه ((دى تايتDie Teit )) بـه چاپ رسيد, آمده است:
((عدم دادن امكانات و برخوردهاى صحيح با مسلمين, جذابيت اسلام را بـراى جوانان بـيشتر كرده است و اگر وضع بـه همين صورت پـيش بـرود جامعه آلمان بـزودى شاهد رويارويى مسلمانان بـا آلمانيها خـواهد بـود, شاهد يك جـنگ مذهبـى ميان مسلمانان و آلمانيها.)) گفتـنى است در پـى هياهوى مطبـوعات بـر سر مسإله روسرى خانم لودين, مسلمانان غيرتمند نيز صداى اعتراض و مخالفت خود بـا اين امر را بـلند كرده و طى بـيانيه هاى مختلف اين مخالفت را ابـراز كردند; بـه طور مثال شوراى مركزى مسلمانان در آلمان مخالفت بـا اشتغال خانم لودين را تبعيضى آشكار عليه انسانهايى كه مى خواهند طبـق اعتـقادات مذهبـى اشان زندگى كنند خواند و آن را بـه منزله ممنوعيت شغلى براى مسلمانان دانست. از سوى ديگر نماينده مسلمان ((حـزب سـبـزها Bunclnis 90 اتـحـاديه 90)) ((جـم ازمـير)) كـه تركى الاصل مى بـاشـد گفت: ممنوعيت شـغلى بـراى خـانمهاى محـجـبـه سوالهايى اسـاسـى در رابـطه بـا ديگر مذاهب را مطرح مى كند. بـه مفهوم ديگر اگر يك معلم نمى تواند بـا حجاب در اين كشور بـه كلاس درس آيد, تـكليف كشيشى كه بـا لبـاس مذهبـى بـه مدرسه مىآيد چه مى شود؟ و يا تـكليف آن فرد يهودى كه بـا كلاه مذهبـى اش در مدرسه حاضر مى شود و يا فردى كه با صليبى بـر گردن بـه مدرسه مىآيد چه خواهد بود؟
در همين راستا نوربرت مولرMuller Norbert در مجله دى بـروكه Die Brucke گفت: ((مسلمانان ديگر حـالشان از اين مسإله بـه هم مى خورد كه هر كسى كه حتـى كوچـكتـرين فهمى در مورد اسلام ندارد, مى خواهد براى مسلمين ديكته كند كه اسلام چه هست و چه مى گويد, از خـبـرنگار گرفتـه تـا معلمين و وزرا. همه يكشبـه كارشناس اسلامى مى شوند و مرتب سـعى در تـعليم مسـلمانان دارند كه واقعيت اسـلام چيست؟ گويى خود مسلمانان آن قدر احمق هستـند كه نمى تـوانند اين كار را انجام دهند!))
هشدار مطبوعات آلمان در خصوص رويارويى مسلمانان بـا آلمانيها در صورت عدم دادن امتـيازات بـه قشر مسلمان و راه حل داير كردن مدارس دينى از سوى دولت جهت جلوگيرى از نفوذ عقايد بـنيادگرايى در ميان مسلمانان و همزمان ممنوعيت شغلى براى معلمين محجبـه را مى توان بيشتر به بازى موش و گربه تشبـيه كرد. اذعان بـه شهروند درجه دوم بـودن مسلمانان از يك سو و پـيشنهاد كنتـرل و نفوذ در كلاسهاى تـعاليم اسـلامى از طريق عهده دارى دولت آلمان نسـبـت بـه كلاسهاى دينى از سوى ديگر, در واقع به سبب جلب اطمينان مسلمانان است كه هدفى جز تحريف تـعاليم اسلامى و بـاصطلاح ((اروپـايى كردن اسلام)) را دنبال نمى كند.
غيرت دينى آن دستـه از مسلمانانى كه در انجام وظايف دينى خود حاضر به هيچ تـسامحى نيستـند و بـه واسطه پـاىبـندى بـه اصول و ارزشهاى الهى خود را از هجمه فرهنگى جامعه غربى محافظت مى كنند, چـنان خارى در چـشم مهاجـمان فرهنگى و دشمنان دين است. آنان كه شاهد هستند هر چه عرصه را بـر مسلمين تـنگ تـر مى كنند, مسلمانان محكم تر و مصمم تـر بـه ميدان مىآيند و وجود مشكلات و از دست دادن موقعيتها هيچ گونه تزلزلى در ايمان آنان بـه وجود نمىآورد, بـه فكر افتاده اند كه يك بـار ديگر از حربـه كارساز مذهب عليه مذهب از طريق داير نمودن كلاسهاى دينى و كنتـرل دولتـى آن, اسـتـفاده كنند. مسلما اگر تـشكيل اين گونه كلاسـها در مدارس اروپـا تـحـت نظارت مراكز اسـلامى قرار مى گرفت, قابـل تـقدير بـود. اما نظارت دولت آلمان و انتخـاب مدرسـين دينى از سـوى آنان, هوشيارى كامل مسلمانان را مى طلبـد كه در قالب اين گونه كلاسها ((اسلام اروپايى شده)) نسل جوان را نسبـت بـه ارزشها و غيرت دينى بـيگانه نكند.
دلايل مخـتـلفى كه جـهت ممنوعـيت اسـتـفاده از روسـرى از سـوى نمايندگان مـجـلـس و وزير فـرهنگ ايالـت بـادن وتـمـبـرگBaden Warttemberg)) ارائه داده شد مبنى بر اينكه روسرى امرى واجب در اسلام نيست, چـون زنان مسـلمان ديگرى هسـتـند كه روسـرى بـه سـر نمى كنند! يا اينكه حجاب نشانه اى آشكار از پـايبـندى شخص بـه دين اسلام است كه در يك كشور لائيك نمى توان آن را تحمل كرد و يا اينكه يك خانم با روسرى وسعت ديدش محدود خواهد شد و نمى تـواند بـبـيند در سر كلاس او در اطرافش چه مى گذرد, يا اينكه روسرى بـه سرها بـنيادگرا هستند, همه بـيانگر نوع تـسامح و تـساهل مورد نظر غرب از سوى اسلام است. بـه عبـارت ديگر, در ديد غربى زمانى تسامح و تساهل تحقق پيدا خواهد كرد كه مسلمانان دست از انجـام وظايف دينى خود بـردارند و اسلام را بـه گونه اى بپذيرند كه غرب بـراى آنها تصوير مى كند. هر گونه اصرارى بر انجام وظايف دينى به منزله عدم مشاركت و آمادگى بـراى تسامح و تساهل بـين دو فرهنگ غرب و اسلام تلقى مى شود و تبـليغات و جنگ تـخطئه افكار در اين زمينه چنان وسيع است كه گاه نيز بـر عده اى از مسلمين اين امر مشتبه مى شود كه نكند واقعا مشغول ارتكاب كار خطايى هستند!
تاريخ شهادت مى دهد پيروان اسلام بـه عنوان پيروان تنها مكتبـى كه سـر تـعـظيم در مقابـل ارزشـهاى مادى و سـلطه طلب غربـى فرود نياورده و هنوز پاىبند بـه فرهنگ و مكتب خويش مى بـاشد, عرصه را بـر جـامعـه مصـرف گرا و مادىپـرسـت غربـى تـنگ آورده اسـت. اين نوشتار را بـا پـيامى كه آقاى مولر يك مسلمان آلمان خطاب بـه زنان مسلمان در مجـلهBrucke Die)) دى بـروكه)) نوشتـه است بـه پايان مى بريم:
((روسرى نمايشى سياسى است كه بـايستـى مقاوم از آن دفاع كرد.
ما اين تجربه را از كشورهايى كه مستعمره بوده اند و تمامى دار و ندارشان به غارت بـرده شده است, گرفته ايم كه فرهنگ استعمارگران هميشه متـعادل و خـوب جـلوه داده مى شده و اما فرهنگ طرف مقابـل ذليل و بى ارزش. و اين تجربـه مستـعمرين در تـاريخ بـراى مسلمين نبـايستـى مورد غفلت واقع شود. بـسيارى از غربـيها مخالف حجـاب دخـتـران مسـلمان در مدارس هسـتـند, در حـالى كه هيچ گاه از يك اروپايى كه به آفريقا سفر مى كرد توقع نشد, همانند آنان پيشبـند كمرى بندند.
اين جـنگ ادامه خواهد داشت و بـسيارى از قدرتـهاى موجـود بـه درستى تشخيص داده اند كه اسلام دشمن آنان است. بـا توجه بـه حاكم شدن ارزشهاى مادى, فقدان اخلاق سـياسـى و فريادهاى ملى گرايانه و پـيروزمندانه كاپـيتـاليستـها بـسيار متـعجب مى شدم, اگر كه اين قدرتها اسلام را به عنوان دشمن خود نمى ديدند.))
گفتنى است در پى اعتراضات مسلمانان مجلس آلمان على رغم تإكيد ممنوعيت شغلى بـراى خـانم لودين, پـيشنهاد حـزب افراطى راست گرا مبـنى بـر ممنوعيت كلى حجاب را بـا اتفاق آرإ نمايندگان احزاب مختلف رد كرد.

حجاب جزئى از وجود من است
گفتگو با فرشته لودين
ترجمه: سوسن صفاوردىاشپيگل ـ آلمان

هفته نامه آلمانى اشپيگل گفتگوى كوتـاهى را بـا فرشتـه لودين, دختر باحجاب افغانى انجام داده است. اين گفتگو نمونه اى از شيوه القايى رسانه هاى غربـى در بـرخورد بـا مسايل اسلامى و مسلمانانى است كه خود را پايبند به آن نشان مى دهند.
نحوه سوالات روشنگر اين مطلب است كه قاطعيت در جواب و اعتـماد بـه نفس و روش حمله در پـاسخها بـه جاى روش تـدافعى و انفعالى, تنها راه محكوم نشدن و محكوم نبودن خواهد بود. از سوى ديگر اين مصاحبـه نمونه اى ديگر از القائات عليه نظام جمهورى اسلامى ايران بـه عنوان نظامى كه حامى مظلومين و آزاديخواهان جهان و پرچم دار مبـارزه بـا ارزشهاى مادى است, را نشان مى دهد نظامى استـوار كه چـون خارى در چـشم دشمنان اسلام در معرض حـملات و تـهمتـهاى زياد مى باشد.

اشپـيگل: خانم لودين, طبـق نظر وزير فرهنگ ((بـادن ورتـمبـرگ Wurttemberg Baden)) روسرى شما يك نشان و علامت سياسـىSignal)) Politisches)) مى بـاشد, نشانى بـراى محدوديت; عقيده شما در اين مورد چيست؟
لودين: مى توانم بگويم كه اصلا دليل محكمى نيست. به غير از اين مطلب, چه شواهدى بـر تإييد اين امر وجود دارد؟ از سوى ديگر در مورد شخص من نيز مدركى دال بر اين ادعا وجود ندارد.

ـ روسرى براى شما چه مفهومى دارد؟
لودين: روسرى قسمتى از لباس اسلامى زن مسلمان است كه به وسيله آن جذابيتهاى يك زن بايستى پوشيده بماند. موهاى زن نيز جزء اين جذابـيتها موهاى زن محسوب مى شود. نوع پوشش چارچوبـى خاص دارد و من چون مسلمان هستم و مسلمانى كه وظايف دينى ام را انجام مى دهم, پـس روسـرى را نيز بـه سـر مى كنم. اين جـزئى از وجـود من اسـت.

آيا نمى شود تـعصب ملاها در ايران و طالبـان در افغانستـان در مورد شرايط و قوانين لباس را بـه منزله فقدان تسامح و نشانى از ظلم ديد؟
لودين: رفتار ملاها و طالبـان بـرخلاف اصل آزادى در ايمان است. طبـق اصل قرآنى, هيچ كس نبـايستى مجبـور بـه پذيرش دين شود; در رابطه بـا لبـاس نيز همين طور است[ .مقايسه رژيم افغانستان بـا نظام ج.ا.ا بـه منزله همسـطح قـرار دادن آن و كوبـيدن ج. ا.ا و استفاده از واژه هاى تسامح و آزادى براى وادار كردن شخص به موضع دلخواه]
و اگر اين اجـبـار اعمال شـود قطعا يك نوع محـدوديت در آزادى عقيده و ايمان است. اما من به اندازه كافى راجع بـه اسلام تحقيق داشته ام كه بـتوانم ادعا كنم اين امر نشانه ظلم بـه زن نيست. و اما راجع به وضعيت در آلمان, زيرا كه من در اينجا زندگى مى كنم; به طور قطع اين جا و آنجا زنانى هستند كه تـحت ستـم و ظلم قرار گرفته اند و روسرى هم ندارند. بنابراين ظلم را نمى توان مساوى با روسرى سر كردن دانست و اگر يك چنين نتيجه اى بگيريد مسلما شخصيت زنان مسلمان را جريحه دار مى كنيد.

ـ اما شما يك نشان مذهبى بر سر داريد؟!
لودين: اين مربوط به من است. من بـا اين نشان قصد ترويج و يا متقاعد كردن ديگران را ندارم. اين تنها به ديد مذهبى من مربـوط مى شود, كه براى خودم آن را برگزيده ام.

حتى اگر روسرى شما مربوط به جهان بينى مذهبـى شما بـاشد, اما در يك كشورى كه ((سكولار)) است شما مى توانستيد به عنوان يك معلم خوب روسرىاتان را برداريد!
لودين: برداشتن روسرى را نمى شود بـا در آوردن يك مانتو از تن مقايسه كرد. در اينجا صحبـت از شإن و منزلت يك زن مسلمان است. صحبـت از شإن اساسى يك انسان. بـراى من بـرداشتـن روسرى از سر مساوى است با برهنه بودن. بـه مفهوم ديگر يك بـىآبـرويى. مدرسه متجلى از جامعه است و تـنوعى كه در آن است. پـس نمى شود يك معلم را بـيرون از اين مجموعه ديد. كه اگر اين طور شود مسإله تسامح و تساهل نيز غير قابل باور خواهد بود.

شما بـه دانشآموزى كه پدر و مادرش او را مجبـور بـه سر كردن روسرى كنند, چه توصيه اى خواهيد كرد؟
لودين: من سـعـى خـواهم كرد بـه والدين او بـفـهمانم كه آنها نبـايستـى اين كار را انجـام دهند و بـچه بـايستـى خودش از روى اعتقاد اين كار را انجام دهد و بدين شكل ديگر مشكلى پيش نخواهد آمد. عدم اعمال زور يك اصل اسلام است و آنها بـايستـى كارى كنند كه بچه خودش به اين نتيجه برسد.

ـ و اگر باز هم بچه متقاعد نشد چى؟!
لودين: از نظر من اشكالى ندارد, زيرا من اساسـا مخـالف اعمال زور هستم]!] . خصوصا در رابطه بـا مسايل اعتقادى. من از هيچ كس نمى خواهم كه روسرى بـه سر كند و همين طور نيز توقع دارم كه كسى از من نخواهد كه روسرىام را بردارم.
گفتـنى اسـت قريب بـه دو ميليون مسـلمان تـنها در كشور آلمان زندگى مى كنند و اسلام دومين مذهب بزرگ در آلمان است. در حالى كه نظام ج.ا.ا على رغم هيچ گونه تبعيض به اقليتها بـه علت نقض حقوق اقليتها محكوم مى شود, پيروان دومين مذهب بزرگ در آلمان هنوز بر سر اجـراى اوليه قوانين مذهبـى اشان مورد استـهزا و تـحقير واقع مى شوند و به هر نحو و با هر ابزارى از پيشرفت شغلى و علمى آنان جلوگيرى به عمل مىآيد.

 

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان