خرداد 1394
 
شماره : 279
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

ايران و زنان ايرانى در ادبيات چادر گزارش كتاب
صفاوردی سوسن

  ايران و زنان ايرانى در ((ادبيات چادر))

سوسن صفاوردى

 

 

گزارشى از يك كتاب

تلاش گسترده و عميقى كه انقلاب اسلامى در جهت احياى شخصيت زن مسلمان و هويت اسلامى, ايرانى او مبذول داشته است, طبيعى است به كام آنان كه سلطه همه جانبه بر ملتهاى شرقى, بويژه امت اسلامى را وجهه همت خويش مى دانند خوش نيايد و دست به تبليغات سوء و دامنه دارى بزنند. اين است كه همه رسانه هاى تصويرى, سمعى و نوشتارى خويش را به كار گيرند, و البته در اين ميان هستند وجدانهاى نخفته اى كه بخشى از واقعيت را مى بينند و شجاعت ابراز آن را نيز دارند. ((ادبيات چادر)) تلاش كرده است چنين موضعى داشته باشد. آنچه مى خوانيد گزارشى نه چندان جامع از اين كتاب است كه توسط خانم صفاوردى تهيه شده است.

ايرمگاردپينIrmgard pinn جامعه شناس و استاد دانشگاه شهر آخن آلمان كه رشته تخصصى اش در زمينه نژادپرستىRasissmus و متعصبين راستRechtextremismus مى باشد, مقالات زيادى در خصوص زنان, با عناوينى چون ((قدرت تغافل)), ((زنان حرمسرا)) و ((روسرى به سرهاى ترك)) داشته است. ((پينPinn )) در كليه مقالاتش برخورد اروپاييان و غرب با زنان مسلمان و اسلام و نقش رسانه ها در به تصوير كشيدن منفى چهره زن مسلمان و به طور كلى, موضع گيريهاى غربيها در اين رابطه را نقادانه مورد بررسى قرار مى دهد.
وى چندى پيش نيز كتابى با عنوان ((فانتزى اروپايىEurophantasiem )) را به همراه ((مارليز ونرMarlies Wehner )) استاد علوم و محقق علوم سياسى از همان دانشگاه به رشته تحرير درآورد كه نقش زنان مسلمان از ديدگاه رسانه هاى غربى را مورد نقد و بررسى قرار مى دهد. ((زنان ايرانى و ايران در ادبيات چادر)) يكى ديگر از كارهاى تحقيقى خانم ((پين)) است كه طى بررسى موضع كتابها و نشرياتى كه بعد از پيروزى انقلاب از سوى مخالفين نظام جمهورى اسلامى ايران و دشمنان خارجى و ايرانى نسبت به زنان مسلمان ايرانى به چاپ رسيده است, بيان مى دارد كه هدف اصلى اين نوشته ها مشروعيت بخشيدن به حاكميت غربى از طريق تحقير ارزشها مى باشد.
((ادبيات چادرSchleir Licteratur)) (()) با ترسيم قسمتى از اظهارات ((الفريد ديشElfriede Diesch)) (()) در كتاب ((ازدواج در ايرانin persien)) (( Verheivatet )) آغاز مى شود. ((الفريد)) كه دخترى جوان و ساده از اهالى يكى از استانهاى آلمان است و در روياهاى خويش منتظر يك شاهزاده از مشرق زمين, در ((برلينBerlin )) با يك دانشجوى ايرانى آشنا مى شود و با او ازدواج مى كند و به دنبال شاهزاده قصه هايش, براى دو هفته به ايران سفر مى كند.
تصورات ((الفريد)) از مشرق زمين تقريبى و رويايى است و با وجود آنكه خانواده منصور بسيار مرفه و مدرن هستند و على رغم تمام تلاش آنان براى خوش گذشتن اوقات ((الفريد)), خيلى چيزها برايش احمقانه و عقب افتاده به نظر مى رسد; چيزهايى كه به نوعى آزاديهاى او را محدود مى كند. الفريد همه چيز را برعكس عادات و ارزشهاى اروپايى خويش مى بيند و تنها ساعت خوش زندگى اش را شام مشترك با همسرش شامل سوسيس سرخ شده با پنير هلندى و يك ليوان آبجوى سرد در يكى از رستورانهاى خارج از شهر ترسيم مى كند.
خانم پينpinn در اينجا مى نويسد: در نيمه دوم قرن بيستم با مهاجرت جوانان عرب و ايرانى جهت تحصيلات عاليه به اروپا و غرب, ازدواج با زنان اروپايى و غربى زياد مى شود.
برخى زنان اروپايى با ازدواج با مردى از سرزمين اسرارآميز مشرق زمين, اين شانس را به دست مىآورند كه از محيط كوچك و معمولى زندگى خود فرار كنند. آنچه كه آنان در خصوص سرزمين شوهرشان مى دانند, غالبا تقريبى و مطابق است با داستانهاى هزار و يك شب و تصورات حاكم بر اين داستانها. جهان بينى اين زنان غالبا نشإت گرفته از يك مردم شناسى خيلى ساده لوحانه بوده است. اين مطلب كه مشرق زمين بايستى به لحاظ سياسى, اقتصادى و فرهنگى به دنبال الگوى غربى باشد, تا بتواند اتصال به تجدد پيدا كند, از نظر اين دسته از زنان غربى كاملا طبيعى است. البته اينان تا حدودى مشرق زمين را قبول داشته و مجذوب آن هستند اما تا همان حد جذابيتهاى سنتى و ظاهرى, مساجد باشكوه, بازارهاى رنگى و پرزرق و برق و باغهاى پر از گل, فرشها و پارچه هاى قيمتى و آن هم تا بدانجا كه ارزشها و عادات معمول آنها را به زير سوال نكشد.
در اين قسمت نويسنده يادآورى مى كند كه البته آلمانيها قبل از انقلاب با ايران كاملا آشنايى داشتند زيرا كه دو نشريه ((خانه و جهانHeim and Welt )) و ((خبر جديدNeue Post )) هنگام ازدواج ثريا با شاه ايران, براى خوانندگانش از طريق اخبار خانواده سلطنتى, زندگى افسانه اى را كه حكايت از قصرهاى باشكوه, جشنهاى پرزرق و برق, ميهمانيهاى آنچنانى داشت, در ذهنها انتقال داده بودند و به هنگام جدايى زوج شاهنشاهى! تمامى احساس همدردى آنان متوجه ملكه بيچاره, ثريا مى شود. اين قشر از خوانندگان به ناگهان مطلع مى شوند ايران به يك كشور اسلامى تبديل شده است, با تمام آداب و رسوم قرون وسطايى اش! و جهان بينى كه خصوصا در رابطه با زن و نقش زن با ديده حقارت برخورد مى كند! زنانى كه به نوشته نشريه ((تعطيلات آخر هفته wochenende )) در جهان اسلام به عنوان ((فرش مرد)) لقب داده مى شوند. اين نشريه به خوانندگان خود مىآموزد كه در قرن بيستم نيز مشرق زمين نمى تواند با ارزشهاى مغرب زمين سنجيده شود زيرا كه خيلى از مسائل تا ابد براى مغرب زمين مبهم باقى خواهد ماند.
نويسنده ((ادبيات چادر)) سپس ادامه مى دهد: با موفقيتى كه در سال 1988 بتى محمودى با كتاب ((اما نه بدون دخترمNot without my douther )) به دست آورده سيلى از كتب و نشريات در خصوص ((ادبيات چادرSchleir literatur )) را روانه بازار كتاب كرد كه تا به امروز ادامه دارد. كتاب اما نه بدون دخترم چهار ميليون فقط خواننده آلمانى پيدا مى كند. سال 1991 فيلم آن بر روى اكران مى رود كه با استقبال زياد مردم روبه رو مى شود و كتاب بعدى محمودى ((بخاطر عشق به دخترمchild for the love of a )) به سال 1992 در نمايشگاه كتاب فرانكفورت يك هفته قبل از اتمام نمايشگاه تمامى 100 هزار نسخه اش به فروش مى رسد. همچنين كتب ديگر از ((سوسن آزادى)) ((فرار از ايرانFlucht aus Iran )) به سال 1990 و يا كتاب خبرنگار آمريكايى ((جين, پ, سيسونof life behind the veil)) ((Jwan p.sasson A true story )), ((زندگى پشت هزاران پرده)) كه 10 روز پس از ورود به بازار 5 هزار نسخه اش به فروش مى رسد. در وهله اول آنچه كه در ((ادبيات چادر)) (نشريات و كتب در اين رابطه) مورد انتقاد قرار مى گيرد موقعيت زن در جهان اسلام است, اما بعد از انقلاب اسلامى ايران چادر ديگر همانند گذشته سمبل قدرت اغواگرانه زيبارويان حرم ها و اسرار مشرق زمين محسوب نمى شود, بلكه سمبل ظلم به زنان, تعصب و مبارزه است!
خانم پينPinn در اين قسمت به اين مطلب اشاره مى كند كه اكثر اين داستانها راجع به يك زن ايرانى و يك مرد عرب و خانواده او و يا زن يك ايرانى و خانواده اوست كه مطالب كتابها قسمتى از زبان خود آنها و قسمت ديگرش از زبان ناظرين كه بعضا خبرنگار و يا نويسنده غربى هستند, نوشته مى شود و آنچه كه مربوط به ايران مى شود اين است كه اكثر اين نويسندگان پناهنده و در تبعيد به سر مى برند و به جز تعداد اندكى بقيه از خانواده هاى متمول و سرشناس رژيم گذشته هستند و قبل از انقلاب تحصيلاتشان را در اروپا و آمريكا داشته و يا در آنجا بزرگ شده اند و به اين طريق, نويسنده ادبيات چادر, سعى در نشان دادن اين مطلب دارد كه كليه نوشته هاى بعد از انقلاب توسط نويسندگانى تدوين شده است كه به علت شيفتگى آنان به ارزشهاى غربى, مسائل را نيز با همان ديد ماديگرى خود بررسى كرده اند. به طور نمونه ((شرى موستشارcherry mosteshar )) خبرنگار و بزرگ شده انگليس, در رمان مبتذل و بى محتواى خويش راجع به درام زندگى خود در ايران حرف مى زند. شرى كه افكارش بيشتر مطابق با افكار عده قليلى از طبقه هاى بخصوص, فاسد و منحط مطابقت دارد از جمله افرادى است كه اموال خانواده اش به هنگام انقلاب مصادره شده است. او خاطرات خوش سالهاى 1975 را كه زنان تقريبا لخت در خيابانها بدون روسرى آزاد بوده اند را مقايسه مى كند با زندگى بعد از انقلاب, بدون مشروبات الكلى, با روسرى, بدون پارتيها و روابط آزاد جنسى, با حجاب تحميلى و ... كه بالاخره فقدان تمامى اينها است كه عرصه را بر او تنگ كرده و موجب فرار او از ايران مى شود! در اين قسمت خانم ((پين)) به اين مطلب اشاره مى كند كه كليه اين كتب و مطالب ترسيمى اشان نشإت گرفته از تجارب شخصى اين افراد است و با ناديده گرفتن اين موضوع كليه حملات متوجه انقلاب مى شود و انقلاب اسلامى به زير سوال كشيده مى شود.
مطلب ديگرى كه نويسنده بر آن تإكيد مى كند اين است كه تمامى اين نويسندگان همانند بتى محمودى, بر اين عقيده هستند كه حل تمامى اين مشكلات در پذيرش ارزشهاى غربى از سوى اسلام و ايران است. او در اين قسمت يك قسمت از كتاب محمودى را ترسيم مى كند, كه چگونه در محاصره يك عده طرفداران انقلاب بوده, عده اى كه نه از منش و رفتار چيزى سرشان مى شده و نه درك و فهمى دارند, زيرا آنان انگليسى حرف نمى زنند و خود را در چادرهاى مشكى مى پيچانند!!
زنانى كه از لباسهاى زيبا و زندگى راحت و به طور كلى هر چيز زيبايى, بيزارند. ((بتى محمودى)) تنها انسانهايى را بافرهنگ, با بوى خوش, باسليقه و مهربان مى بيند كه مذهبى نيستند و به واسطه تحصيل و يا اقامت در غرب با فرهنگ غربى سر و كار داشته اند! همانند اين تقسيم بندى از سوى ديگر نويسندگان غربى يا غربزده انجام مى شود.
از نظر آنان همانند كاته ميلتKate millett فمينست آمريكايى, زنان انقلابى ايران تنفرانگيز و نامهربان هستند و ديگر زنان ضد انقلاب, بدون استثنإ زيبا, بسيار باهوش, ايثارگر و دوست داشتنى!
در اين قسمت نويسنده ادبيات چادر ترسيم مى كند كه چگونه در اين تقسيم بنديها زنان مسلمانى كه در شكوفايى اين انقلاب سهم داشته و در طرفدارى از آن به پا خواسته اند و يا در به وجود آمدن سيستم و نظام جديد, مشاركت فعال داشته اند, كاملا ناديده گرفته و كنار گذاشته مى شوند و اگر نيز از آنان صحبتى به ميان مىآيد در حد اين مطلب كه اين زنان افرادى هستند خانه دار و محافظ سنتها و يا همدست و خبرچين متعصبين مرد. زنانى كه به نظام و جامعه اسلامى بله گفته اند و مشاركت فعال در خانواده و امور فرهنگى اجتماعى داشته و تحصيلات عاليه دارند, هميشه از نظرها پنهان مانده و مطرح نمى شوند, زيرا كه مطرح كردن آنان طبيعتا انتقاد به وضعيت موجود در دنيا و به الگو قرار گرفتن اين دسته زنان منجر خواهد شد.
((ادبيات چادر)) بكارگيرى الفاظ توهينآميز و تمسخرآميز نويسندگان را كه به عنوان يك استراتژى رايج در چارچوب نژادپرستى انجام مى شود, مطرح مى كند كه طى آن هدفى به جز تحقير يك ملت وجود ندارد.
قربانيان اصلى انقلاب اسلامى زنان هستند, نكته ديگرى است كه به عقيده خانم ((پينpinn )) اين نويسندگان در لابه لاى مطالب خويش به خوانندگان القا مى كنند و مى خواهند نشان دهند هر كجا كه زنى يك روسرى به سر دارد خود به خود بيانگر بدبختى و تحت ستم بودن او است. اين افراد بر اين عقيده هستند كه زنان در ايران ـ همانند تمامى كشورهاى اسلامى ـ از ساليان دراز به واسطه مذهب و سنت تحت ستم هستند و در حالى كه در دوران رژيم شاهنشاهى پيشرفتهاى زيادى براى زنان به وجود آمده بود اگر چه به واسطه زور! اما با روى كار آمدن انقلاب اسلامى اين پيشرفتها به نابودى گراييده است و از زمان به دست گيرى قدرت توسط روحانيون, زنان به طور غير قابل تصورى از جامعه رانده شده و به خاطر پوچ ترين دلايل مورد تعقيب قرار مى گيرند!
((ادبيات چادر)) جالب توجه مى داند كه تمامى نويسندگان اين نشريات چه با افكار چپى, چه سلطنت طلب, چه فمنيست و يا ضد انقلاب, همگى در خصوص زنان متفق القول هستند كه تنها راه رهايى و آزادى, تبعيت از الگوى غربى مى باشد.
در قسمت ديگرى از ((ادبيات چادر)) چنين مى خوانيم:
اكثر اين نويسندگان اعم از خارجى و يا ايرانى از دانش بسيار ضعيف اسلامى بهره مند هستند و مطالبشان تلفيقى از تفاسير ضعيف بعضى از آيات قرآن, مقالات و روزنامه ها و يا كتب تدوين شده از منتقدين غربى اسلامى, اصطلاحات عاميانه و عوام پسندانه و تفسيرهاى شخصى مى باشد كه بعضا از روحانيون ناشناس نيز مطالبى نقل مى كنند. اما آنچه بى ترديد, تمامى اين نويسندگان را شامل مى شود بينش ضعيف و عدم قدرت تفكيك ميان سنت و افكار و رفتار مخصوص يك قشر با مذهب است. اينان هر چه شنيده و يا ديده اند را بى مهابا به عنوان دستور عمل و قانون اسلامى تفسير مى كنند.
به طور مثال ((كريستن وينكلرKristin Winkler )) در كتاب شك فرهنگى به سال 1995 اظهار مى دارد كه طبق قرآن مرد رئيس خانواده است و زن بايستى از او اطاعت كند, زن بايستى در مقابل مرد اطاعت محض داشته و روز و شب خواسته هاى جنسى شوهرش را برآورده كند و اين در حالى است كه مرد هر زمان كه دلش بخواهد آزاد است زن را رها كند.
خانم ((پين)) در اين قسمت متذكر مى شود كه ((وينكلر)) به ايران سفر كرده است و قاعدتا عده كثيرى از زنان را پياده و يا پشت ماشينها, در حال خريد و يا به طرف دانشگاه ديده است. اما با اين حال ادعا مى كند زنان ايرانى زندانى هستند زيرا طبق شريعت اسلام يك زن فقط با شوهر, برادر و يا پدرش حق بيرون رفتن دارد.
و يا ((جان گودوينjon Godwin )) على رغم مسافرتهاى زياد به كشورهاى اسلامى و صحبت با اشخاص مختلف در خصوص حقوق زنان در اسلام, در تعريض به حديث مشهور ((بهشت زير پاى مادران است)) كتابى مى نويسد با عنوان, آسمان زن زير پاى مردش است!
((ادبيات چادر)) با بررسى نوشته ها و اظهارات مختلف بيش از 25 نويسنده و اثرهاى آنان در مورد نقش زنان در اسلام و بالاخص ايران چنين نتيجه گيرى مى كند:
((ظاهرا موفقيت و تلاش زنان محجبه در عرصه هاى مختلف اجتماعى, سياسى و فرهنگى كه هيچ شباهتى به تصويرهاى نقاشى شده اين نويسندگان از يك جامعه اسلامى و وضعيت زن ندارد, باعث شده است كه اين منتقدين بعضا از اين حضور فعال سرخورده شده و ناراحت كه چرا رژيم روحانيون, زنان را از زندگى اجتماعى منع نكرده است. آنچه مسلم است با تمامى تلاش, حركت و حضور فعال اجتماعى سياسى زنان, هر گاه صحبت از ايران به ميان مىآيد, دليلى كافى براى حملات و انتقادها و تفسيرهاى توهينآميز مى باشد.))
البته اين كه زنان در ايران براى موقعيتهاى بهتر و پيشرفتهاى بيشتر بايستى تلاش بكنند يك امر است و مسإله القإ اين مطلب كه ما در هر حال پيشرفته تر, روشنفكرتر, آزاديخواه و طرفدار حقوق بشر هستيم و طرف مقابل با وجود تمامى امتيازات, محكوم و عقب مانده, امرى ديگر كه تنها بايد در اين دست قضاوتها سراغ گرفت و واقعيت غير از اين است.
جالب توجه اين است كه سيل عظيمى از نشريات و مقالات در خصوص حقوق زن در اسلام جهت تشريح موقعيت كنونى زنان در ايران و يا ديگر كشورهاى اسلامى وجود دارد, اما به ندرت كسى به اين فكر مى افتد كه وضعيت اجتماعى زنان اروپايى و آمريكايى را از كتاب مقدس استخراج كند. و اما هنگامى كه صحبت از اسلام مى شود چند آيه و روايت در مورد تعدد زوجات, حجاب, حق كتك زدن و طلاق و غيره, بدون نگرشى جامع و بدون تفسيرى درست جهت نشان تبعيضات و ظلم و ستم به زنان كافى هستند.
در عصرى كه ديگر كسى حاضر نيست صحبتى راجع به كاپيتاليسم و امپرياليست فرهنگى بشنود, مدل توسعه ((غرب آزاد)) رونق بيشترى مى يابد و به غير از بنيادگرايان چه كس ديگرى معتقد به اين امر نخواهد بود كهWest is best : غرب بهترين است.
در حالى كه در گذشته قدرت نظامى و اقتصادى عامل قدرت و رهبرى سياسى را تعيين مى كرد, دستيابى به ((غرب آزاد)), امروز آنچنان كه به نظر مى رسد ديگر آسان ميسر نمى باشد. و براى تحكيم و حفظ قدرت و برترى استراتژى, تحقير ارزشها و فرهنگ ديگران, بهترين روش مى باشد و اگر بتوان هر كجا كه صحبت از اسلام و مسلمين مى باشد, تصورى از بنيادگرايى, تعصب, قرون وسطى و خشونت را انتقال داد, جايگزينى مناسب براى تمامى اقدامات نظامى و هزينه هاى جاسوسى جهت دموكراسى و حقوق بشر پيدا شده است. به همين خاطر موفقيتهاى حاصله از نشريات در خصوص ((ادبيات چادر)) نه به خاطر سرنوشت يك ملت, احساس ترحم و نجات و نيازها است كه با فروپاشى بلوك شرق, روش جديدى جهت غلبه ((نظم نوين جهانى)) آمريكايى است.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان