جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
شماره 381
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

كودتا در مصر، بحران در تونس


Top of Form

كودتا در مصر، بحران در تونس

حسين رويوران

يكي از مهم‌ترين شاخص‌هاي موج بيداري اسلامي اين است كه حوادث اين حوزه تحت قاعده دومينو يا ظروف مرتبطه قرار دارد. به عبارت ديگر، حوادث تونس بر مصر و هر دو بر ليبي و يمن و همه بر بحرين، اردن و عربستان تأثير داشته‌اند. با كودتاي نظامي در مصر و سرنگوني محمد مرسي رئيس‌جمهور منتخب مردم كه به جنبش اخوان‌المسلمين وابسته است، بسياري از تحليلگران سياسي بر اين باور بودند كه تأثيرات اين تحول در محدوده ملي مصر باقي نخواهد ماند و بر اساس قاعده معكوس تأثير متقابل به سقوط حركه النهضه ـ يكي از شاخه‌هاي اخوان‌المسلمين ـ در تونس نيز خواهد انجاميد.

جنبش اخوان‌المسلمين در مصر و تونس يكي از مهم‌ترين بازيگران سياسي اين دو كشور هستند، اما به‌‌رغم اين تشابه، شرايط دو كشور بسيار متفاوت است و تشكل اخوان در اين كشور‌ها نيز وضعيت يكساني ندارد. تشكل اخوان در مصر سابقه 85 ساله دارد، اما در تصميم‌گيري از پويايي و تحرك لازم برخوردار نيست و در حوادث اخير مصر نيز و مديريت بحران، تنها بر ايستادگي بر مواضع خود تأكيد ‌كرد، بدون اينكه طرحي براي برون‌رفت از بحران ارائه و يا با اتحاد و ائتلاف با ديگر نيرو‌هاي سياسي موجود در صحنه، آرايش سياسي را به نفع خود تغيير دهد.

در طول 85 سال گذشته افرادي چون امام حسن البناء، حسين حضيبي، عمر تلمساني، حامد ابو النصر، مصطفي مشهور، مامون الهضيبي، محمد مهدي عاكف و محمد بديع که نيمي از آنان در حال حاضر در قيد حيات نيستند، جايگاه مرشد عام اخوان را که بالاترين مقام در اين تشكيلات به شمار مي‌رود در دست داشته‌اند. هم اكنون به علت بازداشت محمد بديع، محمود عزت، عضو شوراي ارشاد به عنوان مرشد موقت انتخاب شده است. حركت النهضه تونس در سال 1981 تأسیس شد و تقريباً همه رهبران آن از جمله  راشد الغنوشي در قيد حيات‌اند و به علت حضور نسل مؤسسان در رأس اين تشكل، از پويايي بسياري برخوردار است و همچنان به دور از تصلب فكري و ساختاري  به حرکت خود ادامه می‌دهد.  

آنچه مسلم است جريان اخوان‌المسلمين در مصر و تونس با رقيب قدرتمندي چون  جريان سلفي مواجهند. در مصر اين جريان به دو بخش سلفي ـ دعوتي و سلفي ـ جهادي تقسيم مي‌شود. سلفي دعوتي به‌ويژه انصار السنه المحمديه ارتباطات گسترده‌ای با عربستان سعودي و جريان وهابي دارد‌. جريان سلفي ـ جهادي زاييده انشعاب‌هاي اخوان در دهه‌هاي 60 و 70  و مبتنی بر الگوي جامعه جهادي مدينه شهيد سيدقطب و دربرگيرنده طيف متعددي از تشكل‌ها مانند التكفير و الهجره، الجماعه الاسلاميه، الجهاد و... و غيره است كه همگي با تشكل فراملي القاعده مرز تعريف شده‌اي ندارند.

ايمن الظواهري رهبر فعلي سازمان القاعده از نيروهاي الجهاد مصر است که در جريان ترور سادات مشاركت داشت و به چند سال زندان به اين اتهام محكوم شد. بخشي از اين گروه در دوران مبارك تغيير ايدئولوژي داد و از ضرورت جهاد چشم‌پوشي كرد و گروهي ديگر همچنان به اين اعتقادات وفادار و هم‌اكنون در شبه جزيره سينا به جنگ مسلحانه بر ضد ارتش و دولت حاكم در قاهره مشغول‌ است.

در مقابل در تونس تقريباً يك نوع جريان سلفي وجود دارد كه به‌شدت از مشرب تكفيري و جهادي تبعيت مي‌كند و عمدتاً از آبشخور شكست‌ها و سرخوردگي‌هاي اسلام‌گرايان تونس در چند دهه اخير شكل گرفته‌ است. سلفي‌هاي تونس حدود 400 مسجد را در سرتاسر تونس در اختيار دارند و در دو سال اخير چند هزار جوان را جذب و براي جنگ به سوريه اعزام كرده‌اند و هم‌اكنون با استقرار بخشي از آنها در كوه‌هاي مرزي شعانبي در مرز مشترك با الجزاير وارد فرايند جنگ مسلحانه برضد نظام شده‌اند. كشتن 8 نظامي تونسي در مدت اخير در اين منطقه از سوي آنها، راهبرد سلفي‌ها را كاملاً آشكار مي‌سازد. اين گروه اساساً معتقد به دولت خلافت است و پديده‌هايي مانند دولت مدني و دموكراسي و انتخابات را پديده‌هاي غربي مي‌داند و شايد به همين دليل، اقدام به ترور چهره‌هاي سكولار چپ مانند شكري بلعيد و محمد البراهمي كرده است.

سلفي‌هاي تونس در يك دهه اخير با استفاده از وضعيت مراودات تونسي‌ها با دنيا كه با 120 كشور جهان لغو رواديد دارد، به عنوان اصلي‌ترين نيروي عملياتي در حال جابه‌جايي سازمان‌هاي سلفي از جمله القاعده بوده‌اند. پديده ترور رقباي سياسي نیز كه در تونس جريان دارد نشان مي‌دهد كه نيرو‌هاي سلفي در تونس نسبت به همتايان مصري خود از انضباط كمتري برخوردارند.

در مصر و تونس، جبهه نيرو‌هاي چپ، ليبرال و ناسيوناليسم‌ها ـ البته با تفاوت‌هاي محسوس ـ مهم‌ترين رقيب سياسي غيراسلامي جريان اخوان‌المسلمين‌اند. در مصر جبهه نيرو‌هاي سكولار الزاماً ضدمذهب و يا غيرمذهبي نيستند و بسياري از شخصيت‌هاي سكولار در مراسم ديني و نماز جمعه و عيد فطر وقربان حضور مي‌يابند و به همين علت پديده‌اي به نام انحصار ديني در مصر به چشم نمي‌خورد، در حالي كه در تونس، جبهه سكولار‌ها مرزبندي پررنگي با اسلام‌گرايان دارد. از زمان به قدرت رسيدن حبيب بورقيبه در سال 1956 در تونس، او به‌شدت سياست‌هاي ضدديني را دنبال كرد و محدوديت‌هاي سني در باره ورود افراد به مساجد و ممنوعيت حجاب و عدم به كارگيري نماد‌هاي ديني را نهادينه و قانونمند ساخت. اين مقررات در دوره زين‌العابدين بن علي با همان شدت پيگيري شد.

جبهه سكولار‌ها در تونس از سه بخش اصلي تشكيل مي‌شود. نخست اتحاديه عمومي كار كه دربرگيرنده بيش از 600 سنديكاي كارگري و صنفي و به عنوان يك تشكل چپ‌گرا داراي مطالبات اجتماعي است بدون اينكه پايبند ايدئولوژي چپ سياسي باشد. دوم مجموعه ليبرال‌هاي طرفدار امريكا و غرب كه بن علي نماد آن را تشكيل مي‌داد. گفته مي‌شود سازمان سیای آمريكا در هنگامي كه بن علي، سفير تونس در هلند بود با او ارتباط برقرار و او را برای همکاری جذب کرد، به همين دلیل بن علي در طول 23 سال حاكميت خود از حمايت آنها برخوردار بود و بهترين رابطه را با امريكا داشت.

گروه سوم مجموعه فرانكفون‌هاي طرفدار فرانسه و دربرگيرنده مجموعه‌اي از احزاب تونسي هستند، از جمله تجمع دموكراتيك براي كار و آزادي به رياست مصطفي بن جعفر رئيس فعلي مجلس مؤسسان و حزب كنگره براي جمهوري به رياست المنصف المرزوقي رئيس‌جمهور فعلي و حزب نداي تونس به رياست السبسي نخست‌وزير دوران انتقالي. ویژگی مشترک همه اين تشكل‌هاي سكولار غيرديني بودن آنهاست و حقوق زن، چند همسري و حجاب اسلامی را رد مي‌كنند و با مبنا قرار دادن اسلام به عنوان منبع قانونگذاري در قانون اساسي مخالفند.

اضافه بر تفاوت صحنه‌هاي سياسي و اسلامي ميان مصر و تونس، شرايط اجتماعي و اقتصادي آنها نيز ناهمگون است. در مصر به علت محدوديت‌هاي منابع طبيعي و جمعيت انبوه نزديك به 90 ميليون نفر، بيش از 40 درصد مردم زير خط فقر قرار دارند و در 60 سال گذشته، دولت‌هاي جمال عبدالناصر، انورالسادات، محمد حسني مبارك نتوانستند اين فقر را ريشه‌كن كنند، در حالي كه در تونس شرايط اقتصادي متفاوت است. تونس كمتر از 12 ميليون جمعيت دارد و به علت شرايط آب و هوايي، سرزمين‌هاي حاصلخيز بسياري را در اختيار دارد.

 هر چند سياست‌هاي حبيب بورقيبه و زين‌العابدين بن علي سرزمين‌هاي ساحلي را از كاربري كشاورزي به خدماتي(توريسم) تغيير داد، اما در عين حال در دوره بن علي، نرخ رشد اقتصادي در تونس به حدود 8 درصد رسيد كه بالاترين نرخ رشد در قاره آفريقا بود. درآمد سرانه در تونس نيز در قاره آفريقا پس از ليبي دوم است و وضعيت توريسم در اين كشور از پيشرفته‌ترين عرصه‌هاي خدماتي در سرتاسر قاره آفريقاست و سالانه ميزبان بيش از 10 ميليون توريسم بوده است. اين وضعيت نشان مي‌دهد حداقل در تونس بر خلاف مصر، قيام مردم عمدتاً براي پايان دادن به استبداد و تحقق كرامت انساني و برابري است و اهداف اقتصادي در اين فرآيند، متغير اصلي به شمار نمي‌آيد.

از مجموعه اين ويژگي‌ها در مي‌یابيم كه اختلافات صحنه تونس با مصر بيش از همگوني‌هاي آنهاست و به همين علت، اين صحنه بر پايه ويژگي‌هاي ذاتي و ميداني بايد بررسي شود. آنچه بن علي رئيس‌جمهور سابق را سرنگون كرد، حزب غيرمتشكل ناراضيان بود كه نقض كرامت انساني از سوي ساختار‌هاي اقتدار و فشار و سازمان‌هاي امنيتي آنها را به ستوه آورد و تبعيض اقتصادي و فساد نهادينه شده در آن، آنها را به خيابان‌ها كشاند.

مصادره قدرت به مدت 23 سال از سوي زين‌العابدين بن علي به 34 سال قبل از آن از سوي حبيب بورقيبه و حاكم كردن سيستم مخوف امنيتي كه ده‌ها هزار مخالف به ويژه اسلامگرايان را براي ساليان طولاني در زندان تحت شرايط غيرانساني نگاه داشت و تغيير بيت‌المال به مال‌البيت علل عمده قيام مردم تونس بودند كه آنان مایلند آن را قيام براي آزادي و كرامت بنامند. خانم ليلا طرابلسي همسر بن علي و خانواده او با استفاده از شرايط بيماري بن علي، در تونس امپراطوري اقتصادي‌ای را برپا كردند كه از تصرف و مصادره اموال عمومي و مستملكات مردمي جمع شده است.

نيكولابو و كاترين گراسيه دو نويسنده فرانسوي در سال 2009 كتابي با عنوان «حاكميت در كاخ كارتاژ تونس» را در پاريس چاپ کردند. موضوع كتاب داستان بهره‌برداري از رانت، زور و قدرت براي چپاول امكانات عظيم مالي در تونس از سوي خاندان حاكم است. اين كتاب تا زمان سقوط بن علي مشمول ممنوعيت ورود به كشور تونس بود. اين امپراتوري عظيم شامل عمده شركت‌هاي هوايي، بانك‌ها، سيستم تلفن همراه و مؤسسات آموزشي در اين كشور و همگي در تملك ليلا طرابلسي، همسر بن علي بود.

علاوه بر آن صد‌ها شركت خدمات توريستي با هزاران هكتار زمين مرغوب ساحلي و هتل‌ها و سيستم حمل و نقل نيز دراختيار او و برادرش مراد طرابلسي بود. اين ثروت‌اندوزي زماني اتفاق ‌افتاد كه بسياري از تونسي‌ها به دليل فقر يا بيكاري، راهي خارج از كشور شدند. طبق آماري كه دولت تونس ارائه داده است، در حال حاضر بيش از 3 ميليون تونسي در خارج و عمدتاً در غرب اروپا ساکنند.

يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي قيام در تونس بدون رهبر بودن آن بود. مردم به دليل ظلم‌هاي رژيم حاكم مي‌دانستند كه بايد اين نظام را از بين ببرند و به اين ناعدالتي‌ها پايان بدهند، اما نمي‌دانستند چه نظامي را مي‌خواهند جايگزين آن كنند و اساساً اتفاق نظري بين گروه‌هاي سياسي در اين زمينه وجود نداشت. نيرو‌هاي سكولار كه صحنه سياسي تونس را براي چند دهه در انحصار داشتند با برگزاري اولين انتخابات مردمي و آزاد و اعلام نتايج آن دچار شوكی شدند که هنوز هم از آن بیرون نیامده‌اند. آنها توان پذيرش حاكميت اسلام‌گرايان النهضه را ندارند و رفتار پس از انتخابات آنان تحت ‌تأثير اين شكست قرار داشته است.

ضعف پايگاه اجتماعي سكولار‌ها، آنها را به سوي استفاده از تنها تشكل سازمان‌يافته در اين كشور يعني اتحاديه عمومي كار (سنديكاها) به عنوان ابزار براي مقابله با نظام و سرنگوني آن سوق داده است. اين سازمان كه در رژيم سابق به‌رغم همه ظلم‌ها عمدتاً ساكت و در خدمت حفظ نظام بود، امروز به مديريت اعتصاب‌ها و مطرح كردن مطالبات تعجيزي مي‌پردازد. نظام سابق هر چند عرصه رسانه‌اي را باز كرده بود و بيش از 10 شبكه تلويزيوني فعال در تونس وجود داشت، اما عمده رسانه‌ها در انحصار عوامل آن بود و اين امكانات هنوز هم در خدمت مخالفان نظام است و مديريت افكارعمومي را در جهت تضعيف اسلام‌گرايان النهضه و بزرگنمايي اشتباهات سلفي‌ها در برخورد با ارتش و نظام و ترور شخصيت‌هاي مخالف  و مشوه جلوه دادن اسلام والنهضه را  به عهده دارد.

در مقابل اين اعتراضات، ائتلاف حاكم به‌ويژه حركه النهضه مي‌كوشد با پويايي و بردباري با مخالفان تعامل و حتي با برخي از خواسته‌هاي آنها موافقت كند. شكي نيست كه در ظرف یک سال نمی‌توان به خرابي‌هاي 60 ساله و فساد ريشه‌دار پايان داد، ولي حوادث و اعتراضات مردمي در بوزيد، بوزيان، قرية العمران، و قابس نشان مي‌دهد كه مردم توقع دارند نابرابري‌هاي بين ساحل و داخل تونس به‌سرعت ترميم گردد و تبعيض‌ها از بين بروند.

در حال حاضر اعتراضات اجتماعي، خشونت‌هاي سلفي، بي‌مهار بودن رسانه و ناامني اجتماعي مهم‌ترين ابزار‌هايي است كه دولت حاكم را تضعيف مي‌كند. همراهي راشد الغنوشي با برخي از خواسته‌هاي مخالفان و ديدار با تك‌ تك رهبران آنها تا كنون توانسته است از اجماع‌سازي بر ضد النهضه و تكرار تجربه مصر در تونس و اعتراضات گسترده جنبش «تمرد» جلوگيري كند. السبسي رهبر حزب نداي تونس در این دیدارها اعلام كرد حاضر به ديدار الغنوشي در تونس نيست و تنها حاضر است با او در فرانسه ديدار كند.الغنوشي براي گرفتن بهانه از دست مخالفان و نشان دادن انعطاف بيش از حد به فرانسه رفت و با او ديدار كرد. البته صرف گفت‌وگو و ديدار به بحران‌هاي ريشه‌دار اين كشور پايان نمي‌دهد و حركت النهضه بايد به‌سرعت براي بهبود شرايط اجتماعي برنامه‌اي را تدبير و اجرا کند.

بدیهی است که مهم‌ترين مشروعيت براي هر نظام، مشروعيت كاركردي وكارآمدي است كه بحران‌هاي اجتماعي را حل مي‌كند و رضايتمندي اجتماعي را به وجود مي‌آورد. النهضه بايد این نکته را به ياد داشته باشد كه مشروعيت مبارزه بر ضد نظام سابق براي استمرار در حاكميت كافي نيست و ناديده گرفتن دشمن خارجي كه در پشت نيروهاي بومي پنهان شده است، آنها را دچار اشتباه مضاعف خواهد كرد.

 

 

 

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان