جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

مهاجرت به امید زندگی بهتر!


نسرین رفیعی

جوانان از سرمایه‌های مهمّ هر کشورند و بدنه‌ی اصلی نیروی انسانی فعال را تشکیل می‌دهند. گسترش اقتصاد سرمایه‌داری از یک طرف و افزایش سرعت رشد و تکنولوژی از طرف دیگر، باعث افزایش سرعت زندگی در جهان شده و به سرعت فاصله‌ی فقیر و غنی را در مقیاس‌های ملی و بین‌المللی زیاد کرده است؛ به همین دلیل، بسیاری از انسان‌ها با امید آینده‌ای بهتر، محل زندگی خود را ترک می‌کنند و راهی مناطق عمدتاً بزرگ‌تر و توسعه‌یافته‌تر می‌شوند. بیش‌تر افرادی که سرزمین خود را ترک می‌کنند و جایی دیگر را برای زیستن برمی‌گزینند و البته در این راه سختی‌های زیادی نیز متحمل می‌شوند، با یک هدف دنبال این آرزوی پرمشقت می‌روند: «زندگی بهتر».

مهاجرت، پدیده‌ای جهانی است و بسیاری از کشورها به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. برخی کشورها مبدأ مهاجرت‌اند، برخی مقصد و برخی هر دو.

مهاجرت

برای بسیاری از مهاجران ایرانی، معنای زندگی بهتر در «رفاه اقتصادی» خلاصه می‌شود، چیزی که آنان می‌گویند در غرب هست و در ایران نیست؛ با این حال دغدغه‌ی دوم اکثریت این جوانان، موضوع آزادی‌های سیاسی- اجتماعی است.

متقاضیان مهاجرت را می‌توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد:

1. افرادی که به دنبال رفاه اقتصادی بار سفر می‌بندند؛ آن‌ها عمدتاً از قشر پایین جامعه هستند و با توسل به روش‌های غیرقانونی، قصد اقامت در کشوری دارند.

2. افرادی که به دنبال آزادی‌های اجتماعی- سیاسی، امنیت، عدالت اجتماعی و... قصد سکونت در کشوری دیگر دارند.

در این میان، هرچند کفه‌ی ترازو به سمت گروه اول سنگینی می‌کند، موضوع آزادی‌های اجتماعی نیز دغدغه‌ی بسیاری از جوانان امروز کشور است؛ به‌ویژه که می‌دانیم مهاجرت نخبگان علمی، هنری و مهارتی نیز، در ذیل همین گروه دوم تعریف می‌شود و از این جنس است.

در کشورهای دارای نظام سرمایه‌داری، مقوله‌ی جذب نخبگان بسیار مهم است؛ این مسئله به‌گونه‌ای است که در حال حاضر، یکی از سیاست‌های اصلی جوامع رشدیافته شده است. کنفرانس‌های بین‌المللی و طرح مقالات در زمینه‌های مختلف، هم‌چنین ارسال دعوت‌نامه از سوی این کشورها برای نخبگان و جوانان، نشان می‌دهد این امکانات از سوی کشورهای خارجی به‌صورت سازمان‌یافته فراهم می‌شود و امروز حتی مهاجرت نخبگان ژاپن، کانادا، استرالیا و اروپا به مقصد آمریکا نیز به گستردگی مطرح است. در این میان، برگزاری المپیادهای علمی نیز می‌تواند به پیش‌رفت این اهداف استعمارگرانه کمک کند؛ ولی این تذکر به این معنی نیست که از شرکت جوانان در المپیادهای علمی جلوگیری شود؛ بلکه در مقابل، کشورها نیز باید جوانان را از وجود چنین سیاست‌هایی آگاه کنند. در واقع نیروهایی که به کشورهای دیگری اعزام می‌شوند، می‌توانند در زمینه‌ی فرهنگی و دیگر زمینه‌ها باعث تبادل اطلاعات و تجربیات شوند؛ ضمن این‌که از این طریق با دانش فنی و نظام‌های سیاسی جامعه‌ی مقصد، آشنا می‌شوند و در بازگشت به جامعه‌ی خود کمک می‌کنند.

آیا مهاجرت، مثبت است؟

مهاجرت، امر مثبتی است؛ همان‌گونه که در اسلام و زمان پیغمبرj این امر وجود داشته است و به نظر می‌رسد مهاجرت موجب رشد جامعه می‌شود، به‌ شرط این‌که با برنامه‌ریزی و کنترل‌شده باشد. عوامل سیاسی و اقتصادی یا پدیده‌ی بیکاری می‌توانند در ظهور پدیده‌ی مهاجرت مؤثر واقع شوند؛ اما لازم است تا با سیاست‌گذاری و اتخاذ تدابیر صحیح در راستای توسعه‌ی جامعه و کشور، از این پدیده استفاده کنیم.

بیش‌تر تحقیقات جهانی و نظریه‌پردازی‌های موجود، ناظر بر کشورهای مهاجرپذیر بوده و عوامل موجود در کشورهای مهاجرفرست، عمدتاً اقتصادی بیان شده‌اند. از طرف دیگر در کشورهای مهاجرفرست مانند کشور ما، بیش‌تر به مهاجرت نخبگان توجه شده و تحقیقی که کلیه‌ی اقشار جوانان را در نظر بگیرد و میزان تمایل آن‌ها را به مهاجرت از کشور اندازه‌گیری کند، انجام نشده است. تحقیقاتی که در زمینه‌ی مهاجرت انجام می‌گیرد، باید بتواند گامی برای روشن شدن ابعاد این موضوع،  در کاستن نتایج زیان‌بار آن و افزودن به آثار مثبت و سازنده‌اش بردارد.

رابطه‌ی جنسیت و وضعیت تأهل با مهاجرت

جنسیت و وضعیت تأهل، رابطه‌ی معناداری با نگرش به مهاجرت دارد. در کل، پسران بیش از دختران به مهاجرت به خارج می‌اندیشند و مجردها بیش‌تر از متأهلان، به آن رغبت نشان می‌دهند. دختران به دلیل محدودیت‌های اجتماعی بیش‌تری که در مقایسه با پسران دارند، کم‌تر می‌توانند سبک زندگی جدید را برگزینند. از طرف دیگر، خانواده‌ها نیز که بیش‌ترین تأثیر را در نگرش به مهاجرت دارند، کم‌تر دنبال مهاجرت هستند. زنان و دختران، بیش‌تر خود را تابع خانواده می‌دانند و سعی دارند خود را با شرایط اطرافیان‌شان وفق ‌دهند. در بیش‌تر مهاجرت‌هایی هم که عملاً اتفاق می‌افتد، زنان بیش‌تر نقش تبعی دارند. کسی که ازدواج می‌کند، مسئولیت زندگی در همین شرایط را می‌پذیرد و علاوه بر آن، امکانات مهاجرت را برای خود کاهش می‌دهد.

کم‌لطفی به نخبگان

متأسفانه در کشور ما وقتی می‌خواهند از یک ورزشکار تقدیر کنند، جایزه‌ی صدمیلیون تومانی برای وی در نظر می‌گیرند؛ در حالی که برای تقدیر از پژوهش‌گران و نخبگان، مثلاً در جشنواره‌ی رازی، فقط ده سکه در نظر می‌گیرند! چرا هر وقت بحث علم و پژوهش و نخبگان طرح می‌شود، مشکلات مالی نیز بیان می‌گردد؛ این روند باعث شده تا الگوها در کشور عوض شوند. اکنون دیگر در کشور، الگوها نفرات اول کنکور سراسری یا ورودی‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی نیستند؛ الگوهای نسل جوان ما فوتبالیست‌ها و... شده‌اند.

اثرگذاری این فرهنگ‌سازیِ غلط را می‌توانیم در انتخابات مجلس و شوراها مشاهده کنیم. متأسفانه الگوهای کشور عوض شده‌اند و دیگر استاد دانشگاه برای الگو شدن جذاب نیست! مقام معظم رهبری در صحبت‌های‌شان می‌گویند که به نخبگان رسیدگی شود. بنیاد نخبگان ایجاد شده است؛ اما در بدنه‌ی اجرایی کشور حرکت‌های پایداری نمی‌بینیم؛ پس باید به شکلی صحیح و اساسی به وضعیت نخبگان و مهاجرت آنان رسیدگی کنیم.

فرار مغزها

به پدیده‌ی مهاجرت گسترده‌ی تحصیل‌کردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحاً «فرار مغزها» گفته می‌شود که معمولاً به‌خاطر کمبود موقعیت‌های شغلی، احساس ناخشنودی از جامعه و هنجارها و قوانین آن، درگیری‌های سیاسی و نظامی و خطرهای جانی رخ می‌دهد.

آثار زیان‌بار مهاجرت

مهاجرت افراد تحصیل‌کرده باعث مختل‌شدن بازار کار شده و کم‌کم باعث افزایش سهم نیروی کار غیرماهر در نیروی کار شاغل یک کشور و یک‌نواخت شدن نیروی کار می‌شود. فرار مغزها و مهاجرت، تنها از دست دادن نیروی کار ماهر برای کشورهای جهان سوم نیست؛ بلکه این آینده و فرآیند پیش‌رفت یک کشور است که با خروج هر متخصص به تأخیر می‌افتد. دولت در کشورهای درحال‌توسعه، سالانه مبالغ هنگفتی صرف برنامه‌های مختلف مربوط به آموزش‌وپرورش، آموزش عالی و انباشت دانش در نیروی انسانی می‌کند و زمانی که این سرمایه‌گذاری‌ها به مرحله‌ی بازدهی می‌رسند، مهاجرت اتفاق می‌افتد و این سرمایه‌ها بدون کوچک‌ترین هزینه‌ای، در اختیار کشورهای توسعه‌یافته قرار می‌گیرند.

رواج فرهنگ مهاجرت در دانشگاه‌های برتر، سبب شده تا بسیاری از نفرات برتر این دانشگاه‌ها به خارج از کشور مهاجرت کنند. این امر، جدا از زیان‌های اقتصادی و فرهنگ نادرستی که در جامعه ایجاد می‌کند، نوعی تخلیه‌ی ژنتیکی کشور از نخبگان علمی است. شاهد هستیم کسانی که در سیستم‌های بین‌المللی جایگاه شغلی یا تحقیقاتی مناسبی پیدا کرده‌اند، به ندرت به ایران بازمی‌گردند. درست است که قلب این افراد همیشه با ایران است و می‌توانند مبلغان خوبی برای کشور باشند؛ اما توجه کنیم که این مزایا در مقایسه با معایب و ضررهای مالی،‌ فرهنگی و تخلیه‌ی ژنتیکی کشور، ناچیز است!

اگر به وضعیت نخبگانی که جذب مراکز پژوهشی کشورهای خارجی شده‌اند توجه کنیم، درمی‌یابیم آن‌ها حقوقی معادل سه تا چهارهزار دلار در ماه دریافت می‌کنند. این مبلغ در مقایسه با دیگر مشاغل در آمریکا، مبلغ قابل‌توجهی نیست؛ پس اگر ما کمی به نخبگان خود و وضعیت معیشتی آنان توجه کنیم، می‌توانیم مطمئن شویم که تعداد زیادی از آنان را در کشور حفظ خواهیم کرد.

فقدان بودجه‌های  علمی- پژوهشی، دلیلی برای مهاجرت

نبود فضای جذاب برای کار کردن در مراکز پژوهشی کشور، از دیگر دلایلی است که باعث فرار مغزها می‌شود. مراکز پژوهشی کشور، جایگاه تعریف‌شده‌ای برای محققان جوان ندارند. نکته‌ی مهم‌تری که با آن روبه‌رو هستیم، این است که در مراکز تحقیقاتی کشور- که عمدتاً دولتی‌اند- ردیف بودجه برای جذب پژوهش‌گران و نخبگان وجود ندارد. معدود مراکز تحقیقاتی که ردیف بودجه دارند، معمولاً تمام ردیف‌های استخدامی آنان پر است و قادر به استخدام نیروهای جدید نیستند. مراکز تحقیقاتی دیگری که ردیف بودجه ندارند، باید بودجه‌های خود را به‌صورت غیرمستقیم دریافت کنند. نتیجه‌ی این روی‌کرد آن می‌شود که ما نیروی ممتاز تربیت می‌کنیم؛ اما ساز و کار مناسب برای جذب آنان نداریم.

صنعت و کشاورزی ما نیز- به‌ویژه در بخش‌خصوصی- پیوندی با دانشگاه‌ها ندارد که بتواند برای نیازهای خود، نیروی لازم را تربیت و جذب کند.

آثار مثبت مهاجرت

در کنار آثار زیان‌بار مهاجرت و فرار مغزها، آثار احتمالی مثبت این پدیده نیز مدنظر قرار می‌گیرد. یکی از بازخوردهای اصلی مهاجرت، وجوه نقد (پول) ارسالی توسط مهاجر به کشور اصلی و برای خانواده است. یکی دیگر از آثار مثبت مهاجرت، انتقال فن‌آوری و دانش از طریق نیروی انسانی متخصص مهاجر به کشور متبوع خود است. باید افزود از آن‌جا که بدون تردید، ظرفیت علمی و فنی نیروی انسانی متخصص مهاجر افزایش پیدا کرده است، هنگامی که آن‌ها چه به‌صورت دائمی و چه به‌صورت موقت به کشور خود بازمی‌گردند، به‌ویژه از طریق ارتباطاتی که با شبکه‌های علمی، فنی و حتی مهارتی، ادبی و هنری در کشورهای توسعه‌یافته دارند، می‌توانند در انتقال دانش و فن‌آوری‌های نوین به کشور خود کمک مؤثری کنند. فن‌آوری‌های جدید، به‌ویژه شبکه‌های اینترنتی می‌توانند نقش مهمی در برقراری این‌گونه ارتباطات ایفا کنند.

نتیجه‌گیری

مهاجرت برای جوانان ما در صورتی که امکانش را داشته باشند، موضوعی جذّاب و دغدغه‌ای جدی است. نگرش مثبت بعضی از جوانان به مهاجرت، بیش‌تر به این دلیل ایجاد شده که تصویر زیبای زندگی در کشورهای توسعه‌یافته در ذهن آنان رنگ و لعاب بسیاری دارد. مهاجرت چیزی نیست که بتوان با زور و قوانین سخت، جلو آن را گرفت؛ این کار نه ممکن است نه مطلوب. بهتر است جوان امروز را متقاعد کنیم که کشورش به او احترام می‌گذارد و برای او ارزش قائل است و اگرچه نمی‌تواند همه‌ی انتظارات او را برآورده کند، سعی خود را در این زمینه می‌کند و او را در هر جای دنیا که باشد، دوست دارد و به او و قابلیت‌ها و نظریاتش ارج می‌نهند. در این صورت است که جوانان حتی اگر به‌طور دائمی از کشور مهاجرت کنند، باز هم سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در اختیار کشورشان قرار می‌دهند. در دهکده‌ی جهانی، امروز حضور فیزیکی چندان ملاک نیست و توجه و علاقه‌ی ذهنی است که حرف اول را می‌زند. هویت جوانان از نظر عملی، مهم‌ترین متغیری است که باید روی آن سرمایه‌گذاری کرد. میهن‌دوستی و دل‌بستگی به هویت ایرانی ـ اسلامی، در هویت جوان ایرانی باید چنان قوی باشد که بر ارزیابی او از فایده‌ی مهاجرت و سبک زندگی و در نهایت نگرش به مهاجرت اثر بگذارد و او قابلیت‌هایی را که در هر کجای جهان کسب می‌کند، با رغبت در اختیار کشورش قرار دهد.

توجه ویژه به نخبگان علمی- هنری و فراهم‌سازی زمینه‌های اشتغال و فعالیت و کارآفرینی آنان؛ توجه ویژه به اقلیت‌های قومی، دینی و مذهبی و دادن فرصت‌های برابر به آنان (در مقایسه با دیگر شهروندان) تا جایی که احساس «شهروند درجه‌ی دو» بودن نکنند و امید آن‌ها برای ارتقا و پیش‌رفت، نومید نشود؛ توزیع عادلانه‌ی ثروت و رفاه کشور و فرصت‌های کار و سرمایه‌گذاری در تمام مناطق دور و مرزی و در آخر، حذف قوانین و مقررات دست‌وپاگیری که مانع دسترسی شهروندان به حقوق اساسی و آزادی‌های سیاسی- اجتماعی آنان است، راه‌کارهای اصلی هستند که می‌توانند از سیل «مهاجرت جوانان» و «فرار مغزها» بکاهند.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان