جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

خودباوری فرهنگی


محمدمهدی سحری

 

هر از چند گاهی وقتی سری به بازار می‌زنم، متوجه مطلبی خاص می‌شوم! می‌توانم آمار جدیدی از شخصیت‌های مختلف کارتونی (پویانمایی) مدل‌های جدید موی سر ماهواره‌ای، مانتو و لباس‌های طرح روز را در جلوه‌های متنوع آن مثل تی‌شرت‌ها، مانتوها، لباس‌های رسمی و غیررسمی! لوازم‌التحریرها، کیف و کفش و آرایش مرد و زن ببینم. بارها برایم سؤال بوده که چه‌طور پخش یک فیلم کارتونی مثلاً BEN10، مرد عنکبوتی و... می‌تواند این‌قدر سریع و فراگیر در همه‌ی کشورها از جمله ایران اثرگذار باشد تا جایی که از مدادپاک‌کن نوجوان مملکت تا کاپشن و دیگر ملزومات او مزین به نام و تصاویر چنین شخصیتی باشد. یا شخصیت‌های عروسکی مثل باربی و... که الگوی دختران جوان قرار می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که دختران زیادی خود را دچار انواع بیماری‌های مزاجی یا عمل‌های جراحی زیبایی می‌نمایند تا خود را به شکل شخصیت محبوب‌شان که تصور می‌کنند زیباست، دربیاورند.

اصلاً برایم از ندیدن، نشنیدن و نخواندن درباره‌ی این موضوعات صحبت نکن که تصور آن با دنیای  پست‌مدرن امروز کار سختی است. حتی بسیاری از خانواده‌های سنتی و مذهبی هم درگیر این معضل هستند؛ معضلی که تهرانی و شهرستانی، شهری و روستایی، باسواد و بی‌سواد، مذهبی و غیرمذهبی و سنتی و مدرن و... نمی‌شناسد.

سه دسته و سه دیدگاه

در برابر چنین آثاری بعضی از خانواده‌ها یا بهتر بگوییم افراد، نقش منفعل دارند و برای‌شان نوع و چگونگی آن مد و گونه، تفاوتی ندارد؛ هرچه باشد با افتخار می‌پذیرند و می‌طلبند و آن را در شکل‌های متنوعی از آثار وجودی خود جلوه‌گر می‌کنند. دسته‌ی دوم، افرادی هستند که جوّ غالب جامعه آن‌ها را جهت‌دهی می‌کند و هر چه در جامعه بیش‌تر دیده، شنیده و خوانده شود، همان را می‌پذیرند. دسته‌ی سوم خانواده و به تبع آن افرادی هستند که می‌خواهند با این پدیده مخالفت کنند، قصد ندارند منفعل محض باشند و با دلایل مختلف از جمله توجیهات مذهبی، ملی، شخصیت خانوادگی و غیره به مبارزه با این مصادیق برمی‌آیند. جالب این‌جاست که هر سه دسته‌ی معرفی‌شده، با این پدیده - خواسته یا ناخواسته- مشکل دارند یا خواهند داشت!

دسته‌ی اول که منفعلانه و داوطلبانه این الگوها را پذیرا می‌شوند، دچار سردرگمی این‌چنینی می‌شوند که بالأخره کدام مد و مدل بهتر است؟ آن‌که فصل پیش از آن تعریف و تمجید می‌کرد یا این‌که امروز بر سر زبان‌هاست و مجبور است از آن استفاده کند؟ بمانَد که این نوع مُدگرایی، هزینه‌های فراوانی را به فرد و خانواده تحمیل می‌کند.

دسته‌ی دوم بیش‌تر از دسته‌ی اول در معرض سردرگمی است! چراکه حداقل دسته‌ی اول با انتخاب کامل خود و با افتخار سراغ این پدیده می‌رود؛ اما دسته‌ی دوم خود را میان زمین و هوا می‌پندارد و نمی‌داند آیا چنین انتخابی درست است یا نه؟ آن را دوست دارد یا نه؟ همیشه خودش را معلق بین دیده‌ها و پندارهای اطرافیانش می‌بیند. نمی‌داند آیا دیگران، او را این‌گونه می‌پذیرند یا خیر؟

دسته‌ی سوم هم که مدام درگیر است؛ درگیری درونی و بیرونی! درگیری درونی به این معنا که او باید و مرتباً هم باید، خود را قانع کند که دیگران (هم‌کلاسی‌ها، اطرافیان، اقوام، هم‌سن‌وسالان، همسایه‌ها و...) می‌توانند رفتار و پوششی داشته باشند که با رفتار و پوشش او متفاوت است و او نمی‌خواهد مثل آن‌ها باشد و درگیری بیرونی آن‌که او باید پیاپی، برای اطرافیانش که مثل او نیستند نیز توضیح بدهد که چرا با آن‌ها متفاوت است. این توضیحات گاهی به شکل قانع‌کردن است، گاهی به شکل توجیه‌کردن، گاهی هم به شکل پرخاش و سرزنش و گاهی هم به شکل بدتری (رسیدن به پایان خط) خودش را بروز می‌دهد.

خلاصه آن‌که کل جامعه با موضوع ساده و پیش‌پاافتاده، اما مهم معضلات فرهنگی درگیر هستند؛ مستقیم یا غیرمستقیم، عامدانه یا جاهلانه، مغرضانه یا دل‌سوزانه. رهبر معظم انقلاب، در یکی از سخن‌رانی‌های‌شان که موضوع فرهنگ را مورد توجه قرار داده بودند، فرمودند: «... با مسائل فرهنگی شوخی نمی‌شود کرد، بی‌ملاحظگی نمی‌شود کرد، اگر چنان‌چه یک رخنه‌ی فرهنگی به‌وجود آمد، مثل رخنه‌های اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانه‌ی نقدی داد؛ این‌جوری نیست، به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود...(1)»

وضعیت امروز ما

با توضیحاتی که بیان شد، هم‌اکنون کفه‌ی ترازوی آن دسته از افراد جامعه که به گستردگی از مد و نمادهای غربی استفاده می‌کنند (دسته‌های اول و دوم) بر کفه‌ی ترازوی دسته‌ی سوم می‌چربد و متأسفانه روزبه‌روز با غفلت و سهل‌انگاری همه، مقدار آن نیز بیش‌تر می‌شود! از طرف دیگر، وقتِ انداختن تقصیرها به گردن هم‌دیگر گذشته است و باید به فکر جبران خسارات وارد شده و مقابله با خطرهای آینده بود. باید در این جهت سعی و تلاش کرد تا حداقل، در این ترازو، کفه‌ی دسته‌ی سومی‌ها با کفه‌ی دو دسته‌ی دیگر برابری کند و در بهترین حالت بر آن پیروز شود. باید دقت کنیم و به دنبال این باشیم که به جای آن‌که دسته‌ی سومی‌ها مدام، نگران باشند و درگیری داشته باشند تا حرف خودشان را به دیگران و خودشان، ثابت کنند، دسته‌ی اولی‌ها از موضع خودشان خجالت بکشند و به‌گونه‌ای اقدام‌شان انگشت‌نمای بقیه‌ی جامعه باشد و دیگر به تفکر و رفتارشان افتخار نکنند.

راه مقابله‌ی مؤثر

شاید یکی از مهم‌ترین فرآیندهای مقابله‌ی مؤثر با چنین مشکل ریشه‌داری در عصر حاضر «خودباوری فرهنگی» باشد. البته خودباوری فرهنگی دارای مصادیق فراوان است و از نظر عرصه‌ی عمل، گستردگی‌ای به پهنای تمام ابعاد مختلف (اجتماعی و فردی، فرهنگی، دینی، رفتاری، فکری و...) انسان‌ها دارد. که بیان و پرداختن به آن‌ها احتیاج به مجالی بیش‌تر دارد و هم‌چنین محتاج افراد متخصص‌تری در ابعاد مختلف است، که بتوانند درباره‌ی جنبه‌های فراگیرتری از این موضوع مهم، نظریات و راه‌کارهای خودشان را بیان دارند.

با این اوصاف و در این محدوده‌ی نوشتاری، با نگاه تربیتی، از میان کارشناسان این امر، خسرو باقری  درباره‌ی پدیده‌ی جهانی‌شدن و تأثیرات آن بر امور مختلف از جمله تعلیم و تربیت معتقد است: «انسان می‌تواند تا حدودی محدودیت ایجاد کند؛ ولی مسئله این است که در دنیای باز به این محدودیت‌ها نمی‌توان دل خوش کرد؛ بنابراین اگر خیال کنیم با گفتن این‌که نگاه نکن یا گوش نکن، مشکل حل می‌شود، خیالی واهی است. پس باید در تربیت فرزندان از فرض دنیای باز در تربیت بهره بگیریم و باید در افراد، قدرت ارزیابی و گزینش را به‌وجود بیاوریم؛ مثلاً اگر فرد فیلمی را دید، بتواند روی آن نظر بدهد و یک نقد منصفانه داشته باشد. خوبی و بدی صحنه‌های فیلم را با ذکر دلیل بیان کند... باید سعی کنیم در بین افراد، تربیتی را پیش بگیریم تا به آن‌ها قدرت درونی بدهد. البته سعی کنیم تا حد امکان محیط را پاکیزه نگه‌داریم؛ ولی امید ما باید به قوت‌های درونی باشد (2).»

منابع:

1. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری (15/12/1392).

2. گفت‌وگو با خسرو باقری (جهانی‌شدن و تعلیم و تربیت اسلامی)، نشریه‌ی آموزش معارف اسلامی، سال13، شماره‌ی47.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان