جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

حرف‌های تکه‌تکه
فریبرز سهیلا

* به یادم باش

به اندازه‌ی لمس یک ستاره از همین جایی که ایستاده‌ای؛

بگذار. یاد تو، تک‌ستاره‌ی شب‌های بی‌قراری‌ام باشد.

* حالا می‌فهمم، چرا هیچ‌وقت در حال زندگی نکرده‌ام؛

از بچگی تاب خورده‌ام

یا به عقب... یا به جلو.

* هیچ باغبانی بی‌هدف رویش، زمین را شخم نمی‌زند.

تو هم بی‌هدف گذشته را شخم نزن، ما همه زمینی هستیم.

* دل هم، بعضی موقع‌ها قولنج می‌کند. باید بشکند تا خوب شود.

* شب، چادر خوبی است برای اشک‌های نجیب و نهفته.

بعضی بغض‌ها باید مردانه بشکند.

آفتاب همیشه صورت‌ها را سرخ می‌کند.

* وقت‌هایی که گلو عفونت می‌کند،

احتقاق گلو مانع از شنیدن بعضی بوها می‌شود.

روح آدم هم که عفونت کند،

احتقاق قلب می‌گیرد و بوها را نمی‌شنود.

مثلاً نمی‌فهمد دارد بوی لجن می‌گیرد.

* هر چیزی ممکن است بسوزد؛

گاهی دل می‌سوزد،

گاهی هم پیش می‌آید ذهن آدم بسوزد.

به گمانم ذهن آدم که سوخت،

تمام زندگی‌اش می‌سوزد.

* طعم گس از آن طعم‌هایی است که آدم فقط خودش حس می‌کند؛

نه لبی تکان می‌خورد و نه ابرویی گره؛

هیچ کس نمی‌داند دهان آدم طعم گس دارد.

بعضی زخم‌ها طعم گس دارند.

آدم فقط خودش حس می‌کند. بی‌هیچ حرفی و حرکتی.

فقط آدم می‌داند دلش زخم دارد؛

یک زخم با طعم گس!

* توی زندگی،

خیلی وقت‌ها،

بعضی چیز‌ها فرقی نمی‌کند؛

اما بعضی موقع‌ها هم از راه می‌رسند

که خیلی چیز‌ها فرقی نکند.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان