جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

ارتباط ناسالم با نامحرم در فضای مجازی‌... عادی نیست!
پرنیان نجمه

دخترک از تنهایی‌هایش نوشته است و پسرک در کامنت عمومی همراه شده با دخترک... عادی است. چیزی نمی‌گویم.

دخترک از خرابی پوستش نوشته و پسرک در کامنت عمومی دل سوزانده برای پوست دخترک... عادی است. چیزی نمی‌گویم.

دخترک از استرس، غصه، درس و مشقش نوشته و پسرک در کامنت عمومی آرامش داده به دخترک!... عادی است. چیزی نمی‌گویم.

اما اگر دختری پست مذهبی گذاشته باشد یا انتقادی علمی کرده باشد یا شعر آیینی و پسری به تعریف و تحسین یا انکار و تکذیب، چیزی بگوید و وارد بحث بشوند و از یک بحث جدی اجتماعی و ضروری وارد بحث شخصی و شوخی غیر‌ضروری بشوند، عادی نیست... باید حرف زد. نه؛ باید عمل کرد.

من نگرانم. نه فقط برای آن بسیاری که دل‌سوزی می‌کنند برای هم! و دوستی اجتماعی دارند! و در قالب‌های مختلف، گاهی به کنایه و گاهی مستقیم، ابراز عشق می‌کنند و دل‌سوزی‌های خالصانه را با ژست‌های تند روشن‌فکرانه جواب می‌دهند! من بیش‌تر نگران معتقدانی هستم که آمده‌اند برای کار، تحقیق و تلاش. آمده‌اند برای ابراز و ترویج اعتقاد‌های درست. در این میانه، ناگهان دیده می‌شود که بازی خورده‌اند. برای منع گناهی یا تشویق به ثوابی، خود به مردابی دیگر گرفتار آمده‌اند...

این ره که تو می‌روی...

بگذریم از حرمتش! ضرر دارد گفت‌و‌گو‌های غیر‌ضروری با نامحرمان. فرقی نمی‌کند بحث، ضرورت ولایت فقیه باشد یا زیبایی آهنگ حرام فلان خواننده! غیر‌ضروری که باشد، آلوده می‌شود قلب‌ها. تلخی‌اش این‌جاست که گوینده، شنونده و خواننده، در این مورد همگی می‌دانند حرمت آهنگ حرام را و کسی با اسلام، نمی‌ایستد جلو امر خدا. وقتی آدم‌ها مذهبی باشند، بحث که اصول دینی باشد، به سختی می‌شود متوجه‌شان کرد که راه‌شان به ترکستان است...

قربت به که؟ با چه؟

اولش قصد قربت می‌کنند و با وضو حتی! می‌نشینند پای سیستم. آخرش هم همین‌طور! با این تفاوت که اولش هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و انتقاد به کارشان رواست و آخرش همه چیز، همه چیز را توجیه می‌کند و هر انتقادی به این روابط، یعنی درک نکردن ضرورت! ضرورت که نباشد، مشاوره، مطالعه و مکاشفه بهانه‌اند برای معارفه! ژست‌های روشن‌فکری‌مان را زیاد جدی نگیریم. ضرورت که نباشد، فرقی نمی‌کند نام کاربری‌مان مذهبی است یا نه؛ «آواتار»مان آدم را یاد خدا می‌اندازد یا نه؛ احکام رساله را برای یارو! توضیح می‌دهیم یا نقد فیلم می‌کنیم یا هر کار فرهنگی اسم و رسم‌دار دیگر... ضرورت که نباشد، پای ضرر می‌آید وسط. پای ضرر یا احتمال ضرر که بیاید وسط، عقل باید کرد و پا را کشید کنار؛ وگرنه... بگذریم.

رابطه باید سالم باشد. ضرورت، شرط لازمی است برای سلامت ارتباط؛ اما کافی نیست. افراد باید افکارشان را تنظیم و کنترل کنند و فقط به هدف مهمی فکر کنند که برقراری این ارتباط را ضروری کرده است. بسته به اهمیت هدف برای افراد، احتمال سلامت رابطه، بالا می‌رود. چه آن که فرد به‌طور ناخودآگاه ترجیح می‌دهد فکرش را مشغول هدف مهمش کند و تمام تلاش و هَمّ و غمش برای رسیدن به این هدف است. وقتی با جنس مخالف رابطه‌ای بی‌هدف برقرار شود یا برای افراد درگیر، اهمیت هدف رابطه، از خود آن کم‌تر باشد، باید فاتحه‌ی سلامتش را خواند. رابطه‌ای که خودش اصل است و هدفش فرع، قطعاً مخرب است. نشان به آن نشان که چنین روابطی هیچ‌گاه به هدف‌شان نمی‌رسند! جالب آن که افراد درگیر این روابط هم اصولاً نگرانی برای رسیدن به هدف ندارند؛ یعنی در میانه‌ی راه، هدف را گم می‌کنند و غرایز جنسی، محرکی می‌شود برای ادامه‌ی رابطه و خیلی زود جای انگیزه‌های خوب و اهداف درست را می‌گیرد؛ جوری که فرد متوجه این فریب نمی‌شود. دست آخر هم با این‌که نمی‌تواند دقیقاً توضیح بدهد رابطه‌اش چه حاصلی داشته و به چه ضرورتی بوده است، از کارش ناراضی نیست. یک رضایت درونی کاذب از رابطه‌ای بی‌هدف!

روی‌داد‌های غیر‌اتفاقی!

دقت باید کرد که نظام روابط در فضای مجازی، اصولاً مشوق رابطه با جنس مخالف است. این نظام را بگذارید کنار غریزه‌ی شخصی انسان و نتیجه را در قسمت نظریات وبلاگ‌ها و صفحه‌های شخصی در شبکه‌های اجتماعی ببینید. برخورد‌های زیاد با نامحرم در فضای مجازی به هیچ وجه اتفاقی نیست. شبکه‌ها اساساً به نحوی تنظیم شده‌اند که منطبق باشند بر غرایز و لذت‌های شخصی. طبیعی است که تعداد برخورد با نامحرم را بالا ببرند. ترکیب این نظام با احساس‌ها و غرایز انسان، گاهی باعث می‌شود عنصر عقلانیت را در تشخیص روابط سالم و ضروری، از روابط ناسالم فراموش کنیم و بشود چیز‌هایی که نباید و امروز است که می‌گویند مذهبی‌ها خودشان هم... و دیده می‌شود گاهی تفاوت معناداری میان نحوه‌ی گفت‌و‌گوی ما به‌عنوان افراد مذهبی و دیگران نیست. تلخی کار کسی که به اسم دین و مذهب، صمیمی شده است با نامحرم، بسی بیش از دیگران است. فراموش نکنیم که هیچ کس با خدا قوم و خویشی ندارد و طبق قاعده، گناه دوستان، غضب بیش‌تری دارد... فراموش نکنیم که مشکل ما در جامعه‌ی واقعی، رابطه نداشتن با جنس مخالف نیست که فضای مجازی به دست باکفایت خود! مشکل را حل کند. اجناس مخالف هم! مشکل‌شان، نداشتن دل‌سوزی ما، مشاوره‌ی ما و علاقه‌ی ما نیست...

سهل شدن رابطه با نامحرم، لزوماً عادی شدنش را به دنبال نمی‌آورد. مگر آن‌که عده‌ای بخواهند با توجیه‌های ظاهراً زیبا، این روابط را ترویج کنند. آن وقت ما که نسبت به این روابط حساسیت نشان می‌دهیم، می‌شویم آدم‌های فکر خراب! آن‌هایی که رابطه دارند می‌شوند روشن‌فکر. ما که این روابط را مضر می‌دانیم، می‌شویم عقب‌مانده! آن‌ها که رابطه دارند می‌شوند جهان‌اولی و توسعه‌یافته! ما که احتمال ضرر می‌دهیم در این روابط و تا حد امکان حذر می‌کنیم، می‌شویم ترسو! آن‌ها که پیش‌روی می‌کنند می‌شوند پسر شجاع و نمونه‌های فمینیست می‌شوند دختر شجاع! آه... آدم‌هایی که در روابط با نامحرم حد و مرز‌های اسلامی که هیچ! انسانی را هم می‌شکنند، می‌شوند الگوی ما در برقراری رابطه! آن وقت یکهو می‌بینیم رفقای ارزشی خودمان هم حرف‌های آن‌ها را تکرار می‌کنند و حدشناسی را سخت‌گیری معنا می‌کنند و ما را به بد معرفی کردن دین‌مان متهم. این یعنی برگرداندن واقعیت! واقعیت این است که بدون داشتن رابطه‌ی صمیمی با نامحرم هم، می‌توان ابراز عقیده کرد؛ روشی که مبتنی باشد بر زیر پا گذاشتن حدود انسانی رابطه با جنس مخالف، قطعاً اسلامی نیست. قربانی نظام مهندسی‌شده‌ی فضای مجازی نباید شد...

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان