جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

هميشه
شعرائی راد رابعه



هميشه دير مي‌کني

هميشه مثل بادبادکي

ميان شاخ و برگ خاطرات تلخ

گير مي‌کني

اميد را که شادمان

در ارتفاع بي‌خيالي‌اش

پرنده مي‌شود

ميان يک قفس

اسير مي‌کني

هزار چاه مي‌کَني

ميان جاده‌اي که روبه‌روي تو

گشوده است

و با هزار پهلوان آرزو

گرسنگان چاه را

به يک اشاره

سير مي‌کني

هميشه صرف مي‌کني

نمي‌شوم، نمي‌شوي، نمي‌شود

تو را چه مي‌شود

که واژه‌هاي رنگي خيال را

و اين همه نشاط و شور و حال را

به يک علامت سؤال

چنين حقير مي‌کني؟

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان