دی 1393 دوشنبه
آخرین شماره ها
نشریات دیگر
امکانات مقاله
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
كتاب شناسى گزينشى سبك زندگى اسلامى

عبدالله پور عباس

،مقدّمه

پيشينه نگارش در سبك زندگى اسلامى را، به معناى عامّ آن، مى‏توان در آثارى كه در بيان سيره نبى مكرّم اسلام )ص( و معصومان)ع(، تأليف يافته است، پى‏جست.

كتاب المعيشة فروع كافى، شيخ كلينى، و ابوابُ احكامِ العِشرة فى السَّفَر و الحَضَر از كتاب حجّ وسائل الشّيعه، شيخ حُرّ عاملى، در شمار مهم‏ترين كتابهاى سامان يافته در سبك زندگى اسلامى است.

شمارى از دانشوران در روزگار ما نيز، تأليف و تدوين آثار را با گرايش و رويكرد ياد شده، يعنى عامّ، همچنان دنبال مى‏كنند و به نگارش كتابهاى: سُنَنُ النّبى، سيرةُ النّبى و سيره معصومين اهتمام دارند.

ايشان، با هدف معرّفى و ارائه الگوهاى شايسته گفتارى و رفتارى و ترغيب مسلمانان و مؤمنان به پيروى از اسوه‏هاى حسنه، مى‏كوشند تا اصول حاكم بر گفتار و رفتار معصومان)ع( را تبيين كنند.

البته نگارشهاى فراهم آمده، در حوزه سبك زندگى اسلامى به معناى عامّ، از تنوّعى در عناوين برخوردارند، عناوينى مانند: آيين زندگى، آيين معاشرت، آداب زندگى، آداب معاشرت، اخلاق معاشرت، اخلاق و معاشرت در اسلام و... .

از سويى ديگر، اگرچه پاره‏اى از آثار با عناوين ياد شده و مانند آن تأليف نشده‏اند، امّا همچنان در موضوع سبك زندگى اسلامى به معناى عامّ مى‏گنجند. آثارى چون: اين است آيين ما، محمّد حسين كاشف الغطاء، ترجمه: ناصر مكارم شيرازى; آيين زندگى و درسهاى اخلاق اسلامى، ميرزا جوادآقا تهرانى; برنامه ايمان آورده‏ها، على گل‏زاده غفورى; زندگى در پرتو اخلاق، ناصر مكارم شيرازى; بهشت خانواده، دكتر سيد جواد مصطفوى; آيين همسردارى، ابراهيم امينى; اخلاق و معاشرت در اسلام، دكتر على قائمى; رستگاران، محمّدتقى مصباح يزدى; سيماى سرافرازان، محمّدتقى مصباح يزدى; اخلاق معاشرت، جواد محدّثى; خوبان خدا، چشم‏اندازى به نشانه‏هاى اهل سعادت، عبدالرّضا جمالى و... .

ديگر آن‏كه برّرسى كتابهايى را كه در موضوع سبك زندگى اسلامى از ديدگاه‏هاى خاصّ، مانند: ديدگاه امام خمينى، مقام معظّم رهبرى و... تأليف شده‏اند، خود نيازمند مقال و نوشتارى ديگر مى‏يابيم.

بارى، اهتمام و پرداختن به موضوع سبك زندگى اسلامى، به معناى خاصّ آن، در سالهاى اخير و در پى عنايت ويژه مقام معظّم رهبرى به آن )بجنورد، پاييز 1391) با برگذارى همايش‏هاى علمى و ملّى و نگارش كتابهاى تخصّصى استمرار يافته است. در اين مدتِ نه چندان طولانى، پژوهش و نگارش در حوزه سبك زندگى اسلامى به معناى خاصّ، به ارائه آثار و تأليفاتى سودمند و راهگشا انجاميده است; امّا همچنان به تدوين و عرضه آثارى كه مؤلّفه‏هاى سبك زندگى اسلامى را در بخشهاى گوناگون آن تبيين، آسيب شناسى و... كند، چشم اميد گشاده‏ايم. اميدواريم كه شمار كتابهاى عرضه شده در اين موضوع چندان فزونى يابد كه به جريان يافتن گفتمان سبك زندگى اسلامى در ميان ايمانيان بينجامد.

در اين نوشتار، به كتاب‏شناسى توصيفى و گاه تحليلى شمارى از آثار فراهم آمده در موضوع سبك زندگى اسلامى مى‏پردازيم. معرّفى كتابها را، با توجّه به اهمّيت و بازتاب محتواى آنها در ميان مخاطبان، به تفصيل و گاه با اجمال برگذار كرده‏ايم. نخست به معرفى دو كتاب: »الحيات« و »مفاتيح الحيات« مى‏پردازيم. اگرچه اين دو كتاب، به نام و عنوان سبك زندگى اسلامى نيست; اما محتواى آنها پيوندى آشكار با سبك زندگى اسلامى دارد. از همين رو، و نيز به دليل اهمّيت و چاپهاى متعدّد و شمارگان فراوان به تفصيل معرفى مى‏كنيم.

الحيات، محمّدرضا حكيمى، محمّد حكيمى، على حكيمى، قم: انتشارات دليل ما

اين مجموعه بزرگ، از جمله آثار خواندنى درباره موضوع سبك زندگى اسلامى و زيست مسلمانى و از الگوهاى عرضه عصرى و تمدّنى قرآن و سنّت است.

مؤلّفان »الحيات« كتاب خود را فراخوان و دعوتى به بازنگرى عميق و فراگير در ابعاد هدايت اسلامى دانسته‏اند.

ايشان برآنند كه:

»هدايت اسلامى، شامل تربيت است و سياست... و به خوبى پيداست كه تربيت صحيحِ فردى، بدون سياست صحيحِ اجتماعى، تحقّق پذير نيست; چنان‏كه سياست صحيحِ اجتماعى، بدون تربيت صحيحِ فردى تحقّق پذير نه. و مقصود از سياست، مديريت جامع اجتماعى است كه در برگيرنده همه بُعدهاست: اقتصادى، سياسى، قضايى، ادارى، فرهنگى، آموزشى، دفاعى و... «1

از آن جا كه هدايت )رهنمونى به صراط مستقيم و پيمودن آن( در پيروى از دو ركن پيوسته به هم; يعنى »قرآن و عترت« منحصر است; بنابراين:

»الحيات... يك هدايت طلبى جامع از دو چشمه الهى علم و هدايت است و به تعبير عصرى: استخراج يك جهان‏بينى و جهان شناسى )ايدئولوژى( اسلامى است از دو ركن دين اسلام: قرآن - حديث به صورت مستقيم. «2

اهتمام مؤلّفان الحيات بر آن است كه به فراخور توان خود به معرّفى جامع، درست اسلام و پيراسته از پيرايه‏ها، به صورت برنامه‏اى عملى و عمومى بپردازند و در اين باره، به قدر ميسور، با الهام از تعاليم اسلامى، به قرآن كريم و حديث شريف استناد كنند.

اين امر جز با »تفقّه در دين اسلام«; يعنى شناخت بخشهاى گوناگون دين، به صورت پيوسته و در پيوند با يكديگر و چون مجموعه‏اى يگانه، نه به صورت فصلهايى پراكنده و بخشهاى جدا از هم فراهم نمى‏آيد.

بارى، مؤلّفان كتاب الحيات در خاتمه مقدّمه خود بر جلد نخست، كه آن را در تابستان سال 1358 نگاشته‏اند، از استاد خود: شيخ مجتبى قزوينى، مؤلّف كتاب »بيان الفرقان« ياد كرده‏اند.

ايشان خود را در درك حقايق، علوم و معارف الهى و اسلامى وامدار آن حكيم الهى و كتاب خود را ثمره‏اى از ثمره‏هاى مكتب قرآنى ناب وى دانسته‏اند.

جلد نخست الحيات، از يك مقدّمه و چهار باب فراهم آمده است كه هر باب خود نيز فصولى چندگانه دارد.

عناوين بابهاى چهارگانه آن عبارت است از:

1. شناخت و اصالت آن )شناخت; يعنى آن‏چه هر انسانِ بهره‏مند از فطرتى سليم، آن را مى‏جويد. (

2. عقيده و ايمان )عقيده و ايمان به خداوند سبحان كه از طريق معرفت به دست مى‏آيد. (

3. عمل )كه ره‏آورد ايمان درست است. (

4. امتيازهاى جهان‏بينى الهى )معرفت، ايمان و عمل به تكاليف فردى و اجتماعى از سوى انسان مؤمن جهان‏بينى‏اى براى او فراهم مى‏آورد كه داراى امتيازاتى است. (

جلد دوّم الحيات نيز داراى شش باب است:

5. اصول كلّى رسالت پيامبران )ايمانيان خود را به هدايت و رهنمونى پيامبران الهى نيازمند مى‏دانند. (

6. قرآن )معجزه و كتاب آخرين پيامبر الهى كه در آن، هر چه در تأمين سعادت دنيا و آخرت انسان دخالت دارد، فراهم آمده است. (

7. رهبران راستين )امامان معصوم )ع( در هدايت مؤمنان نقشى شايسته دارند. (

8. عالمان دين )سلسله رهبران راستين در روزگار غيبت معصوم )ع( به عالمان ربّانى دين مى‏رسد. (

9. ولايت و حكومت )تحقّق آرمانهاى جامعه دينى در گرو در اختيار داشتن ابزار و قدرت اجرايى است. (

10. تكاليف و مسؤوليتهاى حاكم اسلامى

باب يازدهم و دوازدهم الحيات، با عناوين: مدخلى بر خطوط كلّى بحث اقتصاد اسلامى، مدخلى بر اصول كلّى بحث اقتصاد اسلامى در جلدهاى سوم، چهارم، پنجم و ششم آن آمده است.

و امّا:

»درباره دوره دوّم الحيات، جلد هفتم تا دوازدهم، يادآورى اين نكته لازم است كه اين دوره ويژه انسان است; اگرچه همه مجلّدات الحيات چنين روشى را برگزيده است; ليكن اين جلدها ويژگى بيش‏ترى به انسان و مسائل انسانى دارد و احوال انسان، جامعه انسانى، تربيت، اخلاق، خانواده، سير و سلوك شرعى و اصول رياضت وتربيت نفس و سرانجام مقام عرفانى انسان را ارزيابى مى‏كند و در پرتو تعاليم وحى‏نامه قرآن كريم و تعاليم پيامبر اكرم )ص( و امامان معصوم )ع( و با استناد به متون اصلى، حقايق جاودانى را در دسترس قرار مى‏دهد. «3

يادآور مى‏شويم كه آخرين جلد انتشار يافته از كتاب الحيات، جلد يازدهم آن است كه در زمستان سال 1393 و از سوى انتشارات دليل ما منتشر شده است.

مفاتيح الحياة، آيت الله جوادى آملى، قم: مركز نشر إسراء، چاپ نهم، 776  1391 صفحه.

اين كتاب نخستين بار بهار 1391 چاپ شده است، و ويراست دوّم آن در زمستان 1393 به چاپ يكصد و هفتاد و پنجم رسيده است.

استاد جوادى آملى، با اشرافى كم نظير بر منابع وحيانى و بهره‏ورى از كتاب، سنّت و عقل برهانى و به مدد ژرف انديشى ويژه خود بر آن شد كه:

»همان طور كه بزرگ محدّث روزگار ما، جناب حاج شيخ عبّاس قمى، با اثر ماندگار و سودمندش; يعنى مفاتيح الجنان راه سلوك بندگان و ارتباط انسان با خدا را از طريق انجام دادن اعمال عبادى، در سه بخش: نماز، دعا و زيارات و بهره‏مندى از ثواب و پاداش آنها هموار كرد، كتاب ديگر لازم است كه جلد دوّم و كامل كننده آن باشد و شؤون دنيايى، بويژه امور اجتماعى بندگان را نيز با همان رويكرد، با آموزه‏هاى وَحيانى مرتبط سازد تا آدمى در زندگى خود از اين برنامه‏هاى الهى بهره‏مند گردد و از آثار آن، هم در دنيا و هم در عُقبى، سود ببرد.

از اين رو، اين كتاب، مفاتيح الحيات نام يافت. «4

اين اثر را اصولى پانزده‏گانه سامان مى‏بخشند كه استاد جوادى آملى پاره‏اى از آن اصول را در مقدّمه كتاب بيان كرده است.

وى در اصل هشتم، چنين نگاشته است:

»اسلام، كه جهان شمولى خود را با دو اصل كلّيت و دوام; يعنى همگانى و هميشگى بودن خويش اعلام داشت، كيفيت تعامل صحيح بشر با يكديگر و نيز با زمان و زمين و سپهر، همانند چگونگى رفتار و گفتار و كردار با ساحت فراطبيعت را به خوبى بيان كرده است. «5

در جهانِ انسانِ متمدّن، كه تمدّن‏اش در آيينه تديّن ظهور دارد، و در مرحله چهارم سلوك حق مدار خود در مسير إلى الله; يعنى »سفر مِنَ الخلق إلى الخلق بالحقّ«، هيچ موجودى مرده و بى روح نيست.

»بنابراين پيام كتاب مفاتيح الحيات تنها گشودن راه زندگى متمدّنانه و متدّينانه بشر نيست; بلكه باز كردن راز مُهر شده كيفيت زندگى هر چيزى است كه از هستى سهمى دارد. «6

اين كتاب، در بخشهاى پنج‏گانه خود، كه هركدام فصولى چندگانه دارند، به تعامل انسان با: خود، همنوعان، نظام اسلامى، حيوان و خلقت زيست محيطى مى‏پردازد و با خاتمه فرجام مى‏يابد.

سامان دهى كتاب »مفاتيح الحيات«، چنان كه ناشر آن در مقدّمه بازگفته است، در همه مراحل و فرآيندهاى فراهم آمدن آن; يعنى طرح، تخريج آيات و روايات، تحقيق و تنظيم، رفع شُبهات و جمع ميان روايات متعارض و بازخوانى نهايى متن، با »هدايت و اشراف« استاد جوادى آملى بوده است.

همه اين اثر، پس از تكميل متن، به رؤيت و قراءت مؤلّف رسيده و وى نكته‏هاى لازم را نيز بر آن افزوده است.

از آن‏جا كه اين كتاب مشحون از احاديث نبوى )ص( و روايات معصومان )ع( است; امّا تبيين اين امر، با همه اهميت، جايى در ميان اصول پانزده‏گانه استاد جوادى آملى پيدا نكرده است.

استاد جوادى آملى، در اصول پانزده‏گانه كتاب خود، از مبانى و ملاكهاى حجّيت و اعتبار احاديث و رواياتِ نقل شده، سخنى نگفته است; اگرچه در سخن ناشر آمده است:

»اغلب روايات اين اثر معتبرند و برخى از آنها بر مبناى تسامح در ادلّه سُنن مورد استفاده قرار گرفته‏اند; در همان حال از آوردن نقلهايى كه با اصول عقلى و نقلى معارف اسلامى هماهنگ نيست، پرهيز شده است. «7

درنگ ديگر آن كه، كتاب در زمينه كاوشهاى فقه الحديثى و نقد حديث وِزان شايسته‏اى ندارد.

برطرف كردن ابهامهاى موجود در روايات نقل شده، به دست دادن مداليل تفصيلى روايات )فقه الحديث( و اهتمام به پالايش روايات موجود در باب، با نقد رواياتى كه به اضطراب و ركاكت )معيارهاى نقد درونى متن( مبتلا هستند، يا به مخالفت با قرآن، سنّت قطعى و عقل )معيارهاى نقد بيرونى متن(، بر اعتبار علمى اين كتاب خواهد افزود.

در خاتمه كتاب، از سنّتهاى: نوروز، چهارشنبه سورى، شب يلدا و فال ياد شده است. چون اين موضوعات روزآمد و ناظر به فرهنگ ايرانى است و اكنون نيز در جامعه ما رواج دارد، به ديدگاه‏هاى كتاب ياد شده توجّهى افزون‏تر مى‏كنيم.

استاد جوادى آملى، با صرف نظر از بررسى سند روايات مربوط به نوروز، بر آن است كه:

»به نظر مى‏رسد ردّ و تأييد ]نوروز[ در... روايات به لحاظ رسمهاى ناپسند و پسنديده نوروز باشد; يعنى روايت نفى درباره سنّتهاى نادرست آن باشد و روايت تأييد، سنّتهاى خوب آن را تأييد مى‏كند. «8

و البتّه اين احتمال را بيان كرده است كه:

»روايت تأييد... به جهت نزديك بودن اين روز با حادثه غدير و ولايت حضرت اميرمؤمنان، سلام الله عليه، باشد; چرا كه بر اساس برخى محاسبات رياضى و نجومى، جريان غدير در سال دهم هجرت در روز 27 اسفند ماه بوده است.

پيامبر اكرم )ص( نيز تا سه روز جهت بيعت گرفتن در سرزمين غدير درنگ فرمودند. پس نوروز سال دهم هجرى، همزمان با غدير بود. «9

مؤلّف درباره چهارشنبه سورى، بر اين نظر است كه:

»در هيچ يك از متون باقى مانده پيش از اسلام، اشاره‏اى به جشن چهارشنبه سورى نشده است. در اوستا، كتيبه‏هاى عيلامى، هخامنشى، اشكانى و ساسانى و نيز در متون پهلوى و حتى در روايتهاى مورخان يونانى درباره ايران و جشن چهارشنبه سورى نيز مستند و سخنى در دست نيست... . نخستين و كهن‏ترين كتابى كه در آن به آتش افروزى ]ايرانيان[ در جشن چهارشنبه سورى اشاره شده، كتاب تاريخ بخارا ]مزارات بخارا[ نگاشته ابوبكر محمّد بن جعفر نَرشَخى )م: 358 ق( است.

در اين كتاب، كه به نام مزارات بخارا نيز شناخته مى‏شود آمده است كه وقتى امير منصور بن نوح سامانى«، در ماه شوّال 350 قمرى به ملك نشست، دستور داد كه هنوز سال تمام نشده، در شب چهارشنبه چنانكه عادت قديم است، آتش عظيم برافروختند. «10

استاد جوادى آملى، بر اين نظر است كه:

»آتش افروختن، جَستن از روى آن، شادى كردن كنار آن، ترقّه زدن و منفجر كردن مواد منفجره در چهارشنبه آخر سال، نه برهان عقلى دارد، نه دليل نقلى و نه منفعت ملى و جز خرافه و در مواردى زيان بارى غيرقابل جبران، چيز ديگرى نيست... ]و نيز[ »سنّت سيّئه و ظلم به فرهنگ مردم بزرگ ايران است و نه تنها مبناى عقلى و نقلى ندارد; بلكه برخلاف نظم و امنيت و آسايش افراد و همنوعان است و آزادى آنان را سلب مى‏كند و آسيب‏ها و تلفات فراوان در پى دارد. «11

استاد درباره واژه »يلدا« ابتدا، به ريشه يابى مى‏پردازد و آن گاه از سنتها و آداب آن شب سخن مى‏گويد و اين كه مناسب است چگونه اين شب سپرى شود. در باب واژه يلدا، با استفاده از لغت نامه دهخدا مى‏نويسد:

»اين واژه، سريانى و به معناى ميلاد است و چون شب يلدا را با تولد حضرت مسيح)ع( تطبيق مى‏كردند، آن را به اين نام خوانده‏اند. چون ايرانيان اين شب را، شب تولد ميترا )مهر( مى‏دانسته‏اند، آن را با تلفظ سريانى‏اش پذيرفته‏اند. و در واقع يلدا با نوئل (leon) اروپايى كه در 25 دسامبر، تثبيت شده، معادل است، بنابراين نوئل اروپايى همان شب يلدا، يا شب چلّه ايرانى است. «

در شب يلدا، كه از آداب و سنّتهاى آن شب نشينى، ديدار با خويشان و دوستان، قصّه‏گويى پيرترها، رفتن به خانه بزرگ‏ترها، خواندن اشعار شاعرانى چون حافظ و فردوسى و فال زدن به ديوان حافظ و... است،

»مناسب است مؤمنان در چنين فرصتهايى با زواياى زندگى و سيره معصومان، سلام الله عليهم، در جهت رشد و كمال علمى و معنوى آشنا شوند. «12

فال، يكى از سنّتهاى مرسوم و به معناى اطّلاع دادن از آينده و آگاهى از حوادث خوب يا بد از راه شنيده‏ها و ديده‏هاست.

استاد مى‏نويسد:

»آن‏چه امروز درباره فال و فالگيرى مرسوم است، يك نوع تنبُّؤ و تكهُّن )پيش‏گويى، غيب‏گويى( است كه در اسلام براى افراد عادى ممنوع و حرام است و پذيرفتنى نيست; ولى تفأُّل )فال نيك گرفتن( در برابر تطيُّر )فال بد زدن( در اسلام پذيرفته شده است. « درباره پيامبر خدا )ص( نقل شده است كه:

»... آن حضرت برخى امور را به فال نيك مى‏گرفت; از جمله در واقعه حديبيه، نام سهيل بن عمرو را كه شنيد، به تناسب هم خانواده بودن دو واژه سهيل و سهل )آسان( آن را به فال نيك گرفت و به صلح حديبيه انجاميد و واقعه، فرجام نيك يافت.«13

مهارتهاى زندگى از منظر اسلام )با رويكرد خانواده(، على قائمى، تهران: اميركبير، چاپ اوّل، 264  1393 صفحه.

در اين اثر، سخن از مهارتهاى زندگى از ديدگاه اسلام و از نگاه صاحب نظران غير مسلمان، با تأكيد بر حقوق خانواده است.

مهارت:

»ورزيدگى در يك كار و عمل است و مفهوم ورزيدگى اين است كه فردى، رفتار، كردار و يا گفتار خود را تندتر و با اشتباه كم‏تر انجام دهد. «14

و زندگى:

»عبارت است از مجموعه حالات، حركات، اتّخاذ مواضع، گفتار و كردار انديشيده‏اى كه آدمى در گذران اوقات روزانه، ماهانه و سالانه‏اش از خود بروز مى‏دهد و براى هر يك از موارد فوق، هدف، برنامه و راه و روشى وجود دارد كه براى افراد مختلف در سنين و شرايط گوناگون، متفاوت است. «15

كتاب مهارتهاى زندگى از منظر اسلام در هفت بخش فراهم آمده است:

بخش نخست آن، كه مفاهيم لغات و بررسيها نام دارد، داراى چهار فصل است: كليد واژه‏ها، نظرات درباره زندگى، در چرايى نظر اسلام ]درباره زندگى[ و ضرورت مهارت دارى در آن.

در بخش دوّم، دين و منافع آن، در دوازده فصل، بررسى مى‏شود: دين و كاركرد آن، مباحث و موضوعات دين، منابع دين، شروط ديندارى موفّق، مباحث دين در رابطه با جنبه‏هاى جسمانى، غريزى، ذهنى، عاطفى، روانى، بُعد عالى رشد، معنوى )رابطه خدا و پديده‏ها( و مهارت دارى در رابطه با خدا.

در بخش سوم كتاب، عنوان مهارتها در جنبه جمعى حيات، در فصولى چهارگانه: مهارتهاى اجتماعى در جنبه‏هاى فرهنگى، اقتصادى و سياسى بيان شده است.

در بخش چهارم كتاب، از رابطه دين با اخلاق و حقوق، سخن به ميان آمده است.

در فصولى سه گانه نخست، رابطه دين با اخلاق، رابطه دين با حقوق، بحث شده و در فصل پايانى اين بخش، پاره‏اى از ضمانتهاى اجرايى اسلام، در قوانين و مقررات جامعه، بازگو شده است.

در اين بررسى، آگاهى از فوايد قوانين و مقرّرات، ايمان، ملاحظات دينى، ملاحظات اجتماعى، دلگرمى يا ايمان و اعتقاد به وعده‏هاى الهى، بهره‏مندى از وجدانى زنده و بيدار، برخوردارى از فطرت الهى پاك و بيدار، از ضمانتهاى اجرايى قوانين و مقرّرات در جامعه به شمار آمده است.

در بخش پنجم كتاب، نقش دين در روابط زوجين بازتاب يافته است.

در فصول پنج‏گانه اين بخش، از تعريف خانواده و اهمّيت آن، مقاصد و شرايط تشكيل خانواده، حقوق مشترك زوجين، مطالبات زنان و حقوق شوهران، به شرح، سخن گفته شده است.

و در بخش ششم، حقوق و رعايتها، در سه فصل: حقوق فرزندان، حقوق والدين و پاره‏اى از رعايتها.

بارى، بخش پايانى كتاب; يعنى بخش هفتم آن، كه تداوم حيات خانواده و فرجام آن نام دارد، به آسيب شناسى خانواده، عوامل تداوم آن و مسأله جدايى و طلاق اختصاص دارد.

بخشى از عوامل مهم‏تر در تداوم خانواده از نگاه نويسنده، عبارت است از:

ايمان دارى، اخلاق، فضاى امن )فضايى پاك و سالم و دعوت كننده به سلامت و شرافت(، دلجويى و همدردى، قدردانى و تشكّر، سازگارى با خويشان، فراهم سازى موجبات لذّت، آسايش و سُرور، تحمّل يكديگر، امانت‏دارى، پرهيز از توقّعات بسيار، اعلام جنبه‏هاى اخلاقى به زبان و عمل، تهيُّؤ )آمادگى( براى زناشويى و به دست آوردن رضايت همسر در اين باره، زيبايى و آراستگى، يادآورى خاطره‏هاى شيرين زندگى، اعلام خرسندى و رضايت از ازدواج، هشيارى در دوران حمل و اعلام خرسندى و سرافرازى از باردار بودن همسر، تكيه كردن بر جمال معنوى و ارتباط با خدا، مجاهده با نفس و در گذشتن از عيبهاى يكديگر و بيرون راندن كينه از دل.

نويسنده، داراى درجه دكتراى علوم تربيتى از دانشگاه سوربُن پاريس )فرانسه( و دانش آموخته دوره دكتراى جامعه شناسى مذهبى از دانشگاه ياد شده است.

وى، حدود دويست اثر تأليفى در زمينه تربيت، خانواده، اسلام شناسى و مسائل دنياى اسلام دارد كه مهم‏ترين آنها دوره‏اى با عنوان اصول و مبانى نظام تربيتى اسلام در صد وسى جلد است كه جلد نود و پنجم آن را در دست نگارش دارد.

كتاب مهارتهاى زندگى از منظر اسلام )با رويكرد خانواده(، كتابى است خوشخوان كه به اختصار، مطالب فراوانى را با خوانندگان در ميان مى‏نهد و در عين حال، راه را بر خواستاران و پى‏جويان تفصيل گشوده مى‏دارد.

مؤلّف، به مدد برخوردارى از تجارب و پيشيينه پنجاه و شش سال تدريس مستمر و نگارش ده‏ها اثر تربيتى، با بيانى پيراسته و بهره‏مند از سبكى ويژه، كتاب خود را نگاشته است.

سبك زندگى )فرهنگنامه كاربردى مهارتهاى رفتارى و اجتماعى(، دكتر محمّد دشتى نيشابورى، مشهد: نشر بشكوه، چاپ اوّل، 660  1392 صفحه.

در اين فرهنگ، مطالب بر پايه ترتيب الفبايى سامان يافته است و ديگر آن كه موضوع در همه مطالب آن ملاحظه شده است.

نويسنده در تعريف فرهنگ مى‏نويسد:

»انديشه‏ها، آداب، رسوم، معارف، رفتارهاى پسنديده و كنش و واكنشهايى كه زندگى را خوش‏تر و آرام‏تر مى‏سازد و انسانها را به سوى سعادت و آسايش بيش‏تر سوق مى‏دهد و آنان را شايسته گفت‏وگو و انس پايدار با معبود كريم مى‏كند. «16

در اين اثر كوشيده شده است تا مخاطبان به خواصّ يا عوام، محدود نشوند و همگان، به فراخور درك و دانش خود، از مطالب آن بهره‏مند گردند.

اين فرهنگ موضوعى، داراى 600، مدخل در زمينه اخلاق، آداب و سُنن و مهارتهاى زندگى است.

مدخلهاى فرهنگ، كه با »آداب معاشرت - آموزش« آغاز و با »يلدا« پايان يافته و عنوان انگليسى هر كدام ذكر شده، بسيط و به طور غالب دو بخشى است كه »يا رابطه اصلى و فرعى دارند يا يكى مصداق ديگرى است و يا اگر معكوس شوند، رابطه اضافى بينشان برقرار خواهد شد. «17

نويسنده، انگيزه اصلى خود را در تدوين اين فرهنگ، احساس عميق نسبت به ادب و اخلاق دانسته است. وى بر اين نظر است كه:

»انسان قرن بيست و يكم، به فضايل اخلاقى و آداب انسانى بسيار نيازمند است... ما هم به اخلاق محتاجيم و هم به آداب و هم به يادگيرى بسيارى از مهارتهاى فردى و اجتماعى، تا بتوانيم به سوى آرمانهاى والايى كه در پيش داريم، بهتر و استوارتر گام برداريم. بشر امروز به جايى رسيده است كه به جاى خداوند، بتهايى از جنس علوم زمانه را مى‏پرستد... پيوسته گرفتار عقل ابزارى و منفعت‏انديش خويش است، خود و تمدّن‏اش را در تناقضهاى بى‏شمارى غرق كرده و با سرعتى شگفت‏آور، هويت اصيل انسانى و فطرت پاك الهى‏اش را در معرض سخت‏ترين بيماريهاى كشنده و بى‏درمان قرار داده است. بشر متكبّر امروز در هدف‏ها، انگيزه‏ها، انديشه‏ها و روشها، به كلّى ديگرگون شده است، با تكيه بر پندارهاى خويش مى‏كوشد به عالَم غيب پشت كند و سَرِ ايمان و عشق برين را در پيشگاه عقل زمينى خويش بِبُرد و انسانيت برآمده از تلاش پيامبران و اولياى برتر خداوند را در گردابها و باتلاقهاى پديد آمده از تمدّنى كر و كور و بى‏شعور، به دست نابودى سپارد. او به خيال خام خويش مى‏خواهد لباس اسطوره بر تن انسانيت بپوشاند و به موزه تاريخ‏اش بسپارد. «18

نويسنده، تواناييهاى اخلاقى ايرانيان را بسيار اندك مى‏داند و يادآور مى‏شود كه در اين باره كارنامه خوبى ندارند.

از اين روى، تاكيد مى‏ورزد كه بايد به مدد خداوند سبحان و با همّت و پشتكار، بنايى نو، بنياد نهاده شود و اين كار در سه مرحله و با سه گام به انجام مى‏رسد:

در گام نخست، آراسته سازى خود، به بهترين زيورهاى عقلانى، اخلاقى و ايمانى.

در گام دوّم، نهادينه سازى اصول و مهارتهاى اخلاقى در سطحى گسترده از رفتارهاى فردى و اجتماعى.

»به عبارت ديگر، در مرحله دوّم ما به يك جهاد عظيم ملّى براى نهادينه كردن و عموميت بخشى اصول اخلاقى و آداب اجتماعى در سراسر جامعه، بخصوص در بخش مرتبط با دولت و حكومت نيازمنديم. «19

و در اين باره، به نقش رسانه‏ها در هدايت حركت عمومى جامعه به سوى هدفهاى برنامه‏ريزى شده توجّه داده شده است:

»رسانه‏هايى كه در نقدِ اخلاقى اصحاب قدرت از آزادى عمل شايسته‏اى برخوردار باشند; چرا كه بداخلاقى‏هاى بزرگ، كه سرچشمه ديگر رذايل‏اند، هميشه از كانونهاى دانش، قدرت و ثروت كه دست توسّل بر داشته‏هاى خويش مى‏زنند، نشأت مى‏گيرد. «20

به نظر نويسنده، پس از فراهم آمدن توفيق نسبى مطلوب در دو گام پيشين، آن گاه مى‏توان براى ترويج فرهنگ و آداب شايسته خود، به تلاش برخاست.

نويسنده اميدوار است كه جاى خالى اثرش در همه كتابخانه‏ها و منازل ايرانيان فرزانه و فرهيخته پُر شود و مجموعه‏اى منظّم و كاربردى پديد آورد كه گره گشاى مسائل همه مشتاقان اخلاق، آداب و سُنَن و مهارتهاى زندگى باشد.

تابان‏تر شدن چراغ كم فروغ »ارتباط گفتارى خانواده«، با محور بحث و گفت‏وگو قرار گرفتن بخشهاى بسيار اين كتاب، از اميدهاى ديگر مؤلّف است.

دين و سبك زندگى )مطالعه موردى شركت كنندگان در جلسات مذهبى(، دكتر محمّد سعيد مهدوى كنى، تهران: دانشگاه امام صادق )ع(، چاپ دوّم، 472  1387صفحه.

كتاب در پى پاسخ گويى به اين پرسشهاست: چگونه دين در شرايط گذار يك جامعه سنّتى به جامعه‏اى مدرن بازتوليد مى‏شود و چگونه با تغيير شيوه‏هاى زندگى، قالبها و ابزار آن از يك سو و تحوّل يافتن روابط، نهادها و ساختهاى اجتماعى از سويى ديگر، همچنان هويت دينى افراد شكل مى‏گيرد و تداوم مى‏يابد؟

نويسنده، گرچه به دو سويه بودن رابطه )تعامل( دين و سبك زندگى عقيده دارد; امّا رابطه دين با سبك زندگى را پى جُسته است.

در رابطه دين با سبك زندگى نيز، معناى كلّى هر دو را در نظر دارد و پژوهش خود را تدوين مقدّمه‏اى نظرى، روشى و كاربردى براى طرح ديدگاه‏هاى اسلامى، در اين باره مى‏داند.

و با درخور طرح و برّرسى دانستن تعامل دين با سبك زندگى در حوزه‏هاى دانشى مختلف، پژوهش خود را بر محور انسان شناسى - جامعه شناسى استوار ساخته است.

اين اثر در دو بخش تدوين شده است.

بخش اوّل به مباحث نظرى اختصاص دارد و در سه فصل ارائه شده است.

در فصل اوّل، با نام مفهوم شناسى، در قسمت نخست آن تعريفهاى گوناگون دين، دسته بندى، بررسى و نقد شده است.

در قسمت دوّم، تلاش شده است تا تعريفى دقيق از سبك زندگى و مؤلّفه‏هاى آن، فراديد خوانندگان گذارده شود و پيوند مفهوم سبك زندگى، با مفهوم سليقه تبيين گردد.

در فصل دوّم، ديدگاه‏هاى محقّقان علوم اجتماعى، درباره سبك زندگى بيان و پيوند اين ديدگاه‏ها، با مبانى فكرى آنان، بازگو شده است.

در فصل سوم كتاب، به پرسشهاى زير، پاسخ داده شده است:

1. آيا سبك زندگى هر فرد يا گروه مى‏تواند متأثّر از دين )يا فرهنگ دينى يا مؤلّفه‏هاى دينى موجود در يك فرهنگ( باشد؟

2. دين چه تأثيرى بر سبك زندگى و مؤلّفه‏هاى آن مى‏گذارد؟

3. دين چگونه و طى چه فرآيندى بر سبك زندگى تأثير مى‏گذارد؟

4. چگونه و با چه روشى مى‏توان تأثير گذارى دين را بر سبك زندگى مطالعه كرد؟21

پاسخ پرسش نخست:

1. مرور ادبيات رابطه دين با سبك زندگى در علوم اجتماعى نشان داد به لحاظ تجربى سبكهاى زندگى در گذشته و حال از دين تأثير پذيرفته‏اند و... به لحاظ نظرى و منطقى اين رابطه )تأثير و تأثّر( امكان پذير است.22

»طبيعى است پاسخ اين سؤال موردى است; به عبارتى بايد سؤال كرد اين دين خاص بر اين سبك]هاى[ زندگى چه تأثيرى گذاشته است23؟»

و پاسخ پرسش دوم:

2. »احتمالا كسى با اين نظر مخالف نباشد كه اوّل، جهت‏گيرى فرآيند اثر بخشى دين بر سبك زندگى در بالاترين سطح، جهت‏دهى آن به سوى اهداف غايى دين است... و حدّاقلِ اين تأثير تجلّى وجوه يا بخشهايى از آموزه‏ها و نمادهاى دينى به عنوان مؤلّفه‏هاى سبك زندگى است و دوّم... غلبه )گفتمان يا فرهنگ( دين معينى مى‏تواند وحدت نسبى در سبكهاى زندگى يك جامعه ايجاد كند و در مقابل، تكثّر آن مى‏تواند تكثّر سبكهاى زندگى را باعث شود. «24

پاسخ پرسش سوم:

3. »با مبنى قرار دادن فرآيند شكل گيرى سبك زندگى، اگرچه دين در مرحله شكل‏دهى به تمايلات و ترجيحات مورد توجّه قرار مى‏گيرد )و اين توجّه هم بجاست(; ولى پاره‏اى تحقيقات و امكان سنجيها، نشان داد كه دين مى‏تواند در كلّيه مراحل فرآيند شكل‏گيرى سبك زندگى تأثير مستقيم يا با واسطه )زمينه سازى( داشته باشد... دليل امكان حضور دين هم روشن است; دين يك امر فراگير فرهنگى - اجتماعى است و مى‏تواند به نوعى در هر امر و فرآيند فرهنگى - اجتماعى و از جمله سبك زندگى به طور مستقيم يا غير مستقيم تأثيرگذار باشد. «25

پاسخ پرسش چهارم:

4. »روش: مطالعه موردى يكى از جلسات مذهبى.

اوّل، با استخراج آموزه‏هاى دينى مبلّغ در جلسه مورد نظر.

دوّم، برّرسى ارتباط ميان آموزه‏هاى دينى مذكور با ترجيحات افراد.

سوم، كشف الگو يا سبك زندگى مشخّصى متناسب با آموزه‏هاى دينى بيان شده. «26

در بخش نخست فصلِ سوم، با نام »رابطه دين و سبك زندگى«، نخست، پيشينه پژوهشهاى سامان يافته درباره تعاملات دين و سبك زندگى مرور شده و آن گاه محدوده‏اى كه مى‏توان در آن، رابطه دين با سبك زندگى را مطالعه كرد، تعيين گرديده است.

امّا بخش دوّمِ فصل سوم، با هدف كاربردى كردن مباحث نظرى بخشِ اوّل، به »مطالعه موردى« اختصاص دارد.

در اين مطالعه موردى، روابط آموزه‏هاى مذهبى شركت‏كنندگان در يكى از جلسات مذهبى، با سبك زندگى آنان بررسى شده است.

در فصل چهارم، با ارائه تعريفى از جلسه‏هاى مذهبى، به ريشه و پيشينه تاريخى آنها پرداخته شده است.

و فصل پنجم كتاب، دربردارنده كلّيات و مباحث زمينه‏اى مطالعه موردى است.

اين كتاب با فصل ششم، كه در آن رابطه آموزه‏هاى دينى و سبك زندگى شركت كنندگان در جلسه‏هاى مذهبى ياد شده از راه بررسى نتايج، نتيجه‏هايى به دست آمده در قالب مصاحبه و پرسشنامه، تحليل شده است، خاتمه يافته است.

سبك زندگى )زمينه‏هاى پذيرش آداب(، دكتر على حسين زاده، قم: مؤسّسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، چاپ اوّل، 288  1393صفحه.

آن چه در فصل نخست كتاب ارائه گرديده، عبارت است از: تحليل واژگانى »ادب« تعريف آن: »كيفيت رفتار و صورت نيكوى رفتار« و فرق اخلاق و آداب:

»گزاره‏هاى حاكى از رفتارهاى ارزشى فرازمانى و فرامكانى، ناظر به اخلاق و گزاره‏هاى حاكى از رفتارهاى ارزشى زمان‏مند و مكان‏مند، ناظر به آداب هستند. «27

امّا سبك زندگى از ديدگاه نويسنده بر »هيئت تركيبى آداب و آداب رفتارى برگزيده يك جامعه« اطلاق مى‏شود:

»يعنى رفتارهاى ساده و جلوه‏هاى ظاهرى ما وقتى به صورت يك پارچه در نظر گرفته مى‏شود، سبك زندگى ما را رقم مى‏زند.

الگوى مصرف، معاشرت، لباس پوشيدن، حرف زدن، تفريح، گذراندن اوقات فراغت، آرايش ظاهرى، طرز خوراك، معمارى شهر و بازار، دكوراسيون منزل و امثال آن، در يك بسته كامل از سبك زندگى ما قرار دارند. اين جلوه‏هاى رفتارى، ظهور خارجى شخصيت ما در محيط زندگى و نشانى از عقايد، باورها، ارزشها و علاقه‏هاى ما هستند و تركيب آنها شخصيت فردى و اجتماعى‏مان را نشان مى‏دهد. «28

در تبديل شدن مجموعه عناصر زندگى به سبك زندگى به حدّ نصابِ انسجام رسيدن آنها و وجود همخوانى و تناسب ميان آنها ملاحظه مى‏شود; يعنى بايد ميان نظام ارتباطى با نظام معيشتى، نظام اعتقادى، نظام فرهنگى و نظام مصرف زندگى تناسب برقرار باشد.

از آن‏جا كه بيش‏تر رفتارهاى ارزشى پديد آورنده سبك زندگى اختيارى‏اند، سبك زندگى از قابليت ايجاد و نيز تغيير برخوردار است; گو اين كه ممكن است پاره‏اى از شرايط اجتماعى حاكم، تغييرو تحوّل در سبك زندگى را با دشوارى فراوان روبه‏رو سازد.

بارى، سبك زندگى هم شخصيت فردى و هم هويت اجتماعى را فراهم مى‏سازد.

در فصل دوّم اثر، اركان اصلى هويت اجتماعى جامعه و مايه‏هاى تفاوت جوامع مختلف; يعنى باورها، ارزشها و سبك زندگى آنها بيان مى‏گردد. آشكارترين لايه هويت هر جامعه، سبك زندگى و بيان‏گر سبك زندگى، آداب، دانسته شده است.

نويسنده، با توجّه دادن به سبك زندگى جوامع اسلامى، بر اين نظر است كه:

»بى توجّهى به سبك زندگى ممكن است به باورها و ارزشهاى دينى آسيب بزند. وقتى مردم نتوانند ميان شيوه زندگى خود و باورها و ارزشهاى‏شان ارتباط برقرار كنند، پس از مدّتى ممكن است از باورها و ارزشهاى خود دست بردارند و آنها را ناكارآمد تلقّى كنند و حتّى باورها و ارزشهاى اسلامى را زير سؤال ببرند و به پندار خود آنها را متعلّق به گذشته و جوامع غير پيشرفته بدانند.«29

و با توجه به »نقش بيانى« آداب اسلامى در سبك زندگى اسلامى، فصل دوّم كتاب، به رابطه ميان مسلمانى و آداب اسلامى اختصاص داده شده است.

از آن‏جا كه شيوه الگويى از اثر گذارترين شيوه تربيتى است، در اين فصل، با هدف فراهم آمدن آشنايى درست با مفهوم ادب، از طريق معرّفى الگوهاى رفتارى شايسته، به تحليل الگوى رفتارى پيامبران وارسته الهى: نوح)ع(، ابراهيم)ع(، موسى)ع(، عيسى)ع(، پيامبر اعظم )ص( و شمارى از معصومان)ع( - اميرالمؤمنين)ع(، امام صادق)ع( - پرداخته شده است.

زمينه‏هاى پذيرش آداب، عنوان فرعى كتاب را تشكيل مى‏دهد.

هم از اين رو، در فصل سوم، چهارم، پنجم و ششم كتاب، به ترتيب از نقش عقل، اعتقادات، آموزش و معاشرت و همنشينى در پذيرش آداب سخن به ميان آمده است.

در فصل سوم كتاب، كه به »نقش عقل در پذيرش آداب« اختصاص دارد، آمده است:

»آيين اسلام عقل و تزكيه را با يكديگر مرتبط و تعليم و تربيت دينى را به روحيه تعقّل و استفاده مناسب از آن وابسته دانسته است. «30

ه:

»عقل محور نيكيهاست. چنان‏كه انسان آن را داشته و در عمل بدان پاى‏بند باشد، ديگر خوبيها، به تبع آن پديد مى‏آيد. «31

در ادامه اين فصل، مدارا در رفتار و معاشرت خير، رفتارهاى متواضعانه، ايمنى ديگران از شرّ، احساس خوشبختى و آرامش، از مهم‏ترين كاركردهاى عقل در حوزه رفتار برشمرده شده است.

در فصل چهارم كتاب به »نقش اعتقادات در پذيرش آداب« پرداخته مى‏شود.

در اين فصل به روشنى بيان مى‏شود كه اعتقاد به: اقسام توحيد الهى درعالَم هستى، جايگاه ويژه انسان در عالَم خلقت، عامل خوشبختى انسان )قرب الهى(، محور بودن اعتدال در زندگى اجتماعى )دنيا نه جاى خوش گذرانى و لذّت جويى، بلكه مزرعه آخرت و محل آزمايش است(، رابطه ميان ظاهر و باطن انسان و تأثير و تأثّر متقابل ظاهر و باطن آدمى، تأثير وراثت و فرهنگ خانواده )تأثير تقوا و اخلاق در اصالت خانواده(، تقدّس رفتارها حتّى در اوقات فراغت، بزرگ شمردن و حفظ حريم ميان نامحرمان در محيط اجتماعى، محور بودن آخرت و وابسته و دل‏بسته دنيا نشدن در انتخاب نوع و رفتار انسان سخت تأثير گذار است.

در فصل پنجم »نقش آموزش در پذيرش آداب« مورد بحث قرار گرفته است.

پرورش انسانها در گرو تعليم و تعلّم است و تعالى علمى زمينه را براى پذيرش آداب از سوى دانش پژوهان هموار مى‏سازد.

آموزش از ضرورى‏ترين عوامل ترغيب به پاى‏بندى به آداب در زندگى انسانهاست.

ميان دانش و احساس مسؤوليت پيوند برقرار است و در اصل، علم مسؤوليت آور است.

چنانچه آثار و كاركردهاى التزام به آداب و رعايت آنها تبيين گردد و حكمت آنها بيان شود، آمادگى مخاطب در پذيرش آنها افزون‏تر مى‏شود.

هم از اين رو، در آموزه‏هاى قرآن و عترت، اين اسلوب در آموزش به كار گرفته شده است.

در فصل ششم كتاب، نقش معاشرت و همنشينى در پذيرش آداب به بوته بررسى گذارده شده است.

با نقش آفرينى معاشرت در زندگى، كه شمارى آن را از اصلى‏ترين نيازهاى روحى و روانى انسان دانسته‏اند، فضائل و رذايل نمود مى‏يابند.

»بسيارى از فضايل و رذايل اخلاقى در فضاى ارتباطات ظهور مى‏يابد; فضايلى چون تعليم و تعلّم، عدالت و انصاف و رذايلى چون تكبّر، ريا و غيبت در فضاى ارتباط با ديگران خود را نشان مى‏دهد. «32

بنابراين، آگاهى از آداب معاشرت در انواع آن )انسانى، آيينى، اجتماعى، دوستانه، خانوادگى( ضرورى مى‏نمايد.

از سوى ديگر، همنشينى نيز از مهم‏ترين عوامل تأثير گذار بر پذيرش آداب از ديگران، خواه در مظاهر حيات فردى و خواه در مظاهر حيات اجتماعى است.

»همنشينى، مناسبات و روابط مستمر و شخصى ميان افراد است كه محصول مشابهت آنان در علايق منافع و ديدگاه‏هاست و آن را بايد درباره گروه‏هايى به كار برد كه به دليل شباهتهايى به يكديگر پيوند مى‏خورند و با هم نشست و برخاست دارند. «33

در ميزان تأثير پذيرى همنشينان از آداب و شيوه‏هاى زندگى فردى و اجتماعى يكديگر، مقدار و عمق ارتباط و اختلاط و مقدار ارزشى كه براى هم در نظر دارند، نقش دارند.

انسانها، از رهاورد همنشينى با نيكان و بدان، به آثار و بركات، يا پيامدهاى خوب و بد دچار و از درجات بهره مند يا به دركات مبتلا مى‏شوند.

از اين رو، تعاليم قرآن و عترت در اين باره بيانات و توصيه‏هايى دارند.

سبك زندگى و ابزار سنجش آن، دكتر محمّد كاويانى، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اوّل، 433  1391صفحه.

كاويانى دانش‏آموخته رشته روان‏شناسى اجتماعى در دانشگاه اصفهان و اين كتاب پايان‏نامه دكترى وى است.

مؤلّف، كتاب خود را در سه بخش تدوين كرده است.

بخش نخست كتاب كه سه فصل دارد، به كلّيات اين پژوهش و ضرورت و اهمّيت آن اختصاص دارد.

در فصل اوّل، مفاهيم و اصطلاحاتى، چون: سبك زندگى، آيين زندگى، كيفيت و استاندارد زندگى، سبك زندگى اسلامى و اخلاق اسلامى تعريف و تبيين شده‏اند.

همچنين در اين فصل، درباره شاخصهاى به كار رفته در آزمون سبك زندگى اسلامى، مانند: شاخص اجتماعى، عبادى، اعتقادى، اخلاقى و... توضيح داده شده است.

امّا در فصل دوّم و سومِ بخش اوّل كتاب، ديدگاه‏هاى جامعه شناسانه و روان‏شناسانه شمارى از دانشوران علوم ياد شده ارائه شده است.

در پايان بخش نخست كتاب »درخت سبك زندگى« بر پايه نظريه آلفرد آدلر ترسيم و توضيح داده شده است.

در بخش دوّم كتاب، مدل »درخت سبك زندگى اسلامى« ترسيم شده است.

نويسنده، به مدد آموزه‏هاى قرآن و روايات، كوشيده است تا مدل درخت سبك زندگى آدلر را بازسازى كند.

و براى ريشه‏ها، ساقه، شاخه‏ها و سر شاخه‏هاى مدل پيشنهادى خود، بر پايه ديدگاه اسلامى مفاهيمى ديگر را به كار بسته است.

در بخش سوم كتاب، به شرح، درباره ساخت آزمون سبك زندگى اسلامى و روش اجرا و تحليل داده‏هاى آن، بحث شده است.

تعيين اهداف ساخت آزمون، خزانه پرسشها، سنجش روايى محتوايى و صورى، ساخت كليد، جامعه آمارى، روش نمونه گيرى مطالبى است كه در اين بخش بيان شده است.

در فصل هشتم از بخش سوم كتاب، تحليل يافته‏هاى پژوهشى نويسنده بازتاب يافته و به همه پرسشهاى پژوهش پاسخ داده شده است.

بارى، يافته‏هاى توصيفى و استنباطى تحقيق انجام شده نيز در نمودارها و جداول ارائه شده است.

سبك زندگى; نگاهى به زندگى دينى مسلمانان ايرانى، محمّدرضا زائرى، اصفهان: نشر آرما، چاپ دوّم، 240  1393صفحه.

بيش‏تر مطالب كتاب فراهم آمده از گفت‏وگوهاى نويسنده با نشريات، روزنامه‏ها، خبرگزاريها و سايتها است.

هم از اين رو، بيش‏تر محتواى آن به صورت پرسش و پاسخ ارائه شده است.

نويسنده، كه خود كارشناس و فعّال فرهنگى است، در اين اثر كوشيده است تا ساده و صميمى با نقش آفرينان فرهنگى، آموزشى و رسانه‏اى درباره سبك زندگى سخن بگويد و دستمايه‏اى براى فكر كردن به بحث سبك زندگى دينى و پرداختى جدّى به آن فراهم آورد.

اين كتاب، پس از چند خط براى مقدّمه، با مطلبى با عنوان »راهى به سوى تمدّن جديد اسلامى« درباره ديدگاه‏هاى رهبر معظّم انقلاب، درباره سبك زندگى آغاز مى‏شود.

نويسنده تعبير »سبك زندگى اسلامى« را تعبيرى باتسامح مى‏داند و در اين باره مى‏نويسد:

»اگر بخواهيم دقيق‏تر بگوييم، بايد از تعبير سبك زندگى مسلمانان استفاده كنيم و حتّى كمى فراتر، بايد بگوييم سبكهاى زندگى مسلمانان; چون در واقع مسلمانان هم فقط يك سبك زندگى ندارند. «34

ضرورت مطالعات سبك زندگى از ديدگاه زائرى، فاصله افتادن ميان اعضاى خانواده و زياد شدن فاصله‏هاى نسلى با گسترش ارتباطات و حضور رسانه‏ها است.35

امّا نويسنده، درباره اين موضوع، با همه اهمّيت آن، چنين مى‏انديشد كه:

»چند وقت ديگر اين موضوع از مُد مى‏افتد و سراغ موضوع ديگرى مى‏رويم و دقيقا ديدگاه‏هاى رهبر را با تساهل تخريب مى‏كنيم و آن را با تعارف و رفتارهاى كليشه‏اى و شعارى از بين مى‏بريم و تنها آن را تيتر نشريه‏ها و سايت‏ها قرار مى‏دهيم و سپس فراموش مى‏شوند. «36

سبك زندگى از نظر نويسنده:

»مجموعه ترجيحها و انتخابها و گرايشهايى كه باعث مى‏شود در زندگى ما به گونه خاصّى مصرف كنيم... انتخاب ما نشان‏دهنده گرايشهاى درونى، علاقه‏ها، سليقه‏ها و پسندهاى ما است.«37

»سبك زندگى بارزترين و برجسته ترين جلوه فرهنگى است... جزئى از فرهنگ به شمار مى‏رود; امّا به علّت حجم و قدرتِ حضور و تجلّى‏هاى متعدّدش، بارزترين جلوه فرهنگ و به نوعى تجلّى بيرونى هر فرهنگى نيز تلقّى مى‏شود.

از اين رو اهمّيت بسيارى دارد; چون در واقع نشان مى‏دهد كه چه باورها و انگيزه‏ها و عقايدى پشت سرش قرار دارد. «38

نويسنده، فرق ميان »سبك زندگى« و »اخلاق« را نيز گوشزد كرده است:

»تفاوت سبك زندگى با اخلاق اين است كه: سبك زندگى، آن چيزى را كه موجود است، نشان مى‏دهد و راجع به آن حرف مى‏زند; امّا اخلاق، آن چيزى است كه بايد و قرار است باشد.

وقتى از سبك زندگى حرف مى‏زنيم، فرض‏مان بر اين است كه اخلاق در اين مخاطبِ مسلمان و متدين، باورى ايجاد كرده است و او بر اساس باورش رفتار مى‏كند.

وقتى از سبك زندگى حرف مى‏زنيم، در واقع مشغول مطالعه اين رفتاريم; ولى اين كه مطلوب است آن فرد در زندگى چگونه رفتار كند، بحثى اخلاقى است.

اتّفاقا يكى از خلطهايى كه الآن به وجود مى‏آيد و زياد هم پيش مى‏آيد، همين است.

در واقع تفاوت بين بحث اخلاق و سبك زندگى خيلى شفّاف نيست. مثلا مى‏گوييم مى‏خواهيم سبك زندگى دينى كار كنيم، سپس بلافاصله ذهن همه به سراغ كتابهاى اخلاقى و كتابهايى مى‏رود كه دستورالعمل‏هاى رفتارى در آنها هست. اين‏كه خوب است چگونه باشيم، بحثى اخلاقى است. «39

به نظر نويسنده، اسلامى كردن »سبك زندگى ايرانى« چندان دشوار نيست; چرا كه:

»اساسا باورهاى اسلامى در خون و گوشت مردم ايران رسوخ كرده است. طى قرنها و در بسيارى از حالتها، زندگى ايرانيان براساس باورهاى اسلامى شكل گرفته است. آنها از ابتدا زمينه پذيرش اسلام را داشته‏اند و براى همين اسلام در ايران اين‏قدر سريع و عميق گسترش يافته است. «40

وى، درباره »نقش مذهب« نيز در سبك زندگى ما چنين مى‏انديشد:

»با داشتن جامعه‏اى به شدّت مذهبى، اساسى ترين عنصر تشكيل دهنده سبك زندگى، مذهب است. مؤلّفه‏هاى مختلف سبك زندگى ما در بخشهاى مختلف و در عرصه‏ها گوناگون، بر مبناى باورها و اصول مذهبى شكل مى‏گيرد; از پوشش و خوراك تا نوع روابط اجتماعى. «41

و بر نقش بى‏نظير »رسانه« در آموزش مهارتهاى زندگى، سازمان‏دهى نظام فرهنگى، مقابله با تهديدهاى اجتماعى، تضعيف، يا تقويت خانواده، شكل دادن به روابط درون خانواده، تبيين يا تخريب جايگاه معلّم و نقش مدرسه در شكل گيرى شخصيت دانش‏آموزان، ترويج كتاب خوانى، مقابله با تحديد نسل، ترويج حجاب و عفاف و توسعه دانش و فناورى تأكيد مى‏كند:

»وقتى از سبك زندگى سخن مى‏گوييم، باز مى‏بينيم رسانه مهم‏ترين عامل شكل دهنده سبك زندگى در دنياى امروز است.«42

ه:

»يكى از شاخصهاى آشكار سبك زندگى، موضوع نام گذارى فرزندان است و همه ما اثر رسانه در اين حوزه را به خوبى ديده‏ايم; مثلا پس از پخش مجموعه‏اى تلويزيونى و جذّاب، چگونه نامى مانند »ستايش« فراگير مى‏شود. «43

نويسنده اين نكته را يادآور مى‏شود كه اسلام دين ناراحتى نيست. وى دو علّت براى تلقّى نادرست برخى درباره نبود شادى در سبك زندگى دينى بيان كرده است:

»دو عامل باعث مى‏شود اين تلقّى به وجود آيد كه در سبك زندگى دينى، شادى و تفريح وجود ندارد.

علّت اوّل‏اش اين است كه رسانه، اين بخش از سبك زندگى را نشان نمى‏دهد...

علّت دوّم اين است كه ناخودآگاه قالبهايى از زندگى غربى را در تفريح و نشاط و خوشى مى‏بينيم; ولى مشابه‏اش را در زندگى خودمان جست و جو مى‏كنيم كه وجود ندارد. «44

كتاب شناسى اجمالى

در بخش پايانى مقال، اطّلاعات كتاب‏شناختى شمارى ديگر از آثار نگاشته شده در حوزه سبك زندگى اسلامى ارائه مى‏شود:

1. چيستى سبك زندگى اسلامى، محمّد كاويانى، تهران، دانشگاه علّامه طباطبايى، 210  1393صفحه.

2. شاخص‏هاى سبك زندگى اسلامى، أمان الله فصيحى، سيد حسين شرف الدّين، نصرالله نظرى، محمّد على جوادى و... ، قم، مؤسّسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 472  1394صفحه.

3. سبك زندگى اسلامى، امرالله اندرزبان، قم، ابتكار دانش، 255  1393صفحه.

4. سبك زندگى اسلامى، محمّد پورحسين تاسندهى، قم، گوهر ماندگار، 206  1393صفحه.

5. سبك زندگى اسلامى ايرانى، احمدحسين شريفى، آفتاب توسعه، چاپ دوّم، 256  1392صفحه.

6. سبك زندگى اسلامى ايرانى، على عبّاس كمرى، گلستان، نشر كيسان، 306  1393صفحه.

7. سبك زندگى اسلامى در عصر مدرن، سعيد وطن دوست خادم‏لو، قم، دارالمبلّغين، 512  1394صفحه.

8. سبك زندگى بر اساس آموزه‏هاى اسلامى )با رويكرد رسانه‏اى(، حميد فاضل قانع، قم، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، 246  1392صفحه.

9. سبك زندگى اسلامى از منظر اهل بيت)ع(، محمّد جعفريان، قم، مجمع ذخائر اسلامى، 500  1394صفحه.

10. هميشه بهار: اخلاق و سبك زندگى اسلامى، احمد حسين شريفى و همكاران، قم، دفتر نشر معارف، 304  1391صفحه.

11. سبك زندگى اسلامى و غربى )جستار و گفتار(، مجتبى لطف على نيا، تهران، حوزه هنرى انقلاب اسلامى، 100  1394صفحه.

12. امام رضا )ع( زندگى و اقتصاد، محمّد حكيمى، مشهد، به نشر، 190  1381صفحه.

13. الگوى سبك زندگى ايرانيان )مجموعه مقالات(، به اهتمام: دكتر ابراهيم حاجيانى، تهران، پژوهشكده تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام، 271  1387صفحه.

14. سبك متعالى )مجموعه مقالات همايش بازجُست سبك زندگى اسلامى - اقتصادى در سيره علوى(، به كوشش و مقدّمه: محمّدرضا فدايى، خرم آباد: دانشگاه لرستان، اسفند 1391.

15. مجموعه مقالات )همايش ملّى سبك زندگى اسلامى و جايگاه آن در عصر جهانى شدن(، دانشگاه آزاد اسلامى واحد سنندج، 467  1393صفحه.

16. مجموعه مقالات برگزيده همايش ملّى حديث رضوى 1 )سبك زندگى دينى(، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحديث، 504صفحه.

پى نوشتها:

× پژوهش‏گر و مدرّس حوزه علميه مشهد.

1. گزارشى درباره الحيات، جلد سوم تا ششم/15، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوّم، 1368.

2. همان/1918.

3. الحيات، ج42 - 41/7.

4. مفاتيح الحياة/3837.

5. همان/50.

6. همان /39.

7. همان /755754.

8. همان /755.

9. همان /756.

10. همان /757756.

11. همان /758757.

12. همان /758.

13. مهارتهاى زندگى از منظر اسلام /23.

14. همان /24.

15. سبك زندگى )فرهنگ نامه كاربردى مهارتهاى رفتارى و اجتماعى( دكتر محمد دشتى نيشابورى /17.

16. همان /18.

17. همان /8.

18. همان /11.

19. همان.

20. دين و سبك زندگى اسلامى، محمد سعيد مهدوى /188.

21. همان /228.

22. همان.

23. همان /229.

24. همان /230.

25. همان /270.

26. سبك زندگى )زمينه‏هاى پذيرش آداب( دكتر على حسين زاده /19.

27. همان /21.

28. همان /28.

29. همان /68.

30. همان /70.

31. همان /186.

32. همان /193.

33. سبك زندگى، نگاهى به زندگى دينى مسلمانان ايران، محمدرضا زائرى /30.

34. همان /31.

35. همان /126125.

36. همان /1716.

37. همان /121.

38. همان /19.

39. همان /3231.

40. همان /37.

41. همان /132.

42. همان.

43. همان /208.