دی 1393 دوشنبه
آخرین شماره ها
نشریات دیگر
امکانات مقاله
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
هنر متعهد، سبك ساز زندگى اسلامى در انديشه رهبرى

جلالى غلامرضا

چكيده: در دنياى امروز، از ابزارهاى كارآمد و اثرگذار در پديدارى و يا دگرسانى سبك زندگى مردم، بهره‏گيرى از هنر و به‏كارگيرى روشهاى هنرى است. در ايران، براى عينيت يافتن سبك زندگى اسلامى نيزبايسته است هنرمندان ما با ارزشهاى اصيل اسلامى آشنا باشند، تا بتوانند ابزار هنر را در تبيين و ترويج آن ارزشها به كار بگيرند.

مقام معظم رهبرى، از شخصيتهاى متفكرى است كه مطالعه انديشه‏هاى ايشان درباره هنر و چگونگى به‏كارگيرى اين ابزار در نهادينه كردن سبك زندگى ايرانى - اسلامى، مى‏تواند اثرگذار باشد. به باور ايشان، نقش هنر در ميدانهاى عمل، در پرورش روح ايمانى، بسيار كارساز و اثرگذار است. هنرمند بايد يك انسان مسؤول و رابطه او با هنر رابطه‏اى مسؤولانه و تعهد آور باشد. هنر با همه اقسام آن: شعر، خوانندگى، طنز، قصّه‏گويى، قالى بافى، منبر، سينما و... مى‏تواند درخدمت زندگى و ارتقاى فرهنگ جامعه و ايجاد و اصلاح سبك زندگى قرار بگيرد، مشروط بر اين كه واقعى و متعهد باشد. هنر واقعى و حقيقى، ناشى از ادراك، بازتاب و تبيين است و دستيابى به آن، وقتى ممكن خواهد بود كه پيش از هر روايتى، رؤيتى براى هنرمند تحقق پيدا كند. باورهاى دينى و فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس، سرچشمه‏هاى هنر متعهد شمرده مى‏شوند و اين هنر براى تأمين سبك زندگى، با دين، اخلاق وسياست در تعامل است. سبك زندگى اسلامى وقتى مى‏تواند خودش را در قالب هنر بياورد، كه هنرمندِ خود باور و اسلامى داشته باشيم.

كليدواژگان:
هنر متعهد، سبك زندگى، تأثير هنر در سبك زندگى، انديشه رهبرى

 درآمد

سخنان رهبر فرزانه انقلاب درباره لزوم تبيين سبك زندگى، پيام روشنى براى نقش‏آفرينان عرصه انديشه و فرهنگ و بويژه هنرمندان دارد; زيرا هنرمندان با ابزار هنر مى‏توانند بر ارزشها و نگرشهايى كه به شكل گيرى و جهت دهى افكار و رفتار مردمان مى‏انجامد، اثر بگذارند; ارزشها و نگرشهايى كه با نفوذ در ذهن مردم، سبك زندگى فردى و اجتماعى آنان را تعيين مى‏كند. هنرمند با قدرت جاذبه خود واثرگذارى بر مخاطب، قادر خواهد بود موجبات فرهنگ‏سازى را، در زمينه‏هاى گوناگون زندگى، فراهم آورد و با به‏كارگيرى اين ابزار كارآمد، سبك زندگى اصيل ايرانى - اسلامى را ارائه دهد و شاخصهاى مورد نياز را تبيين نمايد. بنا براين، هنر در تمامى زواياى خود، اين توان را دارد كه در انتخاب سبك زندگى، عاملى تعيين كننده باشد; زيرا با ابزارها و شيوه‏هاى جذبى كه در اختيار دارد، به خوبى از عهده الگوسازى در جامعه برخواهد آمد و خواهد توانست با الگوسازى، سبك زندگى دلخواه را در جامعه نهادينه كند.

پيش از انقلاب اسلامى، ابزار هنر در خدمت سبك زندگى ايرانى - اسلامى نبود، بلكه رواج دهنده سبك زندگى غربى بود. درعرصه هنر، بسيارى از هنرمندان، تسليم فرهنگ مهاجم بودند. امّا پس از انقلاب اسلامى گامهاى بلندى در راه احياى هنرهاى سنتى وفهم ودرك فلسفه هنرهاى اسلامى برداشته شد وكوشش شدتا به جنبه‏هاى كاربردى هنرهاى اسلامى وملى درزندگى فردى واجتماعى توجه شود. هم اكنون بسيارند هنرمندانى كه كارهاى هنرى خود را بر بنيان ارزشهاى انسانى و فرهنگ اسلامى استوار كرده‏اند. اين تحول فكرى در ساحَتِ هنر، وقتى به ثمر مى‏نشيند كه نگاه هنرمند به اسلام، مدام رو به رشد باشد.

از راه‏هاى آشنايى هنرمندان متعهد با هنرى كه با سبك زندگى اسلامى هماهنگى و همخوانى دارد، مطالعه افكار شخصيتهايى است كه افزون بر فهم دقيق اسلام، به مقوله هنر نيز آشنايى دارند، زواياى پيدا و پنهان هنر را مى‏شناسند و از روى آشنايى و آگاهى و درك اين موضوع سخن مى‏گويند. به اعتراف اهل خبره از شخصيتهايى كه در اين زمينه انديشه ورزانه سخن گفته است، مقام معظم رهبرى است. از اين روى، براى دستيابى به ديدگاه ايشان در زمينه هنر، كه در دنياى امروز، به مثابه يكى از ضرورى ترين ابزار سبك زندگى است، انديشه‏هاى هنرى ايشان را بررسى مى‏كنيم. با اين تذكر كه سعى شده است، تا ديدگاه رهبرى بيش‏تر با سخنان خودشان بيان گردد.

جايگاه ويژه هنر اسلامى

در نطريه رهبرى، ازميانِ زواياى گوناگون مباحث مربوط به هنر، بيش‏تر به آفرينش هنرى، دريافت، اجرا و نقد هنر توجه شده است. هنر در ديدگاه ايشان، در مفهوم عينى و خارجى به‏كار رفته است، نه در مفهوم نفس الامرى آن. و اين رويكرد سبب شده است تا در تفكر ايشان كاربرد هنر و مديريت آن در جامعه اسلامى جانشين بحثهاى انتزاعى رايج ومصطلح در فلسفه هنر گردد، اتفاقى كه در ميان نظريه پردازان هنر، آن هم در رديف علما و صاحب نظران حوزه‏هاى علمى شيعه، بى‏مانند است و از يك جهش در تفكر شيعى - ايرانى و رويكرد تمدنى آن حكايت دارد و مى‏تواند در تبيين سبك زندگى مبتنى برداده‏هاى هنر، نقش اساسى به عهده گيرد.

از نظر رهبرى، هنر، روايت‏گر نوعى عقلانيت ووسعت فكرى است وماهيت پيچيده دارد. مى‏توان آن رادرمفهوم كلى به معنى اوج زيبايى و كمال يك روش1 يا يك كنش2 يا برخوردارى از يك جامعيت دانست3. امّادر معنى خاص آن، هنر بيان زيباييها و تخيلاتى است كه انسان در ذهن خود از زيبايى دارد.4 به بيان ديگر، هنر از مقوله ابتكار و خلق است5 كه ارزش آن را همه كس نمى‏فهمند و براى خيلى‏ها ناآشناست.6 با اين حال، با خود هنر و مايه هنرى كسى نمى‏تواند مخالفت كند7. تا قريحه و استعداد هنرى در انسان نباشد، هر قدر هم كه او زحمت بكشد8، همچنان در خَم اوّل باقى خواهد ماند.

نگاه جامعه شناختى رهبرى به هنر، هنر را در سطح يكى از عوامل اثرگذار در سبك زندگى تعريف مى‏كند. يك هنرمند مى‏تواند زندگى دريك كشور و بلكه دنيايى را با هنر خودش پوشش بدهد و ذهنيتهايى را بسازد و هدايتهايى را براى افراد بيافريند و يا لذتهاى روحى و معنوى را به كسانى كه اهل التذاذ هنرى هستند، ببخشد.9 هنر در ميدانهاى عمل در پرورش روح ايمانى، بسيار كارساز و مؤثر است10. و چيزهايى را بازتاب مى‏دهد كه بيان ساده و عادى نمى‏تواند آنها را; بويژه به نسلهاى آينده و همين‏طور به نسل كنونى منعكس كند.11

البته بايد دانست كه اثرگذارى هنر در سبك زندگى انسانها، يك امر ناخودآگاه است و به خواست كسى كه مخاطب هنر است، وابستگى ندارد. او بخواهد يا نخواهد، هنر اين اثر را خواهد گذاشت12 و تا نهايى‏ترين لايه‏هاى ذهن انسان نفوذ مى‏كند و اين تأثير ماندگار و سازنده است.13

بايد به اين نكته توجه داشت كه همه اقسام هنر اعم از شعر، خوانندگى14، طنز15 قصّه‏گويى،16 قالى بافى17، منبر18 و سينما مى‏تواند درخدمت زندگى و ارتقاى فرهنگ جامعه قرار گيرد. با اين حال از ميان انواع هنرها، هنر هفتم، يعنى سينما، بيش‏تر مورد تاكيد ايشان است. در جايى، سينما را بدون شك يك هنر برتر مى‏داند كه برترى آن ناشى از روايت‏گرى كاملًا مسلط آن است، كه هيچ روايت‏گرى تاكنون در بين اين شيوه‏هاى هنرىِ روايت واقعيت و حقيقت، تا امروز به اين كارآمدى نيامده وسينما درواقع يك هنر پيچيده، پيشرفته و متعالى است.19

هنر در انديشه رهبرى، بخشى از فرهنگ حاكم بر جامعه است و در ارائه سبك زندگى از سوى هنرمند و در يك قالب هنرى، به مخاطب انتقال مى‏يابد. يك هنرمند لازم است از هويت فرازمندى كه به او سلطه دارد و محدودش مى‏كند، رها شود. بايسته است هنرمند نگاه متعهدانه به رابطه هنر و اجتماع داشته باشد. بنابراين، در انديشه رهبرى، مفهوم هنرمند به منزله موجودى غيراجتماعى، كه برخوردار از موهبت نبوغ و در انتظار الهامات و معارف از هنجارهاى مراودات اجتماعى باشد، مفهومى محدود وفاقد معنى است. هنرمند بر اين اساس، بايسته است از حاشيه به متن باز گردد و به تعهدات خود پاى‏بند باشد.

رهبرى در جايى به پارادوكسيكال بودن رابطه هنر و تعهد اشاره مى‏كند: چون از سويى ضرورت دارد هنر، استقلال و عزت خود را حفظ كند20 و از سويى نيز بايد متعهد باشد. لذا براى ايشان اين پرسش به جد مطرح است كه اين دو چگونه مى‏توانند با هم سازگار باشند؟ در پاسخ، ايشان تاكيد دارد كه اين تصور درست نيست. چون بحث مسؤوليت و تعهّد هنرمند، قبل از هنرمند بودن او به انسان بودن او برمى‏گردد. يك هنرمند قبل از اين‏كه يك هنرمند باشد، يك انسان است و انسان نمى‏تواند مسؤول نباشد21. به بيان ديگر، كسى كه اين موهبت از سوى پروردگار مثل همه ثروتهاى ديگر به او داده شده است، بايد بار مسؤوليتى را هم براى خودش قائل باشد. اين تكليفها، لزوماً همه دينى و شرعى نيست; تكليفهايى است كه بسيارى از آنها از دل انسان برمى‏خيزد.22 بر اين اساس، هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون، نسبت به جامعه تعهّد ذاتى دارد. كسى كه قريحه هنرى دارد، نبايد به سطح پايين اكتفا كند. اين يك تعهّد است. هنرمندِ تنبل و بى‏تلاش، كه براى تعالى كار هنرىِ خودش و ايجاد خلاقيت تلاش نمى‏كند، در حقيقت به مسؤوليتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نكرده است.23 پس مى‏توان نتيجه گرفت كه از نظر رهبرى، تز هنر براى هنر، يك مقوله انحرافى است; هنر بايد در خدمت هدف باشد. از نظر ايشان درگذشته، هنرمندان بزرگ، هنرهاى خودشان را در خدمت اهدافى قرار مى‏دادند و اهداف امروز ما، مقدسات و ارزشهاى والاى اسلام و انقلاب است.24 پس نبايد اهداف هنرى جامعه را بيگانگان تعيين كنند. به بيان ديگر هنرمندانى كه هنرشان در خدمت اهداف بيگانگان است، هرچند هنرشان برجسته باشد، ارزشى ندارد.25

حضور كلى و جهان شمول هنر نظرگيرتر از آن است كه بتوان هنر را نوعى كالاى تجملى بدانيم كه در جامعه‏هاى مدرن تكوين يافته است. در بيانات رهبرى هنر به منظور نقش آفرينى در زندگى انسان، به جز تعاملى كه با دين دارد و ما در بحث سرچشمه‏هاى هنر به آن اشاره خواهيم كرد، با اخلاق وسياست نيز تعامل دارد; هنرمى تواند در اين حوزه‏هاى مهم اجتماعى اثرگذار باشد.

1. هنر و اخلاق

از مسائل مربوط به تعامل هنرواجتماع، تأثيرى است كه هنرمى تواند روى عواطف، احساسات و اخلاقيات انسانها بگذارد. آيا آثار هنرى كه انسانها را مى‏رنجانند و آنان را به خشم و خشونت دعوت مى‏كنند، قابل پذيرش هستند؟ آيا آثار هنرى مى‏توانند شيوه‏هاى زندگى تثبيت يافته و قابل دفاع آدميان رادگرگون كنند و آنها را مدام در برابر مسائل و مباحث ناروا و ناراست قراردهند و آرامش اجتماعى را به هم بريزند يا انگيزه‏هاى غريزى و شهوى را افزايش دهند ويا همدلى با بزهكاران وجنايتكاران رادرميان آحادجامعه ترويج كنند؟ آياهنرى كه به تمرد وخشونت، جلوه دل پسندى مى‏بخشد، مى‏تواند دردسترس عموم قرار داشته باشد؟ اين پرسشها وصدها پرسش ديگر، ريشه در تعامل هنر و اخلاق دارد و در نظريه رهبرى، هر جامعه و هر انسان و هر مجموعه بشرى، مايل است كه هنر در خدمت ارزشهاى مقبول خودش قرار بگيرد26 بر اين اساس، هنر با دين و اخلاق، نه تنها منافات ندارد، بلكه خلّاقيت هنرى مى‏تواند صددرصد در خدمتِ ارزشهاى دينى و اخلاقى باشد. با اين حال، در دنيا، هنرمندان زيادى وجود دارند كه واقعاً صاحب ذوق و هنر هستند و از پولهاى بى‏حسابِ دلارهاى نفتى مى‏گيرند و كتاب مى‏نويسند.27 ايشان اين روش را بسيار نكوهيده مى‏داند و معتقد است يك هنرمندِ متعهد بايد جنبه‏هاى ارزشى را رعايت بكند وتوصيه مى‏كند:

»استفاده بهينه از هنر و روشهاى هنرى; بايد در خدمت اهداف انقلاب و اسلام باشد. «28

اين توصيه براى آن است كه:

»به بهانه آزادى تخيل يا آزادى هنرى، فضيلت‏سوزى و هتك اخلاق نشود. «29

ه:

»هنر ذهن و دل مخاطب را به سمت گناه و فساد نلغزاند«30

پس هنر و آثار هنرى‏اى مطلوب است كه مبتنى براخلاقيات اصيل و ارزشهاى والاى الهى وانسانى باشد وسبك خاصى از زندگى را كه مورد نظر اسلام است، مورد نظر و پسند قرار دهد و رشد وتوسعه آن را امكان پذير نمايد.

2. هنر و سياست

هنر مى‏تواند يكى ازانواع فعاليتهاى سياسى باشد. دولت مى‏تواند هنرمندان رابه كارگيرد تا لباسهاى متحدالشكل راطراحى كنند، آهنگ بسازند، سرود بخوانند، معمارى شهر را تغيير دهند. دراين حالت، سياست، حالت كارفرما را نسبت به هنر ايفا مى‏كند. بااين حال، سفارشهاى دولتى، مى‏تواند ميان داعيه خودمختارى هنرمندان وداعيه‏هاى مربوط به مصالح عمومى تعارضاتى راشكل دهد. باتوجه به اهميت تعامل هنر وسياست است كه اين رابطه اهميت بسيار زيادى در سخنان رهبرى يافته است. فرهنگ استعمارى مى‏كوشد همه دنيا را تسخير كند و ابزار ومركب اصلى آن چيزى جز هنر نيست31 و اين بهره كشى به دوره حاضر اختصاص ندارد.32 و اگراستعمارگران:

»اين‏قدر روى هنر سرمايه‏گذارى مى‏كنند، اين امربه علت كارايى هنر است. «33

براين اساس بايد قدرى عميق‏تر به هنر و سياست نگاه كرد.34 بايد توجه داشت كه:

»مستكبران، هنر، سينما، فيلم، شعر، نوشتن، مغز و استدلال و فلسفه را در راه منافع استكبارى و چپاول‏گرى خودشان استخدام كرده‏اند. «35

آنها از شعر و نقاشى و داستان و فيلم و نمايش و بقيه شعبه‏هاى هنر، به عنوان ابزارى براى كوبيدن فضيلت، از بين بردن حقايق و فضايل معنوى و اسلامى، و سوق دادن به مادّى گرى و عيش و عشرت مادّى، سوءاستفاده مى‏كنند. و به همين دليل، هنر حتى از قالب گروهى و جناحى نيز بايد بيرون باشد تا به ابزار قدرت براى افراد سياست زده بدل نشود:

»نگذاريد خطوط و جناحهاى سياسى و شبه حزبها بيايند و وارد اين مقوله شوند و آن را قبضه كنند; زيرا در اين صورت همه چيز تباه خواهد شد. «36

شناخت هنر متعهد

در اين بخش، مناسب است نگاه انسان شناسانه وتعهدگرايانه رهبر نسبت به هنر را دنبال كنيم. درنظريه‏هاى انسان شناسى هنر با دو نگرش: هنر، به مثابه شكل و هنر به مثابه كاركرد، روبه‏رو هستيم، كه دومين نگرش ازاقبال بيش‏ترى ميان انسان شناسان هنر برخوردار بوده است و كاركردگرايى هنر در نقطه مقابل سه ديدگاه ديگر; يعنى تطورگرايى× وساختارگرايى ونمادگرايى، مورد توجه بيش‏تر رهبرى است. ايشان هدف هنررا رسيدن به تاليفى ميان دوجنبه فناورانه و بازنمودى هنر مى‏داند تا بويژه بتواند مقوله‏هاى بيان غيركلامى را در كاركردى ارتباطى به وجود بياورد. اين ديدگاه توانايى آن را دارد كه هنر را در همه ابعاد و جنبه‏هاى زندگى انسان منطبق كند.

در انديشه رهبرى، هنراز اين دو ويژگى برخوردار است:

1. گوهر بسيار گرانبها و عطيّه الهى است كه دلها و چشمهايى را به خود جذب مى‏كند.37 پس هرگز نمى‏توان هنر را مساوى با لاابالى‏گرى و بى‏دينى و بى‏بندوبارى دانست38. آن‏چه در هنر ايراد دارد و اهل بصيرت هميشه ايراد گرفته‏اند، جهت غلط هنر است. كشاندن هنر به اغواگرى و بى‏بندوبارى انسان، بد است; هنر اگر با جهت‏گيرى دين باشد، از برجسته‏ترين پديده‏هاى وجود انسانى است.

2. هنر دانسته‏هاى ذهنى را به صورت ملموس در اختيار آدم مى‏گذارد39. در واقع روند فهم هنرى از حقيقت چنين است كه ابتدا ادراك و احساس هنرى شكل مى‏گيرد، بعد هنرمند با چراغى كه در درون او برافروخته شده است، ظرايف و دقايق و حقايقى را ابراز مى‏كند.40

پس دستيابى به اين عطيه گران سنگ، وقتى ممكن خواهد بود كه پيش از هر روايتى، رؤيتى براى هنرمند تحقق پيدا كند. چون كار هنرمند فقط روايت هنرى نيست; روايت هنرى آن بخشى از كار هنرمند است كه همه آن را مى‏بينند و مى‏دانند كه هنرمند با هنر خودش دارد، چيزى را روايت مى‏كند; امّا بخش مهمى قبل از اين وجود دارد و آن رؤيت هنرى است. هنرمند اين رؤيت را با بيان هنرى خود گزارش مى‏كند.41

آن‏چه در مرحله رؤيت اتفاق مى‏افتد، اين است كه زمينه بصيرت هنرمند براى ديدن واقعيت، فهم آن و انتقال آن به زبان هنر را فراهم مى‏كند. براين اساس، نمى‏توان چيزى جز واقعيت را به هنر ديكته كرد. اين اهانت به هنر است كه ما تذبذبهايى را كه در ذات خودمان است و يا ناشى از احساسات غلطى است كه در خودمان وجود دارد، به پاى هنر ببنديم.42 اگر يك كارگردان، هنرپيشه، فيلمنامه‏نويس وعامل مؤثر در پديد آمدن يك اثر نمايشى و دراماتيك جاذب و جالب، به عنوان كسى كه در اين ميدان فعال است، نقش ايستادگى و نقش دشمن‏شناسى را ايفا كرد، نقش خود را شناخت و به آن عمل كرد، او خود قهرمانِ يك داستان حقيقى خواهد بود; آن وقت اثرى كه مى‏سازد، بازيى را مى‏كند، باروح‏تر، گرم‏تر، گيراتر و جذاب‏تر خواهد شد.43

سرچشمه‏هاى هنر متعهد

از منظر رهبرى، هنر متعهد داراى سه سرچشمه: »باورهاى دينى«، »انقلاب« و »جنگ« است. اين منابع پايان ناپذير، مى‏توانند به لحاظ معرفتى هنر مورد نياز ما را برآورده و از پناه بردن جامعه به اهداف و منابع بيگانگان بى‏نياز كنند:

1. باورهاى دينى

دين، بدون ترديد از مهم ترين سرچشمه‏هاى هنرمتعهد است. اين هنر، بيان‏گر حقايق ماورايى; امّا تأثيرگذار و عميق و منبعث از دين اسلام است. در تفكر رهبرى، در ميان باورهاى دينى، بويژه براى شيعه، محبت اهل بيت، مهم ترين منبع شمرده مى‏شود. اين قلمرو، عرصه شايسته‏اى براى هنرنمايى در هنر اسلامى است و در ميان اين مجموعه نور، محبت فاطمه زهرا، سلام‏الله‏عليها، جاى ابراز هنر، ذوق و ظرافت طبع ويژه است. فاطمه زهرا، سلام‏الله‏عليها، كلمة اللّه پرمضمون و مانند يك درياى ژرف و عميق است44. هرچه فكر، ذوق و طبع ظريف صاحبان طبع در اين زمينه كنكاش و تدبر و تأمل بيش‏ترى كند، گوهرهاى بيش‏ترى به دست خواهد آورد.

شرايط كنونى ايران و جهان اسلام ايجاب مى‏كند كه باورهاى دينى، به منظور بهره‏گيرى درسبك زندگى، در عرصه هنر، بيش‏تر مورد توجه قرار گيرد. به همين دليل، ايشان در خطاب به هنرمندان مسؤول مى‏گويد:

»شما از كسانى كه نمى‏خواهند هنر اسلامى را بفهمند، يا به آن اقرار كنند، نبايد خيلى متأثر بشويد. «45

به بيان ديگر، اگر كسانى حاضر نيستند هنر ما را بپذيرند:

»اين چيز مهمى نيست، چيز بدى هم نيست. مگر مى‏شود همه با يك هنرِ برخاسته از يك انديشه و تفكر خاصى موافق باشند؟«46

لابد عده‏ايى، با محتوا و جهت‏گيرى مخالفت خواهند كرد47 ويادآور مى‏شود:

»كسى كه از هنر شما تعريف كند، بر سر شما منّتى ندارد. «48

منشاء اصالت و اعتماد به هنر اسلامى اين است كه قرآن خود يك كار هنرى است

»اگر قرآن اين زبان هنرى را نداشت، شايد يك گوشه كار مى‏لنگيد. «49

از نظر رهبرى، هنر برآمده از باورهاى دينى مجسّم‏كننده و ارائه‏كننده آرمانهاى دينى است50 اين هنردر انديشه رهبرى از چند ويژگى برخوردار است:

1. به معناى قشرى‏گرى و تظاهر رياكارانه دينى نيست.

2. لزوماً با واژگان دينى به وجود نمى‏آيد. اى‏بسا هنرى صددرصد دينى باشد، امّا در آن از واژگان عرفى و غير دينى استفاده شده باشد.

3. معارفى را كه همه اديان - و بيش از همه، دين مبين اسلام - به نشر آن در بين انسانها همت گماشته‏اند، نشرداده و جاودانه كرده و در ذهنها ماندگار سازد.

4. عدالت را در جامعه به صورت يك ارزش معرفى كند51. اگر يك هنرمند در باب عدالت، رساترين سخن را در هنرهاى نمايشى مطرح كند، به هنر دينى توجّه كرده است.52

5. در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هويت انسان و جامعه قرار نگيرد.53

2. انقلاب

يكى از اثرگذارترين نقشهاى انقلاب اسلامى، هويت بخشى آن است. ما به تعبير رهبرى به عنوان جزء نود و نهم در امواج حركات جهانى، غرق و گم بوديم.54 انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصيت داد. انقلاب به ما آموخت كه يك ملت مى‏تواند در اساسى‏ترين مسائل جهانى، سخن و موضع داشته باشد و آن را با روشنى و بدون توجّه به اين‏كه قدرت‏مندان و قلدرهاى عالم چه مى‏خواهند، ابراز كند و پاى آن بايستد.

دشمنان كوشيده‏اند جريان ادب و هنر و فرهنگ انقلابى را در كشور تحقير كنند و به انزوا بكشانند، ولى انقلاب يك عده عنصر فرهنگى و اديب و هنرمند و داراى اقتدار فرهنگى تربيت كرد. شعرا، داستان‏نويسان و نويسندگان قلم‏زن دقيق فارسى‏نويس به وجود آمدند. مادر ميهن ما، در دوران استبدادهاى اواخر دوران پادشاهى، سترون و عقيم شده بود. آدمهاى بزرگ، نويسندگان بزرگ، هنرمندان بزرگ، بخصوص در بعضى از رشته‏هاى هنرى، پرورش پيدا نمى‏كردند. لكن امروز مى‏بينيم در ميان جوانان ما، سينماگران خوب، نمايشنامه‏نويسان خوب، كارگردانان خوب، شعراى خوب و داستان‏نويسان خوب، زيادند. انقلاب اين نيروها را آزاد كرد.55

از نظر ايشان، هنر زمان، هنرى است كه در فضاى انقلاب و از زمين انقلاب برويد.56 و تاكيد مى‏كند:

»انقلاب، در خانه شما اتفاق افتاد. آيا هنرمى‏تواند از كنار اين قضيه بى‏تفاوت بگذرد؟«57

لازم است هنرمندان، زبان رساى هنر را در خدمت انقلاب و اسلام - كه عزيزترين سرمايه مردم است - به كار گيرند و اين عطيه الهى را صرف تعالى افكار مردم كنند و هنر را از آميزش با مظاهر زيانبار فرهنگ بيگانه رها سازند. هنر را با حفظ تعالى آن به ميان مردم بَرَند و در ذهن و دل آنان وارد كنند و از شكل كالاى تجملى گروهى خاص خارج سازند.58

و نيز مى‏گويد:

»تمام منابع مادّى و معنوى اين ملت را به غارت بردند. با رنجها و محنتهاى بسيارى، حركت عظيمى در مقابل اين پديده شوم اتّفاق افتاد و توانست با فدا كردن جانها و با عريان كردن سينه‏ها در مقابل دشنه دشمن غدّار، به جايى برسد. اين زيبا نيست؟ هنر چگونه مى‏تواند از كنار اينها بى‏تفاوت بگذرد؟ اين توقّعِ انقلاب است. آيا اين توقّعِ زيادى است؟ توقّعِ انقلاب از هنر و هنرمند، يك توقّعِ زورگويانه و زياده‏خواهانه نيست; بل مبتنى بر همان مبانى زيباشناختى هنر است. هنر آن است كه زيباييها را درك كند. اين زيباييها، لزوماً گل و بلبل نيست; گاهى اوقات، انداختن يك نفر در آتش و تحمّل آن، زيباتر از هر گل و بلبلى است. هنرمند بايد اين را ببيند، درك كند و آن را با زبان هنر تبيين نمايد. «59

3. دفاع مقدس

ايشان دفاع مقدس را از منابع سرشار هنرى مى‏داند. در جايى يادآور مى‏شود:

»ملتى در يك دفاع هشت‏ساله با همه وجود به ميدان آمد. جوانان به جبهه رفتند و از فداكارى در راه ارزشى كه براى آنها وجود داشت، استقبال كردند. شما خاطرات هشت سال دفاع مقدّس را مرور كنيد، ببينيد براى يك نگاه هنرمندانه به حالت و كيفيت يك جامعه، چيزى از اين زيباتر پيدا مى‏كنيد؟ شما در عالى ترين آثار دراماتيك دنيا، آن‏جايى كه به فداكارى يك انسان برخورد مى‏كنيد، او را تحسين و ستايش مى‏كنيد. وقتى فيلم، آهنگ، تابلوى نقاشى، زندگى فلان انقلابى - مثلاً ژاندارك  - يا سرباز فداكار فلان كشور را براى شما به تصوير مى‏كشند، در دل و باطن وجدان خودتان نمى‏توانيد كار او را تحسين نكنيد. هزاران حادثه به مراتب باارزش‏تر و بزرگ‏تر از آن‏چه كه در اين اثر هنرى نشان داده شده، در دوران هشت سال دفاع مقدّس و در خود انقلاب، در خانه شما اتفاق افتاد. آيا اين زيبايى نيست؟ هنر مى‏تواند از كنار اين قضيه بى‏تفاوت بگذرد؟ توقّع انقلاب اين است و توقّعِ زياده‏خواهانه‏اى نيست. مى‏گويند چرا زيبايى ديده نمى‏شود! كسى كه به اين مقوله بى‏اعتناست، نمى‏خواهد اين زيبايى را ببيند.«60

بايسته‏هاى بهره گيرى از هنر

به مجموعه سخنان رهبرى در بهره گيرى از هنر، براى دستيابى به سبك زندگى اسلامى، در چند محور، به اختصار اشاره مى‏كنيم:

1. هنر در حكم ابزار

»كسانى كه امروز پيامى براى مردم دارند; چه پيام رحمانى، چه پيام شيطانى - فرق نمى‏كند - بهترين وسيله‏اى كه در اختيار مى‏گيرند، وسيله هنر است. «61

به كمك هنر، امروز در دنيا باطل‏ترين حرفها را در ذهن يك مجموعه عظيمى از مردم به صورت حق جلوه مى‏دهند62. پس ما نبايد نقش هنر را در كارهاى معمولىِ زندگى خودمان، دست كم بگيريم.63 بايد به هنر اهميت داد و آن را اعتلا بخشيد و شكل فاخر هنر را انتخاب كرد. زيرا:

»بدون هنر، حرف عادى جاى خودش را حتى در ذهن كسى پيدا نمى‏كند، چه برسد به اين‏كه جذابيت داشته باشد و جاى‏گير و ماندگار شود. هنر مهم‏ترين وسيله است براى گسترش يك فكر درست يا نادرست. هنر، وسيله، ابزار و رسانه است. «64

2. بهره گيرى از زبان هنر در زندگى

زبان هنروسبك هنرى، هر دو، معانى و مباحث گسترده‏اى را دربر مى‏گيرند وغايات هنراسلامى رامطرح مى‏كنند. توصيف با عكس، فيلم، مجسمه و شعررامى توان زبان هنرخواند. زبانِ هنر مى‏تواند حوادث عظيم را تبيين و تشريح كند و ذهنها را روشن نمايد. اين زبان جاى‏گزين ندارد. هرچه توصيف هنر، دقيق‏تر و ريزتر و زبانش رساتر و بليغ‏تر، حوزه و گستره آن نيز محدودتر است. به‏كارگيرى سازنده زبان هنردرزندگى به مهارت وتواناييهاى خاصى نيازدارد: توانايى رؤيت خلاقانه و ارائه عصرى.

در واقع هنگامى كه ما از هنر در شرايط كنونى جهان اسلام سخن به ميان مى‏آوريم، با استنباط امروزى تفاوت دارد. هنر در مفهوم اسلامى آن هنوز در انزوا قرار دارد و هنرمندان نيز در بهره‏گيرى از زبان هنر معهود، با اهتمام آن به فطرت و امور فطرى و عارفانه به قدر كفايت پخته عمل نمى‏كند و زبان‏اش در اصل تعقيد دارد، چون زبان به كاررفته به دليل دورى جوامع اسلامى از ريشه‏هاى اصيل خود، زبان رايج وقابل فهم نيست. درست در نقطه مقابل زبانى كه هنرهاى رايج غربى از آن استفاده مى‏كند، باتوجه به اين كه اين زبان، زبان غريزى است، براى بيش‏تر مردم شناخته شده است وسازگارى با اصولى چون وحدت، تعادل و هماهنگى بافهم توحيدى - كه لازمه يك شهود است - ندارد.

ايشان درزمينه ضرورت ارائه عصرى هنر يادآورمى شود كه براى تقويت و گسترش انديشه انقلاب اسلامى كه مثل روح و انديشه معصومى، در دنياى ناپاك افكار غلط و در روزگار سياه ما، بالاخره جاى خودش را در دنيا باز مى‏كند، بايد مايه هنرى را غليظ نمود. چون درتمدن امروزين غرب، هنر و زيبايى يك دريافت نفسانى است وهنرمندان اصيل براى ادامه كار خود با مشكلات زيادى روبه‏رو هستند. آنها اگر بخواهند به زبان هنر رايج غرب سخن بگويند، از اهداف انسانى و الهى خود دور خواهند شد و اگر به زبان رايج روزگار خود رو بياورند، گامى ديگر در جهت حاكميت مطلق نفس برخواهند داشت. ايشان خطاب به صاحب نظران مى‏پرسد:

»آيا اين خدمت به ملت ايران است كه در تهاجمى كه به مرزها، شخصيت، عزّت، تاريخ و هويت ملى او شده است، اين‏گونه مردانه ايستاده و شجاعانه دفاع كرده ما آن را آن هم با زبان هنر زير سؤال ببريم؟«65

3. بومى سازى زبان هنر

در كنار اهتمام به هنر و به‏كارگيرى آن در تبيين انديشه‏هاى انقلاب، بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه انقلاب وقتى مى‏تواند خودش را در قالب هنر بياورد، كه هنرمندِ خودى داشته باشد و خودش هنرمند را پرورش بدهد.66 اين هنرمند است كه مى‏تواند زشتيها و سختيها و دردهايى را به چالش بكشد كه از سلطه زر و زور و حاكميت فساد مالى و قدرت، در دنيا و در سطح بين‏المللى به وجود آمده است.

»پول و قدرت، پولى امروز توانسته ظريف‏ترين، لطيف‏ترين و شيواترين حقايق عالم ماده را هم در خدمت بگيرد. امروز برجسته‏ترين و تواناترين مجموعه سينمايى دنيا در »هاليوود« است. هاليوود در خدمت چيست وكيست؟ در خدمت اشاعه فحشا، پوچى، بى‏هويتى انسان، خشونت و مشغول كردن بدنه ملتها به يكديگر است تا طبقه بالا بتوانند بى‏دغدغه زندگى كنند. شعر، قصه، نقاشى وانواع شعبه‏هاى هنر همين‏گونه است. «67

4. بهره گيرى دقيق و درست از هنر

براساس ارزيابى رهبرى، پيشرفت هنر متعهد و انقلابى درايران، خوب بوده است.68 به كار بردن هنر، مثل همه ابزارهاى ديگر كه حامل فكر هستند، بايد خيلى دقيق و روشن و درست باشد. پيامبر اسلام )ص( از همه ابزارها، حتّى ابزار هنر، براى حمل فكراستفاده كرده است.69 بايد با استفاده از اين هنر، محبت را در ميان مردم عمق بخشيد وتروتازه كرد و برافروخته نگهداشت.70 امروز مردم به چيزهايى نياز دارند كه با زبان هنر قابل برطرف شدن وتأمين شدن است. مامى توانيم با استفاده از هنر، به اصلاح خلقيات خود و جامعه بپردازيم. به صفا و يك‏رنگى، روح اخوت و برادرى، احتياج داريم تا هر انسانى در جامعه ما نسبت به همسايگان خودش در خانه، در محل كسب، در خيابان احساس امنيت كند و خود را در امان بداند. ما قدرت ابتكار، شجاعتِ نوآورى، خطرپذيرى براى كارهاى بزرگ را به عنوان يك خصلت ملى نياز داريم. اينها خصوصياتى است كه اگر در يك ملت باشد، آن ملت راه تكامل را خوب مى‏پيمايد. اينها با زبان هنر مى‏تواند القاء شود; آن‏چنان كه فضا را پر كند.71

5. هدايت هنر در جهت سبك زندگى اسلامى و فرهنگ عمومى

امروز، عمده قواى دشمنان در جبهه فرهنگى كار مى‏كند. اين جنگهاى روانى، فعاليتهاى فرهنگى، بودجه‏هاى پنهان و آشكارى كه براى منحرف كردن ذهنها مى‏گذارند، همه مربوط به مسأله فرهنگ است.72 صدا و سيما، بايد استقلال فكرى و عملى ملت ايران، نظام جمهورى اسلامى و اصل »نه شرقى و نه غربى« را با ارايه فرهنگ و انديشه و هنر خودى و اصيل و غنى، ترويج و تحكيم كند و در برابر فرهنگ و هنر و انديشه تحميلى و بيگانه، حالت تهاجمى داشته باشد و بايد با انتخاب بهترين شيوه‏ها و بليغ‏ترين زبانها، غبار غربت و انزوا را از چهره مفاهيم عميق اسلام و حقايق درخشانِ قرآن بسترد و ارمغانى را كه ملتهاى مسلمان در سراسر جهان، از نظام جمهورى اسلامى انتظار مى‏برند; در دسترس آنان قرار دهد.73

پيام هنر، انتخابِ زبان، موضوعِ متناسب و تهى بودن از هر بدآموزى، به‏عنوان چهار اصل هميشگى، مورد توجه مديران و كاركنان و برنامه‏ريزان و مجريان بايد باشد.74 بايد از پخش موسيقى مبتذل، بويژه آن چه در اين رشته هنرى فاقد هويت ملى و اصالت ايرانى است، پرهيز شود. موسيقى ابزارى است كه مى‏تواند حرام و مى‏تواند حلال باشد. نوع حلال آن به درستى شناسايى و برابر نظرات روشنگر امام راحل، طاب ثراه، در معرض استفاده قرار گيرد و در اين باره، بيش‏تر از هنر اصيل ايرانى، كه با ساحت روحى و عاطفى مردم ما همخوان و همنواست كار گرفته شود.75 جايگاه ادب و هنر بايد به‏وسيله كسانى كه مدعى ادب و هنر و بانى اين كارند، حفظ و تثبيت شود76 بايد توجه شودكه معناى اصطلاحى »عوام« و »عموم« فرق مى‏كند. مثلاً اگر شما بخواهيد براى عامه مردم يك موسيقى پخش كنيد، موسيقى خوبى را انتخاب مى‏كنيد; موسيقى‏اى كه مورد علاقه مردم باشد و آن را بپسندند.77

با توجه به طول مدت چندين دهه ارائه ديدگاه‏ها از سوى رهبرى، دسته بندى سخنان ايشان در تبيين مؤلفه‏هاى اساسى و فرعى هنر و مهندسى آن، به مثابه يك متغير فرهنگى، با توجه به مهندسى كلان نظام، از ضروريات گزير ناپذير جامعه هنرى است.

 نتيجه

توجه به هنر و زواياى وجودى آن روشن مى‏كند كه ارتباط با مسأله هنر و هنرمند، از ديدگاه رهبرى جزو مسائل ظريف و به شدّت حساس و دقيق است و مرزهاى دشوارى در اين زمينه وجود دارد. اگر ما به اين مرزها بى‏توجّه باشيم، ممكن است خطا كنيم و برخلاف آن‏چه كه شايسته است، عمل نماييم. بايد مرزها را درست بشناسيم، درست قضاوت كنيم تا بتوانيم نظريات ايشان را به گونه جامع در موضوع هنر و ارتباط آن با ارزشهاى اسلامى و اثرگذارى بر سبك زندگى به دست بياوريم.

اين نوشتار، دور نماى روشنى ازمفهوم، جايگاه، ابعاد و مسائل مربوط به هنر متعهد و ارتباط آن با فرهنگ و تعامل آن با اخلاق، سياست و اقتصاد و نيز سرچشمه‏هاى هنر، اعم از دين، اخلاق، انقلاب و جنگ و ربط منطقى هر يك از اين مباحث و عوامل محرك و بازدارنده و نيز ظرفيتهاى بالفعل و بالقوه و مكانيسم برخورد با هنر و هنرمند در جامعه انقلابى ايران و راهبردهاى سامان بخشى و مديريت آن ومطالبات رهبرى از مديران و مسؤولان حوزه هنر را براساس ديدگاه رهبرى، دراختيار خواننده قرار مى‏دهد.

 منابع

- تمام پى‏نوشتها از سى دى بيانات مقام معظم رهبرى گرفته شده است.

پى نوشتها:

× استاديار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.

1. سال1370، سخنرانى در ديدار با اولين گروه ميهمانان خارجى مراسم دومين سالگرد ارتحال امام خمينى/69.

2. سخنرانى در مراسم بيعت جهاد گران جهاد سازندگى سراسر كشور/29.

3. بيانات سال1375، در ديدار روحانيون و مبلغان، درآستانه ماه محرم/41.

4. همان.

5. بيانات سال1370، پس از بازديد از نمايشگاه فرش در حسنيه امام خمينى/267.

6. همان /269268.

7. بيانات سال 1368، درديداربا شعرا، فيلم سازان، آهنگ سازان، عكاسان و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى/338.

8. بيانات سال1380، در ديداربا اصحاب فرهنگ وهنر/738.

9. بيانات سال1368، در ديدار با شعراء، فيلم‏سازان، آهنگ سازان، عكاسان و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى /338.

10. بيانات سال1386، در ديدار مداحان و ذاكران اهل بيت)ع( به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه زهرا)س(/73.

11. بيانات سال1370، سخنرانى در ديدار با گروهى از خانواده شهدا و جانبازان و اقشار مختلف مردم وجمعى از مسؤولان ادارات و سازمانهاى شهرهاى تهران، شهداد، قم و مسؤولان ودانشجويان هنر/234.

12. بيانات سال1384، در ديدار با جمعى از پيش كسوتان جهاد و شهادت و خاطره گويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت/176.

13. بيانات سال1377، ديدار با مسؤولان كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان/66.

14. بيانات سال1369، سخنرانى در ديدار با مداحان اهل بيت)ع(به مناسبت ميلاد مبارك صديقه كبرى فاطمه زهرا)س(/387385.

15. بيانات سال1383، در ديدار رئيس و مديران سازمان صداوسيما/214208.

16. بيانات سال1377، دياربا مسؤولان كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان/ 6966.

17. بيانات سال1370، پس از بازديد از نمايشگاه فرش در حسينيه امام خمينى/268.

18. بيانات سال1370، در ديدار با مسؤولان سازمان تبليغات اسلامى/515512.

19. بيانات سال1385، در ديدار جمعى از كارگردانان سينما و تلويزيون/5352.

20. بيانات سال1386، در ديدار نخبگان يزد/195.

21. همان.

22. همان/73.

23. همان/74.

24. بيانات سال1370 پس از بازديد از نمايشگاه فرش در حسينيه امام خمينى/268.

25. بيانات سال1370، در ديدار با مسؤولان، نويسندگان دفتر هنر و ادبيات مقاومت حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى/115.

26. بيانات سال1369، در ديداربااعضاى سياست گذارى صدا وسيما/461460.

27. بيانات سال1368، سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از ذاكرين ومداحان اهل بيت، عليهم السلام، در خجسته سال روز ولادت صديقه كبرى حضرت زهرا)س(/430429.

28. بيانات سال1370، در ديدار با مديران مراكز سازمان صداو سيماى جمهورى اسلامى ايران/528526.

29. بيانات سال1380، در ديدار با اصحاب فرهنگ وهنر/7473.

30. بيانات سال1380، در ديدار با اصحاب فرهنگ وهنر/8073.

31. بيانات سال1377، در ديدار با مسؤولان كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان... /66.

32. بيانات سال 1380، در ديدار اصحاب فرهنگ وهنر... /73.

33. بيانات سال1370، در ديدار با اعضاى كنگره شعر حوزه/210.

34. بيانات سال1380، در ديدار اصحاب فرهنگ وهنر/73.

35. بيانات سال 1383، در ديدار مداحان به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه )سلام الله عليها(/107.

36. بيانات سال1370، در ديدار با گروهى از خانواده شهدا و جانبازان و اقشار مختلف مردم و جمعى از مسؤولان ادارات و سازمانهاى شهرهاى تهران، شهداد، كرمان، قم، و مسؤولان و دانشجويان دانشگاه هنر/234.

37. بيانات سال1370، در ديدار با اعضاى مجمع نويسندگان مسلمان/230227.

38. بيانات سال1387، در ديدار با مسؤولان اجرايى استان فارس/63.

39. بيانات سال 1380، در ديدار با اصحاب فرهنگ وهنر/73.

40. همان.

41. بيانات سال1373، در ديدار عوامل برنامه راديويى از سرزمين نور/168166.

42. همان.

43. بيانات سال1389، در ديدار هنرمندان و دست‏اندركاران صداوسيما/84.

44. بيانات سال1387، در ديدار جمعى از مداحان و ستايش‏گران اهل بيت، عليهم السلام/848.

45. بيانات سال1368 در ديدار با شعرا، فيلم‏سازان، آهنگسازان، عكاسان، و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى/338.

46. همان.

47. همان.

48. همان.

49. بيانات سال1370، در ديدار با اعضاى كنگره شعرحوزه/210.

50. بيانات سال1380، در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر... / 7573.

51. بيانات سال1380، در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر... /7573.

52. بيانات سال1380، در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر. . /7573.

53. بيانات سال1380، در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر... / 75.

54. بيانات سال1380، در ديدار اصحاب فرهنگ وهنر/7573.

55. بيانات سال1371، در ديدار وزير، معاونين و رؤساى مناطق آموزش وپرورش سراسركشور/7672.

56. بيانات سال1370، در ديدار با جمعى از هنرمندان /274266.

57. بيانات سال1380، در ديدار با اصحاب فرهنگ وهنر/73.

58. مكتوبات سال1368، پيام به ملت شريف ايران در چهلمين روز رحلت امام خمينى/5248.

59. همان.

60. همان.

61. بيانات سال1387، در ديدار مداحان و ستايش‏گران اهل بيت، عليهم السلام/84.

62. بيانات سال1387، در ديدار جمعى از مداحان و ستايش‏گران اهل بيت، عليهم السلام/84.

63. همان.

64. بيانات سال1383، در جمع كاركنان سازمان صداوسيما/23.

65. بيانات سال1368، در ديدار با شعرا، فيلم سازان، آهنگ سازان، عكاسان و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنرى/66.

66. بيانات سال1377، در ديدار با اعضاى كنگره شعر حوزه/210.

67. بيانات سال 1384، در ديدار بخشى از دانشجويان برگزيده و نمايندگان تشكلهاى دانشجويى/200.

68. بيانات سال1368، در ديدار با شعرا، فيلم سازان، عكاسان وهنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنزى/338.

69. بيانات سال1368، در ديدار با شعرا، فيلم سازان، آهنگ سازان، عكاسان، وهنرمندان رشته‏هاى تجسمى/341338.

70. بيانات سال1369، در ديدار با مداحان به مناسبت ميلاد حضرت زهرا)س(/ 387385.

71. بيانات سال1387، در ديدار شاعران با رهبر انقلاب در نيمه ماه مبارك رمضان/132.

72. بيانات سال1386، در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت به مناسبت هفته دولت/104100.

73. همان.

74. مكتوبات سال1368، حكم انتصاب آقاى محمد هاشمى به سمت رياست سازمان صداوسيما/87.

75. مكتوبات سال1372، حكم انتصاب آقاى دكترعلى لاريجانى به سمت رئيس سازمان صداوسيما و عضويت در شوراى عالى انقلاب فرهنگى/8887.

76. بيانات سال1370، در ديدار با گروه ادب و هنر صداى جمهورى اسلامى ايران/518.

77. بيانات سال1379، در ديدار با اعضاى گروه ويژه وگروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ايران/547.