دی 1393 دوشنبه
آخرین شماره ها
نشریات دیگر
امکانات مقاله
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
سياست و حوزه هاى علميه لزوم حكومت اسلامى 3



سياسى اقتصادى
بحث[ لزوم حكومت اسلامى] در شماره هاى گذشته با ذكر دليل هاى عقلى و نقلى طرح گرديد و در پايان با كاوش در سيره پيامبر وامامان معصوم مساله پيگيرى شد. هم اكنون شماادامه آن را مى خوانيد.

[حوزه]

سياست و حوزه هاى علميه لزوم حكومت اسلامى (3)
ماهيت قوانين اسلامى
يكى از دلايل روشن و غير قابل انكار براى[ لزوم تشكيل حكومت اسلامى] ماهيت و كيفيت قوانين اسلامى است .

با بررسى چگونگى وضع و تدوين قوانين اسلامى و با توجه به آنچه (در مقاله هاى پيشين ) گذشت ضرورت عقلى و شرعى تشكيل حكومت و سازماندهى گسترده اى براى ايجاد يك حاكميت الاهى روشن مى گردد و نفى چنين ضرورتى انكار ضرورت اجراى احكام اسلام و جامعيت و جاودانگى دين مبين اسلام تلقى مى شود و روشن خواهد شد كه اگر كسى[ اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت و جاودانگى دين مبين اسلام راانكار كرده است .1

آنچه دراين مقاله مى آوريم نگاهى است گذرا به برخى از عناوين نشانگر[ لزوم حكومت اسلامى] . به اميد آنكه عرضه اين حقايق بصورتى گسترده و مستندتر از سوى عالمان و آگاهان روشنگر راه نسل انقلابى و هوشمنداسلامى باشد. و آنان را در حركت به سوى حكومت جهانى و سراسر عدل و قسط حضرت مهدى- ارواحنا فداه - يارى رساند.

1- جهاد:
اسلام آئينى است در جهت سعادت و كرامت همه انسانها و رهائى مستضعفان و حاكميت قانون الاهى .

با توجه به اين حقيقت سئوال اين است : آيا تنها با نيروى قلم و قدرت بيان وايجاد سازمانهاى تبليغى گسترش يك مكتب اصلاحى و دگرگونساز كه وجهه همتش سامان بخشيدن به همه شئون زندگى بشراست ممكن خواهد بود؟ آيا تبليغ منطقى گسترش سخن حق اشاعه انديشه هاى راستين جز در نظامى آزاد كه مردم در پذيرش و پيروى از مكتب و انديشه اى آزاد باشند امكان پذير و موثر خواهد بود؟ بالاخره اگر قدرتهاى استكبارى با تشكيلات گسترده خوازاشاعه مكتب و گسترش آئين حق پيشگيرى كردند و باايجاد ترس و هراس و كشتار سد راه حق شدند چه بايد كرد؟اگر تمام توش و توانشان را بكار بردند تا كانون شعله هاى فروزان انقلاب را در هم كوبند و فريادها را در حلقومها خفه كنند راه حل كدام است ؟اگر خود فروخته گانى سست عنصر رااز درون كانون حركت انقلاب عليه آن بكار گرفتند تااز درون حركتها را متوقف سازند چاره چيست ؟

دقت دراين سئوالات و پاسخ روشن به يكايك آنها و نظايرشان نشانگر هدف [ جهاداسلامى] و جنبش نظامى اسلامى است .

پاسخ اين است كه تبليغ كارساز محيط آزاد مى خواهد و پذيرش مرام و مكتب به گونه اى دلپسندانه فضائى بدون ارعاب و هراس لازم است . و تا محيط آكنده از فساد و ظلم و تاريكى وارعاب است قلم و بيان تاثير شايسته خويش را نخواهد داشت و آثاراندك آن نيز بزور سرنيزه از بين خواهد رفت .

واز سوى ديگر آموزش قرآن اين است : كافران مشركان و نيروهاى ضدخدا هماره در كار جلوگيرى از نشر آئين الاهى هستند و با شيوه هاى گوناگون دست به ايجاد مانع مى زنند تا آئين الاهى را محدود كرده واز گسترش آن جلوگيرى كنند:

[لايزالون يقاتلونكم حتى يردوكم عن دينكم ان استطاعوا]. 2
كافران پيوسته با شما مسلمانان كارزار مى كنند تا آنكه اگر بتوانند شما رااز دين خود برگردانند.

بدين سان جهاداسلامى يا حركتى است پرتوان در راه از بين بردن موانع وصول تعاليم حياتبخش اسلام براى مردم با درهم شكستن قدرتها و نظامات سياسى و سازمانهاى نيرومند مادى كه سد راه آئين حق شده اند و باايجاد رعب و ترس از گسترش آن جلوگيرى بعمل مى آورند (آزاديبخش ).

و با تلاشى است مصمم و نيرومند براى دفع دشمن و حفاظت از كيان آئين حق و عظمت و عزت انسان و حراست از كانون حركت الاهى (جهاد دفاعى ).

و يا حركتى است آگاهانه در جهت يابيدن ريشه ها و كانون هاى گسترش ستم[ بغى] و ريشه كن ساختن زمينه هاى فساد ودر هم شكستن توطئه هاى خائنانه اى كه درانديشه براندازى آئين حق و حكومت الاهى هستند. (جهاد داخلى ) 3 .

بدينجهت جهاد ضرورت حيات انسانى و لازمه گسترش آئين الاهى و باعث عزت و كرامت انسان است . و سستى و بى تحركى عامل ذلت و خوارى خواهد بود. چنانكه على[ ع] فرمود:

[ ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه و هو لباس التقوى و درع الله الحصينه و جنته الوثيقه فمن تركه رغبه عنه البسه الله ثوب الذل و شمله البلاء].
نبرد (با دشمنان خدا) درى از درهاى بهشت است كه (خداونداين در را) به روى خواص اولياء خود باز كرده است جهاد لباس تقوى و زره محكم الاهى و سپر بااطمينان اوست . كسى كه از روى اعراض جهاد را ترك كند خداوند لباس ذلت براو بپوشاند و بلا و مصيبت او را فرا گيرد.

و پيامبر[ ص] فرمود:

[من مات و لم يغزو ولم يحدث نفسه بغزو مات على شعبه من النفاق] .
آنكه جهاد نكند و دست كم انديشه جهاد را در دل خود نپرورده باشد و بيمرد با نوعى از نفاق مرده است . 5

افزون براين حركت مجاهدانه امت بايستى همواره حالت بيدارى و رزم آورى خود را داشته باشد. زيرا بگفته على[ ع]:

[ اغزى قوم قط فى عقر دارهم الا ذلوا].
به خداى سوگند هيچ قوم در قلمرو و سرزمين خود نجنگيد مگر كه دچار شكست گرديد. 6

و ديگراينكه اين سياست بيدارى تنها محدود به تهاجمات نظامى نيست بلكه در صحنه سياست خارجى تبليغات اقتصاد بازرگانى هماره بايد موجود باشدزيرا در جهان كنونى يك بعد جنگ از مسائل نظامى تشكيل مى شود اماابعاد ديگر نبرد گسترده در تبليغات و ديپلماسى خارجى محاصره هاى اقتصادى و ... نهفته است . بنابراين در همه ابعاد زندگى بايدامت حالت بيدارى و تهاجم را حفظ كنند. بدين سان مى نگريد كه جهاد لازمه حراست از كرامت و عزت انسان و نشر حقايق الاهى است .

و بخوبى روشن است كه نبرد گسترده اى بگستردگى ترفندها و حيله ها و توطئه هاى مستكبران را تنها و تنها يك تشكيلات قوى و حكومتى پرتوان پاسخ گو تواند بود. و نبودن نيروئى كارآمد وامكاناتى وسيع براى مقابله مساوى بااضمحلال و يااسارت است .

2- دفاع از مرزها:
جامعه اسلامى جامعه اى است كه از درون عقيده وايمان متولد شده است و مالا در قالب هاى كلاسيك و مرزبندهاى جغرافيائى نمى گنجد. و در برابر تهاجات دشمنان خارجى نسبت به مرزهاى حكومت اسلامى بى تفاوت نمى نشيند. زيرااين تهاجمات نه برخوردى است با كوه و دشت و دريا كه با عقيده وايمان مسلمانان سروكار خواهد داشت . يعنى دشمن تمام توان خويش را بكار مى برد تا كنون انديشه نوين و حركت الاهى را در هم شكند.

براساس اين نكته مهم است كه[ مرزبانى] و[ حفظ ثغور] در فرهنگ اسلامى مكان ويژه اى دارد وازاين رو در كتب فقهى 7 و جوامع روائى 8 با عنوانى برخورد مى كنيم بنام:[ مرابطه] .

فرهنگ شناسان در تعريف مرابطه گفته اند:[مرابطه يعنى نگهبانى مواظبت و ملازمت مرزها حراست از حدود كشور و حاضر يراقى براى دفاع از حدود ثغور سرزمين خويش] 9 .

فقهاء در تعريف آن فرموده اند:[ نگهدارى نيروهاى رزمى آمادگى جهت حفاظت و حراست از مرزهاى كشور زير نظر داشتن دشمن و مراقبت از حركتهاى مشكوك]10 .

با دقت دراين تعريف در مى يابيم كه مرابطه و مرزبانى تمام انواع مرزبانى بيدار باشى سنگرنشينى ديده بانى رادارى را شامل مى شود. زيرا كه حفظ ثغور و حراست از مرزها اعم است ازاينكه در مرزها سنگر گرفته شود و يااينكه از درون سرزمين بوسيله وسايل پيشرفته ديده بانى و مواظبت گردد.

برخى از فقيهان گفته اند: مرابطه مرزبانى آماده باشى جهت حفاظت از ثغور كشور بر دو گونه است : 1- صرفا براى آگاهى از حركتهاى و نقشه هاى دشمن و زير نظر گرفتن كارهاى دشمن .اين نوع مرزبانى مستحب است .

2-اينكه با آگاهى ازانديشه دشمن و نقشه حمله از ناحيه آنان مرزبانى براى اطلاع از چند و چونى نيروها و تاكتيكهاانجام گيرد.اين قسم از مرابطه بدان جهت كه داخل در دفاع است واجب خواهد بود. 12

قرآن كريم فرموده است :

[ياايهاالذين آمنوااصبروا وصابروا و رابطوا واتقواالله لعلكم تفلحون] . 13
مومنان ! صبر كنيد و شكيبا باشد پايدارى ورزيده (با هواها و هوسها و پستيها بستيزند). و هوشمند و هوشيار به پاسدارى پرداخته از مرزها حفاظت كنيد و تقواى الاهى پيشه كرده از خدا پروا داشته باشيد.

و نيز پيامبر فرموده است :

[من رابط يوما وليله فى سبيل الله كان كعدل صيام شهر و قيامه لايفطر و لاينفتل عن صلوته الا لحاجه] . 14
يك شبانه روز مرزبانى و پاسدارى از مرزها در راه خدا مساويست با يكماه روزه و نمازى كه افطار نكند واز نمازش جدا نيفتد مگر براى ضرورتى .

امام چهارم زين العابدين[ ع] در دعاى معروف[ مرزداران] با سوز و گداز ويژه اى تاييدات الاهى را براى مرزداران خواستار شده و بااين مناجات عظيم به پاسداران مرزهاى حكومت اسلامى قداستى ملكوتى بخشيده است . 15 بااين تاكيدات در فرهنگ اسلامى وارزش والائى كه براى مرزبانان قائل شده اند مسلم مى گردد كه مرزبانان قائل شده اند مسلم مى گردد كه مرزبانى براى اداره كشور و حكومت دراسلام مى باشد و نمى توان ازاين امر مهم صرفنظر كرد تا نيروهاى كفر و شرك در داخل مرزهاى اسلامى تاخت و تاز كنند و مركزيت اسلام را در خطر بيندازند. واز طرف ديگر مسلم است كه دفاع هاى پراكنده كارى از پيش نخواهد برد بلكه بايد حراست از مرزها با توانى شكست ناپذير وانسجامى استوارانجام پذيرد واين تنها درحوزه امكانات حكومتى پرتوان و حاكميتى قدرتمنداست .

3- قوانين مالى
نگاهى كوتاه به قوانين مالى از ديدگاه اسلام نشانگر آن است كه اسلام با تشريع قوانين مالى بودجه تشكيلات گسترده يك حكومت الاهى را رقم زده است .

زكوه خمس جزيه خراج و بالاخره ماليتهائى كه در آئين مقدس اسلام تشريع شده است و بى گمان تنها جهت رفع نيازهاى فردى مستمندان نيست . بلكه همه آنها در جهت رفع نابسامانيهاى اقتصادى جامعه بايد بكار گرفته شود كه اندكى ازاين نابسامانيها وضع ناهنجار مستمندان است .

ازسوى ديگر مى دانيم كه گردآورى و مصرف ماليتهاى تشريع شده در حوزه اختيارات رهبرى الاهى در جامعه است . قرآن كريم به پيامبر مى فرمايد: [خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم] . 16

در سوره توبه يكى از مصارف زكاه عاملان و جمع آورى كنندگان زكوه دانسته شده است . 17 كه اين خود گوياى اين واقعيت است كه جمع آورى و مصرف اين اموال دراختيار حكومت اسلامى است . وازاين رو پيامبر كسانى را مامور جمع آورى مالياتهاى حكومتى مى نمود. 18

حلبى مى گويد:[به امام صادق[ ع] گفتم به شخصى كه زكات جمع آورى مى كند چه مقدار داده مى شود؟امام فرمود:[ مايرى الامام و لايقدرله شى ء :آن مقدار كه امام صلاح بداند]. 19

در زمان غيبت نيزجمع و مصرف را در حوزه اختيارات ولى فقيه دانسته اند. 20 منابع مالى ديگر دولت اسلامى نيز از قبيل جزيه خراج خمس وانفال ... همه نمايانگراين واقعيت است كه قوانين اسلام آهنگ ايجاد حكومتى مقتدر و توانمند را دارد.

[مقرر شدن چنين ماليتهائى دلالت براين دارد كه حاكمى و حكومتى لازم است و نيز وظيفه حاكم و والى است كه بر[ اهل ذمه] براساس استطاعت مالى و در آمد آنان ماليات سرانه به بندد. و يااز مزارع و چهار پايان آنها ماليات متناسب بگيرد. واين كار پى آمد تشكيلات منظم و حساب و كتاب و تدبير و مصلحت انديشى است] . 21

4- رهائى مستضعفان :
اسلام با كرامت و شرافتى كه براى انسان قائل است هرگز نمى پسندد كه اين انسان زير چكمه جلادان متلاشى شود و ذهنش انباشته از خرافات ايدئولوژيهاى نابخردانه گردد.

اسلام با آهنگى زمان شمول جهان شمول همگانى مى رود تا مستضعفان و فرودستان را رها ساخته جهان بينى و ايدئولوژى هاى نابخردانه را درهم كوفته و به كرامت و عزت انسانها آگاه كند آنان رااز يوغ ستم جباران و مالكان رهائى بخشد واز زلال تعاليم حياتبخش الهى سيرابشان كند.

بر اين اساس اسلام به اشاعه تفكر راستين و گسترش اهداف خويش مى پردازد. با گسترش تعاليم الاهى مردمى كه در نظامهاى شرك آلود زندگى مى كنند بيدار گشته بااستشمام رائحه حياتبخش الاهى بخروش آمده و عليه نظامهاى خويش بپا مى خيزند. واز سوى مقابل قدرتمدارانى كه مورد آماج حمله قرار گرفته اند و با حركت هاى مردمى در خطر افتاده اند براى خاموش كردن حركتها و خفه كردن فريادهاى رهائى بخش به قتل و رغارتى فزون تر پرداخته وانسانهاى آزاده را مورد شكنجه و آزار قرار مى دهند.

طبيعى است در چنين حال و هوائى مظلومان ستم كشيده فرياد كمك سردهند و دست استمداد بلند كنند.اسلام نيز براساس جهان بينى والاى خود مبنى بر آزادى همه انسانهااز ستم ستمگران فرياد مظلومان را پاسخ داده و مسلمانان را براى پاسخگوئى فريادخواهان دعوت به جهاد كرده تا در راه رهائى آنان با ستم پيشه گان به ستيز برخيزند.

بدين سان آزادى توده هاى محروم و ستم كشيده يكى ازاهداف والاى نبردهاى الاهى است .ازاين رو قرآن كريم مى فرمايد:

[مالكم لاتقاتلون فى سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون ربنااخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها واجعل لنا من لذنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا]. 22
[چرا در راه خدا جهاد نمى كنيد در صورتيكه جمعى ناتوان از مرد و زن و كودك ( اسير ظلم هستند) آنانكه هماره فرياد مى زنند: خدايا ما راازاين شهرى كه مردمش ستمكارند بيرون آور واز جانب خود براى ما ياور و پشتيبان فرست] .

مسلم است كه رهائى توده هاى محكوم از قيد و بند نظام سياسى و نظامى جباران و برقرار شدن نظام الاهى در پى در هم شكستن آن نظامها و بر چيده شدن بساط ستم و ستمگرى است . واين نيز تبحر به تلخ تاريخ است كه نخوت و سلطه جوئى و ستم پيشه گى ستمگران هرگز به آنهااجازه نمى دهد كه :انسانهاى محروم آزاد شوند و جز با نبرد مسلحانه و سركوب آنان دست از ستم بر نمى دارند. پيامبراسلام بااشاره به اين حقيقت فرموده است :

[ الخير كله فى السيف و تحت ظل السيف و لا تقيم الناس الا بالسيف] .
خير و نيكى در سايه شمشير و قدرت است . و (گروهى از) مردم جز در سايه قدرت شمشير تن به حق نمى دهند.23

پيامبراكرم در لزوم فريادرسى مستضعفان مى فرمايد:

[من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم] .

اگر كسى فرياد دادرسى مظلومى را بشنود و پاسخ ندهد مسلمان نيست .24

و در لزوم فريادرسى و تلاش در جهت سامان بخشيدن به زندگى مسلمانان مى فرمايد:

[من اصبح لايهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم] .
هركس سراز بالين برگيرد و در انديشه تلاش سامان بخشى امور مسلمين نباشد مسلمان نيست . 25

اينك بايد بدانيم كه رهائى مظلومان از ستم غداره بندان زمان چنانكه پيشتر گفته شد جز با در هم كوبيدن حاكميت ستم امكان پذير نخواهد بود و بر چيده شدن بساط ظلم تنها با قدرتى عظيم و تشكيلاتى قوى و نيروهاى مسلحى پرتوان ممكن است . واين همه مى تواند با وجود يك حكومت مقتدر و وسيع شكل گيرد.

امام خمينى در تبيين اين حقيقت فرموده اند:

[وظيفه علماى اسلام و همه مسلمانان است كه به اين وضع ظالمانه خاتمه بدهند و دراين راه كه راه سعادت صدها مليون انسان است حكومتهاى ظالم را سرنگون كنند و حكومت اسلامى تشكيل دهند]. 26

5-اجراء حدود:
محكمترين واساسى ترين دليلى كه در كلمات بزرگان دين ازاهل سنت و شيعه - بر لزوم حكومت آورده شده است مسئله اجراء حدود به عنوان حافظ قوانين عمومى وامنيت و نظم اجتماعى است .انسانها گر چه بطور ايده آل شايسته است كه ضمانت هاى اجرائى درونى عامل تحرك و سكونشان باشد.اما بين آنچه شايسته است با آنچه هست فاصله طولانى وجود دارد. بى گمان در جوامع انسانى كسانى هستند كه قانون و چهارچوپ آن را با تمام وجود خويش لمس كرده واجرايش مى كنند. ؛ اما نسبت اين افراد با مجموعه انسانها درصد بسيار ناچيزى است . در نتيجه براى آنكه جامعه از هم نپاشد نظم اجتماعى از بين نرود وانسانهاى درنده خوئى كه جز با برق شمشير آرام نمى گيرند چاره اى جزاجراى يك سرى اعمال قهرآميز باقى نمى ماند تا آنان سر بر كمند قانون نهند.

با توجه به اين نكته است كه مرحوم كلينى در كتاب كافى بابى را به عنوان[ ان الفرائض لاتقام الا بالسيف] آورده است . 27 . و در زيراين عنوان روايتى را نقل مى كند كه راوى نسبت به حكمى كه امام فرموده اند اعتراض نموده و مى گويد: مردم پذيراى اين حكم نخواهند شد. امام در پاسخ مى فرمايد:

[ اذا ولينا فلم يرض الناس بذلك ضربناهم بالسوط فان لم يستقيموا ضربناهم بالسيف] 28 .
وقت ما سرپرستى جامعه را بدست گرفتيم آنان را كه سر در كمند قانون ننهند با تازيانه خواهيم زد واگر بااين هم راست نگردند با شمشير خواهيم زد.

بدين سان براى بقاى جامعه و سلامت آن چاره اى جزاجراى مجازات ها باقى نمى ماند. دراسلام اين عقوبت هاى اجتماعى[ حدود] ناميده شده اند. واجراى آنهااز منافع اقتصادى برتر دانسته شده است زيرا منافع سرشاراقتصادى بدون قوانينى كه حافظامنيت اجتماعى باشد بيش از اضطراب خاطر نتيجه اى نخواهد داشت . 29

امام موسى بن جعفر[ ع] در تفسير آيه [ يحيى الارض بعد موتها] فرمود:

[ليس يحيها بالقطر ولكن يبعث رجالا فيحيون العدل فتحيى الارض لاحياءالعدل ولاقامه الحدفيه انفع فى الاض من القطراربعين صباحا]
مرادازاحياء زمين زنده كردن آن با باران نيست بلكه خداوندافرادى را بر مى انگيزاند و زمين را با گسترش عدل زنده مى كند. و بر پا داشتن حدى از حدودالاهى سودمندتراز چهل روز باران بر زمين است .

واكنون اين فريضه عظيم و زندگيسازالاهى جز بااقامه حكومت و داشتن قدرت پشتوانه اجرائى نخواهد داشت . قدرت و قضاوت اگر با نيروى كوبنده اجرائى صالح همراه نباشد جزاستهزاء قانون و به مسخره گرفتن آن نتيجه اى نخواهد داشت .امام[ ع] در روايتى مرجع اقامه حدود را حاكم معين فرموده است . 31 واين خود نشانگراين است كه [قوانين و عقوبات اجتماعى] بايد به اجرا درآيد تا در جامعه از فساد و تباهى جلوگيرى شود.

در زمان غيبت نيز با توجه به زمان شمولى احكام اسلام و فسلفه تشريع قوانين جزائى كه جلوگيرى از فساد و تبهكارى و هرج و مرج و ايجاد آرامش وامنيت است و رعايت اين همه براى هميشه در مجتمع انسانى لازم و ضرورى است قوانين جزائى نيز هماره لازم الاجراء خواهد بود.

از سوى ديگر شمول ادله قوانين جزائى در كتاب و سنت فراگير همه زمانهااست و محدود به زمان خاصى نشده است .

مانند:

[ الزانيه والزانى فاجلدوا كل واحد منهما مائه جلده] . 32

زن زناكار و مرد زناكار را هر كدام صد تازيانه بزنيد.

[والسارق والسارقه فاقطعواايديهما] 33 .

دست مردان و زنان دزد را قطع كنيد.

صاحب جواهر بر لزوم اجراى حدود در زمان غيبت توسط فقيه جامع الشرايط ادعاى اجماع مى كند و مخالفتى را كه ازابن زهره وابن ادريس نقل شده ثابت نمى داند و ترديد محقق و علامه حلى را نيز به شگفتى ياد مى كند. 34

[بسيارى ازاحكام از قبيل ديات كه بايد گرفته و به صاحبانش داده شود يا حدود و قصاصى كه بايد با نظر حاكم اسلامى اجرا شود بدون برقرارى يك تشكيلات حكومتى تحقق نمى يابد. همه اين قوانين مربوط به سازمان دولت است و جز قدرت حكومتى از عهده انجام اين امور مهم بر نمى آيد].

لزوم ايجاد همبستگى :
شيوه هميشگى مستكبران در تسلط بر مردم[ تفرقه بينداز و حكومت كن] بوده است .اسلام در مقابل اين سياست شيطانى و جهت انسجام و يكپارچگى امت مسلمان را به وحدت و هماهنگى فراخوانده واز تفرقه و جدائى برحذر داشته است . قرآن كريم مى فرمايد:

[واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا] 36
همگى به ريسمان الاهى (دين اسلام ) جنگ بزنيد و تفرقه مجوئيد.

[ ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه ولا تتبعواالسبل فتفرق بكم] . 37
اين است راه راست من از آن پيروى كنيد واز راههاى ديگر مرويد شما رااز هم جدا مى كنند و ( اجتماعات از هم مى پاشد).

وآيات ديگرالاهى كه امر به همگامى و همراهى و ولايت پذيرى از [ الله] و نفى[ ولايت طاغوت] را مطرح مى كند. 38

و پيامبر بزرگواراسلام فرمود:

[من اتاكم وامركم جميع (مجتمع ) على رجل يريدان يشق عصاكم اويفرق جماعتكم فاقتلوه] . 39

يعنى :اگر كسى بسوى شما بيايد در حالى كه شما درباره فردى اتفاق نظر داريد واو بخواهداجتماع شما را مبدل به تفرقه كند و ميان شمااختلاف بيندازد او را بكشيد.

و على[ ع] فرمود:

والزمواالسوادالاعظم : فان يدالله على الجماعه واياكم والفرقه فان الشاذ من الناس للشيطان كماان الشاذ من الغنم للذئب الا من دعاالى هذاالشعار فاقتلوه و لوكان تحت عمامتى هذه 40
همواره همراه بزرگترين جمعيتها باشيد كه دست خدا با جماعت است از پراكندگى بپرهيزيد كه[ انسان تنها] نصيب شيطان است چنانكه گوسفند تك رو طعمه گرگ مى شود! آگاه باشيد هر كس مردم را به اين شعار (شعار خوارج شعار تفرقه انداز) فرا خواند او را بكشيد اگر چه زير عمامه من باشد.

وامام صادق[ ع] فرمود:

[من فارق جماعه المسلمين قيد شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه] 41
كسيكه وجبى از جماعت مسلمين دورى گزيند رشته اسلام رااز گردن خود باز كرده است .

اينها و جزاينهااز روايات معصومان 42 و دستورات زندگى سازالاهى كه جامعه را به استحكام صفوف و وحدت كلمه فرا مى خواند همه و همه نشانگر اين است كه اسلام عزيز پيروانش را هر چه گسترده به وحدت و هماهنگى فراخوانده است تااز آتش عزت سوز تفرقه بدور باشند و دشمنان نتوانند به آرمانهاى شيطانى خود برسند.

و روشن است كه تحقق اين هدف والا متوقف است به درهم شكستن دستهاى تفرقه انداز و بر چيدن بساط جدائى آفرين از يكسو وايجاد زمينه هاى الفت وانسجام و هماهنگى از سوى ديگر. واينهمه تنهااز يك نظام سازمان يافته با دستگاههاى تبليغاتى وسيع و قدرت اجرائى پرتوان و كوبنده ساخته است كه امت را با رهبرى راستين گرد آورد. ازاينرو على[ ع] مى فرمايد[ : الامامه نظام الامه] . 43

و فاطمه اطهر[ ع] در خطبه عظيم و كوبنده اش فرمود:

[فجعل الله .. طاعتنا نظاما للمله وامامتنا امانا للفرقه] 44
خداوند ...اطاعت ازاهل بيت را سبب نظم ملت وامامت را مانع از جدائيها و پراكندگيها قرار داده است .

امام خمينى دراين زمينه فرموده اند:

[ما براى اين كه وحدت امت اسلام را تامين كنيم براى اينكه وطن اسلام رااز تصرف و نفوذاستعمارگران و دولتهاى دست نشانده آنها خارج و آزاد كنيم راهى نداريم جزاينكه تشكيل حكومت بدهيم ... تشكيل حكومت براى حفظ نظام و وحدت مسلمين است] . 45

7- جامعه برتر
براساس جهان بينى اسلامى تنها بايد نظام الهى حكومت كند واراده و قوانين و شرايع او برافكار و قلوب اجتماع حكومت كند. قرآن كريم در آيات فراوانى حاكميت و ولايت و سرپرستى رااز آن خدا دانسته و سلطه ديگرى را در خلاف جريان قانون خدائى محكوم كرده است . شعار انبياءالاهى از سپيده دمان انقلاب عظيمشان اين بوده است كه[ مالكم من اله غيره] .

قرآن كريم هدف رسالت انبياء راايجاد جامعه برتر[ اعلون] و چيرگى آئين حق بر تمامى انديشه ها و قوانين بشرى دانسته و فرموده است :

[ هوالذى ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون] . 47
اوست كه پيامبرش را با هدايت و دين راستين فرستاد تااو را بر هر دينى چيره و پيروز گرداند گر چه مشركان خوش نداشته باشند.

و در هدف نبرد مقدس رزمندگان اسلام فرمود:

قاتلوهم حتى لاتكون فتنه و يكون الذين لله . 48
با آنان بجنگيد. تا فتنه (قانون شرك - شرايط اختناق آور) ريشه كن شود و دين خدا حاكم باشد.

وامام باقر[ ع] در تبيين فلسفه جهاد فرمود:

الدعاالى طاعه الله عز و جل من طاعه العباد والى عباده الله من عباده العباد والى ولايه الله من ولايه العباد. 49
دعوت به بندگى خدا در پى رها كردن بندگى و ولايت بندگان او و پذيرفتن عبادت و حاكميت الله مى باشد.

قوانين الاهى بااين تعاليم حياتبخش جامعه اى مستقل و آزاد و بدون هيچگونه وابستگى اسارت آور به نظامها وانديشه ها را پيش بينى كرده است . وازاين رو تنها عزت و شكوه را براى مومنان دانسته و در هيچ شرايطى ذلت و خوارى را نپذيرفته است .

براين اساس فقهاى عظيم الشان[ قاعده فقهى] را با عنوان[ نفى سبيل] طرح كرده اند. كه يكى از مستندات آن اين آيه مى باشد:

[ولن يجعل للكافرين على المومنين سبيلا] 50

خدا هيچگاه براى كافران نسبت به اهل ايمان راه تسلط باز نخواهد كرد.

حراست ازاين اصل واجراى آن جز با يك تشيكلات منسجم و حكومتى پرتوان 
 

چگونه ممكن خواهد بود؟اگر مسلمانان دهها و صدها وابستگى اسارت بارسياسى اقتصادى فرهنگى نظامى به حاكميتهاى ستم داشته باشند چگونه مى شود براى آنها عزت و شكوه و عظمت را تصوير كرد!اعلاى [كلمه الله] و برفرازى پرچم حق آنگاه انجاز پذير خواهد بود كه نيروهاى مومن فرصت نيرنگ و حيله و حمله را به دشمن ندهند و تمامى حركتها و تلاشهاى شيطانى آنها را در نطفه خفه كنند. و[ نفى سبيل] آنگاه ممكن خواهد بود كه مسلمانان باايجاد حكومتى پرتوان در تمام ابعاد زندگى مستقل و بدون تكيه به نسخه هاى وارداتى بيگانگان عمل كنند. 51

مسئوليتهاى رهبر:
يكى از نكات قابل توجه در مسئله مورد بحث مسئوليتهاى رهبر جامعه اسلامى است . با نگاهى گذرا به متون اسلامى و آثار عالمان و مسئوليتهاى سنگين و پراهميتى را درحوزه وظائف رهبرى جامعه اسلامى مى يابيم كه اجراى آن مسئوليتها جز با به وجود آوردن يك حكومت مقتدر و قوى ممكن نيست كه هم اكنون به نمونه اى چنداز آنهااشاره خواهد شد:

الف : در مسائل فرهنگى عقيدتى :
گسترش آئين حق مبارزه با تحريف نبرد با جهل و ناآگاهى گسترش دانش و تبيين و تفسير حقايق الاهى از وظايف راهبران اسلامى است .

پيامبراسلام فرمود:[بالتعليم ارسلت] 52

على[ ع] فرمود:

[... فاما حقكم على ... و تعليمكم كى لاتجهلوا]. 53
حق شما بر من اين است كه ... شما را تعليم دهم تااز جهل و ناآگاهى نجات يابيد.

و در سخن ديگرى فرمود:

[على الامام ان يعلم اهل ولايته حدودالاسلام والايمان] . 54

برامام لازم است كه حدوداسلام وايمان را به اهل حكومت خود ياد دهد.

و پيامبر فرمود:

[يحمل هذاالدين فى كل قرن عدول ينفون عنه تاويل المبطلين و تحريف الغالين وانتحال الجاهلين كما ينفى الكير خبث الحديد]. 55

در هر برهه اى از زمان كسانى عادل بار مسئوليت اين دين را به دوش مى كشند. و تاويل اهل باطل و تحريف وارونه سازى افراط گرايان و نسبت هاى بى پايه جاهلان را مى زدايند چونان دم آهنگران كه جرم رااز آهن بر مى گيرد.

ب : در مسائل اقتصادى :
گردآورى مالياتهاى اسلامى مانند زكاه خمس وانفال ...اداره زندگانى مستمندان و كارگزاران آنها ورشكسته هاى اقتصادى مجاهدان و رزمندگان از بيت المال رسيدگى به وضعيت بدهكارانى كه از شدت تنگدستى امكان پرداخت ندارند 56 سرپرستى اموال كسانى كه وارث ندارند 57 مبارزه بااحتكار و جلوگيرى از گرانفروشى نظارت بر بازار و نرخ گذارى 58 همه از وظايف رهبران دينى است

على[ ع] مى فرمايد:

[يحبرالامام الناس على اخذالزكاه من اموالهم لان الله يقول : خذمن اموالهم صدقه] . 59
امام مردمى را كه زكاه بر آنان واجب است مجبور مى كند كه آنرا بپردازند زيرا خداوند در قرآن مى فرمايد:ازاموالشان صدقه بگيريد.

على[ ع] مى فرمايد:

[ ان للقائم بامورالمسلمين بعد ذلك الانفال التى كانت لرسول الله]
انفالى كه دراختيار پيامبر بود دراختيار كسى خواهد بود كه سرپرست امور مسلمين است .

ج : در مسائل اجتماعى :
ايجادالفت و هماهنگى در نيروهاى مومن اقامه حج و حراست از ابعاد آن قضاوت و دادرسى اجراى حدود و تعزيرات مبارزه با فساد اخلاقى همه از وظايف اجتماعى رهبران اسلامى مى باشد.

على[ ع] فرمود:

[ يجب على الامام يحبس الفساق من العلماء والجهال من الاطباء و المفاليس من الاكرياء]. 61
امام بايد عالمان فاسق و ناآگاهان به علم پزشكى (كه به طبابت مى پردازند) پيمانكاران ورشكسته را زندانى كند.

[لو عطل الناس الحج لوجب على الامام ان يجبرهم على الحج ان شاوواوان ابوا]. 62
اگر آئين حج توسط گروهى به تعطيلى كشيده شود امام بايد مردم را براى انجام آن ملزم سازد چه بخواهند و چه نخواهند.

د: درمسائل سياسىو نظامى :
مبارزه با بيدادگرى و تلاش در جهت براندازى نظامهاى شيطانى وايجاد حكومت اسلامى و گسترش عدل و قسط بوجود آوردن نظام ادارى سالم بر اساس قوانين اسلامى بسيج نيروها در دفع از عزت و كرامت انسان و حراست از مرزهاى ملى واسلامى و كوتاه كردن دست سلطه گران از كشور اسلامى و نظارت گسترده بر چگونگيهاى حكومت و جريانهاى گوناگون زمان ايجاد شبكه اطلاعاتى وسيع براى خنثى سازى توطئه ها و حيله هاى دشمنان همه از وظايف رهبران دينى است و همانطوريكه در گذشته اشاره شد دليل بر لزوم تشكيل حكومت اسلامى مى باشد. على[ ع] فرمود:

[خداونداز عالمان پيمان گرفته است كه در برابر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان آرام نگيرند] 63

اين سخنان امام[ ع] با توجه به شرايط پس از بيعت مردم كه تصميم مى گيرد زمام امور را بدست گيرد ايراد شده است .

و در نامه مشهور به مالك فرموده است :

[ يكى از طبقات جامعه ارتش است . آنان دژ مستحكم براى مردم شكوهمند كننده واليان امور و قدرتى آسيب ناپذير براى اسلام و وسيله امنيت بخشيدن به راهها براى كشورند. بنابراين پاكترين و مخلص ترين فرد را براى فرماندهى نظامى انتخاب كن] . 64

در تمام آنچه ياد شد اين [عهدنامه] ارجمند حقايق ژرف و والائى را در بر دارد كه بايد بخش هاى مختلف آن بگونه اى بازنگرى و مورد مظالعه جديد قرار گيرد.

آنچه دراينجا يادآورى شد و جزاينها كه در متون اسلامى و در آثارانديشمندان مسلمان آمده است 65 همه و همه نشانگر اين است كه رهبرى جامعه بايد داراى تشكيلاتى منسجم و قدرتى پرشكوه و نيرويى پرتوان باشد تا بتوان اين مسئوليتها رااجرا كند و موانع اجراى آن رااز سر راه بردارد.

نكته قابل توجه اين است كه در بسيارى ازاين روايات و روايات مشابه اينها مرادازامام مطلق عالم حاكم است يعنى كسى كه عهده دارانجام اين وظائف است چه او معصوم باشد يا نباشد.ازاين روى مرحوم شيخ حر عاملى در ذيل روايتى كه مشتمل بر لفظ امام است فرموده اند:

[الامام العدل اعم المعصوم] 65
امام عادل شما معصوم و غيرمعصوم است .

9 -متفكران اسلامى وتشكيل حكومت :
مسئله تشيكل حكومت چنانكه پيشتراشاره شد بى گمان از مسائل اتفاقى مسلمانان است . در طول تاريخ اسلام گاه گروهها واشخاصى عدم لزوم حكومت اسلامى را مطرح كرده اند امااينگونه كسان و گروهها هيچگاه نتوانسته اند جريان فكرى عظيمى را در مقابل انديشه عالمان دو فرقه شيعه و سنى در حوزه تفكراسلامى براه اندازند.

اينك و در پايان اين نوشتار گفتار برخى از عالمان و متفكران اسلامى را مى آوريم و تاكيد مى كنيم كه آنچه دراينجا بدان مى پردازيم سيراين تفكر درانديشه اسلامى و مسلمانان است و نه در حوزه عمل و زندگانى مسلمانان چرا كه مى دانيم براين انديشه تحريفهاى بسيارى وارد شده است . و كسانى در جهت منحرف ساختن ذهن هااز چگونگيهاى حاكميت الاهى كوشيده اند كه آن داستانى ديگراست .

علامه حلى مى فرمايد:

[ الحق عندناان وجوب نصب الامام عام فى كل وقت] .

[حق بنظر مااين است كه انتصاب رهبر در هر زمانى واجب است] .

هماننداين تعبير را علامه در[ شرح تجريد] 67 نيز فرموده اند. و در مقدمه[ منهاج الكرامه] امامت را بعنوان مهمترين و عزيزترين و شريفترين مسائل اسلامى معرفى نموده اند.

شيخ طوسى فرموده است:[ امامت و رهبرى در ديدگاه عالمان اسلامى - بجزاندكى - واجب است] . 68

شيخ مفيد (ره ) مى فرمايد :[ اماميه متفقند براينكه در تمام زمانها وجود پيشوائى راهنماى واجب است] . 69

آنچه بايد دراينجا بدان تاكيد شود چنانچه پيشتر نيزاشاره شده است اين است كه اين اظهار نظرها و تاكيد ورزيدنها به مسئله امامت تنها به وجوب و لزوم نصب امام در بعد معنوى والاهى آن نيست . دراين سخنان با توجه به علت و دلايلى كه در ذيل آن يادآورى فرموده اند روشن است كه سخن از نصب امام براى شكل دادن زندگى انسان و بوجود آوردن يك نظام صالح است .

ازاينرو عالم عاليقدر فاضل مقداد فرموده است :

[ دين و حكومت دو همزادند و همراه كه يكى را بدون ديگرى فايده ئى نخواهد بود. مقتضاى حكمت آن است كه اين دو در يك تن فراهم آيند. و گرنه اگر عالم مجتهداز حضور در زمان و حاكميت وارائه فكر و نظر براى هدايت اجتماع جدا شود نقض غرض (بر خلاف ايده ) خواهد شد]. 70

جريان ارجمند و خالص شيعى در حوزه تفكراسلامى بااين انديشه بود كه هميشه شعله هاى سركش مبارزه عليه نظامهاى جبار را فروزان مى داشت و براى تحقق حاكميت الاهى آرام نمى گرفت .

مولفان[ تاريخ فلسفه در جهان اسلامى] گرايشهاى سياسى و سوق دادن فلسفه بسوى سياست را درانديشه هاى فارابى گواه شيعى بودن او دانسته اند و گفته اند:

[ اين راهى بود كه پيروان تشيع براى سرنگون ساختن قدرت حاكمه و اقامه نظام سياسى كه امام در راس آن باشد گام بر مى داشتند]. 71

در ميان عالمان و فقيهان معاصر نيز بعنوان نمونه بايداز آيه الله بروجردى ياد كرد.

وى در ضمن بحثى پيرامون جامعيت اسلام و ضرورت حاكميت و حكومت اتفاق مسلمين را در مسئله زعامت و رهبرى مطرح ساخته اند. 72

و سرانجام فريادگر بزرگ عصر در بلنداى مقام مرجعيت و زعامت حضرت آيه الله العظمى امام خمينى پيامبر گونه ندا در داد كه :

[ اسلام را عرضه بداريد و در عرضه آن به مردم نظير عاشورا بوجود بياوريد... كارى كنيد كه راجع به حكومت موجى بوجود آيد اجتماعات بر پا گردد].

و در ضمن بحث ازولايت فقيه فرمود:

بر مسلمانان بويژه روحانيون و طالبان علوم دينى واجب است عليه تبليغات دشمنان اسلام بپاخيزند و با هر وسيله ممكن جو شايعه دشمنان رااز بين ببرند و نشان دهند كه اسلام دين حكومت است و قوانين عدالت گستر آن در جهت ايجاد حكومتى است الاهى . 73

اين مطلب چنانكه ياد كرديم اتفاقى مسلمين است . واينك بنمونه اى چنداز آراء متفكران اهل سنت اشاره مى كنيم :

ابوالحسن على ماوردى مى گويد:

[وعقدها لمن يقوم بها واجب بالاجماع وان شذ عنهم الامم] . 74

پيمان امامت امرى است اتفاقى بين مسلمانان . دراين مسئله تنها ابوبكراصم مخالفت كرده است .اين حزم اندلى مى گويد:

[مسلمين بر وجوب امامت اجماع دارند. و همگان اين را پذيرفته اند كه بايد مردم رهبرى امام عادل را بپذيرند. تا وى مردم را براساس قوانين الاهى اداره كند]. 75

شيخ الاسلام سابق دولت عثمانى شيخ مصطفى صبرى پس از بحث مفصل وارجمندى پيرامون عدم تفكيك دين از سياست مى گويد:

اين مسئله مبتنى بر وجوب نصب امام است كه از مسائل كلامى است . و وجوب نصب امام از سوى مسلمين بدين معناست كه بايد حكومت در تمام جوانب آن به قواين شريعت اسلامى مقيد باشد چرا كه رهبرى عنوان خلافت از رسول الله است واين عنوان تنها با پيوستگى به مكتب محقق مى شود.76

آنچه تا بدينجا ذكر شد نگاهى بود گذرا به دلائل[ لزوم تشكيل حكومت اسلامى] و ديديم كه انديشه تشكيل حكومت اسلامى ريشه در قرآن و سنت دارد و عالمان و متفكران نيز همگان بر ضرورت و لزوم آن تاكيد كرده اند. بى گمان اين نتيجه گيرى به معناى التزام به لوازمى در زندگى جمعى خواهد بود. و صرفا منحصر به اين نيست كه ما بپذيريم حكومت براى جامعه لازم است بلكه لازمه آن ترسيم خطوط ويژه اى در شيوه فرماندهى و فرمانبرى و اداره جامعه است .

واينك كه امت قهرمان و متعهد ما در پرتو هدايتهاى پيامبرانه امام بزرگوار به شكل دادن آرمان والاى رزمجويان و تلاشگران و شهيدان موفق شده اند. و زمينه اى شايسته و بايسته براى پژوهش در منابع اسلامى واستخراج شيوه ها و روشهاى تدبير و سياست الاسمى بوجود آمده است . بر محققان و پژوهشگران آشنا به مبانى اسلامى است كه با تلاشى پى گير و بلندنگرى شايسته اين گونه كارها به استخراج و عرضه حقايق اسلامى بپردازند.

 

در بحث ياد شده مسائلى شايان توجه و قابل تامل و پژوهش است به عنوان نمونه : مفهوم حكومت و حاكميت دراسلام ضرورت حكومت منشا حكومت يك امرالاهى است يا مردمى حكومت يك حق است يا تكليف حكومت هدف است يا وسيله چه رابطه اى بايد بين حاكم و مردم استوار باشد. روابط متقابل حاكم و رعيت بر چه مبناء واساسى است نقش مردم در حكومت چيست ؟مردم در برابر حكومت چه كاره اند تعيين كننده اند! شروع كننده اند يا هيچ كاره اند؟

چگونگى بر خورد دستگاه ادارى با مردم بايد چگونه باشد اينان طلبكار مردمند؟ يا بدهكار مردمند. بالاخره اخلاق دستگاه ادارى با مردم بايد چگونه باشد؟

جايگاه شورى در حكومت كدام است . مفهوم دقيق ضوابط و حدود آن چيست . نقش شورى و شوراها دراداره كشور در چه حداست . رابطه آن با ولايت فقيه و رهبرى چگونه است .

رفتار حاكم نسبت به خود بايد چگونه باشد. آيا براى رفتار حاكم محدوديتى هست . زندگى شخصى حاكم بايد چگونه باشد. شرايط حاكم چيست ؟ شرايط منفى و مثبت آن . آزادى در نظام اسلامى مفهوم دقيق آن ضوابط و حدود آن چگونگى برخورداسلام با آزادى شكنان . رهبرى در زمان غيبت و چگونگى آن (ولايت فقيه ). تعدد مرجعيت و چگونگى ارتباط آن با زعامت و رهبرى مبسوط اليد در جامعه .

جايگاه قواى سه گانه در نظام فكرى اسلام رابطه آنها با رهبرى جامعه دلايل لزوم انتخاب افراد مجلس شوراى اسلامى از سوى مردم دلايل معيار بودن اكثريت درانتخابات ديگراينكه شان مجلس ولايت و قيمومت است تا زنان نتوانند شركت كنند چنانكه برخى گفته اند يا وكالت است كه مى توانند شركت كنند.

هيئت وزيران يا قوه مجريه جايگاه آن مسئوليتها و دلايل مشروعيت آن سير تاريخى وزارت .

اينها و جزاينها مسائلى قابل توجه و تامل در شكل كلى نظام حكومتى اسلام است . كه بايد پژوهشگران و محققان با سعه صدر و با توجه به آراء و نظريات ديگران بصورت تطبيقى به تحليل و بررسى آن بپردازند و نتيجه تحقيقات و كاوشها و كوششهايشان را براى آگاهى امت عرضه كنند.

 

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
1. ولايت فقيه امام خمينى .31.

2. بقره .217

3. براى جهاد و نبرد مسلحانه اقسام ديگرى نيز مى توان ترسيم كرد (چنانكه برخى از فقهاى بزرگ چنين كرده اند) كه همه آنها بالاخره به همين سه قسم بر مى گردد. رك : كشف الغطاء عن مبهمات شريعه الغراء.381 مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء. و نيز رك :اللمعه الدمشقيه چاپ نجف ج 2.372. شرايع الاسلام ج 1.310 جواهرالكلام ج 21.18.

در بحث جهاد دو نكته شايان توجه است كه بايد با دقت و تامل مورد بازنگرى قرار گيرد.

الف -مفهوم دقيق جهادابتدائى و ماهيت جهاد دراسلام بطور كلى جهاد چيست و براى چيست ؟ جهاد تهاجمى است در جهت گشودن مرزهاى كشورها يا حركتى است در جهت گشودن ذهنيت جامعه ها براى گسترش آئين جهاد در هم شكستن سلطه هاى سياسى براى تحميل انديشه الاهى است ؟ يا نبردى است براى بر چيدن جواختناق وايجاد قضاى آزاد براى انديشيدن آزادانه انسانها؟ بالاخره جهاد و نبرد مسلحانه نتيجه و لازمه جنبش عقائدى فرهنگى و سياسى است براى بر چيدن موانع راه الله يا حركتى است بدون هيچگونه عكس العمل براى فتح جوامع ديگر با عنوان:[ الدعوه الى الاسلام] . پاسخ دقيق به اين سئوالها نشانگر ماهيت جهاد نيز خواهد بود.

(رك :الميزان ج 2.64 به بعد [ جهاد]استاد شهيد آيه الله مطهرى ).

 

ب -مشروط بودن جهاد ابتدائى به اذن امام معصوم .اين نكته نيز قابل تامل و نقد و بررسى است . صاحب جواهر پس ازاين نقل اجماع فرموده اند:اگراجماع تمام باشد. مطلب درست است .امااگر بشود دراجماع خدشه كرد مى توان در اين شرط به عموم و فراگيرى ادله ولايت فقيه مناقشه كرد. (جواهر ج 21.1314).

 

رهبر كبيرانقلاب اسلامى حضرت آيه الله العظمى امام خمينى در سلسله بحثهاى خارج فقه (بيع ) در بحث ازابعاد ولايت فقيه فرموده اند: تمام مناصب ثابت براى امام معصوم براى فقيه نيز ثابت است . مگراينكه دليلى قائم شود كه فلان منصب ثابت براى امام از مناصب حكومتى نيست يااز مناصب حكومتى هست ولى ويژه امام معصوم است و به فقيه نمى رسد چنانكه اين مطلب درارتباط با جهاد غير دفاعى مشهوراست . ( كتاب البيع ج 2.397).

 

بدين سان مى نگريد كه امام مطلب را قابل تامل و مورد بحث و كاوش مى داند ولى با توجه به آنچه امام در 17 ربيع الاول امسال (1405 ق ) فرمودند مى توان دريافت كه امام اين شراط را نمى پذيرند و جهاد را زمانشمول مى دانند.امام در قسمتى از بيانات روشنگر وارجمندشان چنين فرمودند :قرآن مى فرمايد:[ قاتلوهم حتى لاتكون فتنه] همه بشر را دعوت مى كند به مقابله براى رفع فتنه يعنى جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم ... يعنى كسانيكه تبعيت از قرآن مى كنند در نظر داشته باشند كه بايد تا آنجائى كه قدرت دارند ادامه نبردشان بدهند تااينكه فتنه] از عالم برداشته شود... غايت رفع فتنه است بايد رفع فتنه از عالم بشود].

 

لازم بتذكراست كه اجماع را صاحب جواهراز[ رياض المسائل] نقل مى كند. و[ رياض المسائل] نيزاين اجماع رااز[ منتهى] علامه حلى و[ مغنيه] ابن زهر نقل مى كند.

 

(رياض المسائل ج 1.179). با مراجعه به دو كتاب ياد شده روشن مى شود كه مورداجماع[ امام عادل] است و نه[ امام معصوم] . (منتهى ج 1.899 جوامع الفقهيه .584). با توجه به اينكه دقت در عبارت منتهى نشانگراين است كه فتوى وادعاى اجماع علامه در مقابل فتواى احمد بن حنبل است كه جهاد را مطلقا واجب مى دانسته است و در نهايت در جهت اثبات وجوب جهاد فقط باامام عادل .

 

روايات مورداستناد فقهاء در شراط اذن[ امام معصوم] در جهادابتدائى در وسائل الشيعه ج 11.3235 ذكر شده است كه هيچكدام از آنها قيد [معصوم] را ندارند. و تعبير روايت[ 1. مفترض الطاعه] و روايت9 و10 امام عادل است .

 

و چنانكه پيشتر گفتيم صاحب جواهر فرمودند اگراجماع نباشد در شرط[ اذن امام معصوم] به شامل بودن ادله ولايت فقيه مى توان خدشه كرد. با توجه به آنچه گذشت اولا مورداجماع امام معصوم نيست و ثانيا با توجه به اينكه با مراجعه به متون فقهى روشن است كه اين اجماع مستند به همين روايات است نمى تواند حجت باشد. بالاخره بحث تفصيلى نقد آراء و سيره فقهى اين بحث را فرصتى فراختر لازم است . ه

 

4. نهج البلاغه صبحى صالح .69. مصادر نهج البلاغه ج 1.392.

 

5. صحيح مسلم ج 3.1517. سنن ابى داود ج /10/3

 

6. نهج البلاغه صبحى صالح .69.

 

7. شرايع الاسلام ج 1.309. مسالك الافهام ج 1.120. جواهرالكلام ج 21.38.

 

حمسالك الافهام فى آيات الاحكام ج 2.359. شرح اللمعه ج 2.385 چاپ نجف . شرح تبصره 9 حاج آقا ضياء عراقى ج 6.449.

 

8. رك : تهذيب الاحكام ج 2.125 وسائل الشيعه 

ج 11.19 بحارالانوار ج 100.62.

9.النهايه اين اثير ج 2.185. مجمع البحرين ج 4.248. ترتيب القاموس المحيط ج 2.289.

 

10. شرايع الاسلام ج 1.309. جواهرالكلام ج 21.38. كنزالعرفان ج 1.388.

 

11.الفقه كتاب الجهاد.105.

 

12. فقه الامام جعفرالصادق ج 2.365.

 

13. سوره آل عمران .200. در تفسير آيه نگاه كنيد به : مسالك الافهام آيات الاحكام ج 2.359. فقه القرآن ج 1.332.الميزان ج 4.92 به بعد.

 

14.الدرالمنثور ج 2.14. مستدرك الوسائل ج 2.246.

 

15. صحيفه سجاديه دعاى .27.

 

16. سوره توبه .103.

 

.88 17. سوره توبه .60.

 

18. من لايحضره الفقيه ج 2.14.الفروع من الكافى ج 3.497. جامع احاديث الشيعه ج /05/8 وسائل الشيعه ج /03/6 و نيز توجه شود به رواياتى كه دستور تخمين مقدار بار درختهاى خرما وانگور را براى گرفتن زكات آنها داده و رواياتى كه گوياى اين است كه على[ ع] كسانى را مى فرستاد تا زكاه مال مردم را جمع كنند و نيز به دستورات امام[ ع] به استاندارانش در جمع صدقات و خراجها و ... رك جواهرالكلام ج 15.417. وسائل الشيعه ج 6 باب 19ازابواب زكاه الغلات .141 و نيز باب 14ازابواب زكاه الانعام

 

19. وسائل الشيعه ج 6.144 ح .4 و 184 ح 3. جامع احاديث الشيعه ج 8.246 به بعد.

 

20.الكافى فى الفقه ابى الصلاح الحلبى .172. شرح جمل العلم والعمل .269.المقنعه .41 باب وجوب اخراج الزكوه الى الامام . جواهرالكلام ج 15.417.

 

21. ولايت فقيه .36 در تفصيل بحث رك : كتاب البيع آيه الله العظمى امام خمينى ج 2.489 به بعد. كتاب الخمس والانفال .11 و 251 به بعد و 351 به بعد. معالم الحكومه الاسلاميه .631 به بعد. فقه الزكاه دكتر يوسف قرضاوى ج 2.747 به بعد. بحثى پيرامون آيه الله مشكينى .125 به بعد.

 

22.النساء.75.

 

23. وسائل الشيعه ج /05/11الفروع من الكافى ج /02/5 ثواب الاعمال .255.

 

24. وسائل الشيعه ج 11.559.الاصول من الكافى ج 2.164.

 

25. وسائل الشيعه .560 الاصول من الكافى ج 2.163.

 

26. ولايت فقيه .3435.

 

27.الفروع من الكافى ج 7.77.

 

28. مدرك پيشين .78.

 

29. مدرك پيشين .174 تهذيب الاحكام ج 10.146 وسائل الشيعه ج 18.308.

 

30.الفروع من الكافى ج 7.174. تهذيب الاحكام ج 10.146. وسائل الشيعه ج 18.308.

 

31. من لايحضره الفقيه ج 4.72 چاپ غفارى تهذيب الاحكام ج 10.155 روضه المتقين ج 10.213.

 

32. سوره نور/02

 

33. سوره مائده .38 و نيز نگاه كنيد به آيه هاى 194 بقره . مائده .45.

 

. 34. جواهرالكلام ج 21.394. و نيز نگاه كنيد به :المقنعه للشيخ المفيد كتاب الامر بالمعروف ..129. النهايه للشيخ الطوسى .300302 چاپ بيروت . تذكره الفقهاء ج 1.459.

 

[مراسم سلار] در:الجوامع الففهيه .661.الدروس للشهيد كتاب الحسبه .165.الكفايه للسبزوارى 83. وسائل الشيعه ج 18.339. روضه المتقين ج 10.214. عوائدالايام

للنراقى .195. تكمله مبانى المنهاج ج 1.224 مسئله .177.

چنانكه در متن مقاله ياد شد براساس نقل صاحب جواهر در ميان فقهاى شيعه تنها محقق صاحب شرايع و علامه حلى دراين حكم ترديد كرده اند. در ميان فقهاى متاخر نيز برخى در اجراى حدود در زمان غيبت تامل كرده اند. جامع المدارك فى شرح المختصرالنافع ج 7.57به بعد

 

35. ولايت فقيه .39.

 

36. آل عمران .105.

 

37.انعام .152.

 

38.الجامع لمواضيع آيات القرآن الكريم .493 و 469.

 

39. جامع الاصول فى احاديث الرسول ج 3.46 صحيحى مسلم ج 3.1480.

 

40. نهج البلاغه صبحى صالح .127.

 

41.الاصول من الكافى ج 1.405.

 

42. بحارالانوار ج 2.66 ج 3.72 و نيز نگاه كنيد به مداركى كه در همين مجله شماره 3.62 در ذيل شماره 8 و 7 معرفى شده است .

 

43. نهج البلاغه فيض الاسلام 244 1197.اين جمله در چاپ صبحى صالح در شماره 252.512 بصورت[ الامانه]... و در چاپ شيخ محمد عبده در شماره 254.713اپ دارالتعارف[ والامانات] آمده است . در شرح ابن ابى الحديد چاپ دو جلدى تهران ج[ .411.2 والامامه] است .اما دستهاى تحريفگر در چاپ 4 جلدى جلد 4.350. و در چاپ 20 جلدى جلد 20.86 زير شماره 249 [ والامانه] ضبط كرده اند. ولى به شرح آن توجه نكرده اند. (.351 4 جلدى 90.20 جلدى ) كه در آن آمده است :

 

[فرضت الامامه نظاما للامه] .

 

در متن اصلى شرح ابن ميثم بحرانى نيز[ الامامه] آمده است . (چاپ يك جلدى بدون شماره صفحه ). ولى در چاپ پنج جلدى ج 5.365 معلوم نيست ناشران بااستناد به چه متنى[ الامانه] . ضبط كرده اند.

 

به رحال اين جمله در شرح ملا صالح قزوينى چاپ الاسلاميه ج 4.224 ملا فتح الله .568 شرح ابن ابى الحديد دو جلدى جلد 2.411 چاپ تهران و در مصادر نهج البلاغه ج 4.193 و در غررالحكم ج 4.457 چاپ دانشگاه و در منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه ج 21.318 [ والامامه]... آمده است . و با توجه به جمله بعدى[ والطاعه تعظيما للامامه] مناسب [ الامامه] است نه[ الامانه] . متاسفانه برخى از مترجمان و شارحان نيز بدون توجه و تامل همان صورت تحريفى را آورده و شرح و ترجمه كرده اند. رك فى ضلال نهج البلاغه ج 4.366. ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ج 3.298 ترجمه مبشرى بخش دوم و سوم .394 متاسفانه آنچه ذكر شد تنها نمونه ئى است از تحريفاتى كه در متون اسلامى انجام شده است مصححان و ناشران متون كهن در مصر و بيروت رسم امانت را رعايت نكرده ازاين گونه اعمال بسيار مرتكب . شده اند براى آگاهى از نمونه هاى ديگرى ازاين قبيل رك :

 

دراسات و بحوث ج 1.9 مقاله[ اعرف : الكتب المحرفه] .

 

44.الاحتجاج ج 1.143.

 

45. ولايت فقيه .44.

 

46. سوره اعراف .59.

 

47. سوره توبه .32.

 

48. سوره بقره .193.

 

49.الفروع من الكافى ج /03/5

 

50. سوره نساء .141 در توضيح تفسير آيه نگاه كنيد به : مجمع البيان ج 3.128 اطيب البيان فى تفسيرالقرآن ج 4.246 فى ضلال القرآن ج 2.560 المنار ج 5.446.

 

51. براى آگاهى گسترده پيرامون اين قاعده و مباحث فقهى مربوط به آن رك :القواعدالفقهيه ج 1.157.

 

52. منيه المريد.26 چاپ سيداحمد حسينى بحارالانوار ج 1.206.

 

53. نهج البلاغه صبحى صالح .79.

 

54. غررالحكم ج 4.318 چاپ دانشگاه .

 

55.اختيار معرفه الرجال .4 چاپ دانشگاه مشهد.

 

56. تفسيرالقمى ج 1.299 وسائل الشيعه ج 3.145 ح 7 الاصول من الكافى ج 1.407 ح 7 تفسيرالبرهان ج 2.135 ح 6و 9 وسائل الشيعه ج 15.22.

 

57.الاصول من الكافى ج 1.406 ح 6 وسائل الشيعه ج 3.365 ح 4 البرهان فى تفسيرالقرآن .249 ح 20.

 

58. نهج البلاغه صبحى صالح .438. قسمتى از نامه امام[ ع] به مالك الفروع من الكافى ج 5.164 ح 2 تهذيب الاحكام ج 7.161.

 

59. بحارالانوار ج 96.86.

60. وسائل الشيعه ج 6.370 ح 19 و نيز رك : كتاب الخمس والانفال حضرت آيه الله العظمى منتظرى .60.

61. وسائل الشيعه ج 18.221.

62. وسائل الشيعه ج 8.85.

63. نهج البلاغه صبحى صالح .50.

64. نهج البلاغه صبحى صالح . 432.

65. در تفصيل مطلب رك :الحياه ج 2 باب دهم .417 - 466 نظام الحكم والاداره فى الاسلام باقر شريف القرشى .228 - 238 معارف اسلامى ج 2.بحث ولايت فقيه از آيه الله مشكينى 154 - 162 الاحكام السلطانيه .1615.

66.الفين .27 چاپ موسسه الاعلى - بيروت .

67. كشف المراد فى شرح تجريدالاعتقاد.284 توضيح المراد ج 2.676.

68. تلخيص الشافى ج 1.55.

69.اوائل المقالات /08

70.اللوامع الالهيه فى المباحث الكلاميه .264 با تصحيح و تعليق آيه الله شهيد قاضى طباطبائى .

71. تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ج 2.402 ترجمه عبدالمحمد آيتى .

72.البدرالراهرفى صلوه الجمعه والمسافر.52.

73. كتاب البيع ج 2.460.

74.الاحكام السلطانيه ماوردى /05/الاحكام السلطانيه ابى يعلى محمد ابن الحسين الحنبلى .19.

75. نظام الحكم فى الشريعه والتاريخ .314.

76. موقف العقل والعلم ج 4.286. تفصيل آراء ياد شده و آراء برخى ديگراز متفكرا ناهل سنت را در منابع ذيل بنگريد: نظام الحكم فى الشريعه والتاريخ الاسلامى ظافرالقاسمى .314. من اصول الفكرالسياسى الاسلامى محمد فتحى عثمان .364.النظم الاسلاميه فصل سوم .

77.يادنامه دومين كنگره نهج البلاغه .27.

78. براى تحقيق و بررسى در مسائل ياد شده نگاه كنيد به : كتاب البيع ج 2.459 به بعد [ ولايت فقيه] ازامام خمينى . ولايه الفقيه ابعادها و حدودها محمدهادى معرفت .الراعى والرعيه توفيق الفكيكى مقتبس السياسه محمد عبده .

تنبيه الامه و تنزيه المله از مرحوم آيه الله نائينى . بلغه الفقيه ج 3.221 به بعد .

معالم الحكومه الاسلاميه جعفر سبحانى حاكميت دراسلام سيد محمد مهدى خلخالى ولايت فقيه حكومت صالحان نعمت الله صالحى نظام الحكم والاداره فى الاسلام باقر شريف القرشى . و براى دستيابى به نظريات گوناگون و نقد و بررسيهاى مختلف و بحثهاى تطبيقى مراجعه شود به :الاحكام السلطانيه ماوردى الطرق الحكميه فى السياسه الشرعيه ابن قيم جوزى . سلوك الملوك روزبهان اصفهانى .الخلافه والاماته عبدالكريم خطيب . نظام الحكم فى الشريعه والتاريخ الاسلامى ظافر قاسمى . نظام الحكم النبويه دو جلد عبدالحى كتانى .الاحكام السلطانيه ابى يعلى فراهى .السياسه الشرعيه ابن تيميه .النظم الاسلاميه نشاتها و تطورها دكتر صبحى صالح القانون والعلاقات الدوليه فى الاسلام صبحى محمصانى . من اصول الفكرالسياسى الاسلامى محمد فتحى عثمان .