پنجشنبه, 31 تیر 1389
 
128
 
 

جانشينان پيامبر(ص)در پرتو شرح نهج البلاغه
احمدوند فاطمه

جانشينان پيامبر(ص) در پرتو شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: نقد و بررسى متون تاريخى; سيدعليرضا واسعى; قم: پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, 1386.

پژوهش مذكور با گزارش داده هاى تاريخى در شرح نهج البلاغه درخصوص خلفاى راشدين و توصيف آن داده ها در قالب ساختار تعريف شده, به منظور بررسى و ارزيابى منابع و مستندات آنها شكل گرفته است. مؤلف پيش از گزارش محتواى نوشتار, دو نكته را يادآور شده است:
1. اصطلاح خلفاى راشدين كه قلمرو محتوايى پژوهش را ترسيم مى كند, در كتاب شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد هرگز به كار نرفته است و نويسنده كتاب, در مقطعى از تاريخ مى زيسته است كه كاربرد اين اصطلاح شايع بوده, اما در هيچ جا از آن استفاده نكرده است; از اين رو عنوان جانشينان پيامبر(ص) براى پژوهش برگزيده شد.
2. اين نوشتار براساس حديثى از پيامبر(ص) كه فرمود: (پس از من خلافت سى سال است و سپس سلطنت آغاز مى شود), به زندگى آنانى پرداخته است كه به خلفاى آن حضرت شناخته مى شوند.
كتاب پس از مقدمه و كليات, از شش فصل و يك نتيجه تشكيل شده است. در بخش كليات, اهداف, ضرورت هاى تحقيق, پرسش هاى اصلى, پيشينيه و سوابق تحقيق, روش پژوهش, اصطلاحات و مفاهيم و نيز منابع تحقيق مطرح شده است. پايان اين مبحث نيز نگاهى گذرا به شخصيت علمى ـ اجتماعى و دينى ابن ابى الحديد و نيز ارزش و اعتبار شرح نهج البلاغه اوست.
عزالدين ابوحامد, عبدالحميدبن (داوود بن) هبةاللّه بن محمد بن محمدبن حسين بن ابى الحديد مدائنى ـ كه از بزرگان قرن هفتم هجرى و از خاندان سرشناس است ـ بنا به گفته اى در سال 586 ق در مدائن به دنيا آمد و در همان جا رشد و نمو يافت. ياقوت حموى نيز ولادت او را در مدائن, اما رشدش را در كرخ مى داند. وى همچنين مى نويسد: (مردم مدائن و كرخ در عصر ايشان شيعه امامى بودند).
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه تصريح نموده كه در مدارس نظاميه تحصيل كرده است و از محضر دانشمندان زمان خود كه بيش از ده تن بوده اند و برخى از آنان شافعى, برخى حنبلى, عده اى حنفى و يا علوى بوده اند, بهره گرفته است.
مؤلف پى بردن به مذهب ابى الحديد را مهم و در عين حال دشوار مى داند; زيرا نوشته هاى ابى الحديد در شرح نهج البلاغه و ديگر آثارش و ديدگاه هايى كه در آنها عرضه كرده, متناقض است. بنابر بررسى هاى انجام شده در اين اثر, برخى ابى الحديد را با عنوان شيعه غالى يا معتزلى خوانده اند; از آن رو كه علويات را سروده و چنين شعرى جز از شيعه اى باورمند سروده نمى شود. برخى ديگر نيز او را از اهل سنت دانسته اند.
در ادامه, مؤلف به بررسى كتاب شرح نهج البلاغه مى پردازد: ابن ابى الحديد شرح نهج البلاغه را به خواست ابن علقمى اسدى, وزير شيعى آخرين خليفه عباسى, المستعصم باللّه نوشته است و گويى در نگارش اين اثر, چشمى به خليفه شافعى و چشمى به وزير شيعى او داشته است.
مؤلف در تأليف اين اثر به گزارش هاى مستند تاريخى استناد كرده است; مثلاً مى نويسد: (ابن كثير ذيل حوادث سال 649 ق آورده است كه در اين سال كتاب شرح نهج البلاغه اثر ابن ابى الحديد مدائنى, كاتب وزير مؤيد الدين بن علقمى در بيست مجلد به پايان رسيد و وزير به پاس زحمات او, يكصد دينار خلعت و اسبى بدو بخشيد و او نيز بابت اين بخشش, در قصيده اى وزير را ستود).
به نظر مى رسد گزارش هاى ابن اثير بسيار مورد توجه مؤلف بوده است; علاوه بر اين, مؤلف اطلاعات مربوط به منابع مورد استفاده ابى الحديد و مورخانى كه از اثر وى بهره گرفته اند را گردآورى كرده است. وى مى نويسد: (از آنجا كه شرح ابن ابى الحديد مشتمل بر مباحث گوناگون, به ويژه فضايل امام على(ع) و ائمه(ع), براساس منابع كهن است, برخى را به گزينش گرى كشانده, چنان كه هاشم بن سيدسليمان بن سيداسماعيل بن سيد عبدالجواد كتكتانى (م 1107 ق), كتابى با عنوان سلاسل الحديد منتخب من شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد فى فضائل اميرالمؤمنين و الائمه نوشته است).
مؤلف در ادامه, برخى خطاهاى روشى و فكرى ابن ابى الحديد را متذكر شده, مى نويسد: (ابن ابى الحديد همچون ديگر آدميان خطاهاى مختلفى مرتكب شده و همين امر موجب شده است برخى وى را نقد كنند. خطاهاى ابن ابى الحديد برخى روشى و ناشى از نوع مطالعات او و برخى فكرى و برآمده از باورهاى وى مى باشند. ابن ابى الحديد به رغم اطلاعات و منابع بسيارى كه در اختيار او بوده, گاه دچار لغزش هايى شده كه مهم ترين آنها, ادعاى او مبنى بر آن است كه پيش از او كسى جز قطب الدين راوندى به شرح نهج البلاغه دست نزده است; اين در حالى است كه بررسى هاى محققان, شروح بسيارى را نشان مى دهند كه پيش از ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه نوشته شده ولى وى آنها را نديده و طبيعتاً از آنها بهره نگرفته است. از نظر مؤلف, خرده هايى كه در نتيجه اين كاستى به ابن ابى الحديد گرفته شده بر او وارد است; زيرا در مقدمه شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى, كمال الدين ميثم بن على بن ميثم بحرانى (م 679 ق) كه معاصر ابن ابى الحديد است, آمده كه پيش از اين, كتاب هايى در شرح نهج البلاعه نوشته شده است). با اين همه مؤلف در انتهاى اين بخش, به ذكر ويژگى هاى مثبت كتاب ابن ابى الحديد مى پردازد و آن را از ديگر كتاب ها در اين زمينه متمايز مى داند.
فصل اول كتاب با عنوان (در آستانه رحلت پيامبر(ص)) به زمينه ها و بسترهاى شكل گيرى جريان خلافت مى پردازد كه پيش درآمدى براى ورود به بحث هاى اصلى پژوهش است. در اين فصل به بيمارى پيامبر(ص) و حوادث مقارن آن و نيز آنچه تا درگذشت آن حضرت رخ داد, پرداخته شده است; همچنين دو واقعه مهم و تأثيرگذار در شكل گيرى جريان هاى بعدى تاريخ اسلام, مورد مداقه قرار گرفته است: يكى تقاضاى لوح و قلم و ديگرى فرستادن سپاه اسامه كه هر دو با پاسخ منفى سران و پيروان رسول خدا(ص) روبرو شد و طبيعتاً مايه مجادلات بسيارى را فراهم ساخت.
بنابر بررسى هاى مؤلف, ابن ابى الحديد منبع خود را در مورد تاريخ رحلت رسول خدا(ص) روشن نمى سازد; ولى به اختلاف اقوال در باب تاريخ فوت و محل دفن پيامبر(ص) اشاره مى كند; همچنين تحليل انتقادى نسبت به گزارش هاى تاريخى ابن ابى الحديد از نگاه مؤلف مغفول نمانده است.
مؤلف در ادامه مى نويسد: (ابن ابى الحديد در گزارش رحلت پيامبر(ص) كه ضمن آن به ارسال سپاه و نيز تقاضاى لوح و قلم پرداخته, از سه منبع تاريخى بهره گرفته است. يكى از منابع ابن ابى الحديد, الامالى اثر محمد بن حبيب (م 245 ق) است كه ابن ابى الحديد ذيل خطبه 190 و در پايان بخش مربوط به غسل بدن پيامبر(ص) توسط امام على(ع) از اين كتاب, مطالبى را ذكر مى كند.
منبع ديگر, الجامع الصحيح نوشته ابوعبداللّه محمد بن اسماعيل بخارى (م 256 ق) است كه ابن ابى الحديد درخصوص رحلت پيامبر(ص) و چگونگى سپرى شدن آخرين لحظه هاى زندگى آن حضرت, از اين اثر بهره گرفته است. منبع سوم التاريخ الكبير اثر محمد بن جرير طبرى (م 310 ق) است. ابن ابى الحديد مطالب اين كتاب را در بخش مربوط به گزارش رحلت و چگونگى كفن و دفن آن حضرت و قضايايى كه در آن هنگام پيش آمده, ذيل خطبه 190 اثر خويش ذكر مى كند. از سوى ديگر, مؤلف با بررسى اجمالى منابع مذكور درصدد واكاوى ميزان اتقان و استناد ابن ابى الحديد در پرداختن به اين گزارش هاست.
مطالب ارائه شده در فصل اول: در آستانه رحلت پيامبر(ص)
الف) بيمارى و رحلت پيامبر(ص):
1. اعزام سپاه اسامه بن زيد;
2. درخواست صحيفه و قلم.
ب) بررسى منابع تاريخى.
از اين پس, مؤلف در پايان هر فصل به بررسى منابع تاريخى شرح نهج البلاغه پرداخته است.
ادامه بحث به طور طبيعى به رحلت پيامبر(ص) و جانشينى او كشيده مى شود; از اين رو فصل دوم به بررسى مسئله خلافت و چگونگى روى كار آمدن ابوبكر مى پردازد. در اين قسمت ضمن پرداختن به ديدگاه ابن ابى الحديد درخصوص خلافت, مبنى بر اينكه آيا به نص بوده است يا به اختيار, به رخدادهاى پس از رحلت پرداخته شده است; همچنين ماجراى سقيفه كه برايند آن, تعيين خليفه اى به جاى پيامبر(ص) و مشروعيت بخشى به او بود و نيز تحليل آنچه در دوران خلافت دو سال و اندى وى پيش آمد, مباحث مربوط به اين فصل است.
فصل دوم, شامل مباحث ذيل است:
الف) نگرش هاى پيشينى;
ب) جريان خلافت در شرح نهج البلاغه:
1. شيوه ابن ابى الحديد;
2. سقيفه و انتخاب ابوبكر;
3. سقيفه در خطبه عمر;
4. ماجراى سقيفه بنى ساعده;
5. رقابت هاى قومى و كشمكش هاى اجتماعى;
6. پشيمانى انصار و افشاشدن اسرار;
7. عمر و نگرش هاى ويژه:
الف) اعتقاد به زنده بودن پيامبر(ص);
ب) (فلته) خواندن بيعت.
8. بيعت امام و ديگر مخالفان;
9. وصايت پيامبر(ص) به خلافت;
10. علت روگردانى از على(ع);
ج) برايند بحث و جمع بندى آن از ديدگاه ابن ابى الحديد;
د) نسبت و شخصيت ابوبكر;
هـ ) جريان فدك;
و) بررسى منابع تاريخى.
فصل سوم به ترسيم دوران خلافت عمر مى پردازد; از چگونگى انتخاب او تا آنچه موجب كشده شدن وى شد. عمده ترين بحث هاى اين فصل ـ كه به نظر مؤلف بيشترين توان ابن ابى الحديد را به خود مصروف ساخته است ـ توجيه شخصيت, عملكرد و مشروعيت عمر در اثر اوست. از يك سو ابن ابى الحديد به اين شخصيت تاريخى نگرش فردى شيعه دارد و از سوى ديگر خود برخلاف باور شيعه, به او اعتقاد مذهبى دارد; علاوه بر اين, اثرش را براى ابن علقمى وزير شيعى مستعصم سنى شافعى (640 ـ 656 ق) نگاشته است; از اين رو رويه اى چندگانه در پيش گرفته است.
به نظر مؤلف, ابن ابى الحديد مى كوشد به هر نحو ممكن, چهره اى موجّه از عمر ارائه دهد و بدين منظور فصلى از اثر خويش را بدو اختصاص داده است. ابن ابى الحديد از مناقب, كمالات و صفات عمر هرآنچه مى توانسته, آورده است كه از نظر وى توجيهى معقول از شخصيت اوست. در اين فصل كه گذرى بر داده هاى شرح ابن ابى الحديد درخصوص دوران خلافت عمر است, به جنگ ها و فتوحات مهمى كه در دوران خلافت وى رخ داده و نيز به انديشه عمر درباره آينده خلافت پرداخته شده است كه محصول آن, شوراى شش نفره بود.
فصل سوم: خلافت عمر
الف) زندگى و اسلام عمر:
1. عمر در زمان رسول خدا(ص);
2. عمر و وصايت ابوبكر.
ب) عمر و فتوحات:
1. مشورت عمر و جنگ قادسيه;
2. رايزنى با اصحاب براى جنگ نهاوند;
3. نبرد نهاوند;
4. جنگ فلسطين و فتح بيت المقدس;
5. ملاقات معاويه با عمر.
ج) رفتار عمر با اصحاب و مهاجران:
1. اخلاق و روش عمر;
2. توجيه اخلاق عمر.
د) عمر و انديشه خلافت:
هـ ) فرجام زندگى عمر;
و) داستان شورا;
ز) بررسى منابع تاريخى.
تركيب شورا و بحث هايى كه درباره آن پديد آمد و نيز شكل گيرى آن و در نهايت گزينش عثمان, مقوله اى است كه فصل چهارم با آن آغاز مى شود. در اين فصل, چرايى تركيب اين شورا و صورى بودن آن, علت حضور امام على(ع) در ميان آنان, چگونگى گزينش افراد شورا توسط عمر و طراحى روش انتخاب ـ كه هم به خلافت عثمان دست يافت و هم على(ع) را محترمانه كنار نهاد و نيز آن حضرت را در رديف افرادى ناهم سطح خويش قرار داد ـ تبيين شده است; به هرجهت روى كار آمدن عثمان و نقش آفرينى هاى او در حوزه سياست, اقتصاد, اجتماع و حتى ديانت, جاى توجيهى براى ابن ابى الحديد باقى نگذاشته است.
بررسى هاى مؤلف نمايانگر آن است كه ابن ابى الحديد تقريباً بى هيچ پيش داورى به گزارش اخبار دوره عثمان مى پردازد و نشان مى دهد چگونه وى با عملكرد خويش, گام در مسير مخالف پيشينيان نهاد و دچار انحراف هايى شد كه به قتل او توسط مخالفانش انجاميد.
فصل چهارم, دربرگيرنده خلافت عثمان است:
الف) شورا و انتخاب عثمان;
ب) نسبت و شخصيت عثمان:
1. دست اندازى در اموال عمومى;
2. مساعدت هاى عثمان به بنى اميه;
3. بدبينى و كينه تورى عثمان;
4. تبعيد ابوذر به ربذه.
ج) بحران هاى پيش آمده:
1. شورش و قتل عثمان;
2. نقش معاويه;
3. جايگاه على(ع) در قضيه قتل عثمان.
د) بررسى منابع تاريخى.
نكته قابل توجه آنكه: در جاى جاى اين اثر, بررسى منابع ابن ابى الحديد به هنگام ذكر رويدادهاى تاريخى, از نگاه مؤلف مغفول نمانده است.
در ادامه اين بحث, به اذعان مؤلف, قتل عثمان اگرچه ممكن است باتوجه به عملكرد او امرى موجه جلوه نمايد, اما پديده اى تلخ در تاريخ اسلام محسوب مى شود.
فصل پنجم, به بررسى جريان روى كار آمدن امام على(ع) پس از 25 سال از رحلت پيامبر(ص) كه به حق شايسته آن بود و حوادث دوران خلافت آن حضرت اختصاص دارد. در اين فصل به جنگ هاى جمل, صفين و نهروان كه على(ع) را به شدت به خود مشغول ساخته بود نيز پرداخته شده است; همچنين بررسى مكاتبات امام على(ع) با معاويه و نيز آنچه ميان آن حضرت و اهل نهروان (خوارج) رد و بدل شد, بخشى از مطالب اين فصل را شامل مى شود. به نظر مؤلف, به رغم دشوارى گزينش مطالب بسيارى كه در شرح نهج البلاغه درخصوص امام على(ع) و دوران خلافت او آمده, تلاش بر آن بوده است در اين بخش, چكيده اى از اين مطالب ارائه مى شود.
مسئله تحكيم, زمينه ها و پيامدهاى آن, از رويدادهاى بسيار دردناك اين دوره است كه در همين فصل, گزارش آن آمده است; علاوه بر اين, قضايايى كه به موجب آن خوارج در پى تصميمى به قتل امام روى آوردند نيز در ادامه, مطرح شده است. به نظر مؤلف, بيان مناقب, ويژگى ها و شخصيت امام, خود بحثى ضرورى است كه نگاهى اجمالى به آن اجتناب ناپذير مى نمايد.
مطالب فصل پنجم, شامل شخصيت امام على(ع) و دوران خلافت اوست:
الف) نسب نامه امام على(ع);
ب) امام در دوره پيامبر(ص) و خلفا;
ج) خلافت امام على(ع);
د) جنگ جمل و پيامدهاى آن;
هـ ) دستاويز معاويه و نبرد صفين;
و) پيدايى خوارج و شكل گيرى نهروان;
ز) ويژگى هاى امام و فرجام خلافت;
ح) شهادت امام على(ع);
ط) بررسى منابع.
آخرين فصل نوشتار, به زندگى امام حسن(ع) و رخدادهاى دوره كوتاه خلافت ايشان اختصاص دارد. ابن ابى الحديد به بهانه وصيت امام على(ع) به فرزندش امام حسن(ع), اندكى درباره امام حسن(ع) گزارش داده است, اما بيشتر مباحث او به مكاتبات ميان آن حضرت و معاويه و در نهايت صلح تاريخى ايشان اختصاص يافته است. ابن ابى الحديد علاوه بر طرح زندگى سياسى, مسئله ازدواج هاى امام حسن(ع) را نيز مطرح كرده, به توجيه آنها پرداخته است.
فصل ششم, شامل شخصيت امام حسن(ع) و جريان مصالحه اوست:
الف) شخصيت امام حسن(ع);
ب) امام در جايگاه خلافت:
1. رويارويى امام با معاويه در گزارش اصفهانى;
2. صلح و پيامدهاى آن;
ج) ويژگى هاى امام و فرجام ايشان;
د) بررسى منابع تاريخى.
بررسى هاى مؤلف نشان مى دهد عمده مطالب ارائه شده درباره امام حسن(ع) در كتاب ابن ابى الحديد, برگرفته از كتاب مقاتل الطالبين, اثر ابوالفرج اصفهانى, تاريخ طبرى, الامالى ابن حبيب, كتاب مدائنى و كتاب الشورى اثر واقدى است. ابن ابى الحديد درخصوص چگونگى به خلافت رسيدن امام حسن(ع) و نيز همسران آن حضرت به كتاب مدائنى و كتاب محمد بن حبيب تكيه كرده است; همچنين در مكاتبات و نامه نگارى هاى ميان امام حسن(ع) و معاويه ـ كه حجم زيادى از مباحث مربوط به امام رابه خود اختصاص داده ـ به كتاب مقاتل الطالبين و تاريخ طبرى بذل توجه نموده است; هرچند در لابه لاى مباحث, گاه از كتاب الشورى محمد بن عمر واقدى نيز مطالبى نقل كرده است.
در مجموع يكى از ويژگى هاى بارز اين كتاب, بررسى منابع استفاده شده در كتاب شرح نهج البلاغه است; بر اين اساس, نخست يكايك منابع استخراج, معرفى و ارزيابى شده اند, سپس مؤلف به روشنى نشان مى دهد ابن ابى الحديد بر چه اساسى به گزارش و توصيف رخدادها پرداخته است و تا چه اندازه مى توان براى داده هاى او, مستندات يا دست كم شواهدى يافت