دوشنبه, 10 مهر 1385
 
128
 
 

براى آن آينه شيرين كار
ارشاد سرابى اصغر


به حُسن و خلق و وفا كسى به يار ما نرسد
ترا درين سخن انكار كار ما نرسد
اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده اند
كسى به حُسن و ملاحت به يار ما نرسد
به حقّ صحبت ديرين كه هيچ محرم راز
به يار يك جهت حق گزار ما نرسد
هزار نقش برآيد زكلك صُنع و يكى
به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار كاينات آرند
ييكى به سكّه صاحب عيار1 ما نرسد
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
كه بد به خاطر اميدوار ما نرسد
حافظ

مُسَوِّدِ اين بياض, نه در شمار بعضى از استادان باد و بُروت دار و متفرعن دانشگاه است كه به يمن عضويت هيئت علمى و فرصت مطالعاتى, عيشش مدام2 باشد و نه در زيّ برخى از اهل صلاح و شرع كه دستار و دُرّاعه درپوشد و به مدرسه رود و فتوا نويسد و كارش به كام باشد; بل معلمى است شوريده حال و نقد عمر درباخته كه پيرانه سر, در تكاپوى تدارك مئونت اهل و عيال و شهريه تحصيل فرزندان ـ به شيوه آزادش ـ همچون ديگر بازنشاندگانِ بازبرخاسته به عذاب اليم گرفتار است! بدين روى, سياه كردن سينه سپيد كاغذ با پريشان حالى از يك سو, و عدم علم و اهليّت از سوى ديگر, جز روسياهى حاصلى ندارد و از اين بابت, اميد عفو و اغماض دارم.
وقتى در بازار آشفته بى تميزى, خزف رونق لعل را مى شكند3 و آينه هاى تابناك و جان هاى شيفته, ناشناخته و سر در گريبان مى مانند, تلاش اهل قلم براى زنده نگاه داشتن چراغ دانش, مايه اميدوارى و شكرگزارى است.
در روزگارى كه مجلاّت, پس از انتشار چند شماره, يكى پس از ديگرى به دلايل گوناگون از ادامه راه باز مى مانند و تخته بند مى شوند, جاى بسى شادمانى است كه آينه پژوهش از مرز صدمين شماره خود عبور كرده است و همچنان باسرافرازى و هدفمندى به پيش مى رود. اين مجله گران قدر را مى توان نقطه عطفى در تاريخ فرهنگى حوزه به حساب آورد كه به همت چند تن آدم درس خوانده و خردمند تأسيس شده و كم كم در ميان صاحب نظران حوزه هاى اسلامى, قبولى عظيم يافته است.
صاحب اين قلم كه دستى در كار ويرايش و تدوين كتاب و مقاله دارد, مى داند كه مسئولان آينه پژوهش, براى تدارك و راست و ريس كردن مقالات و مطالب مجله, چه رنج هايى را متحمل مى شوند و چه خون دل هايى مى خورند. واقعيت اين است كه تهيه اين همه مطلب و بازبينى و سر و سامان دادن آنها ـ آن هم هر دو ماه يك بار ـ به صورتى پاكيزه و زيبا و در عين حال آبرومند, كارى دشوار و طاقت فرساست و بيت زير ـ همچنان كه اشاره كرده اند4 ـ مصداق سخت كوشى و تلاش ياران آينه است.
ييرى الناس دهناً فى قوارير صافيا
و لم تدر ما يجرى على رأس سمسم5

آينه پژوهش با انگيزه بهسازى پژوهش و ارتقاى دانش دينى در زمينه نقد كتاب, كتاب شناسى و اطلاع رسانى در حوزه فرهنگ اسلامى منتشر مى شود, و از طريق انتقال انديشه ها, نقد آرا و معرفى آثار ارزنده علمى, به آگاهى و دانش خوانندگان خود مى افزايد.
خلاصه اهداف و فعاليت هاى اين مجله, همچنان كه نگاشته اند, به شرح زير است:
ـ معرفى متون بايسته تصحيح, ترجمه و طرح هاى شايسته پژوهشى;
ـ نقد و معرفى كتاب هاى تحقيقى و تخصصى;
ـ ارائه تحقيقات و تجربيات محققان;
ـ طرح مباحث و نظريه هاى جديد در حوزه فرهنگ و انديشه;
ـ شناساندن مراكز علمى ـ فرهنگى و طرح هاى پژوهشى;
ـ معرفى تازه ترين كتاب ها و مقالات تحقيقى نشريات;
ـ تجليل و ياد از شخصيّت هاى علمى تازه درگذشته.
غير از آنچه برشمرديم, آينه پژوهش ارزشمندى هاى ديگرى هم دارد. يكى آن كه با درج مقالات علمى, در واقع روش تحقيق و مقاله نويسى را به دانشجويان و طلبه جوان مى آموزد و از اين طريق, ضعف قوّه قلم اهل حوزه را كه بسيارى به آن مبتلايند, درمان مى كند! ديگر اين كه آينه سعى كرده ميان حوزه و دانشگاه پل بزند; هر چند توفيق چندانى در اين كار نيافته باشد. همچنين در طراحى, تنوع, صفحه آرايى, زيبايى و جذابيت خود تلاش كرده است.
به طور كلى, مقالات آينه پژوهش, كسالت بار و تكرارى نيست. تعارف و مجامله به آن راه نيافته, شأن و شوكت خود را تا به حال, نشكسته و به انحصار افرادى خاص در نيامده است.
آينه, در عرصه مباحث حوزوى, به خصوص, نقد كتاب جوششى به وجود آورده كه حالت صورى و سفارشى ندارد. به همين سبب, از شفافيت و جلاى خاصى برخوردار است. مى توان گفت كه در زمينه نقد و بررسى كتاب, به ويژه در محدوده حوزه, علمدار و پيشرو است.
آينه, در انعكاس مقالات, متعصب و يك سونگر نيست و به مقولات فرهنگى از منظر تبليغى و مقطعى نمى نگرد و مستقل مى انديشد. استوارى انديشه و روشمندى و نلغزيدنش به اين سو و آن سو, سبب شده تا اهل قلم به آن اقبال كنند و نخبگان حوزه و بعضاً دانشگاهيان در آن مطلب بنويسند.
بى شك, اين سخن سردبيرگرامى آينه پژوهش بجاست كه رونق و تداوم مجله را وابسته به همكارى (قبيله قلم), (فرهيختگان سخت كوش و ارجمند) و (فاضلان ناشناخته) دانسته است; امّا درايت و خبرگى مسئولان مجله را در ويرايش, آراستن و به سامان رساندن مقالات نمى توان ناچيز شمرد و انكار كرد.
سردبير و ياوران آينه پژوهش به لحاظ علمى, ملاّ و صاحب نظرند و تجربيات گران بهايى در زمينه هاى مجلّه گردانى, نقد و نگارش به دست آورده و در هر شماره حرف و حديث نوى را ارائه كرده اند.
سعى آينه برآن بوده با چاپ نقدهاى منطقى و منصفانه ثابت كند كه استمرار و اعتلاى معرفت و دانش, منوط به تداول نقد است و حتى المقدور اجازه نداده, ناقدان پاى از دامنه حقيقت جويى فراتر گذارند.
از نظر دور نيست كه كنار آمدن با سليقه هاى متفاوت, كار ساده اى نيست و آينه با توسّع مشرب, حُسن سلوك و بى ريايى خود, توانسته است نظر صاحبان انديشه و قلم را, از حوزه و دانشگاه, جلب كند و به ميدان همكارى سوق دهد.
خلاصه آن كه انتشار مجله, عشق و دلدادگى , همّت و پشتكار, حوصله و پايدارى مى طلبد و آينه, اين همه را يكجا و به تنهايى دارد.
در پايان, چند پيشنهاد هم دارم كه اگر كرده آيد, به نظرم آينه را دلخواه تر مى كند:
ـ اگر آينه, نشست هايى را درباره موضوعات مختلف برگزار كند و صاحبان انديشه و قلم را گرد هم آورد, تبادل نظر آنان مغتنم خواهد بود.
ـ اگر آينه به حيطه دانشگاه نزديك تر شود و حتى المقدور, موضوعات و كتاب هاى متنوع ترى بتوانند مجال عرضه بيابند, غناى آينه بيشتر مى شود.
ـ اگر مقالات و نقدهايى كه در آينه به چاپ مى رسد, كوتاه و موجزتر شود, گنجايش او افزون تر مى شود و آثار بيشترى مجال چاپ مى يابند. از طرفى مردم روزگار ما با دغدغه هاى گوناگون موجود, حوصله و فرصت خواندن مقالات و نقدهاى طولانى را ندارند.
ـ اگر در ويرايش علمى و ادبى مقالات, دقت و سخت گيرى بيشترى شود, به اتقان و استوارى و شفافيت و زيبايى آينه افزوده مى شود.
ـ اگر آينه, چند صفحه را به گزارش سفرهاى علمى, آثار ذوقى و خودنوشت بزرگان اختصاص دهد, به طورى كه خوانندگان, دَمَكى از كنكاش و تفحّص در بحث هاى علمى و قيل و قال مدرسه اى آسوده گردند, حلاوت و شيرينى آينه را بيشتر مزمزه خواهند كرد.
ـ اگر آينه, در كمند كرشمه آدم هاى محلى, كمتر گرفتار شود, و همچون غزالان كوه و دشت در جغرافياى گسترده ترى يله شود, رادى و آزادگى اش نمايان تر مى گردد.
ـ اگر آينه در پذيرش مقالات, تنها به اعتبار علمى آنها توجه كند و نام و عناوين نويسندگان, او را مفتون و افسون نكند, اعتبار علمى ا ش محفوظ تر خواهند ماند.
ـ اگر آينه, خود را ـ همچنان كه هست ـ از عطاى علمى ـ پژوهشى شدن معاف بدارد و به كابين اصاحب (قيچى) و (چسب) در نيايد, خدارت و عفافش در امان خواهد ماند.
ـ اگر آينه,با استفاده از اينترنت و ساير ابزارهاى اطلاع رسانى, خوانندگان خود, به ويژه اصحاب حجره را از وضعيت تحقيقات اسلامى در ديگر نقاط جهان بيشتر آگاه كند, جذّاب و خواستى تر خواهد شد.
ـ اگر شمارگان آينه, بيشتر و نحوه پخش آن گسترده گردد و سهل تر در دسترس مشتاقان قرار گيرد, خواهندگان بيشترى از آن بهره خواهند برد.
بيش ار اين مصدّع نمى شوم و از درگاه خداوند براى سياست گذاران و ياران فاضل و زحمتكش آينه, تندرستى, كاميارى و بهروزى را خواهانم. استوارى و راستكارى آينه قابل تمجيد و تقدير است, اما چنانچه قدر و قيمتش, حتى در ميان اهل حوزه, چنان كه بايد و شايد, شناخته نگردد و يا بى هنران, چشم انصاف فروبسته, تماماً نظر به عيب كنند, ياران آينه نبايد كه رنجيده خاطر و دلگير شوند و از ادامه راه بازمانند; زيرا پاداش آنان در پيشگاه خداوند ضايع نمى ماند; همچنان كه ابوالقاسم قشيرى در حق حسين بن منصور گفت: (اگر مقبول بود, به ردِّ خلق مردود نگردد و اگر مردود بود, به قبول خلق, مقبول نگردد6).پي نوشت ها: 1. اين غزل حافظ, عريضه پايمردى و شفاعتى است در حق قوام الدين محمد صاحب عيار, وزير شاه شجاع كه در سال 764 هجرى به امر شاه شجاع به قتل رسيده است. حافظ در اين غزل وفا و حُسن خلق و ملاحت صاحب عيار را وصف مى كند و به پادشاه اشاره مى كند كه وى بهترين محرم راز و يار يك جهت حق گزار اوست. ر.ك: بهروز ثروتيان, شرح غزليات حافظ, تهران, انتشارات پويندگان دانشگاه, 1380, دفتر دوم, ص 1619. 2. اشاره به اين مطلع غزل حافظ است: عيشم مدام است از لعل دلخواه كام به كام است الحمدالله 3. برگرفته از اين بيت حافظ است: جاى آن است كه خون موج زند در دل لعل زين تغابن كه خزف مى شكند بازارش 4. ر.ك: آينه پژوهش, شماره 101, سال هفدهم, شماره پنجم, آذر ـ دى 1385, ص 2(سرمقاله). 5. مردم روغن [كنجد] را در شيشه ها, روشن و زلال مى بينند, ليكن نمى توانند چه بر سر كنجد [بيچاره] آمده است. 6.ر.ك: فريدالدين عطار نيشابورى, تذكرة الاولياء, به تصحيح محمد استعلامى, تهران, انتشارات زوّار, 1364ش, ص 583 و 584.