دوشنبه, 10 مرداد 1379
 
128
 
 

نكاتى در مورد نسخه هاى كرامى مدفون در حرم رضوى
سيرجانى رحمت



در يكى از مراحل بازسازى حرم مطهر رضوى, صندوقچه اى پيدا شد كه حاوى چند نسخه خطى بود.1 اهميت اين نسخه هاى خطى, همان گونه كه خواهد آمد, در تعلق آنها به يكى از مدارس فرقه كراميه نيشابور مى باشد.2 فرقه كراميه, پيروان ابوعبداللّه محمد بن كرام (م 255) عابد و زاهد حنفى مذهب است. اين فرقه روزگارى دراز در خراسان به حيات خود ادامه داد و در منابع از حيات اين فرقه تا اوايل قرن هشتم, مقارن با يورش مغول آگاهى هاى در دست است.3 حنفيان از نظر كلامى به چند دسته تقسيم مى شوند: نخست حنفيان ماتريدى كه به نام مشهورترين فقيه ماتريدى, ابومنصور ماتريدى شناخته مى شوند. دوم حنفيان معتزلى, سوم حنفيان اهل حديث كه در حقيقت كراميان در اين دسته قرار مى گيرند. بر خلاف اهل حديث در بغداد و شافعيان در خراسان, كراميان به علوم قرآنى توجه داشته اند و آثار به جا مانده و شناخته شده از اين فرقه در حال حاضر در اين حوزه مى باشد.4 با اين مقدمه كوتاه به بررسى كوتاهى در مورد نسخ يافت شده در حرم رضوى مى پردازيم. صحيفه سجاديه
صحيفه سجاديه كه مشتمل بر دعاهاى منسوب به سيد ساجدين امام على بن الحسين(ع) است, يكى از كتاب هاى مورد توجه شيعيان در طول تاريخ مى باشد. با وجودى كه منابع, كراميان را معاندان سر سخت اهل بيت معرفى مى كنند,5 يكى از نسخه هاى يافت شده, صحيفه سجاديه اى مى باشد كه وقف يكى از مدارس كراميه در نيشابور بوده است.6 در آغاز نسخه آمده است: و جاء فى ظهرة الورقة الاولى من الصحيفة, كتاب فى الدعوات من قبل على بن الحسين جد جعفر بن محمد الصادق بن على رحمة اللّه عليه و يسمى الكامل لحسن ما فيه من الدعوات و الاصل (النسخه؟) لابى الحسن بن ابراهيم بن محمد الزامى الهيصمى اسعداللّه ….7 لقب هيصمى وى را مرتبط با يكى از خاندان مشهور كراميه نيشابور, يعنى خاندان هياصمه نشان مى دهد.8 شرح حال وى در كتب تراجم موجود يافت نشد, اما شرح حال فرزند وى يعنى اسماعيل بن الحسن بن ابراهيم, ابو القاسم الاديب الهيصمى موجود است و كاملاً مويد كرامى بودن او مى باشد و از وى به عنوان يكى از اصحاب ابوعبداللّه (محمد بن كرام) ياد شده است.9 بعدها نسخه به دست فقيه كرامى ديگر يعنى ابوعبداللّه احمد بن عمر مشهور به زاهد الاندرابى افتاد10 و او نسخه را وقف مدرسه شيخ خود حامد بن احمد بن جعفر در نيشابور نمود.11 تمام نسخه و چند كتاب ديگر در سال 429 در همين مدرسه كرامى نيشابور از آغاز تا انتها بر جمعى از علماى كراميه قرائت شده است. عبارت واقف نسخه ها يعنى اندرابى, چنين است:
وقفه الاستاذ الامام ابوعبداللّه احمد بن عمر الزاهد (الاندرابى) على مدرسة شيخه الامام حامد بن احمد (بن جعفر بن بسطام) بباب غرره و التوليته لعمر بن محمد (بن حسن) الحامدى.12
از علمايى كه اين كتاب ها نزد آنان قرائت شده است, مى توان به برادر اندرابى, ابوالقاسم عبداللّه بن احمد الاندرابى, حامد بن جعفر و ابومحمد المظفر بن سعيد المحمد آباذى اشاره كرد.13 نسخه ديگرى در اين مجموعه به (رسالة فى التذكير و التأنيث) وجود دارد كه كاتب آن ابوعلى حسن بن ابراهيم معرفى شده است; گرچه در مورد اين كه مولف كتاب چه كسى مى باشد, در فهرست آستان قدس سخنى گفته نشده است. فى قوارع القرآن
يكى ديگر از نسخه هاى اين مجموعه كتابى با عنوان (فى قوارع القرآن) نوشته ابو عمرو محمد بن يحيى (م427) مى باشد.14 به رغم كوتاهى و اختصار, اين اثر به دليل استفاده آن از منابع مهمى كه اينك در دسترس نمى باشد, از اهميت خاصى برخوردار است. ابوعمرو بن يحيى روابط نزديكى با كرّاميان داشته است. وى مدتى مُسْتَملى واعظ مشهور كرامى محمد بن اسحاق بن محمشاذ (م 421) در شط الوادى بوده است.15 همچنين مطالبى را نزد فقيه كرامى محمد بن اسماعيل بن محمد بن ابراهيم بن الموذن المكفوف مشهور به ابوبكر الفراء (م 415) خوانده است.16 فقيه مشهور كرامى عبداللّه بن محمد بن الهيصم (م 467) از وى سماع حديث نموده است.17 چند كتاب كرامى در اين اثر ذكر شده است: نخست كتاب المذهب نوشته ابوعبداللّه محمد بن كرام 18, دوم كتاب عبادة يوم و ليله نوشته احمد بن محمد بن يحيى السلمى الدهان 19 و دو كتاب به نام هاى فضائل قرآن و دعوات كه هر دو نوشته ابوسعيد احمد بن محمد بن ابراهيم مى باشد و گويا ابوعمرو هر دو اثر را نزد فرزند وى, يعنى ابوبكر الفراء سماع كرده است.20 نقل قول ها از ابوسعيد فراوان است. گرچه اين احتمال بعيد نيست كه فضائل قرآن, بابى از كتاب دعوات او باشد; در اين صورت ما با يك كتاب روبرو هستيم. جرء فيه آيات الرُقية و الحرز
اين رساله كوتاه در آخر كتاب فى قوارع القرآن چاپ شده است.21 برخى روايات از ابومحمد حامد بن احمد طحيرى نقل شده است. فضائل شهر رجب
اين رساله در آخر كتاب شواهد التنزيل, نوشته حاكم حسكانى به چاپ رسيده است.22 رساله اى است كوتاه در مورد فضائل اعمال ماه رجب كه حاكم حسكانى آن را به خواهش حامد بن جعفر نگاشته است.
با مشخص شدن اهميت اين نسخه ها جاى آن دارد تا اگر اطلاعات ديگرى در مورد اين مجموعه وجود دارد, متصديان محترم كتابخانه آستان قدس رضوى يا افراد مطلع ديگر آنها را جهت اطلاع محققان منتشر كنند.پى نوشت ها: 1. ر.ك: فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى, جلد يازدهم, نوشته آقاى ولايى, ص671 ـ 675. 2. در مورد كراميه بنگريد به تحقيق مفصل ژوزف فان اس در: مجله معارف, دوره نهم, شماره 1, سال 1371, مقاله (متونى درباره كراميه) ترجمه احمد شفيعى ها. همچنين برخى نكات پراكنده ديگر كه از نظر فان اس به دور مانده است توسط راقم همين سطور در مقاله اى با عنوان (پژوهشى در مورد كراميه) در مجله هفت آسمان, شماره دوم, سال 1378 به چاپ رسيده است. 3. مقدمات كتاب التعليم, مسعود بن شيبه بن الحسين السندى, تحقيق: محمد عبدالرشيد النعمانى, حيدرآباد, 1384, ص 205. 4. يكى از مهم ترين اين آثار كتاب المبانى لنظم المعانى, نوشته فقيه كرامى ابومحمد احمد بن محمد بن على عاصمى (زنده به سال 425) مى باشد. آنچه كه امروز از اين تفسير در دست داريم تنها يك مقدمه و تفسير قرآن تا سوره احزاب است. مقدمه اين كتاب را آرتور جفرى تصحيح كرده و به چاپ رسانده است. اين كتاب همچنين بخش هاى از يك تفسير كرامى ديگر به نام (فيه ما فيه) نوشته فقيه كرامى ابوسهل محمد بن محمد بن على الطالقانى الانمارى را در بر دارد. بنگريد به: مقدمتان فى علوم القرآن, قاهره 1954, ص 8, 10, 12, 13 ـ 16, 17, 20, 22, 49, 51, 53, 235, 240, 245. 5. به عنوان مثال بنگريد به: ترجمه سواد الاعظم, ص 188 و مقاله( پژوهشى در مورد كراميه), ص125 ـ 126, فان اس, همان, ص 47. سيد مرتضى نيز در عبارتى كلى به اهل خراسان اشاره كرده و آنها را به معروف بودن انحراف از اهل بيت ياد مى كند. بنگريد به: رسائل الشريف المرتضى, ج2 ص 253. گرچه از منابع موجود اين گونه بر مى آيد كه مسئله ناشى از انكار برخى فضائل است و اِلاّ كراميه همانند ديگر اهل سنت نسبت به اهل بيت ارادتمند بوده اند. 6. در مورد مدارس كراميه نيشابور از وجود سه مدرسه ديگر اطلاع داريم. بنگريد به: منتخب من السياق, تلخيص صريفينى, رقم هاى 165, 846 و منتخب من السياق. (تلخيصْ توسط فردى نامشخص است كه توسط آقاى محمدكاظم محمودى, به زودى به چاپ خواهد رسيد, رقم 1856. با تشكر از آقاى محمودى كه امكان استفاده از متن تصحيح شده را براى اين جانب فراهم آوردند). 7. صحيفه سجاديه, تصحيح آقاى كاظم مدير شانه چى, 1371, ص 40. كتابت نسخه در سال 416 توسط خود الهيصمى مى باشد. 8. در مورد اين خاندان بنگريد به: فان اس, پيشين, ص 74 ـ 83. 9. منتخب من السياق, رقم 337. همچنين بنگريد به: فان اس, پيشين, ص 76. 10. وى يكى از فقهاى كرامى نيشابور است. از وى كتابى به نام الايضاح بر جاى مانده است كه در علوم قرآنى مى باشد. بر اساس يگانه نسخه خطى (قراءات القراء المعروفين, تحقيق احمد نصيف الجنابى, الرساله, بيروت, 1405, بر اساس نسخه خطى دارالكتب, كتب خانسى, استانبول, رقم A,Y 1350) بخشى به عنوان قراة القراء المعروفين به چاپ رسيده است. وى در سال 470 درگذشت و ابوبكر بن حامد بر وى نماز گزارد و در مقبره باب معمر دفن گرديد. 11. حامد بن احمد بن جعفر بن بسطام, ابومحمد طحيرى, از كبار اصحاب ابوعبداللّه محمد بن كرام مى باشد. وى همنشين فقيه برجسته كرامى مهدى بن محمد بود. ر.ك: منتخب من السياق, رقم 638. 12.ر.ك: مقدمه آقاى شانه چى بر صحيفه سجاديه, ص 41. در مورد حامدى مى توان گفت كه وى نيز يكى از فقهاى كرامى نيشابور مى باشد و در علم قرائت فرد برجسته اى بوده است. وى در سال 510 درگذشت و در مقبره باب معمر دفن گرديد. ر.ك: منتخب من السياق, رقم 1231. 13. در مورد محمد آباذى, صريفينى نوشته است: وى از اصحاب ابوعبداللّه محمد بن كرام مى باشد و از طرف مادر از اقوام فاطمه دختر دقاق مى باشد. ر.ك: منتخب من السياق, رقم 1522. 14. اين كتاب توسط آقاى قاسم نورى تصحيح و توسط انتشارات آستان قدس رضوى به چاپ رسيده است. 15. منتخب من السياق, رقم 13. 16. همان, رقم 19. 17. همان, رقم 950. 18. حديثى نقل شده است و بعد از آن اشاره شده است كه تمام متن حديث به عينه در كتاب المذهب نوشته ابوعبداللّه ياد شده است. مصحح محترم ابوعبداللّه را به اشتباه ابوعبداللّه ابن البيع حاكم نيشابورى معرفى كرده اند. در مورد متن نقل شده بنگريد به: فى قوارع القرآن, ص 55. 19. در مورد اين فقيه كرامى با توجه به اسناد متون حديثى موجود كرامى مى توان گفت كه وى از شاگردان ابن كرام بوده است. ر.ك: مقاله (پژوهشى در مورد كراميه), ص 136. عبارت نقل شده از كتاب وى در قوارع, ص 59, 64. 20. خرج له ابوعمرو بن يحيى أجزاء, قرئ عليه. منتخب من السياق, رقم 19. 21. ص 96 ـ 107. 22. شواهد التنزيل, ج2 ص 493 ـ 511.