دوشنبه, 10 مهر 1374
 
128
 
 

كتابشناسى توصيفى سيّد حميرى و شعرش
صحتى سردرودى محمد

ابوهاشم سيّد اسماعيل حميرى (م105ق. عمّان ـ 173ق. رميله بغداد) از شاعرانِ انگشت شمارى است كه مورد تأييد و لطف و التفات امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بود و عنوان (سيّد) را نيز در پيشوند نامش از لطف حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ دارد. آن حضرت روزى به وى فرمود:
(سمّتك اُمّك سيّداً، وفّقت فى ذلك، انت سيّد الشعراء)1
وگرنه سيّد حميرى نه تنها از هيچ يك از شاخه هاى شجره طيّبه و سلسله سادات نيست، كه از پدر و مادرى ناصبى و خارجى مذهب به دنيا آمده و نمونه بارزى است از مصاديق آيه كريمه انّ اللّه… يخرج الحيّ من الميّت…2
سيّد حميرى تنديس تولّى و تبرّى بود و درست به همين جهت شريعه شعرش هميشه جوشان و زلال بوده، مى رود كه چون فراتِ فضيلتى تا فراسوى فرداها نيز جارى باشد. با اينكه بيش از سيزده قرن از تاريخ حياتش مى گذرد، هنوز هم تبسّم سبزِ شعرش همچنان گيرا و جذّاب، منظر اهل نظر است؛ تا آنجا كه كمتر كتابى در علم عقايد و كلام مى توان يافت كه در باب امامت و ولايت، نامى از سيّد و يا شعرى از اشعار مستندش نياورد، چراكه مشكل مى شود حديث يا روايتى در اين باب پيدا كرد كه سيّد معنا و مفهوم آن را به تسبيح شعر نكشيده باشد. همين است كه سيّد را به (ناظم الاخبار والاحاديث) مشهور كرده و به او عنوان (شاعر العقيده) بخشيده است.
از سيّد سخن گفتن و حديث حيات او را به روايت نشستن بسى بيشتر از اين مقال، مجال مى طلبد. ما تنها قصد آن داريم كه فهرستى از آثارى كه درباره سيّد و شعرش، پرداخته شده، فراروى خواننده بگذاريم، باشد كه پژوهشگرانِ ادب شيعى را رهيار باشد و كارساز گردد.
در مقدمه تذكر چند نكته خالى از لطف نمى نمايد:
الف. تنها از كتابهايى نام برده مى شود كه محور اصلى آنها سيّد و شعر اوست وگرنه كتابها و مجموعه هايى كه به طور ضمنى از سيّد و شعرش سحن گفته و بخشى را ويژه او ساخته اند ،بيشتر از اين است كه در مجال تنگ اين مقاله گنجانده شود؛ همان گونه كه از مقالاتِ نوشته شده در برخى مجلاّت و نشريّات نيز چشم پوشى شده است.
ب. تا آنجا كه امكان داشت تاريخ تدوين و تأليف كتابها در اين فهرست لحاظ شده و به ترتيب تاريخى پيش رفته ايم.
ج. اين نوشتار در دو بخش جداگانه و به ترتيب زير است:
بخش اوّل؛ شامل اخبار سيّد است كه حديث حيات و عقيده او را دربر مى گيرد و شمار كتابهايى كه در اين بخش نام برده مى شوند به سيزده كتاب مى رسد و بيشتر با نامِ (اخبار السيّد الحميرى) نوشته شده اند.
بخش دوم ويژه شعر سيّد بوده كه بيش از چهل كتاب را شامل مى شود و خود به چهار بخش تقسيم مى شود: 1ـ ديوان سيّد. 2ـ شرحهاى قصيده يائيّه كه شاهكار سيّد شمرده مى شود؛ 3ـ شرحهاى قصيده عينيّه كه بيشترين كتاب را به خود تخصيص داده است؛ 4ـ ترجمه و تخميس اين دو قصيده. بخش اوّل ـ زندگينامه ها و اخبار سيّد
1ـ اخبار السيّد الحميرى، ابواحمد عبدالعزيز جَلوَدى بصرى (م302ق).3
2ـ اخبار السيّد الحميرى، اسحاق بن محمّد نَخَعى (م ح332ق). وى از فرزندان برادرِ مالك اشتر بوده و گاهى نيز (ابويعقوب احمر) خوانده مى شود.4
3ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوبكر محمّد بن يحيى كاتب صولى شطرنجى (م335ق).5
4ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوبشر احمد بن ابراهيم عَمّى بصرى (م350ق)، مورّخ و متكلّم و فقيه و از شاگردان ابواحمد جلودى است كه نجاشى به دو واسطه از او روايت مى كند. رجال نويسان او را توثيق كرده و سيزده كتاب از كتابهايش را نام برده اند كه از آن ميان دو كتاب درباره سيّد و شعر اوست.6
5 ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوعبدالله محمّد بن عمران مرزبانى خراسانى (م384ق) همو كه محدّث قمى در حق وى مى نويسد: (گفتارش راست و شناختش به روايتها گسترده بود….)7
از اين بزرگوار بيش از پنجاه كتاب نام برده شده است كه برخى چون معجم الشعراء واخبار الشعراء الشيعه واخبار السيّد الحميرى معروف و مشهورند.
اين كتاب با تحقيق محمّد هادى امينى، به سال 1385ق. در نجف چاپ شده بود كه در سال 1388ق همراه با (اخبار الشعراء الشيعه) تجديد چاپ شد و بارها پس از آن نيز تجديد چاپ شده است.
6 ـ اخبار السيّد الحميرى، احمد بن محمّد جوهرى، معروف به ابوعبداللّه جوهرى (م401ق).
مرحوم ابن شهرآشوب علاوه بر اين كتاب، نزديك به پانزده كتاب ديگر نيز از جوهرى نام برده است.8
7ـ اخبار السيّد الحميرى، شيخ ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد، معروف به (ابن حاشر) و (ابن عبدون) (م423ق)، ايشان از مشايخ نجاشى و شيخ طوسى و نويسنده كتابهايى چون: (تاريخ)، (تفسير خطبه فاطمة الزهراء)، (عمل الجمعه) و(كتاب الحديثين المختلفين) است.9
8 ـ اخبار السيّد الحميرى، صالح بن محمّد صرامى، استاد ابوالحسن جندى از اساتيد مرحوم نجاشى است كه از او كتاب ديگرى با نام (تاريخ الائمة ـ عليهم السلام ـ) نام برده شده است.10
9ـ اخبار السيّد الحميرى، اسحاق بن عبدالله.11 از ايشان اثرى در كتابها نيافتيم جز اينكه همين كتاب به او نسبت داده شده است و احتمال اينكه با اسحاق بن محمّد نخعى اشتباه شده باشد، بعيد نيست.
10ـ اخبار السيّد وشعره، شيخ كاظم بن شيخ باقر مظفّر.12
11ـ اخبار السيّد وشعره، شيخ على خاقانى، صاحب مجلّه البيان.13
12ـ شاعر العقيدة، سيّد محمّدتقى حكيم، اين اثر توسط دارالحديث در نجف چاپ شده است.
13ـ اخبار و شرح حال سيّد حميرى، نوشته مستشرق فرانسوى بربيه در مينار، كه در پاريس چاپ شده است.14
14ـ سيّد حميرى سالار شاعران، محمّد صحتى سردرودى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ اوّل، 1373ش. بخش دوّم ـ شعر سيّد
الف ـ ديوان سيّد
نويسندگان، پانزده نفر از معاصران سيّد حميرى را با عنوان (حافظان شعر سيّد) نام برده و از بسياريِ شعرش با اعجاب و شگفتى ياد كرده اند كه شگفت آورتر از همه گزارش زير است:
(روزى در بغداد حمّالى را ديدند كه بار سنگينى را به زحمت حمل مى كند؛
پرسيّدند: اين بار سنگين چيست كه مى برى؟ جواب داد: ميميّاتِ سيّد حميرى است. (تنها آن شعرها كه با حرف ميم تمام مى شوند)!)15
با اين حال امروزه تنها از وجود چند نسخه خطى از ديوان سيّد در كتابخانه ها خبر مى دهند:
15ـ نسخه اى در يكى از كتابخانه هاى يمن.
16ـ نسخه اى ديگر در كتابخانه تاريخى دمشق، موسوم به المكتبة الظاهريّه و….16
17ـ ديوان السيّد الحميرى.
گويا تنها يك بار مجموعه اى از برخى شعرهاى سيّد با نام (ديوان السيّد الحميرى) گردآوردى و چاپ شده است.

اين مجموعه كه در واقع پياله اى از شريعه شعر سيّد را دربر دارد، توسط شاگرد هادى شكر جمع آورى و تحقيق و با مقدمه اى در شرح حال سيّد حميرى به قلم سيّد محمّد تقى حكيم در دارالمكتبة الحياة بيروت و بدون تاريخ چاپ شده است.
ناگفته نماند كه بعضى از قصايد معروف سيّد، خيلى پيش از اين در ضمن برخى كتابها بارها و بارها چاپ شده بود كه ما تنها پنج چاپ از چاپهاى قصيده عينيّه را نام مى بريم:
18/1ـ به ضميمه كتاب (اللهوف على قتلى الطفوف)، سال 1271ق در تهران، چاپ سنگى.
19/2ـ در حاشيه كتاب ليلى و مجنون، سال 1297ق در بمبى به صورت سنگى.
20/3ـ در ضمن مجموعه اى به سال 1304ق.
21/4ـ در حاشيه كتاب السامى فى الاسامى، در تهران به صورت سنگى.
22/5ـ در آخر جلد عاشر بحارالانوار چاپ قديم و سنگى كه همراه است با ترجمه منظومى از قصيده.17 ب ـ شرحهاى قصيده بائيّه
اين قصيده كه به قصيده ذهبيّه (چكامه طلايى) شهرت يافته است، به وسيله برخى از انديشمندان بزرگ شيعى شرح و تفسير شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
23/1ـ شرح قصيدة الذهبيّه، از سيّد شريف مرتضى علم الهدى (م436ق).
اين كتاب كه توسط ميرزا محمودخان تبريزى، در سال 1313ق در مصر چاپ شده بود بتازگى نيز در ضمن جلد چهارم از مجموعه رسائل شريف المرتضى از طرف دارالقرآن الكريم قم تجديد چاپ شده است. بزرگ اديب شيعى علاّمه سيّد مرتضى علم الهدى در اين كتاب صدوهفده بيت از قصيده ذهبيّه را شرح كرده و در خاتمه نيز مختصرى از اخبار سيّد را آورده است.18
24/2ـ شرح قصيدة الحميرى البائيّه، از علاّمه نسّابه حافظ اشرف بن اغرّ علوى مشهور به تاج العلى حسينى (م482ق رميله ـ 610ق حلب).19
25/3ـ شرح قصيده بائيّه، از محمّد بن حسين، شيخ بهائى كه در سال 1313ق چاپ شده است.20
26/4ـ شرح قصيدة الذهبيّه، از سيّد محسن امين عاملى نويسنده اعيان الشيعه.21 ج ـ شرحهاى قصيده عينيّه
بيشترين كتابها را در اين باب شرحهاى قصيده عينيّه تشكيل مى دهد، چراكه بنا بر بعضى روايتها ائمّه معصومين(ع) از اين قصيده به بزرگى نام برده و تجليل كرده اند.22
27ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ حسين بن شيخ جمال الدين خوانسارى (م1099ق).
28ـ التحفة الاحمديّه در شرح قصيده عينيّه، از ملامحمّد قاسم هزارجريبى (م ح 1112ق).23
29ـ اللئالى العبقريّه، از فاضل هندى (م1062ـ1135ق).24
30ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد محمّد عبّاس موسوى (م1306ق).25
31ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از مصطفى بن حاج محمّد يزدى از علماى قرن سيزدهم هجرى.
از اين شرح كه به زبان فارسى و در سال 1255ق نوشته شده نسخه اى به شماره 1116 در كتابخانه مجلس شوراى ملّى موجود است.26
32ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ حسن بن محمّد اردكانى (م1315ق) استادِ آيت اللّه سيّد محمّد كاظم يزدى در ادبيّات.
33ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد على اكبر رضوى برقعى (م1317ق) به زبان فارسى.
34ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ بخش على يزدى حائرى (م1320ق).
35ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ على خوئى (م1350ق).
36ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد انور حسين (م ح1350ق) كه به زبان اردو چاپ شده است.
37ـ شرح قصيده عينيّه، از محمّدرضا قراجه داغى، چاپ تبريز، 1301ق.
38ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّدحسين قزوينى معروف به درباغى.
39ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّدصالح برغانى (م1271ق).
40ـ شرح قصيده عينيّه، از ميرزا على خان گلپايگانى از شاگردان علاّمه مجلسى.
41ـ شرح قصيده عينيّه، از ميرزا فضل على ايروانى تبريزى (م ح1330ق).27
42ـ شرح قصيده عينيّه، از آقا كمال فسوى.
43ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّد قمى.
44ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد مرتضى حسينى.
45ـ تحفة الاحبّاء، در شرح قصيده عينيّه سيّد الشعراء، از حاج ملاّ على واعظ خيابانى تبريزى نويسنده (علماء معاصر).28
46ـ شرح قصيده عينيّه، از آيت اللّه حاج ميرزا محمّد قمى معروف به (ارباب) از شاگردان محدّث نورى طبرسى.29
47ـ موجّه الكوثرى در شرح قصيده حميرى، از سيّد محمّد نقوى نصيرآبادى، چاپ لكهنوى هند، 1267ق.
48ـ رياض الجنان، شرح و ترجمه قصيده عينيّه به زبان فارسى و به صورت منظوم، از شيخ محمّد حسن نجفى متخلّص به غائبى از شاگردان شيخ عباس قمى. در اين كتاب علاوه بر قصيده عينيّه، برخى ديگر از اشعار سيّد نيز ترجمه شده است. از انتشارات كتابفروشى اسلاميّه، تهران، بى تا.
49ـ شرح قصيده الحميرى العينيّه، از شيخ محمّد باقر بيدگلى كاشانى، كه به زبان عربى و مختصر است.
50ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از محمّد قاسم استرآبادى، كه مختصر و فارسى است.
51ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از ابن حسام حسامى مشهور به زيب العلماء، كه شرحى است مفصّل و در تاريخ 1313ش نوشته شده است. نويسنده پس از هر بيت نخست گفته هاى استادش سيّد جعفر كشفيِ دارابى را به فارسى ترجمه كرده سپس به شرح و تفصيل قصيده پرداخته است.30
52ـ شرح قصيدة الحميرى العينيّه، از اين شرح كه شارحش ناشناخته مانده و به زبان عربى است، نسخه اى در فيض آباد و در كتابخانه راجه آن شهر، نگهدارى مى شود.31 د ـ ترجمه و تخميس ها
53ـ ترجمه قصيده عينيّه، از حاج ميرزا على قلى ناصح آذرشهرى، چاپ دوم، تبريز 1381ق.
54ـ تخميس قصيده بائيّه، از شيخ حسن بن مجلى خطّى، از علماى سده سيزدهم، كه با تحقيق عمران القطيفى سال 1968م در نجف چاپ شده است.32
55ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حسن بن مجلى خطّى فوق الذكر.
56ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حُرّ عاملى صاحب وسائل الشيعه.
57ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ عبدالغنى نوه شيخ حُرّ عاملى.
58ـ تخميس قصيده عينيّه، از سيّد على نقى نقوى هندى.33
59ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حسين فرزند على بن محمّد كه نسبت به شيخ محمّد بهاءالدين عاملى يعنى شيخ بهائى مى برد.34
60ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ عبداللّه وائل معروف به صائع. از اين شاعر شيعى علاوه بر تخميس، تشطير همين قصيده نيز در دست است.35
61ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ محمّد الصحاف احسائى (م1313ق).36
62ـ شعر السيّد الحميرى، از ابوبشر احمد بن ابراهيم بصرى (م350ق). اين كتاب غير از (اخبار السيّد الحميرى) (از همين مؤلف) است.37

 

پاورقي :
1. الغدير، ج2، ص232، به نقل از رجال كشى(ره).
2. قرآن كريم، سوره انعام، آيه95.
3. علاّمه حلّى در حق او مى نويسد: …ثقه و امامى مذهب و محدّث بزرگ بصره بود. بنگريد: رجال العلامة الحلّى، ص116، از منشورات الرضى، قم.
4. كشف الاستار عن وجه الكتب والاسفار، صفائى خوانسارى، ج1، ص113، چاپ مؤسسه آل البيت؛ قاموس الرّجال، محقق شوشترى، ج1، ص775 ـ 781.
5. كشف الاستار، ج2، ص189ـ192.
6. پيشين، ج1، ص50؛ معالم العلماء، ابن شهر آشوب، ص18، چاپ نجف، 1380ق؛ دائرةالمعارف تشيّع، ج1، ص381.
7.تحفةالاحباب، ص257، چاپ اوّل، تهران، 1370ش.
8. معالم العلماء، ص20؛ كشف الاستار، ج1، ص72ـ74.
9. دائرةالمعارف تشيّع، ج1، ص347، زير مدخل (ابن عبدون).
10. كشف الاستار، ج2، ص222؛ قاموس الرجال، ج5، ص470.
11. معجم رجال الفكر والادب، ص419.
12. همان مدرك.
13. الذريعه الى تصانيف الشيعه، شيخ آقابزرگ تهرانى، ج9، جزء اوّل، ص268.
14. تاريخ التراث العربى، ج2، جزء3، ص232، فؤاد سزگين. درخصوص اين سيزده كتاب علاوه بر مدارك فوق مى توانيد مراجعه كنيد به: الذريعه، ج1، ص333ـ335 والغدير، ج2، ص237 و معجم المؤلفين، ج2، ص247.
15.اعيان الشيعه، ج3، ص406، به نقل از طبقات الشعراى ابن معتز.
16. الذريعه، ج9، جزء اول، ص268.
17. معجم ماكتب عن الرسول واهل البيت.
18. رسائل الشريف المرتضى، المجموعة الرابعه، ص51 ـ 139.
19. اعيان الشيعه، ج3، ص460.
20. ديوان السيّد الحميرى، ص83.
21. همان مأخذ.
22. الغدير، ج2، ص223.
23. همان، ج2، ص224.
24. الذريعه، ج14، ص9 به بعد.
25. الغدير، ج2، ص224.
26. فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملّى، ج3، ص497.
27. بهجة الآمال، ج2، ص311، مرحوم ملاعلى عليارى از اين شرح و نويسنده آن به بزرگى نام مى برد.
28. الذريعه، ج14، ص9ـ11.
29. مجلّه نور علم، دوره دوم، شماره چهارم، مقاله نجوم امّت، آيت اللّه ارباب قمى.
30. نسخه هايى از اين سه شرح اخير در كتابخانه آيت اللّه مرعشى به صورت خطّى نگهدارى مى شود.
31. الذريعه، ج14، ص10.
32. تاريخ التراث العربى، ج2، جزء سوم، ص234.
33. الغدير، ج2، ص224ـ225؛ بهجة الآمال، ج2، ص311.
34. مجلّه تراثنا، شماره14، ص151.
35. همان، ص152.
36. همان، ص150ـ162.
37. معالم العلماء، ص18.